تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جواب کردن بدون شناخت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mortezadr
آخرین ارسال:mortezadr
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

جواب کردن بدون شناخت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت دوستان محترم
    من به همکلاسیم علاقمند شدم و بعد از 8 ماه تحقیق و پرسجو از دوستان و اطرافیانش {در خانگاه بودن} به این نتیجه رسیدم که ایشون انسان با ایمان و با تقوایی اند و این شد که موضوع را بهش گفتم و بلافاصله خانواده ها را در جریان گذاشتیم م و طی صحبتهایی که با ایشون داشتم فهمیدم که ایشونم به من علاقه دارن و چند بار هم نظر ایشون نسبت به خودم جویا شدم و در تمام موارد مفهوم جوابشون رضایت به ازدواج با من بود و گفتند که شرط ازدواجشون رضایت مادرشون هستش ، بنابراین خانواده من با مادرشون صحبت کردن و بنا شد که تابستان بریم خواستگاری ولی متاسفانه مادرشون بدون دلیل موجهی اجازه خواستگاری را ندادند و من رو بدون هیچ شناختی ردم کردن { انصافا خودم انسان با اخلاقی هستم} و من هم به شدت ناراحت شدم .... حالا از شما دوستان محترم راهنمایی میخوام { البته ما از دو استان مختلف هستیم} ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    خب بدون علت که نمی شه
    حتما دلیلشون همینی هست که می گید ! که هر کدوم از یه استان هستید , و از نظر فرهنگی اختلاف با هم زیاد دارید . (که این موضوع رو نمی شه نادیده گرفت چون بعدا به مشکل خواهید خورد هرچند جزئی)
    با همکلاسیتون بعد رد کردن شما توسط مادرش صحبت کردید ؟ که ببینید چرا مادرشون شما رو رد کردن ؟!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام و ممنونم که جواب میدین
    ویولت عزیز من براشون گفتم که اگه دوری برای شما{دختره} و خانوادش مشکله من مساله خاصی ندارم و میتونم در شهرشون زندگی کنیم . و از دختر خانوم هم پرسیدم ولی متاسفانه ایشونم دلیل منطقی نگفتن .{ به نظرم این موضوع مهم رو باید سربسته ازش رد نشدو صریح بیان می کرند.
    این مبحث فرهنگی مهمه ولی خیلی گسترده و وسیع است نمیشه در یک کلمه گنجوندش . ممکنه دو نفر در یه شهر باشند ولی فرهنگ شان فرق کنه }. و من میدونم که فقط مادر ایشون مخالفا و الباقی خانواده موافق .
    و خانواده هر دو مون مذهبی اند و هم خودمونم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    بنظرم اگر مادرتون براشون امکان هست، با مادرشون بیشتر صحبت کنند و مسئله رو جویا بشن.
    اگر امکانش نیست و خود دختر خانوم شاید از روی خجالت نمی تونن مسئله رو به شما بگن. شما از طریق واسطه ای معتمد و مورد اطمینان (مثل دوستان نزدیکشون)، از ایشون سوال کنین.
    البته منتظر نظر کارشناسی مشاورین همیاری هم باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    با سلام
    می تونید بگید دقیقا چه دلیلی برای رد شما داشتند و دقیقا نظر دختر خانم چی بود؟(عین عبارت رو بنویسید )
    نکته قابل تأمل:
    نظر خانواده دو طرف اگه با مخالفت خود شخص روبرو نشه باید به عنوان:
    1- مخالفت قلبی خود فرد یا
    2- وابستگی فرد
    تلقی بشه که در هر دو صورت به بررسی نیاز داره و باید اطمینان حاصل کنید. 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام و ممنون از اینکه وقت میزارید
    خانم حسینی دلیل مادر ایشون این بود که دختر به غریبه نمی دن و مشکل دارن همین و نظر دخترشون من قبلا چندبار پرسیده بودم تمایل به ازدواج با منو داشتن ولی شرط اصلیشون تائید مادرشون بود. 
    که متاسفانه حتی فرصت معرفی هم ندادن.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    با سلام
    ممنون میشم به چند سؤال من جواب بدین
    1- دلایل دختر خانم برای تأیید شما و تمایل به ازدواج با شما چی بود؟
    2- ملاک ها و دلایلی که برای ازدواج با ایشون مطرح کردید چی بود؟
    3- نظر ایشون در رابطه با ازدواج با غریبه چی بود؟ امکان داره، شخص خاصی رو مدنظر داشته باشند؟
    4- چه کسانی در خانواده ایشون با این وصلت مؤافقند و چرا؟ از کجا متوجه شدید؟
    5- نظر خانواده شما در حال حاضر، بعد از جوابی که اونها دادن چیه؟

    نکته قابل تأمل: در هر رد و تأییدیه ای، دلایل دیگران را جویا بشید تا بتونید احیاناً سوء تفاهمی وجود داشت، اونو حل کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام و عرض ارادت 1-متاسفانه ازشون نپرسیدم . فقط چندباری مطرح کردم و گفتم اگه شما تمایلی ندارید بگین من به نظرتون احترام میزارم و دیگه مزاحمتون نمی شم و ایشون جواب دادن که پسری مثل شما کم پیدا می شو از اینجور حرفا ...2-من طی تحقیقاتی که از دوستان نزدیکش کردم دیدم که ایشون خانوم متدین و مهربون و پاکدامنی اند و بعد با ایشون مستقیم {با اطلاع خانواده ها} صحبت کردم و به این نتیجه رسیدم که ایشون حدودا 85% از ملاکهایی که مدنظرم بوده رو دارند مثل {متدین بودن ، مهربان، خوش برخورد ,حسادت کم{که برام مهمه}،احترام به والدین ، احساس مسئولیت، احساس هم دردی ، قانع بودن و چیزهای دیگر که به نظرم مهم بودن
    3-نظر ایشونو نپرسیدم ولی خودشون که میگفتن کس دیگه ای نیست{البته به یکی از دوستان نزدیکش نه به من}4-من با استفاده از یکی از دوستاش فهمیدم که در خانوادشون فقط مادرشون موافق نبودن ولی دلیل موافقط بقیه اعضای خانوادشونو نمی دونم ولی اینو میدونم که خودشون به دوست صمیمیش می گفتن که اگه من در شهرشون بودم حتما با ازدواج ما موافقت میکردن. میگفتن که اگه مادرشون منو ببینن و از شخصیتم خوششون بیاد موافقت میکنند.5-خانواده من به این گفته امام صادق(ع) ایمان دارند که مرد باید با فرد مورد علاقه خودش ازدواج بکند و الانم اگه اونا اجازه بدن خانوادم هیچ مشکلی ندارن و میرن خواستگاری .ممنون که برام وقت میزارین
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    با سلام
    من جواب تموم سؤالاتم رو دریافت کردم . چون ممکنه دوستان زیادی از بحث های ما استفاده کنند و بعضی ملاحظات اخلاقی که در اتاق مشاوره باید رعایت بشه ، اینجا بازتر برخورد میشه؛ بر خودم لازم میدونم که فعلا جواب رو تو همین تاپیک بنویسم.
    بهتون تبریک میگم که ملاحظات اخلاقی رو رعایت کردین و با منطق مسأله رو دنبال کردید. به نظر میاد این نوع جواب دادن خانواده ایشون به خاطر سن ازدواج و نحوه آشنایی شما با همدیگه باشه(علاوه بر مسأله فرهنگی و مسافتی). متأسفانه، گاه به خاطر بعضی پیشامدها و حوادثی که در روزنامه هم به چشم میخوره؛ ازدواج دانشجویی از این دست، معادل ازدواج خیابانی( با عرض پوزش و جسارت و دور از وجود شما) تلقی میشه که باید سوءظن ها را برطرف کرد. در این مورد نظر ایشون رو پرسیدید؟
    این فرایند و رد کردن از طرف خانواده دختر، طبیعیه که با کنکاش در دوروبرتون به صحت این گفته پی میبرید. البته اگه دختر اولشون باشه تازه موجَه تره.
    خواستتون رو بار دیگه فقط و فقط از طرف خانوادتون بیان کنید و این بار میزان تفاهم شما، دلایل و ملاکهای شما برای ازدواج و دلیل علاقمندیتون و نیز شرط مهاجرت شما به شهرشون بیان بشه و فرصت چند روزه یا چند هفته ای برای تصمیم گیری بهشون بدید. البته مسافرت و دعوت برای دیدار از نزدیک حتی تشریف فرمایی اونها به منزل شما هم مفیده.
    به خانواده ایشون بگید این مشکل که از جانب خانواده ایشون مطرح شده، شما رو قانع نمیکنه و تا جواب قانع کننده نگیرید، از خواستتون عقب نشینی نمی کنید.
    تموم این کارها رو در جهت تلاش برای مؤفقیت در هدفتون بدونید و "هدف شما خوشبختیه" ولی تقدیر رو کسی نمیدونه پس "به نتیجه فکر نکنید به هدف توجه کنید".
    نکته قابل تأمل:  نحوه آشنایی برای شروع هر زندگی، منحصر به فرده و هیچ قانون کلی و ثابتی برای این برخوردها وجود نداره و همه باید این اصل رو بپذیرند و به دیگران هم منتقل کنید. 

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام 
    ممنونم خانم حسینی حتما از راهکارهایی که فرمودین استفاده میکنم. 
    ممنون میشم اگه به این سوال منم جواب بدین.
    من ایشونو واقعا دوست دارم ولی تا صحبتهای مادرشونو مبنی بر اینکه به غریبه دختر نمی ده بهش گفتم بعد از مدتی ازم خواست که فراموشش کنم ولی انصافا ایشون خیلی آدم خوبی اند و من با اینکه به ایشون علاقمند ام  ولی خدایش خیلی جلو احساس مو گرفتم و با عقلم جلو رفتم حالا سوالی که دارم اینه
    تفسیر شما از این جمله چیه؟ آیا فقط به خاطر مادرشون اینطوری گفتن؟
    با این حال من دوباره از طریق خانواده اقدام بکنم؟
    تشکر فراوان از هم دلیتون 
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •