تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شعر عاشقانه از حافظ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:یاشار
آخرین ارسال:یاشار
پاسخ ها 5

شعر عاشقانه از حافظ

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
     منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
     شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
     آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
    هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
     در خرابات بگویید که هشیار کجاست
     آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
     نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست
     هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
     ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست
     بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
     کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست 
    عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
     دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
     ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
     عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست 
    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج 
    فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
     ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
     می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
     سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
    زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم

     طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
     یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
     غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
     رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
     قد برافروز که از سرو کنی آزادم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
     که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
     ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
     مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
     مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
     ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
     دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
     تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا
     همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
     به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
     چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
     دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
     به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز
     که دعای صبحگاهی اثری کند شما را
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دست از طلب ندارم تا کام من برآید

    یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

    بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

     کز آتش درونم دود از کفن برآید

     بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

     بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

     جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش

     نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

     از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

     خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
     از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای
     آرام جان و مونس قلب رمیده‌ای
     از دامن تو دست ندارند عاشقان
     پیراهن صبوری ایشان دریده‌ای
     از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک
     در دلبری به غایت خوبی رسیده‌ای
     منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
     معذور دارمت که تو او را ندیده‌ای
     آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
     بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده‌ای

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •