خسته ام از زندگی احساس می کنم افسرده شدم  هیچ کار نمی تونم بکنم نه شریک زندگی دارم نه همراهی
احساس می کنم طلاق عاطفی داره توی زندگیم اتفاق می افته فقط سکس شده یه عادت نه درکم میکنه نه ازرش کاریو می دونه نه به خواستم توجه داره فقط منافع خودش و خانوادش  براش مهم، بنظرتون با وجود بچه می شه زندگیم درست بشه البته شوهرم هم میگه می خوام ولی احساس می کنم می خواد دست و پا منو بگیره تا درگیر بشم (البته با شناختی که دارم ازش بعید نیست ) در امدی نداشته باشم و پس اندازمو دو دستی تقدیمش کنم ؟
سر دوراهی موندم؟ خیلی از نظر مالی سو استفاده گر خدایا این چه آدمی بهش می گم منت باباتو سر من نزار من که می دونم پول خودته مثل آدم زندگی کن اگه یه روزی به خودت ثابت بشه که داری گول می زنی خودتو من بدتر از این می کنم باهات بیشتر از این زندگیم جدا می کنم ازت عوض اینکه در ست بشه می گه می خوای پول بابامو پس بدم این شد جواب من به خاطر تحمیل نظرهای خانواده و خودش چقدر آدم خر فرض می کنه دیگه نآمیدم فقط داره خودشو گول میزنه ای خدا ازهر فرصتی استفاده می کنه تا سر من کلاه بذاره هیچ لذتی نبردم از زندگیم فقط بحث مالی براش مهم لذت بچه رو هم می خواد اینجوری کفتم کنه ؟