تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خصوصیات بد من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رویامه
آخرین ارسال:sina
پاسخ ها 4

خصوصیات بد من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان
    ببخشید که من بازهم یک تاپیک دیگه زدم
     این موضوع باعث نگرانی من شده
    راسش من اساسا دختری هستم که همیشه صدام بلنده وگاهی که خیلی خوشحالم زیادی دلقک بازی و مسخره بازی در میارم .
    اصلا هم به مکان و موقعیت توجه ندارم . به قوله گفتنی زود جو گیر میشم و زود هم خرابکاری میکنم و خجالت میکشم وناراحت میشم
    اونلحظه اگه بهم بگن چرا صدات بلنده خیلی ناراحت میشم . مادرم به من همیشه گفته ولی نشد که صدام را اصلاح کنم . میترسم درزندگی مشترک آینده این موضوع باعث دلخوری بشه .
    یعنی همسرم وقتی از من میخاد که صدام را بیارم پایین من نتونم خاستش را عملی کنم
     ناخودآگاه صدام میره بالا .نمیدونم چرا ولی من همیشه تو خونه یا بیرون صدام خیلی بلنده .
    درواقع اون آقایی که از من کوچکتره تو این سفر مشهد چندباری بهم گفت کمی صدات را بیار پایین . آخه من که تو محفل خانم ها در یک اتاقه دیگه بودم صدام آنقدر بالا بود که اون آقا تو جمع مردانه و یک اتاق دیگه صدام را شنید .
    چه کنم تارفتارم اصلاح بشه ؟؟
    یا وقتی خوشحالم گاهی شوخی هایی میکنم که باعث دلخوری میشه یا حرکاتی که انجام میدم باعث میشه مثلا مادر یا مسئول به من اخطار میدن که اینکارت بد بوده و نباید انجام بدی.
    نگران شدم که در زندگی آینده اگه نتونم تغییر کنم حتما همسرم از من دلسرد میشه .چکار کنم ؟؟؟
    زود جو گیر میشم و کارایی میکنم که اصلا در شان یک دختر نیست . واسه همین به چشم دیگرون شیطون میام
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام عزیزم ببین منم مثل تو بودم ناخداگاه بدون اینکه متوجه باشم صدام میرفت بالا طوریکه اطرافیان میزدند تو ذوقم که یواش صحبت کنی اه چه صدای بدی داری یا توی چند جلسه تو محافل عمومی که صحبت میکردم یا درحال تعریف موضوعی بودم طرف مقابلم بهم تذکر میداد آهسته تر صحبت کن این تذکر ها یکجورهایی تو ذوقم میزد بعد میرفتم تو لاک خودم ولی بعدش سعی کردم وقتی صحبت میکنم این تذکر ها همیشه مثل یک نوار ضبط شده تو ذهنم تکرار بشه یک چیزی در هنگام صحبت کردن مدام درونم بهم میگفت آهسته صحبت کن نذار یا رفتاری نکن که طرف مقابلت بهت تذکر بده و شخصیتت خرد بشه خودم با خودم انقده تمرین کردم درهنگام صحبت کردم همیشه این تذکرها که برام زیاد جالب نبود و حالت امرونهی کردن داشت رو توی ذهنم مدنظر قرار دادم تا بالاخره تن صدام اومد پایین برام تبدیل به یک عادت شد تو هم همینکارو بکن میبین چقدر تو ذوق زن هستش وقتی آدم داره با هیجان یک چیزی رو تو جمع تعریف میکنه از روی شوق و ذوق و انرژی حرف میزنه بعد یک دفعه یک نفر بهش تو جمع تذکر میده که مثلا آروم صحبت کن میزنه تو ذوق آدم اصلا آدم ذوقش برای ادامه تعریف کردن کور میشه یا دیگه اون شوق و هیجان اولیه رو که داشته از دست میده سعی کن تمرین کنی مدام تو ذهنت اون تذکرهایی که بهت داده شده رو خودت تو ذهنت تصور کن قبل از اینکه کسی بهت امرونهی کنه و جلوی دیگران آدم رو ضایع کنه این ناخداگاه میره تو ضمیر ناخداگاهت ناخواسته بعد یک مدتی میبینی تن صدات کلی اومده پایین تر خیلی ملایم و با صدای قابل تحمل تری داری صحبت میکنی و دیگرکسی به خودت اجازه نمیده که بهت دستور بده یا امرونهی کنه درباره منکه جواب داده تو هم امتحان کن حتما جواب میگیری مطمئن باش فقط تمرین مکرر میخواد موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام بر رز عزیز
    واقعا ازت ممنونم
    راسش این مدتی خیلی این کاری را که گفتی تمرین کردم و دائم وقتی میخام حرفی را شروع کنم اول به خودم میگم حواست به تن صدات باشه . تا الان فقط یکبار خانواده به من گفتن صدات را پایین بیار و این یعنی من تونستم گام اول را بردارم--
    یه موضوعه دیگه الان ذهنم را درگیر کرده .
    مدتی بود که خانواده دائم به من میگفتن لاغر شدم و اینقدر گفتن که در من احساس زشت بودن بوجود آمد.
    البته من کمبود وزن دارم . 26 سالمه وسالهاست که 54کیلوام ولی جدیدا50کیلو شدم

    حالا احساس میکنم دلم شکسته شد
    ویرایش توسط رویامه : 2014_01_06 در ساعت 11:03
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام وقت شما بخیر

    زمانی که شما مشکل رو پیدا کردین ، این یعنی نصف راه رو برای حل شدن کامل رفتین.
    اما تمرکز و تمرین در حل شدن عادت های بد بیشترین تاثیر گذاری رو داره ، همونطوری که خانم رز توضیح دادن و همچنین خودتون امتحان کردین ، تمرین بهترین درمان و یا شاید بشه گفت تنها راه درمان ، عادت های نا مناسب هست.

    در مورد لاغری و چاق شدن ، نمیشه که نظر قطعی داد که چرا یک نفر لاغر میشه یا چاق میشه ، چاق شدن و یا لاغر شدن به دلایل متفاوتی در بدن اتفاق می افته ، سهم بسزایی از اون رو آرامش افراد به خودش اختصاص میده ، تا حدی که روانشناس ها بر این اعتقاد هستن که ، علت بالا رفتن وزن افراد بعد از ازدواج ، آرامش ایجاد شده در بین افراد هست.
    مکانیزم فعالیت بدن ، سوخت و ساز و فعالیت جسمی شخص ، نوع تغذیه ، همه و همه هم تأثیر گذار هستن.

    من پیشنهاد میکنم ، میزان اضطراب و استرس رو در زندگی تا حد ممکن کم کنید ، و سعی کنید تغذیه ی کاملا مناسبی داشته باشین که انرژی مورد نیاز شما رو در طول روز تامین کنه.

    بعد از مدتی میشه کم کم به علت کم کردن وزنتون رسید و اون مشکل رو درمان کرد.

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •