تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شروط خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:paymanc
آخرین ارسال:paymanc
پاسخ ها 37

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

شروط خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='15009' dateline='1373981272'
    با سلام
    برادر خوبم! یه بار دیگه تموم مطالبی رو که براتون یبان کردم، توی ورد کپی بگیرید و مطالعه کنید. خیلی بحث ها به نظر من تابحال در موردش صحبت شد. از جمله سه سال انتظار.
    تموم این مطالب رو بیان کردم تا یه پشتوانه فکری براتون ایجاد بشه و بتونید اونا رو برای مجاب کردنشون به خانواده منتقل کنید.
    نکته قابل تأمل: بعد از مطالعه راه های پیش رو اکنون زمان عمل است. نگذاریم دیگران، ابتکار عمل را به دست بگیرند و ما را برای عبرت دیگران به دیوار خاطره ها بچسبانند.
    می بخشید من با توجه به سطح علمی دوستان، ممکنه از جملات ثقیل تری استفاده کنم.
    خواهر شما! حسینی
     
    خانم حسینی!!! با عرض پوزش من الان اصلا امکان تفکر ندارم یعنی نمیتونم واقعا
    مطالب رو دوباره خوندم اما خوب چیزی به ذهنم نرسید
    خواهشا بیشتر کمک کنید
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    با سلام:
    تمام مطالب ارسالی از طرف اینجانب رو جمع آوری کردم. یه پرینت از اون بگیرید. دو صفحه است. یه روز مهلت بدید و چند باره بخونید. انشالله سوالی باشه در خدمتم.
    جلسه اول:

    -1در مورد جمله "مادرم شرط گذاشته...." که چی؟ منظورتون از این جمله چیه؟ چه شرطی؟
     2-بعد از سه سال قراره چه کاری براتون انجام بدهند؟
    3- جواب مادرتون رو با اون دخترخانم، درمیون گذاشتید؟
    4- از مادرتون در مورد تکلیف دختر خانم توی این سه سال پرسیدید؟(با توجه به اینکه تکلیف شما رو مشخص کردن"درس و سربازی")
    نکته قابل تأمل: هر لحظه که تصمیم خود را برای شروع زندگی مشترک می گیرید، باید برای آن قدم را بردارید و خانواده های دو طرف را در جریان اقدامات خود قرار دهید وگرنه زندگی مشترک را در رؤیا و بدون ضمانت شروع کرده اید.
    .................................................. .................................................. .................................................. ........................
    جلسه دوم:لطفا جواب سوال2و3 و4 را بعلاوه سوالات زیر بیان کنید.
    1- ظاهرا شما مهلت سه ساله مادرتون رو قبول ندارید؟ دلایلتون چیه؟ وضعیت شما برای شروع زندگی مشترک از نظر خودتون مهیاست؟
    2- کدوم یک از افراد خانواده شما از این موضوع اطلاع دارند؟
    3- کدوم یک از افراد خانواده دختر خانم از این موضوع اطلاع دارند؟
    4- نظرتون رو درباره نکته ای که عرض کردم رو هم بیان کنید.
    نکته قابل تأمل: برای انجام کارهای مهم در زندگی، قدم های مهم و محکمی برداریم.
    .................................................. .................................................. .................................................. ........................
    جلسه سوم: یکی از اصول مشاوره اینه که هیچ سوالی از روی کنجکاوی مشاور پرسیده نشه و برای کمک به مراجع و روشن شدن ابعاد مشکل و خیلی دلایل دیگه، مطرح بشه. به چند مورد اشاره میکنم:
    دلایل پرسشهای جوابیه اولم:
    سوال 2(بعد از سه سال......):شاید خانواده قصد کمک مالی دارندوتکلیف تا سه سال دیگه معلوم میشه، شاید کسی رو مدنظر دارن و تا سه سال دیگه...، شرایط خانواده دختر رو میشناسند و تا سه سال دیگه...، منتظر یه فرصتند یا بهانه ویا...
    سوال 3(جواب رو با دختر خانم در میون گذاشتید؟): شاید دختر خانم راه حلی ارایه بدهند با توجه به اینکه آشنایی ایشون با مشکل، بیشتر از مشاورتونه...  و هم اینکه راه حل های دیگه که با شرایط شما سازگارتره، سنجیده بشه.
    سوال4(تکلیف دختر خانم....):میزان جدیت و پایبندی مادرتون به حرفش... و اینکه با توجه به تموم زوایا چنین جوابی داده شده یا.... ؟
    دلایل پرسش های جوابیه دومم:
    سوال1(دلایلتون...): سنجش میزان منطقی بودن دلایل مادرتون با توجه به شناختتون از ایشون و ....
    سوال2و3: میزان همدلی خانواده ها و نظر و راه حل احتمالی اونها و همچنین سنجش میزان اعتماد شما به اونها و سهم اونها در حل مشکلتون سنجیده بشه.
    منظورم نکته های قابل تأمل که ببینم چه مقدار موافقید و نظرتون چیه؟

    نکته قابل تأمل: گاه گذشت زمان و مدیریت بهینه آن، بزرگترین حلال مشکل است
    .................................................. .................................................. .................................................. ........................
    جلسه چهارم: امیدوارم "شاید"های من در مورد توجیه پرسش هایم به شما کمک کنه تا تمامی احتمالات دیگه رو هم در مورد مشکلتون و طرز برخورد دیگران در مورد اون در نظر بگیرین.
    به جمله" من با نظرشون مخالفم....اما خوب مسأله مالی رو خودم قبول دارم.."
    فکر نمی کنید مشکل مالی شما به علت همون دو دلیل "دانشجو بودن وسن کم" شماست. ظاهراَ علت اصلی مشکلتون رو بیان کردید.
    1- فکر می کنید بهترین راه حل برای مشکلتون (با توجه به دلایلی که ذکر کردید) چیه؟
    2- اطرافیانتون که مشکلی شبیه شما داشتند، چگونه اون رو حل کردن؟ چه راه حل هایی به ذهن شما میرسه؟
    نکته قابل تأمل: مشکلات به اندازه ای مهم هستند که ما آن ها را مهم می پنداریم.
      .................................................. .................................................. .................................................. ........................
    جلسه پنجم:
    1- آیا این شرط( اشتغال)، از طرف ایشون و خانوادشون هم مطرحه؟(یعنی با توجه به سن کم و دانشجو بودن شما که الان هم در جامعه قابل درکه که دانشجو جماعت، بعد ازپایان تحصیلات وارد بازار کار میشه؛ با توجه به رشته شما، شاید این مشکل در خانوادشون حلَه )
    2- آیا از بازار کار رشتتون خبر دارید که بتونید برای دیگران چند تا مثال بزنید؟
    3- در مرد ملاک ها، در خانواده ایشون، مشکل دیگه ای وجو نداره تا سنگ دیگه ای از طرف اونها جلوی پاتون قرار نگیره؟(از دختر خانم جویا بشید)
    نکته قابل تأمل: برای حل مشکلات خود، دیگران را در کنار مشکل خود قرار دهیم نه درون مشکل خود(از آنان یک همدل و همراه بسازیم )
    توجه: لطفا جواب ها را در کادر "پاسخ سریع" در پایین همین صفحه بنویسید.
    .................................................. .................................................. .................................................. ........................
    جلسه ششم: دوست خوب! نمی دونم تابه حال پای صحبت چند نفر از دوستانی که ازدواج کردند، نشستید. هر ازدواجی برای خودش داستان ها و فراز و نشیب هایی داره.
    "پدر و مادر"، جزو افرادی هستند که باید نسبت به ازدواج و زمان و شرایطش مخالفت جدی ای نداشته باشند و اگه موافقتشون با ترفندها و راهکارهای مختلف به دست بیاد که بسیار نکوست.
    توی ازدواج، آقا پسر باید خودش رو به اصطلاح به اطرافیانش، اثبات کنه؛ زمان ازدواج، شخص مورد نظر و خانوادش، وضع مالی و...(این شرایط در مورد طرف مقابل هم باید تأیید بشه)
    شما یه ازدواجی که از نزدیکان سراغ دارید رو به خاطر بیارید و برای این مواردی که من گفتم، مصداقش رو در اون ازدواج پیدا کنید. نظرتون چیه؟
    نکته قابل تأمل: خود را اثبات کنیم، قبل از اینکه در ترازوی دیگران مورد سنجش قرار بگیریم. 
    .................................................. .................................................. .................................................. .............................................
    جلسه هفتم: گفتم هر ازدواجی (دوروبرتون زیاده). خوشبختی، هزینه داره و تلاش زیادی میطلبه. در کل مسیر سختی برای رسیدن به خوشبختی وجود داره.
    مثال1:زن(دانشجو) و شوهری که، آقا برای خریدن شیرینی ازدواجش، از اداره وام گرفت!!!! و خانم رضایت داد با همون وام و پس انداز دوران عقد(هفت ماه) پول رهن خونه رو جور کنند و با یه مهمونی ساده عروسیشون رو برگزار کردن و کمتر از یه سال، وام منزل گرفتند و صاحب خونه هم شدند.
    مثال2: آقای دکتری که طرحش رو در دوران سربازی، در یه روستا گذروند و با پس اندازش، خرج یه عروسی ساده رو فراهم کرد.
    مثال3: دختر خانم شاغلی که مقداری از پس اندازش رو خرج مراسم عروسی کرد و در عوض با خانه دار شدنشون، در مالکیت خونه با آقا، سهیم شد.
    مثال4: دوستی که هم خودش و هم همسرش دانشجو بودند و در دو شهر مختلف و دو سال در دوران عقد بودند و مراسم ازدواجشون یه سفر مشهد بود.
    مثال5: زن و شوهر دانشجویی که دوسال عقد بودند و با فوت پدر دختر با یه مهمونی ساده اقوام نزدیک، عروسیشون رو برگزار کردن.
    نکته قابل تأمل: قبل از آنکه مورد عبرت دیگران قرار گیرید، از زندگی دیگران عبرت بگیرید.
    .................................................. .................................................. .................................................. .......................................
    جلسه هشتم:برادر خوبم! یه بار دیگه تموم مطالبی رو که براتون یبان کردم، توی ورد کپی بگیرید و مطالعه کنید. خیلی بحث ها به نظر من تابحال در موردش صحبت شد. از جمله سه سال انتظار.
    تموم این مطالب رو بیان کردم تا یه پشتوانه فکری براتون ایجاد بشه و بتونید اونا رو برای مجاب کردنشون به خانواده منتقل کنید.
    نکته قابل تأمل: بعد از مطالعه راه های پیش رو اکنون زمان عمل است. نگذاریم دیگران، ابتکار عمل را به دست بگیرند و ما را برای عبرت دیگران به دیوار خاطره ها بچسبانند.
    می بخشید من با توجه به سطح علمی دوستان، ممکنه از جملات ثقیل تری استفاده کنم.
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    paymanc آواتار ها
    سلام
    خانم حسینی
    با عرض پوزش من خیلی روی این مطالب وقت گذاشتم ولی نتایجی که دلم میخواست رو نگرفتم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    با سلام
    1- قبل از هر چیز از نظر خونواده دختر خانم با شرایط  خودتون( تفاوت سنی، دانشجو بودن, نسبت فامیلی، وضع مالی و...) تاحدودی اطلاع کسب کنید( دختر خانم به صورت سربسته نظر پدرشون رو جویا بشوند و جواب را به شما اطلاع بدهند)؛ با توجه به نسبت فامیلی، بهتره بیگودار به آب نزنید. 
    2- موضوع خواستگاری، در آینده نزدیک باید مطرح بشه تا دو طرف تکلیف خود را راجع به ادامه ارتباط بدانند و در چارچوب اخلاق برخورد کنند.
    3- باید با مثال هایی اونها رو به آینده کاریتون مطمئن کنید و شمه ای از اقدامات خود را بیان کنید( چندین مکان برای کار البته با تخصص خودتان مراجعه کنید ).
    4- باید تا می تونید با رضایت خونوادتون اقدام کنید و دختر خانم و خانوادشون رو با شرایط مالی و احتمال طولانی بودن دوران عقد تا فراهم شدن حداقل شرایط در ازدواجتون( افزایش سن، طی شدن دوران دانشجویی، بهبود وضع مالی و...)  آشنا کنید.
    تکلیف: نتایج دیگه ای که از صحبت هامون به دست آوردید رو در ادامه بنویسید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='15210' dateline='1374083803'
    با سلام
    1- قبل از هر چیز از نظر خونواده دختر خانم با شرایط  خودتون( تفاوت سنی، دانشجو بودن, نسبت فامیلی، وضع مالی و...) تاحدودی اطلاع کسب کنید( دختر خانم به صورت سربسته نظر پدرشون رو جویا بشوند و جواب را به شما اطلاع بدهند)؛ با توجه به نسبت فامیلی، بهتره بیگودار به آب نزنید. 
    2- موضوع خواستگاری، در آینده نزدیک باید مطرح بشه تا دو طرف تکلیف خود را راجع به ادامه ارتباط بدانند و در چارچوب اخلاق برخورد کنند.
    3- باید با مثال هایی اونها رو به آینده کاریتون مطمئن کنید و شمه ای از اقدامات خود را بیان کنید( چندین مکان برای کار البته با تخصص خودتان مراجعه کنید ).
    4- باید تا می تونید با رضایت خونوادتون اقدام کنید و دختر خانم و خانوادشون رو با شرایط مالی و احتمال طولانی بودن دوران عقد تا فراهم شدن حداقل شرایط در ازدواجتون( افزایش سن، طی شدن دوران دانشجویی، بهبود وضع مالی و...)  آشنا کنید.
    تکلیف: نتایج دیگه ای که از صحبت هامون به دست آوردید رو در ادامه بنویسید.


    خدا خیرتون بده همین ها به ذهنم رسید یمخواستم تو این پست بگم که دیدم شما گفتید
    من از فردا به عنوان مشاور املاک شروع به کار میکنم با امید و توکل به خدا
    از راهنمایی های شما هم استفاده میکنم و ازتون ممنونم
    اما با عرض پوزش یه سوال برام مونده چرا راهی رو میتونم پیش بگیرم برای راضی کردن خانواده تا حداقل برای عقد و خواستگاری اقدام کنن
    باز هم ممنون از اینکه وقت میزارید
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    با سلام
    می تونید مراحل پیشنهادی زیر رو به ترتیب اجرا کنید:
    1- ابتدا نشون بدید که شرایط رو درک می کنید( مشکلات پیش رو در شماره های 1 تا4  را بیان کنید)
    2-چند مورد از مثال هایی که بیان کردم رو براشون بگید( 5 مثال از ازدواج ها).
    3- برنامه آینده( خواستگاری، نامزدی و عقد، کار و  تحصیل، سربازی، مراسم ساده عروسی و...)
    4- اهمیت نظر اولیا و رضایتشون نسبت به این امر برای شما و کمک طلبیدن برای عمل به وظیفه والدینیشون و اینکه شرایط اونها رو درک می کنید و به اصطلاح اگه جای اونها بودی فلان کار...... رو می کردید.(پیشنهاد بدید لااقل خواستگاری می رفتم و...)
    5- از اونها بخواهید پیشنهاد بدهند بهترین راه حل که خیالتون رو راحت بکنه که فلانی مال شماست از نظر اونها چیه؟(بدون اینکه بخواهند به اصطلاح شما رو از سر خودشون وا کنند و حتما جوابشون منطقی باشه.)
    6- میزان درصد احتمالی که خانواده دختر، بدون خواستگاری، دخترشون رو تا سه سال دیگه شوهر ندهند رو چقدر می دونند ؟ تکلیف دختر خانم تو این مدت چیه و به چه امید و تضمینی باید پای شما بایسته؟(از نظر والدینتون)
    7- به طور جدی ابراز کنید که اگر خانواده، اقدام نکنه ممکنه را های دیگه ای رو که کسی به شما پیشنهاد کرده انجام بدید( طوری بیان کنید که تهدید تلقی نشه بلکه به گونه ای باشه که مثلا راهش رو از دیگران پرسیدید و مثلا حق دارید خواستتون رو به تنهایی برای خانواده دختر بیان کنید)
    نکته قابل تأمل: این روش به هیچ وجه شیوه مشاوره ای من نیست که به مراجعان پیشنهاد انجام کاری اون هم به صورت برنامه بدهم. اصل بر اینه که مراجعم رو به خودرهبری( مرحله روشن شدن مشکل همراه با قدرت تصمیم گیری) برسونم که خودش بتونه تصمیم بگیره. اگه مشاوره حضوری بود حتما این نکات رو با کمک هم اشاره می کردیم ولی این هم از شرایط مشاوره اینترنتیه!
    بقیه موارد رو مطمئنم که خودتون می تونید بهش دست پیدا کنید با توجه به اینکه زوایای بیشتری از مشکلتون رو شناختید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    paymanc آواتار ها
    [quote="'حسینی' pid='15241' dateline='1374100256'"]
    با سلام
    می تونید مراحل پیشنهادی زیر رو به ترتیب اجرا کنید:
    1- ابتدا نشون بدید که شرایط رو درک می کنید( مشکلات پیش رو در شماره های 1 تا4  را بیان کنید)
    2-چند مورد از مثال هایی که بیان کردم رو براشون بگید( 5 مثال از ازدواج ها).
    3- برنامه آینده( خواستگاری، نامزدی و عقد، کار و  تحصیل، سربازی، مراسم ساده عروسی و...)
    4- اهمیت نظر اولیا و رضایتشون نسبت به این امر برای شما و کمک طلبیدن برای عمل به وظیفه والدینیشون و اینکه شرایط اونها رو درک می کنید و به اصطلاح اگه جای اونها بودی فلان کار...... رو می کردید.(پیشنهاد بدید لااقل خواستگاری می رفتم و...)
    5- از اونها بخواهید پیشنهاد بدهند بهترین راه حل که خیالتون رو راحت بکنه که فلانی مال شماست از نظر اونها چیه؟(بدون اینکه بخواهند به اصطلاح شما رو از سر خودشون وا کنند و حتما جوابشون منطقی باشه.)
    6- میزان درصد احتمالی که خانواده دختر، بدون خواستگاری، دخترشون رو تا سه سال دیگه شوهر ندهند رو چقدر می دونند ؟ تکلیف دختر خانم تو این مدت چیه و به چه امید و تضمینی باید پای شما بایسته؟(از نظر والدینتون)
    7- به طور جدی ابراز کنید که اگر خانواده، اقدام نکنه ممکنه را های دیگه ای رو که کسی به شما پیشنهاد کرده انجام بدید( طوری بیان کنید که تهدید تلقی نشه بلکه به گونه ای باشه که مثلا راهش رو از دیگران پرسیدید و مثلا حق دارید خواستتون رو به تنهایی برای خانواده دختر بیان کنید)
    نکته قابل تأمل: این روش به هیچ وجه شیوه مشاوره ای من نیست که به مراجعان پیشنهاد انجام کاری اون هم به صورت برنامه بدهم. اصل بر اینه که مراجعم رو به خودشکوفایی( مرحله روشن شدن مشکل همراه با قدرت تصمیم گیری) برسونم که خودش بتونه تصمیم بگیره. اگه مشاوره حضوری بود حتما این نکات رو با کمک هم اشاره می کردیم ولی این هم از شرایط مشاوره اینترنتیه!
    بقیه موارد رو مطمئنم که خودتون می تونید بهش دست پیدا کنید با توجه به اینکه زوایای بیشتری از مشکلتون رو شناختید.



    سلام
    ایا امکان مشاوره حضوری هست یا نه؟؟؟؟
    مشکل اینه که خانواده نمیتونن من رو درک کنن
    همه چی رو با خط کش خودشون میسنجن-نمیدونن که رابطه ما خیلی بالاتر از یه دوست داشتن ساده اس به حدی که نمیتونیم دوری همدیگه رو تحمل کنیم
    همه چی رو با خط کش پول و حرف مردم و منطق هایی که برای من قابل درک نیست میسنجن
    نمیدونم همه حرفهایی که شما زدین رو بهشون گفتم
    نمیدونم چه جوری باید بهشون ثابت کنم که شرایطشون رو درک میکنم باهاشون حرف زدم دلیل و برهان اوردم کامل برنامه هام رو توضیح دادم اما فقط حرف خودشون رو قبول دارن نه کس دیگه-خودشون میدونن نظرشون برام مهمه ولی وقتی ببینم اونها برای نظرم اهمیتی قائل نیستن منم مثل خودشون میشم
    وقتی میگم شما یه راه نشونم بدید میگن باید دو سه سال صبر کنی خوب من که به این حرفشون اعتقادی ندارم نمیگم همین الان اما خوب وقتی اون نیازهای اولیه رو بتونم برطرف کنم صددرصد برنامه خودم رو اجرا میکنم-در مورد این سوالاتون هم که باید بگم میگن اگه دوستت داشته باشه صبر میکنه همینه که خوردم میکنه اخه پدر من مادر من اگه خودتون بودید هم برای دخترتون همین راه رو میرفتید؟قبول میکردید 3 سال بدون هیچ تضمینی دخترتون منتظر بمونه؟ در مورد بحث 7 هم قبلا باهاشون خیلی بحث کردم اما خوب معمولا به جنجال و دعوا کشیده شده-
    خیلی گیرم واقعا شانس اوردم ترم تابستون نرفتم دانشگاه چون واقعا نمیتونستم درس بخونم صددرصد
    حالا با این اووصاف که در مورد نظرات خانواده و عقایدشون بهتون گفتم چه راهی مناسب تره باهاشون چیکار کنم؟چه جوری این دلیل های مسخره و بی اساس شون رو پاسخ بدم و برطرف کنم؟مطمئنن اگه این مشکلات به ترم جدید دانشگاهم هم برسه تاثیرات خیلی بدی داره برام به اندازه ای گیر کردم که نمیدونم اصلا چیکار باید بکنم-جواب میدم بحثمون میشه و در اخر هم من بیخیال میشم و به جایی نمیرسیم-هیچی نمیگم هم که نمیشه من هیچی اون دختر بیچاره چه گناهی کرده؟عین نقطه چین تو نقطه چین گیر کردم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    با سلام
    حتماً باید یه مشاوره حضوری برید. می تونید با آقای عزیزی در میون بذارید. 
    1- تابه حال روی تصمیمی توی زندگیتون، این قدر اصرار داشتید؟ نتیجش چی شده؟
    2- والدینتون، حرف چه کسی براشون مهمه؟
    3- آیا از تبعات نامناسب احتمالی ماجرا( پشیمونی دختر خانم در مورد شرایط شما، نظر مخالف خانواده دختر، سختی های دوران نامزدی، مسئولیت های ازدواج و...) براشون حرف زدید؟ ( تا نشون بدید که دو روی سکه رو می بینید )
    4- آیا واسطه ای که بتونید بهش اعتماد کنید رو سراغ دارید تا به صورت سربسته نظر خانواده دختر رو جویا بشند؟
    5- از ملاک هایی که اون دختر خانم برای ازدواج با شما داره صحبت کنید.
    نکته قابل تأمل: سه عنصر ارتباط، "فرستنده- پیام- گیرنده" می باشند. در این موضوع ، دو عنصر اول باید تغییر کنند تا عنصر سوم تغییر کند.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='15292' dateline='1374144563'
    با سلام
    حتماً باید یه مشاوره حضوری برید. می تونید با آقای عزیزی در میون بذارید. 
    1- تابه حال روی تصمیمی توی زندگیتون، این قدر اصرار داشتید؟ نتیجش چی شده؟
    2- والدینتون، حرف چه کسی براشون مهمه؟
    3- آیا از تبعات نامناسب احتمالی ماجرا( پشیمونی دختر خانم در مورد شرایط شما، نظر مخالف خانواده دختر، سختی های دوران نامزدی، مسئولیت های ازدواج و...) براشون حرف زدید؟ ( تا نشون بدید که دو روی سکه رو می بینید )
    4- آیا واسطه ای که بتونید بهش اعتماد کنید رو سراغ دارید تا به صورت سربسته نظر خانواده دختر رو جویا بشند؟
    5- از ملاک هایی که اون دختر خانم برای ازدواج با شما داره صحبت کنید.
    نکته قابل تأمل: سه عنصر ارتباط، "فرستنده- پیام- گیرنده" می باشند. در این موضوع ، دو عنصر اول باید تغییر کنند تا عنصر سوم تغییر کند.



    سلام ممنون مسائل دیگه که معمولا مادی بوده اره پافشاری کردم اما تو این جور مسائل نه
    والدین من فقط حرف خودشون براشون حرفه البته این رو هم بگم کسی رو ندارم که بتونم راحت باهاش درد دل بکنم-متاسفانه دیگه در این مورد نه صحبت میکنن نه گوش میکنن
    نه متاسفانه واسطه مطمئن که هیچ غیر مطمئنش رو هم ندارم
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    با سلام
    1- با این وصفی که از والدینتون کردید به نظر میاد نتونید به طور منطقی در مورد مشکلاتی که در پیش روی شماست صحبت کنید. این نظر رو در مورد خانواده دختر خانم هم دارید؟ به نظر شما پدر ایشون هم چنین فردیه؟
    2- اگر فکر می کنید که راه از سوی خانوادتون بسته شده و واقعا در حل این مشکل تنها هستید، راه سختی در پیش دارید و حمایت خانواده پشت سرتون نیست؛ که این هم مشکل بزرگیه. آیا تابحال در تصمیم گیری ها و انتخاب هاتون به طور مستقل و بدون پشتوانه حرکت کردید؟ آیا از آسیب ها و سختی های کار اطلاع دارید؟ 
    3- معمولا برای نشون دادن دلخوری ها از خانواده چه برخوردهای مناسبی نشون دادید که نتیجه گرفته باشید؟آیا چنین مواردی رو در این مورد هم امتحان کردید؟(مثلا کم حرف شدن در خانواده، کم غذا خوردن و...) البته در حدی که فقط میزان دلخوریتون رو نسبت به نقش اونها در عدم همراهی اونها برای کمک به حل مشکلتون نشون بدید؛ بدون بی احترامی به شخصیت والدین)
    4- البته در این راه، تلاش برای رسیدن به هدف مهمه نه نتیجه.(یعنی با همه این اوصاف ممکنه نتیجه دلخواه که ازدواج می باشد ، به دست نیاد).
    5- با توجه به سه عنصر ارتباط، فکر نمی کنید باید سعی در تغییر نحوه بیانتون هم داشته باشید.
    خواهش می کنم  هر سوال رو با شماره سوال به طور دقیق
    جواب بدید.

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •