«معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پَ نَ پَ ساکسیفونه روش پوست کشیدم گرد و خاک نره توش. میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پَ نَ پَ اون زورش زیادتره اون منو میزنه. میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پَ نَ پَ من تمبک میزنم شمام برقص باهم پول دربیاریم. بعدش بابام اومده میگه اِ حااااامد ایشون معلمتونه؟ میگم پَ نَ پَ ایشون دوست دخترمه به خاطر گرونی پول نداره ریشاشو بزنه!!!».
خیلی از افراد جامعه ما جزو کسانی هستند که از این نوع تکیه کلام که اخیراً باب شده و فراگیری گسترده ای داشته، در جمله هاشان به کار می برند. «پَ نَ پَ» یا همان «پس نه پس» سابق! یکی از تکیه کلام هایی است گسترش آن مدیون شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک بوده است. از این تکیه کلام زمانی استفاده می شود که فرد سؤال غیر منتظره ای بشنود که جواب کاملاً روشن و واضحی دارد، ولی جوابی که به آن می دهد به صورت کاملاً فکاهی و لطیفه گونه است.
بیایید کمی بیشتر درباره تکیه کلام ها و لطیفه و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری روانشناختی آنها بحث کنیم.
تکیه کلام ها کاربرد فراوانی دارند و غالباً از محبوبیت ویژه ای در بین افراد و خاصه در بین نوجوان ها و جوان ها برخوردارند، ولی یکی از اتفاق های همیشگی برای تکیه کلام ها، موقتی بودن آنهاست. تکیه کلام ها همیشه در یک بازه زمانی مشخص کاربرد می یابند و استفاده از آنها در زمانی بعدتر از آن برای افراد خوشایند نیست.
تکیه کلام ها انواع مختلفی دارند؛ نوعی از تکیه کلام ها هستند که به صورت ناخودآگاه به زبان جاری می شوند. این نوع تکیه کلام ها زمانی که دچار استرس و اضطراب می شویم؛ مثلا...
زمانی که قرار است در مقابل جمع صحبت کنیم، در بالاترین سطح است. از این نوع می توان به «مثلاً»، «در واقع»،...اشاره کرد. این تکیه کلام ها گاهی کاربرد روانشناختی دارند و سبب پایین آمدن سطح اضطراب می شوند. سازوکار تکیه کلام ها بدین گونه است که زمانی که فرد در حالت اضطراب و استرس قرار داد، سازمان ناهشیار فرد مواقعی که فرد به دنبال کلمه ها و جمله هایی برای ادامه صحبت می گردد، فعال شده و کلمات بی معنی و گاهاً آزاردهنده ای را در جمله ردیف می کند. در واقع می توان گفت که این تکیه کلام ها گاهی نوعی از مکانیسم دفاعی هستند، ولی گاهی اوقات نیز باعث خرابکاری می شوند، نمونه ای از این را می توانید در مناظره های انتخاباتی ببینید؛ «چیز»!
برخی نیز توسط افراد ساخته می شوند تا فراگیر شوند، مثل کاری که بازیگران انجام می دهند. آنها در فیلم ها و خاصه سریال های روتین از تکیه کلام هایی استفاده می کنند که شاید در متن سناریو وجود ندارد ولی کارگردان ها این اجازه را به آنها می دهند که از این تکیه کلام ها استفاده کنند. شب های برره کلکسیون بی نظیری از این نوع تکیه کلام ها بود؛ «شومپت!»، «گوشه نداشته بید»، «وویگولنسج»، «خووووب بید!» و ... . همچنین خرده فرهنگ های خاص نیز تکیه کلام های مخصوص خود را دارند، که این تکیه کلام ها عموماً در بین افرادی که به این خرده فرهنگ ها علاقمندند، مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز فراگیر می شود. یکی از این خرده فرهنگ ها، خرده فرهنگ «رپ» نام دارد که از زمانی که در ایران گسترش یافته، تکیه کلام های متعددی را وارد ادبیات گفتاری مردم عامه وارد کرده است. «داف»، «زاخار»، «خز»، و ... .
بنابراین به نظر می رسد که تکیه کلام ها عموماً معرف گرایش فکری و عقیده ای افراد باشد. پس برای اینکه افراد هویت خود را بدانسان که خود می پسندند، در ملاء عام عرضه کنند، سعی خواهند کرد که از هر ابزاری استفاده کنند تا به این هویت دست یابند. یکی از این ابزارها تکیه کلام ها هستند. تکیه کلام ها سبب می شوند که فرد خود را به طبقه، گروه، و فرهنگ خاصی بچسباند و از این طریق هویت شخصی خود را ابراز کند.
خلاصه سازی کلمات برای روانتر و سلیس تر و نیز تند تر صحبت کردن افراد، همیشه در همه زبان ها مورد استفاده قرار می گرفته است. «پَ نَ پَ» به نظر می رسد که از تکیه کلام هایی است که در زبان فارسی و مربوط به خرده فرهنگ هایی باشد که از محله های پایتخت بوجود آمده باشد. یکی از دلایل گسترش این تکیه کلام نیز به نظر می رسد همین زادگاه و محل تولد این کلمه باشد.

اما چرا این بار افراد به تکیه کلام اکتفا نکرده و در پی آن به دنبال لذت بیشتر و لطیفه گشته اند؟

برای پاسخ به این سؤال بهتر است کمی درباره منشاء احساس لذت زمانی که لطیفه ای را می شنویم، بپردازیم. از دید فروید منشاء احساس لذت و خنده در پی شنیدن جوک و لطیفه، رها شدن ناهشیار افراد از بند سرکوب هاست. فروید دو گونه لطیفه را واکاوی می کند؛ نوعی که از آن به لطیفه های «معصومانه» نام می برد و نوع دیگری که لطیفه های «مغرضانه» نام دارند. در نوع معصومانه به نظر می رسد که افراد آنچنان درگیر ناهشیار نیستند و در نتیجه به نظر نمی رسد که این نوع لطیفه ها کارکرد انطباقی داشته باشند. اما لطیفه های مغرضانه، همان محتویات و موادی در ناهشیار هستند که به لحاظ اجتماعی و فرهنگی سرکوب شده و مجال بروز نیافته اند. این لطیفه ها به نظر می رسند که بروز لیبیدو و انرژی های که برای سرکوب غرایز استفاده شده باشند را به صورت خنده های ناگهانی برون ریزی کرده و فرد احساسی از شعف را تجربه می کند؛ یعنی همان تخلیه روانی ناهشیار. بنابراین افراد سعی می کنند غرایز سرکوب شده را به این طریق رها کنند.
به نظر می رسد دلیل قانع کننده ای برای این فراگیری استفاده از تکیه کلام ها و لطیفه های «پَ نَ پَ» پیدا کردیم. روشی ساده، تغییر شکل یافته و گاهاً سازگار با اصول اجتماعی و اخلاقی. افراد سعی می کنند تا غرایز سرکوب شده و حسادت ها و تنفر نسبت به افراد که به صورت ناهشیار سرکوب شده را در قالب جوک رها سازند و به نوعی از آرامش روانشناختی برسند.