تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی همسرم یا عشقم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ehsas
آخرین ارسال:ستاره*
پاسخ ها 64

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

دوراهی همسرم یا عشقم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    من ازنامزدی تاالان همیشه محبت کردم.کارای خونه که میخواست انجام بده همش دورش بودم وبوسش میکردم.وقربون صدقش میرفتم.جلوجمع همش بوسش میکردم وکلی احترامش میذاشتم اماهربارباهام بدحرف میزد وضایعم میکرد.اون عاشق شخصیت فلان بازیگرنیست اون عشق شهرته.میخوادشوهرش هنرمندمشهورباشه.عشق زندگی تهران وتجملاته.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    من جندبارخاستم رابطموقطع کنم اما اون خیلی وابستست وخیلی اسیب دید.ومیگفت ازم سواستفاده کردی وبهم گفت برا یه تصمیم که بخای ب زنت نزدیک بشی باید دوسال باابرو وزندگی یه دختربازی کنی؟میگفت من مقصردعواهاتون نبودم چرا تاوانشومن باید بدم.گفت زمانیکه زنت پیشنهاد داد برو نیازاتو باکس دیگه رفع کن وتوهم رفتی نگفتین ولش کنید چ بسرش میاد.اون همیشه میگفت من تحمل شکست عشقی رو ندارم من مجبورش کردم ایقدمحبت کردم که عاشقم بشه.حتی توجدایی اخرمون خودکشی کرد.این حرفاش دلمولرزوند.اون میگه زندگیتوخوب کن حتی میگه بزاربازنت حرف بزنم اما زنم قبول نمیکنه.میگه زندگیتوبسازامادرکنارمن.مم وحذف نکن.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ehsas' pid='14736' dateline='1373814672'
    من جندبارخاستم رابطموقطع کنم اما اون خیلی وابستست وخیلی اسیب دید.ومیگفت ازم سواستفاده کردی وبهم گفت برا یه تصمیم که بخای ب زنت نزدیک بشی باید دوسال باابرو وزندگی یه دختربازی کنی؟میگفت من مقصردعواهاتون نبودم چرا تاوانشومن باید بدم.گفت زمانیکه زنت پیشنهاد داد برو نیازاتو باکس دیگه رفع کن وتوهم رفتی نگفتین ولش کنید چ بسرش میاد.اون همیشه میگفت من تحمل شکست عشقی رو ندارم من مجبورش کردم ایقدمحبت کردم که عاشقم بشه.حتی توجدایی اخرمون خودکشی کرد.این حرفاش دلمولرزوند.اون میگه زندگیتوخوب کن حتی میگه بزاربازنت حرف بزنم اما زنم قبول نمیکنه.میگه زندگیتوبسازامادرکنارمن.مم وحذف نکن.
     
     بله ، شما در برابر تمنا خانم هم مسئولید ، شما قبل از اینکه مطمئن بشید که میتونید از عهده ازدواج با ایشون (رضایت همسرتون و مشکلاتی که الان دارید) بربیاید سعی کردید که ایشون رو تصاحب کنید و خدا کنه که این کار رو از راه شرعی انجام داده باشید ...
    به هر حال، بعد از این ده سال زندگی ، هیچ وقت اتفاق نیفتاده که خانمتون نسبت به چیزی پاسخ مثبت بدن؟
    راهی رو نمیدونید که بتونید رضایتشون رو جلب کنید؟

    ضمنا سوالم رو در مورد خواستگاری ، نامزدی ، عقد و اوایل عروسیتون، پاسخ ندادید
    اینکه خانمتون چطور بودند؟ توی خواستگاری چه قولهایی دادید؟
    اون موقع ها ازتون چه انتظاری داشتند؟
    چی میخواستند؟
    اون موقع ها چطوری میتونستید خوشحالشون کنید؟
    و...
    از خانمتون در اون زمانها بگید ...
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    درموردتمنابایدبگم که قبلش صیغه خوندیم وبعدکه زن شدعقددایم کردیم.
    واماهمسرم.توخاستگاری بهش گفتم هیچی نمیخام ازت .محبت واینکه توخونه خوش پوش باشی.اونم گفت منم  میخام خوشبختم کنی.4ماه عقدبودیم من سربازی بودم وقتایی که کنارش بودم محبت میکردم جواب نمیداد.فک کردم خجالت میکشه.بیرون میرفتیم ب مردابدنگاه میکردوبادوستام زیادی گرم بود.دوسال باهاش صحبت کردم تادرست شد.بعدازدواج توخونه روسری میپوشیدوبسته بود اونم درست کردم.شباتوخاب بیدارمیشدبلندبلندمیخندید. اگری میکرد.یخچال همیشه پرکپک بود.ظرفشویی پرظرف.تنهاپاسخ مثبتش ب بیرون رفتن خونه دیگران بود.من خستهازسرکارمیومدم اون دم درمنتظربود که بریم شب نشینی اگ میگفتم نه دعوامیشددیگه من خونه دوستامون ک میرفتیم ازخستگی خابم میبرد.من به خیلی رفتاراش دقت نکرده بودم تمنابهم اعتراض میکردومن متوجه شدم تااوضاخیلی خرابه!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    یکی رفتارش این بود که مینشست پیش زن برادرمینا ودوستاش وازنحوه سکسمون میگفت واعتراض میکردک من خیلی گرمم اونم چون دوهفته یکباربودم.مجبوربودم.باتمنا یروز درمیون بودیم!ومیومدازسکس وخصوصی ترین مسایل زندگی بقیه بمن میگفت.تمنا فهمیدگفت ک اینجوردیدزن داداشات بهت عوض میشن وشخصیتت پایین میاد خوب راست هم میگفت.اون خودش حتی ب دوستاش راجبه بوسیدنمون هم نمیگفت میگفت ایناحریمای خصوصی خودمونن شایدب کسی بگم طمع کنه بیادسمتت!من به زنم گفتم گفت میخام همه بدونن ک سکسمون چطوریه وتوچقدفاسدی!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    زنم ازینکه مهمون من بیادخونم ناراضی بودوبی احترامی میکردالان 5ساله ک کسی خونم نمیاد منم مهموناموخونه تمنامیبردم.بامادرم هروقت میومددعوامیکردوبیرونش میکرد ک اونم بردمخونه تمنا.فکمیکردم مقصرمادرمه اما وقتی دیدم چطور باتمنا دوست شده فهمیدم مشککل اززنمه!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    من فقط ازش فحش شنیدم وسرکوفت.سرکوفت بچه طلاق بودنم.فحش خاهرومادرم میداد.توخونم درس خوندرفت حوزه تشویقش کردم خودشوبرترازمن دونست ومن شدم مقصربیماریش
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    طباطبایی آواتار ها
     از کل توضیحاتتون ممنونم
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ehsas' pid='14790' dateline='1373840785'
    درموردتمنابایدبگم که قبلش صیغه خوندیم وبعدکه زن شدعقددایم کردیم.
     
    بسیار خب ، پس در واقع الان شما دو تا همسر دارید و موضوع ، انتخاب بین همسر یا عشقتون (به معنای منفیش) نیست  درواقع ، شما دو تا همسر دارید و مشکلتون این هست که چگونه با وجود حذف همسر اولتون و کمترین آسیب به او، همسر دومتون رو که مطابق با خواسته شماست  هم حفظ کنید
    در واقع الان جدایی و رها کردن هر کدام ، معادل با طلاق هست و دوستانی که مشورت میدن باید این رو در نظر بگیرند
    شما به تمنا خانم مدیون هستید چون به شما زندگی دوباره بخشید ، شما رو از کارهای اشتباه منع کرد و به دامن خانواده برگردوند و الحمدلله شما از اول رابطه تون با تمنا خانم کاری خلاف شرع هم انجام ندادید
    همسر اول شما ، به کار خلاف شرع برای شما رضایت میداده اما حالا که همسر شرعی دارید ، ناراضی هست .. این واقعا جای تاسف داره،اما  احتمالا نگرانیشون از دست دادن توجه شما هست
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ehsas' pid='14791' dateline='1373841081'
    یکی رفتارش این بود که مینشست پیش زن برادرمینا ودوستاش وازنحوه سکسمون میگفت واعتراض میکردک من خیلی گرمم اونم چون دوهفته یکباربودم.مجبوربودم.باتمنا یروز درمیون بودیم!ومیومدازسکس وخصوصی ترین مسایل زندگی بقیه بمن میگفت.تمنا فهمیدگفت ک اینجوردیدزن داداشات بهت عوض میشن وشخصیتت پایین میاد خوب راست هم میگفت.اون خودش حتی ب دوستاش راجبه بوسیدنمون هم نمیگفت میگفت ایناحریمای خصوصی خودمونن شایدب کسی بگم طمع کنه بیادسمتت!من به زنم گفتم گفت میخام همه بدونن ک سکسمون چطوریه وتوچقدفاسدی!
     
    طبق آیه قرآن ،  زن و مرد لباس همدیگه هستند و یکی از معنای اون ، پوشاندن عیوب و رازهای همسر از دیگران هست
    یکی از رازهایی هم که همیشه باید مخفی بمونه همین رابطه خاص زناشویی هست ، مردان که غالبا به دلیل غیرتی که دارند این رو هرگز بیان نمیکنند و زنان هم باید با حجب و حیایی که دارند از بیان این رابطه خودداری کنند، مگر در زمانی که نیاز به مشورت باشه

    و به نظر من کسی که این رابطه رو بیان میکنه ، خودش رو و بی حیایی و بی شرمی خودش رو نشون داده و خودش رو خراب میکنه تا همسرش رو ...
    و به علاوه کسی هم که بشینه این رو گوش بده ، کاری ناشایست مرتکب شده

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    طباطبایی آواتار ها
    رفتارهایی که شما از همسرتون بیان کردید ، در صورتی که با همین کیفیت باشه ، جای بسی تاسف داره
    این رفتارها حتی در شان یک فرد عادی نیست ، چه برسه به اینکه بخواد تحصیلاتی حوزوی داشته باشه
    متاسفانه گاهی پیش میاد که عده ای ، علی رغم داشتن اطلاعاتی رفتارهایی مغایر علمش انجام میده و برای این افراد اون علم و آگاهی جز وزر و وبال چیزی نیست ...

    اما با همه این حرفها ، باز هم شما رو به صبر در برابر همسراولتون توصیه میکنم ، مخصوصا که شما از ایشون دو تا فرزند دارید ، همین طور که در این سالها ، با تلاشتون تونستید تغییراتی در ایشون ایجاد کنید ، ممکنه باز هم در آینده توفیقات بیشتری داشته باشید
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •