تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: چه باید کرد؟



تردید در شروع زندگی مشترک زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:1110
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

تردید در شروع زندگی مشترک

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر.

    ما در وجود یک انسان دو شخصیت قائل میشیم ، اولی کودک درون و دومی شخصیت انسان که متناسب با سن ، به بلوغ هایی میرسه که یکی از این بلوغ ها بلوغ عاطفی هست.
    درسته که همسر شما در سن 18سالگی به بلوغ عاطفی رسیده و ممکنه خیلی پخته با مسائل برخورد کنه ، اما باید توجه داشته باشید که سن ایشون یک سری اقتضاء ها داره.

    حالا اگر هر دوی اینها رو در کنار هم دیگه بزاریم ( اقتضاء سن و کودک درون) ممکنه اتفاقاتی مانند مسائلی که شاهدش هستید بیوفته ؛ دروغ ، ارتباط  محدود با شخص دیگه ، ولخرجی و ارتباط نامناسب با کسی که احساس میکنه با سطح فکرش هم خوانی نداره و ...؛ توجه داشته باشید که این مشکلات تنها مربوط به سن و سال همسر شما نیست ، و دیگران هم با این مشلات دست و پنجه نرم میکنند. البته در هر سنی نوع مشکلاتی که به وجود میاد ممکنه فرق کنه.

    قطعا در تمام انسانها این مطلب هست ، و راه حل جدایی نیست.

    شما زمانی مشکلی رو حل کردین که مشکل دومی رو درست نکرده باشین و همچنین صورت مسئله رو هم پاک نکرده باشین.

    شما برای زندگی بهتر داشتن باید نوع بهترین برخورد در شرایط متفاوت رو یاد بگیرید که تا حد ممکن میزان این آسیب ها رو پایین بیارین.
    زمانی که همسر شما بهتون دروغ میگه بهترین برخورد شما این هست که به نوعی صمیمی از همسرتون بخواین که از این عمل دست برداره.
    گاهی اوقات دیده میشه مردها برای برخورد با این مسئله ، همسرشون رو در شرایط مچ گیری میکنن ، که این باعث از بین رفتن قبح دروغ میشه و طرفین برای دفاع از خودشون رو در روی طرف مقابل بایستند.

    توجه کنید که در ارتباط این خانم با مادر شما ، نباید حسادت های زنانه رو بر انگیخته کنید که مادر شما احساس کنه به همسرتون بیشتر میرسین و همچنین همسر شما نسبت به مادرتون این احساس رو دارشته باشه.

    و نکته ی خیلی مهم اینکه ابدا ضعف و اشتباه های همسرتون رو به دیگری اطلاع ندین چون اگر بعد از چند صباحی زیر یک سقف برین ممکنه از این اطلاعات در مقابل همسرتون به عنوان نقطه ضعف استفاده بشه.

    پیشنهاد من این هست که شما و همسر تون برای یادگیری مهارت ها در ارتباط متقابل و همچنین صحبت با همسرتون در باره ی خطا های احتمالی که از شون سر میزنه با یک مشاور متخصص مشورت داشته باشید ؛ و تحت این شرایط شما برای ادامه ی زندگی ، هم مهارت های لازم رو بدست بیارید ، هم خدایی نکرده در مقابل همسرتون قرار نگیرید.

    نکران نباشید این مشکلات در ابتدای زندگی تا حدودی طبیعی هست و قابل حل.

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    با سلام و خسته نباشید خدمت دوستان خوبم
    ممنون از اینکه برام وقت گذاشتید و  تجربیات و اطلاعات خود را در اختیار من قرار دادید و  راهنماییم کردید.
    ولی من دوست دارم نظر مشاوران محترم  "همیاری"  را هم بدونم
    البته اگر امکانش هست.

    متشکرم....
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    با سلام
    با توجه به خواسته شما، داستانتان را مطالعه کردم. به نظر میرسه غیر از تفاوت سنی، شما از چندین مساله در زندگی مشترک رنج می برید:
    1- خیانت
    2- دروغ
    3- ولخرجی
    4- اعتقادات دینی و پوشش اسلامی

    و اما سوالات :
    1- هر یک از موارد بالا چندمین رتبه از ملاک های ازدواج شما را تشکیل می دهند؟(هر یک جدا، رتبه گذاری شود)
    2- با کمی سخت گیری در مورد 1 و2 ،می توان بیان داشت که در هر جامعه ای مطرود و منفور است و مورد 3و4 هم ،نسبی بوده و در هر جامعه و هر فرهنگی متفاوت است. آنچه مهم است اینکه چه میزان انجام موارد بالا در مورد همسر شما از نظر شما ناهنجاری محسوب می شود و یا متفاوت از دیدگاههای شماست؟ چقدر در مورد چهارچوب این مسایل با همسرتان صحبت کرده اید؟
    3- فکر می کنید در شروع هر زندگی مشترک چه مقدار هماهنگی در مورد مسائلی از این دست در دو فرد متفاوت باید وجود داشته باشد ؟
    4- در صورت مشاهده تفاوت در هر یک از هنجارهای مورد توجه ما، چه مقدار قادر به تحمیل(؟)آن به طرف مقابل خود هستیم؟
    نکته قابل تأمل: تفاوت ها در هر زندگی، وجود دارد. آنچه اهمیت دارد نحوه برخورد ما با این تفاوت هاست نه وجود آنها.

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    با سلام خدمت خانم حسینی
    ممنون از اینکه وقت گذاشتید
    پاسخ 1: اگر بخوام از 100 رتبه گذاری کنم: همانطور که خودتون زحمت کشیدید نوشتیدخیانت (100درصد)  به هیچ عنوان قابل بخشش نیست. مورد بعدی دروغ (90درصد)می باشد که سر منشأ تمام مشکلات و اختلافها و بی اعتمادیها می باشد و موردهای دیگر (50 درصد) تا حدودی قابل تحملتر و قابل کنترل می باشد.
    پاسخ2: همانطور که گفتم در مورد خیانت یک مقوله غیر قابل بخشش می باشد به شکلی که در صورت مشاهده، در هر شرایطی و به هر قیمتی می بایست با قضیه به شدت برخورد کرد  و به همسرم گفتم که  در صورت که متوجه بشوم به قیمت جون و تمام هستیم  برخورد می کنم و حتی ادعای حیثیت و خسارت میکنم و همینطور خودشون هم به من بارها گفتند که هر چیزی رو می تونند ببخشند به جزء خیانت. مورد دروغ گفتن نیز از نظر من مشکلات دیگری را از جمله بی اعتمادی و  ... به وجود می آورد که زندگی برای دوطرف به جهنمی تبدیل خواهد شد. من در روز خواستگاری به همسرم گفتم که به شدت از دروغ گفتن هرچند ناچیز متنفرم و ازشون قول گرفتم که هیچ وقت حتی به قیمت از دست دادن زندگیش به من دروغ نگه ولی گفت ....
    پاسخ 3: خوب در مورد مسائلی چون ولخرجی، اعتقادات و ... خوب طبیعاتاً اختلافاتی وجود دارد که قابل تحمل و مدیریت است ولی اکثریت اشخاص از دروغ گفتن و خیانت بیزارند و به نظر من اصلا در زندگی مشترک نباید باشد.
    پاسخ 4: من خیلی صبرم زیاد هست ولی موقعی که صبرم تموم بشه پای هرچیزی تا آخرش می ایستم تا الان هم که صبر کردم از دید مثبت به قضیه نگاه کردم  مثلا گفتم اون پسره گولش زده و با احساساتش بازی کرده و با خانومم ارتباط تلفنی برقرار کرده و در مورد دروغهاشم قول داده دیگه بهم نگه یعنی بهش فرصت دادم و در مورد بقیه موارد مثل اعتقادش گفتم که اگه میخواد بهش اعتماد داشته باشم نمازش رو بخونه و پولهایی که بهش میدم رو خودش مدیریت کنه و خرجش کنه و ...
    به هر شکل با همه ی  این تفاسیر باز برخی چیزهارو مثل نماز خوندن و قناعت و غیره جلوی من تظاهر میکنه من از این می ترسم که بعداز مراسم عروسی مشکلاتمون از این بدتر بشه و تا جایی که از هم ....
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام دوست من
    صحبتهای دوستان خیلی خوب بود

    من یه پیشنهاد دارم براتون
    تا مسائلتون حل نشده نرین سر خونه زندگیتون
    باید گاهی به طرف مقابلتون فرصت بدین تا بزرگ شه
    من جسارت نکنم یه وقت ولی احتمال میدم شما که سی سالگی ازدواج کردی احتمالا موارد یا لااقل موردی تو زندگی گذشته ات وجود داشته
    دوست دختر یا عشقی یا چه میدونم هر چی تو همین  دسته .........
    شما بعد از بلوغ کامل فکری تصمیم گرفتی که راه درست و خدایی یعنی ازدواج رو در پیش بگیری
    سن خانومت هم برای ازدواج در فضای کنونی جامعه ی ما یکم پیایینه
    و فاصله ی سنی شما تفاوت هاتون رو تشدید میکنه
    اگه میخوای به عملکردهای خانومت از جمله اس ام اس زدنش فکر کنی
    خواهشا گذشته ی خودت و خیلی های دیگه رو در نظر بگیر که با داشتن چند تا اشتباه کوچولو سرشون به سنگ خورده و
    الان معقولانه ترین رفتار رو دارن
    چنین درکی از طرف مقابل از شما انتظار میره که اینهمه مهربون و بافکری

    یه سری رفتارهای دیگه ی ایشون واقعا نیاز به پختگی داره
    من هجده سالم بود بعضی وقتها با گربه ها حرف میزدم و پشت دیوار قائم میشدم بقیه رو بترسونم
    یه سری رفتار نسنجیده از خانومت توقع میره
    که اگه انجامشونم نده با توجه به سن و سالش باید تعجب کنی!
    چون اقتضای سنشه
    قبول کن دخترای دیگه هنوز تو این سن عروسکهاشون رو بالا پایین میکنن و خانوم تو باید از این جو جدا شه و مسئولیت همسر داری رو بپذیره و به کمک و حمایت تو خیلی احتیاج  داره

    در ضمن لطف کنید به مادر عزیز و محترمتون و یا کس دیگری میدون ندین که اشکالات خانومتون رو بهتون یاد آوری کنن
    این باعث بزرگنمایی عیوب همسرتون میشه. شناخت شما از ایشون کافیه

    خدا رو شکر که شما نگران آینده  تی
    و نمیخوای طبق و طی یه روال مرسوم جامعه پیش بری
    و نسنجیده و با تردید پا به خونه ی بخت بزار ی

    انشالله خدا در گرفتن بهترین تصمصیم یارت باشه
    شب قدره
    التماس دعا
    من حتما شما و زندگی نوپاتون رو یاد میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    با سلام
    ممنون از پاسخ هاتون.
    سوال 4 منظورم تحمیل بوده نه تحمل
    نظرات بسیاری از دوستان قابل تحسین و بجا می باشد .
    از آنجا که خیانت همسر شما از نوع خیانت عاطفی می باشد با درنظر گرفتن جوانب دیگر شخصیت همسرتان از جمله پایبندی ایشان و خانوادشان به این گونه مسایل و میزان کمبودهای عاطفی ایشان، می توانید میزان تبدیل آن به نوع دیگر خیانت ( با عرض معذرت) را پیش بینی کنید.
    البته در نقد سخنان دوست عزیز؛ الهه جان باید عرض کنم با توجه به فرمایشات 1110، و اذعان خانواده همسرشان، ایشان از بلوغ فکری لازم برای شروع زندگی مشترک برخوردار می باشد و البته چنین امری، لازمه وارد شدن به زندگی مشترک می باشد.
    با توجه به اولویت هایی که بیان شد، مساله اصلی در حال حاضر مورد1 و 2 می باشد که البته با توجه به نقش دو طرف در زندگی زناشویی، تحت فشار  قرار دادن یا کنترل محسوس طرف مقابل، گزینه خوبی نمی باشد و بهترین راه، کنترل نامحسوس برای اطلاع از میزان پایبندی طرف مقابل به این موارد می باشد. شاید مثال های زیادی از گذشتگان در مورد محک زدن این موارد شنیده باشید.
    نگران نباشید دوران نامزدی و عقد برای شناخت بیشتر این موارد از طرف مقابل می باشد و همه چیز را تمام شده فرض نکنید و البته بدبین هم نباشید. نکته مهم این است که کسی را از این موارد آگاه نکنید زیرا ممکن است شما هم به نقض رازداری در پیمان زناشویی متهم شوید.
    اگر شرایط به خوبی پیش رفت و همسرتان در آزمون دوران نامزدی سربلند بیرون آمد، آنگاه برای بهبود اوضاع بهتر است او را ببخشید.
    نکات قابل تأمل در مورد بخشیدن:
     "بخشیدن" یک تصمیم است که شما برای خودتان می‌گیرید. برای آرامش و سلامتی خودتان. مثل هر تصمیم درست دیگری که می‌گیرید، می‌توانید تصمیم بگیرید، ببخشید. شاید اینجا تنها جایی باشد که هیچ اشکالی ندارد خودخواه باشید. کینه داشتن، انرژی روحی زیادی از شما می‌گیرد و احساس بدی به شما می‌دهد.

    • وقتی از بخشیدن حرف می‌زنیم، منظورمان اصلا این نیست که آن ناراحتی و آزردگی را فراموش کرده‌ایم.
    • "بخشیدن" اصلا معنی‌اش این نیست که قبول کرده‌ایم آن فرد یا شرایط درست و خوب بوده است.
    • اصلا مجبور نیستید به کسی بگویید آن آدم را بخشیده‌اید.
    • این یک تصمیم شخصی است که می‌توانید پیش خودتان نگه دارید. شما این تصمیم را برای خودتان و آسایش خیال و فکر خودتان گرفته‌اید.
    • "بخشیدن" معنی‌اش این نیست که حالا دیگر از فردا ما باز هم مثل سابق به آن فرد اعتماد می‌کنیم.
    • "بخشیدن "و اعتماد کردن دو بحث جدا هستند. ممکن است مدت‌ها بعد از بخشیدن هم شما نتوانید به آن فرد اعتماد کنید.
    • "بخشیدن" به معنی یکدفعه کلا ببخشید و تمام شود، نمی باشد. می‌تواند مرحله به مرحله باشد و در طول زمان. همین که شروع کنید به بخشیدن ، معنی‌اش این است که شروع کرده‌اید آن حس عصبانیت و کینه و نارضایتی را از خودتان دور کنید. ممکن است مدت‌ها طول بکشد و اصلا هم آسان نباشد ولی تصمیمی است که شما به خاطر خودتان می‌گیرید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    با سلام و تشکر از پاسختون
    راستش خانم  من در دو سه تا آموزشگاه زبان انگلیسی درس می داد که بعد از او ن ارتباط دیگه نمی گذاشتم بره سر کلاسهاش.
    ولی بعد از اینکه بخشیدمش خیلی از من خواهش کرد که اجازه بدم و سر اینکه نمی رفت ناراحت بود چون خیلی به معلمی علاقه داره .من بهشون گفتم فعلا صلاحیت و تجربه کار کردن رو نداری  وباید اعتماد منو نسبت به خودش زیاد کنه بعد اجازه میدم .یه مدت جلوی من نماز میخواند و مثلا تو خرجکردش قناعت می کرد و .... که کاملا مشخص بود که همش تظاهره. البته من به روش نیاوردم...

    در هر صورت بعداز اصرارهای فراوان من بهشون اجازه دادم و گفتم من بهشون نمیگم که باید کجا بره و کجا نره
    هر کجا و هر محیطی که خودش احساس کرد نامناسب و در شأن خودش نیست باید حواسشو جمع کنه و بلافاصله از اون محیط فاصله بگیره ...
    در کنار کلاسهای زبانی که میرفت بعد از یه مدتی گفت میخوام برم کلاس نقاشی،  گفتم برو و لی حواستو خیلی جمع کن من دیگه تأکید نمیکنم
    با یکی از دوستان صمیمیش یه کلاس نقاشی می رفتند که استادشون یک مرد تقریبا 45 ساله با پسرش تقریبا 26 ساله بود (خودش به من گفت)
    یه دو ماهی گذشت تا چند روز پیش که به من گفت دیگه نمی خوام برم کلاس نقاشی (البته کلاسهای دوره شون تموم شده بود) علتشو پرسیدم و گفت استادشون با بچه ها زیاد شوخی میکنه و چون تو گفتی حواسمو جمع کنم دیگه نمی خوام برم.
    من فهمیدم که اون دوستش دیگه نمی خواد بره  و فکر میکنم که به خاطر دوستش هست که نمیره و بهش گفتم بعد از اینکه همه ی کلاسهارو رفتی تازه اومدی به من میگی که محیطش خوب نیست و مطمئنی که  به خاطر دوستت نمیری ....
     به هر حال سر این موضوع بحثمون شد و الان باهم قهر هستیم....
    من دوتا خواهر دارم که هر دوتاشون ازدواج کردند و یه برادر کوچکتر از خودم که 10 سال ازمن کوچکتر هست و 1 سال از خانومم بزرگتر....
    تو خانوده ام ،خانومم خیلی با برادرم شوخی میکنه اینقدر که به این موضوع حساس شدم
    توی مسافرتهامون براش سوغاتی میگیره و  توی خانواده ام فقط تولد اون هست که یادشه و تبریک میگه و براش هدیه میگیره...
    به هر حال نمیدونم چکار کنم  توی این 5 الی 6 ماهی که عقد هستیم بالای 10 الی 11 تا مشکل بوجود آورده (جزئی و کلی) که همه ی این مسائلو می چینم کنار همدیگه به نتیجه ی خوبی نمیرسم و فکر میکنم  تو زندگیمون به مشکل بخوریم ....
     

     
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    بنظر من باهاش صحبت کنید. بهش بگید از این فرم رابطه ها خوشتون نمیاد و اگه میخواد باهم خوشبخت بشین باید این مسایل رو رعایت کنه. شایدم سبک زندگی و تربیتش این فرمی بوده و تقصیری نداره.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    دیگه چقدر صبحت کنم
    هزار دفعه صحبت کردم و بهش نصیحت و سفارش کردم
    خانمم یه خواهر از خودش کوچکتر داره که خیلی سنگین تر و منطقی تر و پخته تر عمل میکنه
    و مادر و پدرش هم خیلی خوب و محترم هستند و از لحاظ اعتقادی هم طوری هستند که نمازشون اول وقت و خیلی با خدا و مقید هستند.
    به نظر من فکر نکنم تربیتش باشه ....
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    با سلام
    تلاش بنده این است اگر قبل از ازدواج به شناخت کافی از ایشون دست نیافتید، برای ادامه راه، تصمیم شما هر چه می باشد به شناخت بیشتری نسبت یه حساسیت های خود و طرف مقابلتان دست یابید.
    کلید قفل" من نمی دانستم" و"علم غیب نداشتم" پرهیز از شتابزدگی و هیجان، بها دادن به زمان و صبر است. شناخت، با گذر زمان و در چارچوب تعامل و ارتباط میسر است. در زندگی مشترک ، از تفسیر به رأی بپرهیزیم و نیز همدیگر را محکوم نکنیم. می توانید در مسایلی مانند کلاس نقاشی که بیان کردید از روش مواجهه استفاده کنید:" شما گفتید که از رفتارهای استاد نقاشی نگرانید و......؛ این حرف با این رفتار شما که تاپایان دوره نقاشی ادامه داده اید و..... متفاوت است!. " و در پایان، منتظر دلایل ایشان بمانید.
    نکته قابل تأمل: افرادی که از زندگی مشترکشان راضی نیستند اغلب متوسل به کنترل بیرونی می شوند. بدین معنی که می گویند" تقصیر من نیست. همسرم عامل تمام این بدبختی هاست و بنابر این سعی می کنند و وظیفه خود میدانند که رفتار او را تغییر دهند."
    معنی کنترل بیرونی با کنترل نامحسوس یعنی مشاهده دقیق، متفاوت است.

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •