تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه جوری بهش بگم ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ali-azad
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چه جوری بهش بگم ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    اول معذرت می خوام که زیاد نوشتم اما تمام ابعاد مهم قضیه رو گفتم تا اگر کسی خواست کمک کنه بدونه باید دقیقا چه کمکی برسونه

    من پسری هستم 24 ساله ...
    سه سال پیش در دانشگاه با دختری آشنا شدم که دو سال بعد از من وارد دانشگاه شد و بنا به همکاری های درسی که با هم داشتیم کم کم باهاش احساس نزدیکی زیادی کردم ، روابط بسیار پاک و دوستانه ای داشتیم و حدود دو سال اخیر خیلی دوستان نزدیکی شده بودیم ، چون خانواده اش ازش خواسته بودند ، حتی شماره تلفنش رو هم به کسی از پسر ها نمی داد و من هم ازش نخواستم ، بعد از اتمام تحصیلم باهاش از طریق ایمیل فقط می تونستم ارتباط داشته باشم و چون شهرم به دانشگاهمون نزدیک هست همیشه به هر بهانه ای می رفتم دانشگاه که ببینمش و بهش نزدیک تر بشم ، و الان یه چند وقتیه که تقریبا مطمئنم که دختر مناسب من همین خانم هستن .
    خانواده اون ها و ما هردو تحصیل کرده و فرهنگی هستن و تا حدی نگاه های سنتی دارن و تا اونجایی که می دونم به لحاظ فرهنگی تقریبا شبیه هم هستیم و به لحاظ مالی هم همینجور ولی اونا تو هر دو یه مقداری بالاترن
    حالا مسئله اینه که خانواده شون تو همون شهر دانشگاهم هستن و من تو یه شهر که حدود 200 کیلومتر فاصله داره زندگی می کنم و به خاطر شرایط و موقعیت کاری م اگر بخوام برم شهر اون ها عملا بی کار می شم و درآمدی ندارم اینجا دارم با خانواده م شریکی کار می کنم و به همین خاطر دغدغه خیلی کمی برای مادیات دارم و درآمدمون هم خوبه و اینجا به راحتی امکان خرید خونه رو دارم برای زندگی چون زمین ارزون تر از شهر اون هاست و خیلی مزایای دیگه داره از طرفی خانواده اون ها توی اون شهر تنها هستن و خیلی بعیده که بذارن دخترشون ازشون جدا بشه و بیاد به یه شهر کوچیکتر ( اون هم در حالی که همه اطرافیانشون یا تهرون زندگی می کنن یا رفتن اروپا و آمریکا خودشون هم مدتی اروپا بودن)  احتمال مخالفتشون زیاده
     چند ماه پیش به هر بد بختی که بود به خانواده م دربارش گفتم و اون ها هم بعد این که یه سری سوال ها ازم کردن درباره خودش و خونوادش، گفتن هرجور مایل باشی ما حمایتت می کنیم اول باهاش بیشتر نزدیک شو تا بهتر بشناسیش اگر مطمئن شدی که می خوای بعد ما با خانوادش صحبت می کنیم اما اول باید بفهمی که اون هم تو رو می خواد یا نه

    چند وقت پیش که من خواستم مقدمه چینی کنم که بهش ابراز علاقه رسمی کنم و ببینم نظرش چیه یه دفعه فکر کرد من منظورم به دوست دختر و دوست پسریه و کلی قاطی کرد و ناراحت شد و به هزار تا بد بختی تونستم راضی ش کنم که حرفمو گوش کنه تا بالاخره تونستم یه جوری قضیه رو ماست مالی کنم که من منظورم ب دوستی نبوده و وضعیت هم جوری بود که چون خیلی عصبانی شده بود و می دونستم که اگه بگم منظورم برای ازدواج بوده اون رو هم رد می کرد پس دیگه چیزی نگفتم بهش
    از اون موقع هم تا الان باهام سر سنگین شده و با اینکه تونستم بهش بقبولونم که من منظور بدی نداشتم اما هنوز هم ناراحته  واسه همین الان که چند وقتی از موضوع گذشته دوباره فکرش داره می افته تو سرم که بهش بگم حرف دلمو اما از طرفی بعد این ماجرایی که خیلی ناراحت شد و با توجه به اون موضوع مسافت و اینا برام سوالایی پیش میاد

    1 - تنها جایی که میشه دیدش تو دانشگاهه که خب نمیشه اونجا گفت چون ممکنه عکس العمل غیرمنتظره ای داشته باشه و بد بشه البته الان دیگه تلفنش رو هم دارم اما نمی دونم کی زنگ بزنم که کنار خانواده ش نباشه یا توی خیابونی جایی یا کنار بچه ها که دوستامونن ، همه اینا ریسکه برام ( حالا ... خانوما لطفا بگن اگه جوابشون منفی باشه چه جوری میگن به طرف؟ و بد ترین چیزی که ممکنه پیش بیاد چیه؟ )

    2- کی و چه جوری باید بهش بگم که من و شهرم به هم دوخته شدیم؟ و حتی علاقه زیاد من بهش نمی تونه منو از شهرم دور کنه چون دور شدن از شهرم به معنای از دست دادن خیلی چیزاست که برای زندگی فردی و مشترکم لازمه

    3- من واقعا نمی دونم این چیزی که هست بین من و اون، از طرف من عشقه یا علاقه یا عادت چه جوری بفهمم؟ اون چی؟ غیر از اینکه مستقیم بهش بگم راه دیگه ای هم هست که نظرشو راجبه خودم بفهمم؟

    4- شناخت ما از هم در حد شناخت تو دانشگاهه البته ناراحتی و  عصبانیت های هم رو دیدیم ها ولی خب همیشه کنار هم حتی اگه خوش و خرم نبودیم خودمون رو خوش نشون دادیم ، هر دومون ، می ترسم پس فردا همه این موانع برن کنار یه دفعه با یه موجود ترسناکی روبرو بشم که از همه این موانع بزرگتر باشه یا شاید هم برعکس اون از من همین برداشتی رو کنه و از من زده بشه به نظرتون می تونم به همین شناخت تکیه کنم و برم جلو ؟

    5- بهتره که خودم اول بهش بگم یا از خانواده م بخوام که با خانواده ش صحبت کنن؟ چون می ترسم اگه خودم بهش بگم ناراحت شه یا خانواده ش ناراحت شن و فکر کنن ما چه روابطی با هم داشتیم که فلان و چنان و اون ها از همون اول بهم نگاهشون منفی بشه و یه عمر قبولم نداشته باشن از بر عکسش هم می ترسم ! ... می ترسم خودش نظرش منفی باشه و با کشوندن قضیه به خانواده ها بدون اطلاع قبلی خودش ناراحتش کنم که حتی اگه جوابش منفی باشه نمی خوام ناراحت بشه

    6- و بعد از همه این ها پیشنهادی بهم بدین که چه جوری بهش علاقه م رو بگم ، سری قبل که اومدم مقدمه بچینم که شوک نشه که بیچاره شدم ، می ترسم یه دفعه بگم اون هم یه دفعه حتی غش کنه چون خودم وقتی به پدر و مادرم گفتم من یکی و می خوام تا چند ثانیه چشمام سیاهی رفت ، حالا اون دختره و حساس ، نمی خوام هیچ اثر بدی به جا بذارم چه جوابش منفی باشه چه مثبت ، خود گفتنش هم مسئله است من برای گفتن به بابا و مامانم 6-7 ساعت کنارشون نشستم تا موفق شدم بگم اون هم وقتی می خواستن برن بخوابن دیگه گفتم

    از هر کس که بتونه کمکی کنه ممنون می شم مخصوصا اگه کسی از خانوما بتونه بهم پیشنهادی بده و راهنماییم کنه خیلی ممنون می شم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    این خانم تا حالا به شما ابراز علاقه کرده یا اینکه اشاره ای کرده باشد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام ممنون از توجهتون
    نه ، خیلی محترمانه بود برخوردهای ما ، اصلن بیرون از دانشگاه با هم رابطه ای نداشتیم ، البته شوخی و اینا چرا زیاد داریم اما اینکه دوست دارم و تو ستاره منی و اینا اصلن ...

    همین که داداشمی و همیشه روت حساب می کنم و برای هم هدیه تولد می گیریم و اینا اصلن حرف عاشقانه نداشتیم ، ابراز علاقه که اگه کرده بود که کار تموم بود که ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    بانو آواتار ها
    سلام
    به همیاری هوش اومدین 
    به نظر بنده اگر شما تلفنی از ایشون بخواین آدرس منزلشون رو بدن برای امر خیر تشریف میخواین ببرین هم شما منظور رو رسوندین هم ایشون اگر موافق باشن با رضایت آدرس رو میدن

    یا بازم میتونید آدرس رو خودتون پیدا کنید و با خانواده برای خواستگاری تشریف ببرین
     سورپرایز
    خب بالاخره ایشون باید آگاه بشه از خواسته شما و باید بدونید راضی باشه به خواستگاری ختم میشه و در غیر این صورت
    1-ایشون فقط جواب منفی میده
    2- جواب منفی با قطع کردن رابطه دوستی با شما
    3-جواب منفی و پشیمونی از تصمیم زود هنگام گفتن نه

    پس موقع مطرح کردن خواستتون ازشون همون اول بخواین زود پاسخ ندن و کاملا بهش ف کنن وشما منتظرید تا با خانواده ایشون ارتباط بیشتر و صمیمی تری داشته باشید
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مرسی خانم بانو

    اون ایده سورپرایز که اصن حرفشم نزنین ، محاله که خانواده م قبول کنن
    ولی خیلی سخته اینکه یه دفعه زنگ بزنم و بگم واسه امر خیر ،،، آخه ، عکس العملش چیه؟ اگه خانواده ش کنارش باشن تو اون لحظه و کار غیر قابل پیش بینی کنه چی ؟

    من حتی خانواده ش رو هم یه بار دیدم با خواهرش یه کم صحبت کردم مادر و پدرش رو هم از راه دور دیدم و می دونم که خواهرش یه بار داشت من رو از راه دور به مادرش نشون میداد ولی اینکه چی می گفت رو نمی دونم ؟

    به نظرت این می تونه برام علامت خوبی باشه ؟ که شاید اون هم به خانواده ش گفته باشه ؟ یا شاید بهم علاقه ای داره ؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    بانو آواتار ها
    خواهش میشه
    ببین شما چرا نگرانی بالاخره میخوای ایشون از نیت شما باخبر بشه و بهش بگید یا نه؟؟
    خب پس نگران نباشید بهشون یه پیام بدید بگید هر زمان کسی کنارشون نبود به شما خبر بدن کار واجب دارید با ایشون
    بعد اگر میتونید این رو به خواهرشون بگید تا به خانواده منتقل کنن و به شما جواب بدن و در غیر این صورت به خودشون بگید و اینگه بالاخره ممکنه واکنشش تند یا شکه شده یا ریلکس پاسخ بده
    بیشتر از این که نیست
    شما بی جهت داری به نگرانی خودت دامن میزنی یا جواب آره هست یا نه
    پس تا دیر نشده دست بکار شو  شاید کس دیگه ای تو ین زمان دست بکار بشه
    واینکه ف کنم اگر موضوع رو حضوری بهشون بگید بد نباشه (پشت تلفن نمیشه مطلب رو خوب رسوند وبا یه تنش منفی ممکنه همه چیز خراب بشه) اماچون تجربه خرابکاری قبلی دارین تلفنی اعلام کنید و متوجه کنید ایشون رو میخواید برای یه عمر زندگی مشترک نه وقت تلف کردن با دوستی نابجا

    بازم دلم راضی نمیشه تلفنی حضوری بگید بهتره
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    خب جدی الان یه ذره آروم تر شدم 

    کاش زودتر اومده بودم اینجا

    حالا یه چیز دیگه نظرتون در باره سوالای 3 و 4 چیه؟

    3- من واقعا نمی دونم این چیزی که هست بین من و اون، از طرف من عشقه یا علاقه یا عادت چه جوری بفهمم؟ اون چی؟ غیر از اینکه مستقیم بهش بگم راه دیگه ای هم هست که نظرشو راجبه خودم بفهمم؟

    4- شناخت ما از هم در حد شناخت تو دانشگاهه البته ناراحتی و  عصبانیت های هم رو دیدیم ها ولی خب همیشه کنار هم حتی اگه خوش و خرم نبودیم خودمون رو خوش نشون دادیم ، هر دومون ، می ترسم پس فردا همه این موانع برن کنار یه دفعه با یه موجود ترسناکی روبرو بشم که از همه این موانع بزرگتر باشه یا شاید هم برعکس اون از من همین برداشتی رو کنه و از من زده بشه به نظرتون می تونم به همین شناخت تکیه کنم و برم جلو ؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    بانو آواتار ها
    اینکه این عشق و علاقه هست یا نه رو شما باید با توجهبه شناخت خودتون بگید
    اما اگر عشق هم نباشه مهم نیست بعد کمی آشنایی بیشتر و روابط احساسی به عشق تبدیل میشه
    فقط اینکه برای شناخت بیتر باید بعد خواستگاری و د زمان تعیین شده برای شناخت دو طرف هر خواسته ای از هم دارید عنوان کنید تا بهتر با هم آشنا بشید بدونید نظرات و تکرات و خانواده ها همه مثل هم هستن
    الان هم بشینید تمام نکات مثبت و منفی خودتون وایشون رو یک جا یادداشت کنید اهدافتون رو هم همینطور

    بعد اگر صحبت ه آشنایی بیشتر رسید از اشون بخواید این کارو بکنن و به بگید چه ایراد ها و چه نکاتی هست باید بررسی بشه و نقاط قوت و بیشتر و سعی ر رفع نکات منفی کنید هر دو طرف 
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    مرسی بانو ...
    لطف کردید

    یه کم باید رو این قضیه جدی تر وقت بذارم فک کنم ، ممنون از راهنماییتون خیلی کمک کرده تا اینجا
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    بانو آواتار ها
    خواهش میکنم علی آقا

    البته من مشاور نیستم و امیدوارم مشاورا بیان کمک بیشتری بهتون کنن
    موفق باشین خبر بدین عروسی هم تشریف میاریم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •