تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قلبش را ازردم و اعتمادش را نابود کردم .لطفا راهنمایی کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:kiu
آخرین ارسال:Nassim.K
پاسخ ها 6

قلبش را ازردم و اعتمادش را نابود کردم .لطفا راهنمایی کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    9 سال پیش با خانمی اشنا شدم که تا سرحد پرستش من را دوست داشت و سالهای اول آشناییمان دیوانه وار عاشقم بود متاسفانه من همیشه به او شک داشتم و توهم داشتم که شاید با مرد دیگری دوست باشد علیرغم اینکه هرجا میرفت و هرکاری میکرد به من میگفت و حتی 10 دقیقه نمیگذاشت از او بی خبر باشم اما من مدام او را ازار و اذیت میکردم و شکنجه میدادم از کتک زدن گرفته تا فحاشی و ناسزا گویی و تهمت زدن تا اینکه دو سال پیش متاسفانه من پیرو همان توهمات مجهول خودم با یکی از دوستان این خانم که او هم خانم بود رابطه دوستی برقرار کردم و به خیال خودم او را به عنوان جاسوس پذیرفتم تا از کار کسی که من را صادقانه دوست داشت سر در بیاورم و بعد از مدتی هم به فکرم امد که بهتر است کسی را جایگزین همان خانم عاشق خودم نمایم و بر این پایه با یکی از دخترهای همکلاسم در دوره فوق لیسانس دوست شدم و یک روز که من و همان خانمی که واقعا من را دوست داشت از سر کار برمیگشتیم او به من حتی التماس کرد که چند ساعتی کنارش بمانم و با هم حرف بزنیم چون واقعا دلش برایم تنگ شده است اما من به دروغ به او گفتم باید برگردم سرکار در حالی که با همان دختر همکلاسیم قرار داشتم بعد که سر قرار رفتم و همکلاسم را سوار ماشین کردم و مسافتی حرکت کردیم متوجه شدم همان خانم که خیلی من را دوست داشت با ماشین خودش دقیقا کنار ماشین من است و من را با همکلاسم دید با همان احوال هم بعد از اینکه کلی گریه و زاری کرد و من قول دادم از آن دختر جدا شوم متاسفانه بازهم به او دروغ گفتم و جدا نشدم و در یک روز که گوشی موبایلم دستش بود همان دختر همکارش هم زنگ زد و راز خیانت کثیف من کاملا معلوم شد و او باز هم گفت اگر جلوی خودش به هر دوی ان دخترها زنگ بزنم و بگویم اشتباه کرده ام و دیگر نمیخواهم ادامه بدهم من را خواهد بخشید اما من گفتم من با روش خودم آن رابطه ها را تمام میکنم و همین حرف باعث شد تمام اعتماد و عشق او از بین برود .حالا بعد از دوسال از آن ماجراها و اشکار شدن خیانت های من او دیگر اصلا مثل قبل نیست و من به اشتباه فاحش خودم پی برده ام و بارها روزی دو ساعت که حرف میزنم برایش میگویم که قبول دارم اشتباه کرده ام و مقصر هستم اما الان واقعا به این نتیجه رسیده ام که واقعا از ته قلب دوستش دارم و بدون او اصلا حال و روز خوبی ندارم حتی غذا هم نمیتوانم بخورم.طی این یکسال اخیر خیلی نسبت به من بی اعتنا شده است اصلا برایش مهم نیست چکار میکنم و کجا میروم .روزی حداکثر یکبار با من حرف میزند و جواب پیامک هایم را اصلا نمیدهد و فقط میگوید دیگر حوصله قبل را ندارد اما دوستم دارد.مدام رفتارهای گذشته من را تداعی میکند و یادآوری میکند .هرکاری توانسته ام کرده ام که اعتمادش را جلب کنم و عشقش را برگردانم اما هیچ تاثیری نداشته است واقعا درمانده شده ام . و جدیدا هم باز شک کرده ام شاید دلیل این دلسردی و دوری کردنش این باشد با مرد دیگری اشنا شده باشد.در محل کارش با مردی نسبتا همسن خودش همکار شده است که آن مرد رییس اوست و وجود ان مرد و کارها و حمایت هایی که از آن خانم میکند برای من کابوس شده است و این یک ماه اخیر بازهم من با او دعوا میکنم و میگویم با آن رییست دوست شده ایی و او میگوید نه اشتباه میکنی .اما فکر اینکه م نبه او خیانت کردم و حالا شاید او جبران نماید ازارم میدهد.

    لطفا راهنماییم کنید
    چگونه مثل قبل او را عاشق خودم کنم؟
    چگونه اعتمادش را بازسازی کنم؟
    چگونه و چه کار یانجام دهم برایش مهم باشم و باز هم مثل قبل سراغم را بگیرد و نگرانم باشد؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز این ارتباطاتی که با دوستی آغاز میشود هر چند که به نیت ازدواج باشد اگر که با رسم و روسومات ازدواج جلو نرود همین سرنوشت شما در انتظارش خواهد بود . دوستی یک روز به پایان خواهد رسید.

    شک و بدبینی یکی از نتایج این ارتباطات هست  و متاسفانه در هر فردی اگر وارد این ارتباطات شود رخ خواهد داد و در زندگی آینده هم تاثیر منفی  خواهد داشت.

    شما تمام شک خود را نثار این خانم کرده اید و در قبال آن به ایشان خیانت کرده اید و این یعنی عدم برگشت آن رابطه خوب . و از آن بدتر ابنکه شما به سر یک زندگی بروید آن وقت با این طرز فکر شما به تنشهای زیادی مواجه خواهید شد.


    ما انسانها وقتی یک چیز گرانبها را داریم قدرش نمیدانیم و آنقدر مثل بادبادک بهش فشار میاوریم که مترکد و از دستش میدهیم آن وقت دنبال راهکار هستیم که برگردانیم.

    این رابطه ادامه داشتنش به نفع هیچکدام یک از شما نخواهد بود. شما هم در طرز فکر و دیدگاه خود بایدتغییر ایجاد کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    بنطر من هم تلاشی نکنید وقتی شما زدید لیوان یا چیزیرو شکستید دیگه نه. میتونید. آزش استفاده کنید و نه ظاهرش مثل قبل هست.شما زدید 2 تا پای این خانومو قطع کردید حالا بهش میگید راه برو و به دیگران هم میگید چطور این پاهای از دست رفته رو برگردونم.شما در دوستیهای بعدیتون تحدید نظر کنید و دوستی توام با احترام و اعتماد کامل بوجود اورید.کتک زدن واقعا یک زنو خکرد میکنه.وته دلش نمیتونه مردو ببخشه.این رابطه از نظر من نا سالم رشد کرده و بیفایده هست.شما با ساختن تراژدی غیر حقیقی و بدون هیچ مدرکی ببینید خیانت و جاسوسی که 2 عما قبیح هستو انجام دادید پس با خودتون بگید این اعمال شایسته من نیست.اگر دنباله دارش کنید این خانوم بیشتر اسیب میخورند
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    خیلی عجیبه که  آقا و خانمی با این سن و سال رفتارهای نوجوانان 15 16 ساله رو انجام می دن
    این مسایلی که شما عنوان کردید از شما با این سن و سال بعیده
    اول اینکه بهتون عرض کنم یک خانم اگر مردی رو دوست داشته باشه وهرچند دقیقه ازحال شما باخبر باشه غیر منطقیه که بهتون خیانت کنه
    و حالا هم بعدازگذشت دوسال
    بخاطرخاطره ی بد ازشما و دلشکستگی صددرصد نمیتونه خیانت کنه چراکه هنوزشمارو دوست داره و تا زمانی که تو زندگیش نقش دارید نمیتونه به کسی فکرکنه

    حال اگر به ایشون علاقه دارید که فکرمیکنم به علاقه ی شدید ایشون به خودتون نیازدارید بهتره که یک قرار ملاقات عاشقانه ترتیب بدید و ازش عذرخواهی کنید ولی اگر قصد ازدواج ندارید راحتش بذارید و ایشونودرگیرتوهمات خودتون نکنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نظر موج ابی محتدم هست ولی از نظر من حتی این رابطه برتی ازدواج هم صحیح نیست.اساس و ارکان و پایه هر دوستی و مهمتر ازدواج احترام متقابل و اعتماد هست که باید حفظ شود ولی با پاره شدن اینها دیگر اصلا نباید بهش فکر کرد.بنظر من در دوستی جدیدی اینها را بمرحله اجرا بگذارید خیلی مطلوبتر می شود و حتی نیاز به روانپزشک دارید بدتی اطمینان مراجعه کنید چون در حرفاتون دیدم که باز شکاکید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    دوستان عزیزم  من اصلا قصد توهین یا آزردن کسی رو ندارم ولی لطفا نگاهی به نظراتتون بندازید!!! نسل جدید ما فقط جایگزین کردن رو یاد گرفته و اصلا به فکر ترمیم و بازسازی نیست و این به نظر من در بعضی موارد مشابه ایشون درست نیست.درسته این آقا خیلی اشتباه کرده ولی شاید راهی برای جبرانش باشه.خانومی که تا این حد عاشق بوده اگه مطمئن باشه اتفاقات گذشته تکرار نمیشن شاید بتونه علاقه اش رو برگردونه(البته با کمی تردید)


    دوست عزیز همونطور که خودتون قبول دارید آزارو اذیت هاتون بیش از حد معمول بوده.اگه میخواید اون خانومو برگردونید باید این شک رو از وجودتون بیرون کنید چون برای خانومی با این صبر و علاقه خیانت کردن حتی زمانی که حسی کمرنگ شده در قلبش داره بعیده.اون الان از شما رنجیده شده . شما باید همون کارهایی که اون واسه شما انجام میداد و حتی بیشترش رو واسش انجام بدید و شکی که توی وجود اون به وجود آوردید رو از بین ببرید...من با نظر موج آبی موافقم,با ترتیب دادن یک دیدار عاشقانه,سورپرایز کردنش,انجام دادن کارهایی که دوست داشته حتی پوشیدن لباسی که دوست داشته و انجام ندادن کارهایی که ناراحتش میکرده و مهمتر از همه اعتماد کردن بهش راه هایی هستن که فکر نکنم بی تاثیر باشه.
     باز هم تاکید میکنم شک رو در وجودت از بین ببر چون هم به خودت و هم به کسایی که دوسشون داری ضربه میزنه... 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •