تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




توی مراسم خواستگاری در مورد چه مواردی صحبت کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیره
آخرین ارسال:nazibala
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

توی مراسم خواستگاری در مورد چه مواردی صحبت کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    با من و مشکلاتم در تالار قبلی آشنا هستید
    اون آقا پسر قراره به خواستگاری ام بیاد و من تصمیم گرفتم بهش اجازه بدم که بیاد و در موردش بیشتر فکر کنم :
    ازتون میخوام راهنماییم کنید که با توجه به گذشته اش که در جریان هستید من چه صحبتهایی باید بکنم؟
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام سمیره خانم

    این صفجه ویژه دانستنی های ازدواج خدمت شما:

    http://mohsenazizi.blogfa.com/post-2617.aspx

    کی قرار شده به خواستگاری تون بیاد؟

    درباره مساله اش خوب فکر کردید؟

    با خانواده و اطرافیان و دوستان مشورتی انجام دادید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='714' dateline='1364293755'
    سلام جناب آقای عزیزی
    ضمن تشکر از زحمتهای فراوانتون

    کی قرار شده به خواستگاری تون بیاد؟
    بعد از زنگ زدنهای مکررش جوابش رو دادم و بهش گفتم باید رسمی اقدام کنه و اینکه باهم بدون اطلاع پدرو مادرمون حرف بزنیم گناه داره و من توبه کردم که گناه نکنم و اون گفت که من وتو با قصدوقرض باهم حرف نمیزنیم قراره ازدواج کنیم و من بهش گفتم بله حرف تو درسته ولی شرعی اش اشکال داره و او گفت حرفت محترمه باشه قبول میکنم که نزنگم و ادامه صحبتهاش گفت قرار این ماه بایم خواستگاری و من گفتم با بابام در میان بذار

    درباره مساله اش خوب فکر کردید؟فکرام رو کردم ولی هنوز جواب قطعی ام مثبت نیست رسما بیاد خواستگاری اگه بابام تحقیق کرد و موردی نداشت وقبولش کرد و خودم باهاش صحبت کردم و موردی نداشت بعد جواب نهایی رو میدم

    با خانواده و اطرافیان و دوستان مشورتی انجام دادید؟
    در مورد گذشته اش فقط یه دونه آبجی دارم که 2سال از من کوچکتر هست و ازدواج کرده میدونه که اون هم میگه: همه چیز بستگی به خودت داره باید بهش اعتماد داشته باشی و اون عشق ومحبتی که بین زن وشوهر باید باشه رو شارژش کنی نه اینکه بعد یه مدتی پشیمون بشی وسردی زندگیت رو از بین ببره
     
    جناب آقای عزیزی میخوام در مورد گذشته اش باهاش صحبت کنم که برای اتمام حجت باشه و لی نمیخوام جوری صحبت کنم که غرورش بشکنه...باید چی بگم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    درباره پاسخ مثبت، به هیچ عنوان بهش اطمینانی ندید و بگید که من هنوز ابهاماتی درباره شما دارم و همچنین نظر خانواده ام برام حائز اهمیت هست.

    خیلی صریح و روشن درباره گذشته اش و اینکه شما رو نگران می کنه صحبت کنید. باید طی جلساتی متوجه بشه که شما واقعا از این بابت نگرانید و این مساله روی پاسخ شما قطعا تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین، بهش بگید که چه تضمینی میتونه به شما بده برای زندگی آینده؟

    همچنین بهش بگید ممکنه نیاز باشه هر دو به مشاوره حضوری برید و در این باره با مشاور مشورت کنید. ایشون رد یان باره هم نباید مخالفتی داشته باشه و این حق مسلم شماست.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام
    ممنون از بابت راهنمایی تون
    باز هم اگه مشکلی داشتم از خدمتتون سوال میکنم..
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='837' dateline='1364385035'
    سلام
    باید کم کم دیگه خودم رو آماده کنم و فکر کنم که معیارهام و خط قرمزهام چی هست
    یه سوالاتی برام پیش آمده که خواستم از حضورتون بپرسم




    1-چه زمانی  مطرح کنم
     شما در بالا فرمودید که طی جلساتی متوجه بشه که بابت گذشته اش نگران هستم منظورتون اینه که در جلسه اولی که برای صحبت کردن میریم بهش چیزی نگم تا چند بار بیان و برن تا خودش از من بپرسه که آیا چیزی نگرانم میکنه که جواب قطعی رو نمیگم یا اینکه همون جلسه اول  بهش بگم که از بابت گذشته ات نگران هستم و به من تضمین بده که انجام نمیدی

    2-چگونه موضوع رو بگم
    آقای عزیزی تا الان بهش اطمینان دادم که بهش شک ندارم و همچنین این که میدونم سراغ کارهای گذشته ات نمیری و اون موضوع رو فراموش شده تلقی کردم
    در مراسم خواستگاری چه جوری موضوع رو مطرح کنم که بهتر جواب بگیرم و به دل خودم هم بشینه

    3-چی اگه بگه تضمین شده میشه تلقی کرد
    در بالا عرض کردید که باید بهم تضمین بده ...اگه چی بگه یا چه جوری بگه متوجه بشم عوض شده

    ممنون

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    میشه لطفا راهنماییم کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خب، باید سعی کنید که فضای منطقی بر جلسه حاکم باشه. اگر خواست فضا رو به سمت احساسی بودن بکشونه شما باید مانع بشید. بهش اینطور بگید که آقای... من قبلا دیدم اینگونه بود که میتونم اعتماد کنم و گذشته رو کاملا به دست فراموشی بسپارم و خودم هم مایل هستم این کار رو انجام بدم، ولی با مشورتی که داشته ام و با دانستن تجارب دیگران، مقداری نظرم دستخوش تغییراتی شده و میخوام که خیلی منطقی شما خودتون رو جای من بگذارید. اگر کسی سابقه اینچنینی داشت حاضر بودید باهاش زندگی کنید؟

    خب، ممکنه در پاسخ بگه که اگر دوستش داشته باشم آره. ولی شما باید بلافاصله بگید که من سوال منطقی پرسیدم و نه احساسی. حالا خود شما بگید که از لحاظ منطقی چگونه میتونید تضمین کنید که اون رفتارها رو دیگه انجام نمیدید؟

    خب کی قرار شده بیان؟

    و اینکه شما چه مباحثی رو به عنوان محور صحبتهاتون میخواین مطرح کنین؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام
    ضمن تشکر از پاسختون
    منظورتون از اینکه گفتید چه مباحثی رو میخوام به عنوان محور صحبتهام بیان کنم اینه که که چه ملاک و معیارهایی دارم ؟

    ملاکهای من در درجه اول اون تضمین و اطمینانی که میخوام بهم بده رو دوست دارم اول بیان کنم... من نمیدونم چه جوری شروع کنم ...
    بعد از اینکه صحبتهام رو شروع کردم و درخواستم رو بیان کردم اگه چه عکس العملی نشون بده نشونه های خوبیه واز طرفی دیگه چه عکس العملی نشانه های خوبی نیست؟

    گاهی اوقات احساس ترس میکنم : احساس ترس برای اینکه خوب نتونم انجامش بدم وتسلیم احساساتم بشم یا از طرفی اونجور باید منظورم رو نرسونم
    آخه من همیشه منظور حرفم رو بد میرسونم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خب، اگر از ابتدا صحبت از اینجایی که گفتید شروع بشه، خب طبیعتا جریان کار تا پایان همینگونه پیش میره و احساسات غلبه پیدا میکنه

    به نظر من بهتر اینه که ملاکهاتون رو فهرست کنید و درباره هر کدام که میشه از ایشون سوال کرد، سوال کنید و اونهایی که نیازمند تحقیق هستند رو به خانواده بسپارید تا در بیارن براتون

    خب به این سادگی ها نمیشه نظر داد که چه عکس العملی نشون میده که ایشون قصدش چیه. ما از درون افراد بی خبریم. شاید به ظاهر کاملا بپذیره و حق رو به شما بده، اما باید بهش بگید که خودش چه تضمینی میتونه بده و این کار ایشونه.

    در حین صحبت هم ملاکهای ایشون رو بپرسید. نگذارید روند صحبت از حالت عادی خارج بشه. میتونید سوالاتتون رو از همین حالا روی کاغذی بنویسید... و اون حرفهایی که میترسید منظورتون رو بد برسونه رو هم تمرین کنید و حتی روی کاغذ بیارید.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •