تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: چه باید کرد؟



تردید در شروع زندگی مشترک زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:1110
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

تردید در شروع زندگی مشترک

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام, من حدود پنج شش ماه هست که با یه دختر 18 ساله عقد کردم و حدود 11 سال اختلاف سنی داریم.
    اولش به خاطر اختلاف سنمون تردید داشتم و لی به هرشکل عقد کردیم.
    الانم همدیگرو خیلی دوست داریم ولی من متوجه شدم که اون با یه پسر دیگه ای که حدود چهار سال از خودش بزرگتر بود در کلاس زبان ارتباط تلفنی و پیامکی داشت و پس از مدتی پیش چندتا مشاور رفتم و با این موضوع با جدیت تمام و خیلی قاطعانه برخورد کردم که هواسشو جمع کنه و اگر تکرار بشه همه چی رو باهاش تموم می کنم
    بعد از اون قضیه متوجه شدم که در مورد هر چیز جزئی به من دروغ میگه و در این مورد هم باز باهاشون برخورد کردم
    باز بعد از مدتی متوجه شدم که رفتار خوبی با مادر من نداره و مادر من هم تحمل میکنه و به من چیزی نمیگه خلاصه توی این مدت پنج شش ماه فهمیدم که خانومم خیلی را حت دروغ میگه، بسیار ولخرج هستش، برخی از رفتارهاش مناسب و درست نیست، اون هم از رابطه ای که با یه پسر دیگه داشتش
    حالا با همه ی این تفاسیر سئوالی که من از شما دارم اینه که: با توجه به اینکه هنوز مراسم عروسی را نگرفتیم و زندگی مشترکمون را شروع نکردیم آیا با ایشون ادامه بدم
    یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست عزیز ولخرجی و دروغ در مورد مسائل جزیی فک نکنم انقد منزجر کننده باشه که بخاید از هم جدا بشید به نظرم باید باملایمت بیشتری رفتار کنید اول دلیل اینکه  بهتون دروغ میگه رو  ازشون بپرسید و میتونید با گرفتن جواب درست بهشون کمک کنید که دیگه دروغ نگه  شاید اعتماد لازم رو بهتون پیدا نکرده !به هر حال شما از ایشون 11سال بزرگترید و باید رفتار درست و منطقی رو  ایشون از شما یاد بگیره  و لطفا انقد زود قضاوت نکنید در مورد همسرتون  !اینکه با مادرتون  رفتار درست نداره  شاید همش اون مقصر نباشه و شما باید علتو جویا بشید  به نظر این بنده  حقیر  بهتره صبر  کنید و ابتدا خودتون با رفتار درست  متقابلا انتظار همین رفتارو از او داشته باشید
    [size=large]دلم آرامش دریایی میخواهد !
    که در پس تلاطم موجهایش
    صدای عشق نوازشگر لحظه هایم باشد.....
    [/size]
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من روانشناس نیستم و فقط نظر دوستانمو می گم.منم با نظر ستاره خاموش موافقم.یادتون نره که شما 11 سال از خانمتون بزرگترید و پخته تر.در ثانی از ایشون با این سن نمی شه توقع داشت که رفتارش کاملا سنجیده باشه.
    راجبه دروغ گفتناشم باهاش جوری برخورد کنید که متوجه بشه شما میفهمید دروغ می گه اما به صورت علنی به روش نیارید که واسش عادی بشه.سعی کنید ابتدا دوستش باشید تا همسرش که حرفاشو راحت به شما بگه.و با شما رابطه صمیمی تری پیدا کنه.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از پاسختون
    راستش من همسرمو خیلی دوست دارم و آدم منفی نگری هم نیستم ولی از موقعی که متوجه شدم همسرم در کلاس زبانش با یه پسری ارتباط بر قرار کرده و به همدیگه اس ام اس های عاشقانه می فرستند به نوعی همه ی اعتماد و علاقه من رو زیر سئوال برد و نسبت بهشون خیلی بی اعتماد شدم تا جایی که تمام اعمال و رفتارش را زیر نظر بردم از اون موقع به بد گیر دادنهای من خیلی بیشتر شده ... تا جایی که حتی کلاسهاشو نزاشتم بره ... هر موقع هم جایی میره کلی ازش سئوال میکنم که کجا بوده، باکی بوده، چرا رفته و غیره
    این موضوع را خانواده خودش و من نمی دونند اگه خانواده من متوجه موضوع بشند صد در صد نمیزارن زندگی مشترکمونو شروع کنیم. به هر شکل قول دادش که جبران میکنه ، یه مدت صوری جلوی من نماز میخوند و بیرون پوششو رعایت میکرد ولی باز من ازش در مورد برخی مسائل هر چند کوچک دروغ میشنیدم هیچ کدوم از کارهاشو باور نکردم...
    خلاصه خیلی بهشون بی اعتماد شدم تا جایی که اگه یه حرف راستم بزنه دیگه من باور ندارم نمی دونم چکار کنم می ترسم بعد از عروسی مشکلاتمون بیشتر بشه و نتونیم باهم زندگی کنیم، واقعا سر دو راهی قرار گرفتم ...
    حالا مشکلات دیگه مثل ولخرجی، چیزهای دیگه رو می تونم تحمل کنم و باهشون کنار بیام ولی با این موضوع نمی دونم چکار کنم...
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام
    ببخشید چندتا سوال ..
    نامزدتون شمارو دوست دارند؟ با علاقه با شما ازدواج کردن ؟
    بعد از عقد با این آقا پسر ارتباط برقرار کردن یا قبل از عقدم این رابطه بوده ؟
    نامزد شما چندمین فرزند ؟
    در مورد تحصیلاتتونم بگید؟
    شما قبل از ازدواج با ایشون در مورد زندگی  آینده حتما صحبت کردید پختگی ایشون رو در چه حدی میدیدید؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    بله منو دوست داره و با علاقه و بدون هیج اجباری با من عقد کرد.
    فکر میکنم بعد از عقدم باشه چون قبل از عقد کلاس زبان نمی رفت.
    فرزند اول خونه است.
    من لیاسنس دارم و خانومم تازه آزمون کنکور داده...
    راستش همسرم از طرف یه آشنا معرفی شد که بعداز چند جلسه رفت آمد و دو سه ماهی نامزدی عقد کردیم و خیلی خوب و فهمیده به نظر میرسید حتی تو صحبتاش خودش میگفت من هرچیزیو می تونم ببخشم به جزئ "خیانت"...
    اصلا خانوادش می گفتند ما تصمیم داشتیم به خاطر پختگیش ایشون رو به یک نفر بزرگتر از خودش بدیم ...
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    پس ببینید به نظرم یه مسئله باید بین شما و نامزدتون باشه که باعث شده ایشون به سمت کس دیگه ای کشیده بشه ..

    به نظرم بشینید و با آرامش با ایشون صحبت کنید نه با دعوا و تهدید چون نتیجه نمیده ...
    ببینید دلیل ارتباطش با اون آقا پسر چی بوده ؟
    خانم ها  بدون دلیل خیانت نمیکنن مخصوصا تو این سن تعهد و وفاداریشون بیشتره...خیانت عاطفی تو خانم ها بیشتره خیانت جنسی تو اقایون  ... یه خورده بیشتر در مورد رابطه عاطفیتون فکر کنید در مورد طرز برخوردتون .. به نظرم نامزدتون رو نترسونید باهاش حرف بزنید ببینید علت عدم رضایتشون چیه ؟
    بعد بیاید اینجا مطرحش کنید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام
    من با خانموم صحبت کردم  و علت ارتباطش رو با اون پسره پرسیدم  اینجور که خودش میگفت: پسره از ایشون درخواست کمک کرده و یه سری مشکلات خانوادگی و روحی و روانی  رو مطرح کرده که به صراحت و شفاف نگفته ...
    در هر صورت طبق گفته های خانومم از روی دلسوزی و ترحم میخواست به اون پسره کمک کنه ولی با توجه به اینکه قبلاً به من دروغ گفته من نمی تونم به راحتی باور نمی کنم
    باور کنید من از هر حیث و نظری براش کم نزاشتم هرچی خواسته براش خریدم یا هرکجا که گفته رفتیم، پول خواسته بهش دادم، هرکلاسی که دوست داشته رفته، تو مناسبتهای مختلف براش هدیه خریدم ، کلمات عزیزم و خیلی دوست دارم و نفس من .... تا حالا از دهنم نیافتاده ( البته اونم همینطور)
    بارها و بارها باهم رفتیم گردش، رستوران ، سینما و ... به خدا خود منم واقعا گیج و مبهوت شدم که چرا با همه ی این کارهایی که براش کردم این کارو با من کرد ...
    باور کنید هنوز باورم نمیشه، مادر و پدر و خواهر کوچکترش خیلی با حجاب و با اعتقادتر هستند. 
    وقتی موضوع ارتباط با پسره رو متوجه شدم یک هفته تموم  برای اینکه خانواده ام متوجه نشوند شبها بیرون میرفتم  و گریه میکردم حالا نمی دونم واقعا چکار کنم  میترسم بعد از عروسی به مشکل بخوریم...
    بعضی وقتها به خودم میگم که با خانواده خودم صحبت کنم و کلا باهاش تموم و قطع ارتباط کنم  ولی نمی دونم چکار کنم از یه طرفی هم خیلی دوستش دارم تورو خدا راهنماییم کنید ...
    امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
    ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
    شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    به نظر من یه مدت به خودتون وخانومتون فرصت بدید ...سعی کنید باهم بیشتر باشد .وبه رفتار ایشون دقت کنید ...البته نه با دید منفی ....ببینید تو حرفاشون چند درصد دروغ میگن  ....به نظر من اگه دائم دروغ میگن. شما هر چقدر هم با گذشت باشید نمیتونید همیشه ببخشیدش ...دروغ باعث میشه هر چقدر هم بخواهید از خطاهاش بگذرید بازم نتونید چون باعث بی اعتمادی شما شده .....البته سعی کنید از مشاوران محترم تقاضای راهنمایی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    با سلام دوست عزیز
    بارها گفته شده قبل از ازدواج اگر در چیزی شک و تردید دارید اصلا انجامش ندهید.شما برای شکتون که سن این خانوم بود حتما با مشاور صحبت میکردید ولی از نظر من این خانوم در سن تغیر هست و فعلا برای ازدواج تجربه نداره.در ضمن شما باید ببینید با تمام این تفاسیر که گفتبد بهشون اعتماد دارید یا خیر چون بی اعتمادی مثل درخت بی ریشه هست و با کوچکترین وزش باد میوفته و بعدش خودتون در زندگی رنج میبرید.من فکر میکنم بیشتر فکر کنید چون زندگی خیلی راحت نیست همینطور شما برای مراسم عروسی کلی هزینه کنید.بهر حال با یک مشاور هم حتما حتما مشاوره کنید.در صمن شما کارای خوب کردید چرا خودتونو سرزنش میکنید .ایشون گناهکارند و مشکل دارند.شما تلاش خودتونو کردید و مشکل از ایشون هست.ایشون باید برای کار زشتشون گریه کنند چرا شما گریه میکنید برای کاری که نکردید؟ در ضمن تا تصمیم قطعی نگرفتید به خانوادتون نگید چون مشکل چند برابر میشه.بری چند جلسه پیش مشاور تصمیم قطعی بگیرید.در ضمن در تاپیکهای بالا دوستان روش برخورد دروغ را جوری مطرح یا پیشنهاد کردند که انگار این خانوم دختر بچه 4 تا 6 ساله هست.ایشون باید از این لحاظ توسط مشاور ارزیابی بشن و ریشه دروغ از کودکی میاد پس معالجه باید بشن قبل از ازدواج و اینم کار شما نیست.موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •