تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شروط خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:paymanc
آخرین ارسال:paymanc
پاسخ ها 37

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

شروط خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='14547' dateline='1373716868'
    با سلام
    یکی از اصول مشاوره اینه که هیچ سوالی از روی کنجکاوی مشاور پرسیده نشه و برای کمک به مراجع و روشن شدن ابعاد مشکل و خیلی دلایل دیگه، مطرح بشه. به چند مورد اشاره میکنم:
    دلایل پرسشهای جوابیه اولم:
    سوال 2(بعد از سه سال......):شاید خانواده قصد کمک مالی دارندوتکلیف تا سه سال دیگه معلوم میشه، شاید کسی رو مدنظر دارن و تا سه سال دیگه...، شرایط خانواده دختر رو میشناسند و تا سه سال دیگه...، منتظر یه فرصتند یا بهانه ویا...
    سوال 3(جواب رو با دختر خانم در میون گذاشتید؟): شاید دختر خانم راه حلی ارایه بدهند با توجه به اینکه آشنایی ایشون با مشکل، بیشتر از مشاورتونه...  و هم اینکه راه حل های دیگه که با شرایط شما سازگارتره، سنجیده بشه.
    سوال4(تکلیف دختر خانم....):میزان جدیت و پایبندی مادرتون به حرفش... و اینکه با توجه به تموم زوایا چنین جوابی داده شده یا.... ؟

    دلایل پرسش های جوابیه دومم:
    سوال1(دلایلتون...): سنجش میزان منطقی بودن دلایل مادرتون با توجه به شناختتون از ایشون و ....
    سوال2و3: میزان همدلی خانواده ها و نظر و راه حل احتمالی اونها و همچنین سنجش میزان اعتماد شما به اونها و سهم اونها در حل مشکلتون سنجیده بشه.
    منظورم نکته های قابل تأمل که ببینم چه مقدار موافقید و نظرتون چیه؟

    نکته قابل تأمل: گاه گذشت زمان و مدیریت بهینه آن، بزرگترین حلال مشکل است.



    ببینید من دیگه هیچ کمک مالی از طرف خانواده ندارم و هیچ کمکی هم نمیکنن-اینکه گفتن سه سال برای اینکه من بتونم مدرک کارشناسی رو بگیرم و میگن سن من پایینه و ...
    باهاش در میون گذاشتم ولی نه سه سال-گفتم تا موقعی که شرایط مالی مناسب پیدا کنم چون خودم فقط رو این مسئله تمرکز کردم -سوال 4 هم نمیدونم واقعا چرا گفتن سه سال و حرف دقیق هم به من نمیزنن-اگه مشاور حضوری سراغ دارید معرفی کنید تا شاید کمک ها و صحبت های ایشون به صورت حضوری کمک بکنه-من نسبت به منطقی بودنش اعتراض دارم چون دلیلی برای رها کردن درسی که 15 سال براش زحمت کشیدم نمیبینم-مگه همه دوستان دانشجو که ازدواج میکنن درس رو ول میکنن؟-این قسمت اخر فکر میکنم همدلی نگم وجود نداره چون دروغه اما کمه و تو این مسئله هیچ-
    من با نظرشون مخالفم چون دانشجو بودن و اینکه من 20 سالمه دلیلی برای اینکه نتونم ازدواج کنم نیست اما خوب مسئله مالی رو خودم قبول دارم -بالاخره زندگی هزینه داره اون هم تو تهران- اما خوب من ترم اخر کاردانی معماری هستم و حدودا فوق دیپلمه
    ممنون ازتون که پاسخ میدید
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    با سلام
    خیلی از پاسخ هاتون ممنونم. امیدوارم "شاید"های من در مورد توجیه پرسش هایم به شما کمک کنه تا تمامی احتمالات دیگه رو هم در مورد مشکلتون و طرز برخورد دیگران در مورد اون در نظر بگیرین.
    به جمله" من با نظرشون مخالفم....اما خوب مسأله مالی رو خودم قبول دارم.."
    فکر نمی کنید مشکل مالی شما به علت همون دو دلیل "دانشجو بودن وسن کم" شماست. ظاهراَ علت اصلی مشکلتون رو بیان کردید.
    1- فکر می کنید بهترین راه حل برای مشکلتون (با توجه به دلایلی که ذکر کردید) چیه؟
    2- اطرافیانتون که مشکلی شبیه شما داشتند، چگونه اون رو حل کردن؟ چه راه حل هایی به ذهن شما میرسه؟

    نکته قابل تأمل:مشکلات به اندازه ای مهم هستند که ما آن ها را مهم می پنداریم.

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='14613' dateline='1373743570'
    با سلام
    خیلی از پاسخ هاتون ممنونم. امیدوارم "شاید"های من در مورد توجیه پرسش هایم به شما کمک کنه تا تمامی احتمالات دیگه رو هم در مورد مشکلتون و طرز برخورد دیگران در مورد اون در نظر بگیرین.
    به جمله" من با نظرشون مخالفم....اما خوب مسأله مالی رو خودم قبول دارم.."
    فکر نمی کنید مشکل مالی شما به علت همون دو دلیل "دانشجو بودن وسن کم" شماست. ظاهراَ علت اصلی مشکلتون رو بیان کردید.
    1- فکر می کنید بهترین راه حل برای مشکلتون (با توجه به دلایلی که ذکر کردید) چیه؟
    2- اطرافیانتون که مشکلی شبیه شما داشتند، چگونه اون رو حل کردن؟ چه راه حل هایی به ذهن شما میرسه؟

    نکته قابل تأمل:مشکلات به اندازه ای مهم هستند که ما آن ها را مهم می پنداریم.

     

    ممنون که وقت میزارید-به نظر خودم راه حل کار و اشتغال مناسب من هستش و قبول دارم شایدم به خاطر همین مسائل باشه اما خوب یعنی من حق ندارم چون دانشجو هستم و سنم 20 هستش ازدواج کنم؟مگه اسلام هم سفارش به ازدواج سریع جوانان نکرده؟؟؟من هم همین الان قصد ازدواج نکردم خودم شرایط رو میبینم ولی حرفم اینه که اون دختر هم باید خیالش راحت باشه تا بتونه به خواستگارهاش جواب رد بده یا نه ؟ منظورم اینه که نشونی چیزی که خواستگار براش نیاد هستش
    اطرافیان تا حالا اینجور مشکل ندیده بودم و یا شایدم من خبر ندارم
    خواهشا کمکم کنید چون شدیدا دارم به هم میریزم
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    با سلام
    خیلی خوبه. ممنون از پاسخ هاتون.
    1- آیا این شرط( اشتغال)، از طرف ایشون و خانوادشون هم مطرحه؟(یعنی با توجه به سن کم و دانشجو بودن شما که الان هم در جامعه قابل درکه که دانشجو جماعت، بعد ازپایان تحصیلات وارد بازار کار میشه؛ با توجه به رشته شما، شاید این مشکل در خانوادشون حلَه )
    2- آیا از بازار کار رشتتون خبر دارید که بتونید برای دیگران چند تا مثال بزنید؟
    3- در مرد ملاک ها، در خانواده ایشون، مشکل دیگه ای وجو نداره تا سنگ دیگه ای از طرف اونها جلوی پاتون قرار نگیره؟(از دختر خانم جویا بشید)
    نکته قابل تأمل: برای حل مشکلات خود، دیگران را در کنار مشکل خود قرار دهیم نه درون مشکل خود(از آنان یک همدل و همراه بسازیم )
    توجه: لطفا جواب ها را در کادر "پاسخ سریع" در پایین همین صفحه بنویسید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='14732' dateline='1373811015'
    با سلام
    خیلی خوبه. ممنون از پاسخ هاتون.
    1- آیا این شرط( اشتغال)، از طرف ایشون و خانوادشون هم مطرحه؟(یعنی با توجه به سن کم و دانشجو بودن شما که الان هم در جامعه قابل درکه که دانشجو جماعت، بعد ازپایان تحصیلات وارد بازار کار میشه؛ با توجه به رشته شما، شاید این مشکل در خانوادشون حلَه )
    2- آیا از بازار کار رشتتون خبر دارید که بتونید برای دیگران چند تا مثال بزنید؟
    3- در مرد ملاک ها، در خانواده ایشون، مشکل دیگه ای وجو نداره تا سنگ دیگه ای از طرف اونها جلوی پاتون قرار نگیره؟(از دختر خانم جویا بشید)
    نکته قابل تأمل: برای حل مشکلات خود، دیگران را در کنار مشکل خود قرار دهیم نه درون مشکل خود(از آنان یک همدل و همراه بسازیم )
    توجه: لطفا جواب ها را در کادر "پاسخ سریع" در پایین همین صفحه بنویسید.


    نه از طرف خانواده اون اطلاعی ندارم و البته به غیر خواهرش کسی هم خبر نداره مادرش هم به رحمت خدا رفته-بازار کار رشته من خودتون بایذ بدونید رشته معماری بازار فوق العاده اس-من از نظر مالی پدرم هیچوقت برای خودم اینده ندیدم چون بنده خدا کارمند ساده اس و از امروز هم تو یه اژانس اتومبیل کرایه شروع به کار کردم-جواب سوال سه رو هم باید بپرسم
    اما خوب این سوالهای من از شما هستش من و این خانم به شدت به هم علاقه داریم یعنی دانشجو بودن میتونه دلیلی برای جدایی ما باشه؟اینکه خوب باید یه وضع مالی مساعد داشته باشم صحیحه ولی خوب خودتون هم تو صحبت گفتید دلیلش دانشجو بودن و سن پایین منه و این یعنی که من از این احساسی که دارم دست بکشم؟یا اینکه مادر من شرط سه سال گذاشته این واقعا صحیحه؟
    ممنون از اینکه کمکم میکنید
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    باسلام
    طاعاتتون قبول درگاه خداوند توانا
    دوست خوب! نمی دونم تابه حال پای صحبت چند نفر از دوستانی که ازدواج کردند، نشستید. هر ازدواجی برای خودش داستان ها و فراز و نشیب هایی داره.
    "پدر و مادر"، جزو افرادی هستند که باید نسبت به ازدواج و زمان و شرایطش مخالفت جدی ای نداشته باشند و اگه موافقتشون با ترفندها و راهکارهای مختلف به دست بیاد که بسیار نکوست.
    توی ازدواج، آقا پسر باید خودش رو به اصطلاح به اطرافیانش، اثبات کنه؛ زمان ازدواج، شخص مورد نظر و خانوادش، وضع مالی و...(این شرایط در مورد طرف مقابل هم باید تأیید بشه)
    شما یه ازدواجی که از نزدیکان سراغ دارید رو به خاطر بیارید و برای این مواردی که من گفتم، مصداقش رو در اون ازدواج پیدا کنید. نظرتون چیه؟
    نکته قابل تأمل: خود را اثبات کنیم، قبل از اینکه در ترازوی دیگران مورد سنجش قرار بگیریم. 
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='14775' dateline='1373833356'
    باسلام
    طاعاتتون قبول درگاه خداوند توانا
    دوست خوب! نمی دونم تابه حال پای صحبت چند نفر از دوستانی که ازدواج کردند، نشستید. هر ازدواجی برای خودش داستان ها و فراز و نشیب هایی داره.
    "پدر و مادر"، جزو افرادی هستند که باید نسبت به ازدواج و زمان و شرایطش مخالفت جدی ای نداشته باشند و اگه موافقتشون با ترفندها و راهکارهای مختلف به دست بیاد که بسیار نکوست.
    توی ازدواج، آقا پسر باید خودش رو به اصطلاح به اطرافیانش، اثبات کنه؛ زمان ازدواج، شخص مورد نظر و خانوادش، وضع مالی و...(این شرایط در مورد طرف مقابل هم باید تأیید بشه)
    شما یه ازدواجی که از نزدیکان سراغ دارید رو به خاطر بیارید و برای این مواردی که من گفتم، مصداقش رو در اون ازدواج پیدا کنید. نظرتون چیه؟
    نکته قابل تأمل: خود را اثبات کنیم، قبل از اینکه در ترازوی دیگران مورد سنجش قرار بگیریم. 


    ازدواجی الان خاطرم نیست اما خوب قبول دارم که وضع مالی مهمه
    خوب این راه حل ها رو نشونم بدید ممنون میشم شاید باعث شد این راه حل ها که کمکم هم بکنند
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    با سلام
    گفتم هر ازدواجی (دوروبرتون زیاده). خوشبختی، هزینه داره و تلاش زیادی میطلبه.
    در کل مسیر سختی برای رسیدن به خوشبختی وجود داره.
    مثال1:زن(دانشجو) و شوهری که، آقا برای خریدن شیرینی ازدواجش، از اداره وام گرفت!!!! و خانم رضایت داد با همون وام و پس انداز دوران عقد(هفت ماه) پول رهن خونه رو جور کنند و با یه مهمونی ساده عروسیشون رو برگزار کردن و کمتر از یه سال، وام منزل گرفتند و صاحب خونه هم شدند.
    مثال2: آقای دکتری که طرحش رو در دوران سربازی، در یه روستا گذروند و با پس اندازش، خرج یه عروسی ساده رو فراهم کرد.
    مثال3: دختر خانم شاغلی که مقداری از پس اندازش رو خرج مراسم عروسی کرد و در عوض با خانه دار شدنشون، در مالکیت خونه با آقا، سهیم شد.
    مثال4: دوستی که هم خودش و هم همسرش دانشجو بودند و در دو شهر مختلف و دو سال در دوران عقد بودند و مراسم ازدواجشون یه سفر مشهد بود.
    مثال5: زن و شوهر دانشجویی که دوسال عقد بودند و با فوت پدر دختر با یه مهمونی ساده اقوام نزدیک، عروسیشون رو برگزار کردن.
    نکته قابل تأمل: قبل از آنکه مورد عبرت دیگران قرار گیرید، از زندگی دیگران عبرت بگیرید.

       
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='14961' dateline='1373964809'
    با سلام
    گفتم هر ازدواجی (دوروبرتون زیاده). خوشبختی، هزینه داره و تلاش زیادی میطلبه.
    در کل مسیر سختی برای رسیدن به خوشبختی وجود داره.
    مثال1:زن(دانشجو) و شوهری که، آقا برای خریدن شیرینی ازدواجش، از اداره وام گرفت!!!! و خانم رضایت داد با همون وام و پس انداز دوران عقد(هفت ماه) پول رهن خونه رو جور کنند و با یه مهمونی ساده عروسیشون رو برگزار کردن و کمتر از یه سال، وام منزل گرفتند و صاحب خونه هم شدند.
    مثال2: آقای دکتری که طرحش رو در دوران سربازی، در یه روستا گذروند و با پس اندازش، خرج یه عروسی ساده رو فراهم کرد.
    مثال3: دختر خانم شاغلی که مقداری از پس اندازش رو خرج مراسم عروسی کرد و در عوض با خانه دار شدنشون، در مالکیت خونه با آقا، سهیم شد.
    مثال4: دوستی که هم خودش و هم همسرش دانشجو بودند و در دو شهر مختلف و دو سال در دوران عقد بودند و مراسم ازدواجشون یه سفر مشهد بود.
    مثال5: زن و شوهر دانشجویی که دوسال عقد بودند و با فوت پدر دختر با یه مهمونی ساده اقوام نزدیک، عروسیشون رو برگزار کردن.
    نکته قابل تأمل: قبل از آنکه مورد عبرت دیگران قرار گیرید، از زندگی دیگران عبرت بگیرید.

       

    اقای حسینی اینایی که شما میگید درست اما خوب ببینید من دانشجو هستم این ترم هم به امید خدا ترم اخره کاردانی معماری هستم-کلی بگم اس و پاس-اگه میشه راهنمایی کنید و یه راه بهم نشون بدید-فکر میکنم تو پست های قبلی کامل توضیح داده باشم شرایطم رو-راهیی نشونم بدید تو رو خدا - اینقدر فکرم درگیره که کلا گوشه گیر شدم و نمیتونم تصمیم بگیرم و در کل داغونم الان هم تنها شما هستید که میتونید کمکم کنید
    در مورد رضایت خانواده هم خواهشا راهی نشونم بدید-سه سال عمر کمی نیست برای من که 20 سالمه و پسرم چیز مهمی نیست اما برای یه دختر 22 ساله خوب خیلی مهمه
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    با سلام
    برادر خوبم! یه بار دیگه تموم مطالبی رو که براتون یبان کردم، توی ورد کپی بگیرید و مطالعه کنید. خیلی بحث ها به نظر من تابحال در موردش صحبت شد. از جمله سه سال انتظار.
    تموم این مطالب رو بیان کردم تا یه پشتوانه فکری براتون ایجاد بشه و بتونید اونا رو برای مجاب کردنشون به خانواده منتقل کنید.
    نکته قابل تأمل: بعد از مطالعه راه های پیش رو اکنون زمان عمل است. نگذاریم دیگران، ابتکار عمل را به دست بگیرند و ما را برای عبرت دیگران به دیوار خاطره ها بچسبانند.
    می بخشید من با توجه به سطح علمی دوستان، ممکنه از جملات ثقیل تری استفاده کنم.
    خواهر شما! حسینی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •