تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی همسرم یا عشقم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ehsas
آخرین ارسال:ستاره*
پاسخ ها 64

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

دوراهی همسرم یا عشقم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    اره.الان پدرم هم دوتا زن داره.نه خونهاشونو جدامیگیرم وعدالتورعایت میکنم.[hr]من هزاران بارگفتم بروخودتودرمان کن.حاضرنیست درمان بشه.اگه درمان کردزندگی خودش خوب میشه نکرد طلاقش میدم ولی بعدازازداج باتمنا.تامردم نگن بخاطره دختره زنشوطلاق داده.واقعاتحملش برام سخت شده.همه وقتی رفتارموباهاش میبینن بهش میگن چرادرست نمیشی زندگی کنی.میگه خوبم اون مریضه.اون ازشادبودنم عصبانی میشه وهرکاری میکنه ک ناراحتم کنه ووقتی ناراحتم خوشحاله.[hr]برای ازدواج میتونم برم دادگاه شکایت کنم حکم عدم تمکین زنموبگیرم وزن دوم بگیرم اما اینم یه جنگ دیگه درست میکنه.گفت فرصت بده رضایت میدم .گفتم بعدرضایتت بابات بگویانمخاد رضایت بدی خودم از دادگاه میگیرم.رفت ب خانوادش گفت وپدرش ابرومومحل کارم برد.
    اون میگه هرکسی جز تمنا.اونم فقط چون تمناهمه نیازامو رفع کرده وباهاش سرلجه..[hr]لطفا راهنماییم کنید...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام دوست عزیز

    ببینید همسر شما از نظر جنسی یک عقده ی وا نشده داره ( البته عذر خواهی میکنم که اینطوری حرف میزنم ، به هر حال همسر شماست)
    چندتا نکته رو کنار هم بزارین
    بهترین رویاش این هست که با یه شخصیت معروف ارتباط جنسی داشته باشه( این یعنی با خود عمل رابطه مشکلی نداره)
    دوم به شما این اجازه رو نمیده و به شدت مقاومت میکنه( این میتونه نمایانگر دوتا موضوع باشه یکی ارتباط با شما براش قابل قبول نیست ، ویا دیگری این که زمانی که به اصل عمل میرسه واکنش نشون میده)
    سوم ، خانم تمنا رو با عنوان کردن لحظات خوب جنسی به حسادت وا میداره( این یعنی میدونه که بهترین لحظه برای هر خانوم لحظه ی لذت با همسرش هست)
    و چهارم ، محکوم کردن شما به این که فاسد هستی چون از همسرت رابطه میخوای.

    از تمام این مطالب میشه اینطور نتیجه گرفت که همسر شما از نظر روحی و روانی در ارتباط با رابطه ی جنسی تحت فشار هست و قطعا این مشکل ریشه ی خاصی داره ، که دقیق مشخص نیست. و مشکل جسمی نداره

    در تمام مطالب این مشکل درمان قطعی داره ، اما به شرطی که همسرتون قبول کنن که تحت درمان قرار بگیرن.

    اما سوال.
    قبل از ورود خانم تمنا به زندگی شما ، ارتباط محبتیش با شما چگونه بود؟؟؟
    نظر همسرتون راجب مشاور ها در کل چی هست؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    اون بارابطه ازپشت مشکل نداره فقط باجلومشکل داره.میگه مال تونیست وتو فاسدوحیوونی.ازلحاظ محبتی قبل ازاومدن تمنا تمام محبتهام بی پاسخ بود.هیچ محبتی درکارنبود منو هفته به هفته ول میکردومیرفت خونه اقوام.غذاکه نمیپخت.اصلا زندگی درکارنبود.تمنا که اومد ارامشم بیشترشد.چندباربه تمنا زنگ زدوفحش دادکه منوول کنه ولی تمنابراش دلیل اوردکه نمیتونه وهمه کاراشوبهش گفت الان محبتش بهترشده محبت نیست فیلم بازی میکنه.بطوریکه اگ کنارتمناباشم همش پیاممحبت امیزمیده واگ نباشم فحش میده.ازوقتی هم تمنا رفته هرروزجنگ میکنه چون میدونه من جایی ندارم برم.پیش مشاورهم رفته هزارتاکتاب روانشناسی خونده ولی فقط بلده برادیگران راهکاربده ن خودش.[hr]جدیداهم میگه چون بااون دختره رابطه داری واون هرزست بدنت نجسه ونمخام باهات رابطه داشته باشم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    خوب این نشون دهنده ی این هست که به حرف هایی که بلده ایمان نداره. و شرایط روحی بدی داره.
    اگر قبول کنه که با یه مشاور متخصص صحبت کنه ، مشکلش حل میشه ، مشاور با تکنیک هایی که بلده ازش حرف میکشه و مشکل و ریشه رو پیدا میکنه و میتونه درمان کنه.
    اما در مورد پست دومتون ، این رفتار نشون میده که این خانوم ارزش خیلی براش قابل احترام هست ، و ازش نمیگذره ، لذا این رفتار رو نشون میده.

    در نهایت این مشکل تنها با چند جلسه مشاوره با یک متخصص حل میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    اون کلا توتوهمه میگه باید برام یاخدمتکاربگیری یادختره بشه خدمتکارم.بابچهام درست رفتارنمیکنه وحتی حوصله غذادادن بهشونو نداره.کارای خونه ک اصلا انجام نمیده مگراینکه مهمون داشته باشیم.فقط میگه من هرروزبایدبرم بیرون خونه اقوامم!بخودش اصلا نمیرسه مگراینکه بخوادبیرون بره.به بوبدنش توجه نمیکنه.خودش ک میخوادبیادبغل من اصلاخودشواماده نمیکنه.هربارمیگم دوستدارم برا[hr]م فلان لباسوبپوشی میگه هیزی.زمانیکه باتمناخونه داشتیم گفت منوببرخونش.منم بردمش.وسایلای خونه دومیم همه دست دوم بودن وکهنه.رفتیم.وقتی برگشتیم تایه هفته دعوامیکرد که چرااینوبراش خریدی چرااونوبراش خریدی.اگ بیرون میرفتیم ازاول تااخرش به تمنا پیام فحش میدادیاب گوشی خودم فحش میفرستاد.[hr]اون نمیخواد قبول کنه که بیماره.الان بهونش نجس بودن منه 8سال پیش چی؟منکه نجس نبودم  باکسی نبودم.اونموقع میگفت فاسدوحیوون.الان رابطه هم میخواد ولی موقع دخول فرارمیکنه.پیش مشاورهای زیادی هم رفته  ولی هیچکدوم نفهمیدن چشه وکلا چی میخواد اززندگی![hr]شمابگیدبازنم چکارکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    کلافه شدم.دیشب موقع اذون رفتم خونه تازنم نیستش رفته خونه باباش مهمونی.منم باباباشیناقهرم ونمیرم خونشون.زنگ زدم کجای؟میگه خونه بابام.میگم چرانگفتی؟میگه پیام دادم نرسید.گفتم اومدی پیامتونشونم بده.گفت پاکش کردم.گفتم من روزم نبایدخبرمیدادی تاازبیرون چیزی میگرفتم میخوردم یایچیزی برام درست میکردی.میگه نمیمیری که!حالا یه روزچیزی نخور.یکی ازاقوام مریضن توبیمارستان دیشب من بایدتاصبح پیشش میموندم رفتم بیمارستان زنم زنگ نزد سحربیدارم کنه ک یچیزی بخورم!تازه صبح که رفتم خونه لباس بپوشم برم سرکار باهام دعواهم میکنه.واقعا این دوستداشتنه؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    تواین مدت هیچوقت نشده که صبح که میرم سرکاربهم صبحونه بده.همیشه خوابه.ولی تاپاموازخونه بیرون میزارم هنوزماشینوروشن نکردم پیام میده ولیست خریدومیفرسته یامیگه برگشتنی برام پول بیار.بهش اعتراض که میکنم میگه خداگفته وظیفه زن نیست که توخونه شوهرش کارکنه ومن برالباس شستنت هم باید ازت پول بگیرم!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    من قبلا صحبت های خانم تمنا رو هم خوندم ، واقعا شرایطتون خاصه ...
    اما در مورد رفتار همسرتون...
    اینکه میگن کار کردن در خانه وظیفه همسر نیست ، درست هست ، اما غالبا میگن برای تحکیم روابط و ایجاد محبت کارهای خونه رو خانم ها انجام بدن (یعنی اکثر خانم ها خودشون این کار رو با میل و رغبت انجام میدن)، در صورتی که تواناییشو ندارند یک خدمتکار براشون استخدام کنید
    اما اگر قرار بر این باشه که رابطه زناشویی ، همه بر اساس حق  و حقوق و وظیفه باشه و فقط زن و مرد موظف باشند که بر این اساس رفتار کنند ، باید به همسرتون یادآور بشید که داشتن رابطه زناشویی هم یک حق و هم یک وظیفه ست ، برای هر دو طرف  و همین طور رابطه داشتن از پشت ،یک انحراف جنسی محسوب میشه

    ولی در کل ، در مورد روابط زناشویی
    باید کمی هم در رفتارهای خودتون کنکاش کنید ، آیا سعی کردید ، اول همسرتون رو راضی کنید و بعد خودتون؟

    شاید علت اینکه  همسرتون از ارتباط فرار میکنه ، عدم رضایتش در ارتباط باشه
    البته چون ذکر کردید که از پشت مشکلی ندارند، ممکن هم هست یک خاطره ای از قبل دارند که آزارشون میده...اما ممکن هم هست که شما نتونسته باشید رضایتش رو جلب کنید...

    در مورد سوال اصلی تون ، نمیتونم نظر قاطع بدم اما در هر صورت ، شما نسبت به خانم تمنا هم مسئولید و یکی از بزرگترین مسئولیتهای شما حفظ آبروی ایشون هست ...
    مخصوصا که فرمودید در استان بوشهر هستید که نسبتا شهرهای کوچکی داره و پخش شدن شایعه و از بین رفتن آبرو در اون خیلی راحتتر از شهرهای بزرگه...
    فکر میکنم اولویت شما در مورد ایشون حفظ آبروشون هست و به همین دلیل هم باید سعی کنید نظر ایشون رو به نحوی جلب کنید و بعد تصمیم بگیرید که آیا با خانم تمنا ازدواج کنید یا خیر، که اگر ازدواج کردید مشکلی نداشته باشید و اگر هم ازدواج نکردید ، خانم تمنا موقعیتهایی برای ازدواج با افراد مناسب داشته باشند..
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    طباطبایی آواتار ها
    یک سوال
    تا به حال سعی کردید همسرتون رو با دادن هدیه غافلگیر کنید ؟

    مدتی سعی کنید بهشون محبت کنید اما ازشون رابطه نخواید ، ببینید عکس العملشون چیه؟
    آیا تغییری میبینید؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    من خیلی وقته حدودا 5ساله که دیگه رابطه ازش نمیخوام.خودش میادجلو.دیگه هیچوقت من سمتش نمیرم چون میدونم بیفایدست.همیشه اول کاری میکنم اون ارضابشه بعدنوبت خودم که میرسه اون فرارمیکنه.میگه دردم میاد.گریه میکنه.کتکم میزنه.منم نصفه ول میکنم.دکترا میگن مشکلی نداره.من همیشه دارم فقط بهش محبت میکنم امااون بااخم جواب میده.هدیه هم زیادبهش دادم اماهرسری یه ایرادی روش گذاشته.من برا تمنا یه پفک میبردم خونه تاشبش کلی قربون صدقم میرفت وازم تشکرمیکرد.اما اون اخم میکنه ولباشواویزون میکنه.منم بهش میگم تمکین مرد وظیفته من بایدازتو راضی باشم اما اون میگه من چیزیم نیست میگه من هرکارکنم توبایدفقط محبت کنی.من خونه پدرم شرایط بدی داشتم زن گرفتم ک بهتربشم اما بدترشدم.اگ تمنا نبود معلوم نبود الان من توچه کثافتی بودم زنم هیچ تلاشی نمیکرد بلکه راه هم بهم نشون میداد.دیگه خسته شدم.هفته ای نیست که دعوا نکنه.سرهرچیزکوچیکی.من باتمناهم سکس داشتم اون میگه زیباترین لحظاتوبراش میسازم.تابحال ازش بو بد نشنیدم.اما زنم همینکه دخول کنم یه ماده بدبو بیرون میزنه ک حالموبهم میزنه.واقعاخسته شدم.نمیدونم باهاش چکنم.همه راههارورفتم.مشاور.دکتر.خان اده.بامحبت.دعوا.ولی هیچ تاثیری نداشته.ماکلا دوشخصیت جداازهم هستیم.اون پنچرومن پرانرژی.اون سردومن گرم.اون تنبل ومن تروفرز.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •