تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج رو بي معني ميدونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نينا20
آخرین ارسال:عاطفه خانوم
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

ازدواج رو بي معني ميدونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'نينا20' pid='14722' dateline='1373804344'
    سلام. بله درسته/من ادمي هستم كه هيچوقت كوچكترين مشكليو در مجردي احساس نكردم با ازدواج احساس ميكنم تمام خوشيهام محدود ميشه وهمچنين زير بار مسوليت ميرم/منظورم از شيطوني اينكه دوسدارم با جنس مخالف ويا حتي با دوستام خيلي ازاد باشم وازدواج اين امرو محدود كرده...من شرايط قبلمو بالا توضيح دادم.../احساس ميكنم سختي رو خودم با دستاي خودم به جون خريدم /واي خدايا يعني به نظر شما اين درسته؟
     
    دقیقا مشکلتون از همین دیدگاهتون نشات میگیره
    وقتی بتونیم رابطه رو در غیر از ازدواج تعریف کنیم ، قبول ازدواج رو سخت تر میکنه، نه اینکه دلیل ازدواج رابطه باشه اما مسلما راضی کردن چنین جوانی به ازدواج دشوارتر هست

     ببینید ، ازدواج فقط یک سری روابط عاطفی و جسمی نیست که بتونیم با هر فردی تامینش کنیم
    ضمن اینکه اگر کسی تامین روابط رو تنها در غالب ازدواج صحیح بدونه ، یک تعهد و آسودگی خاطر برای همسر به دنبال داره که میدونه همسرش مال اونه...
    و به علاوه ، انسان رو از فرو رفتن به ورطه پایان ناپذیر مقایسه افراد با هم خلاص میکنه ؛ اینکه فردی بتونه مدت یک ماه ، یک سال یا کمتر و بیشتر رو با یکی باشه و بعد با کس دیگه ای ، فرد رو همیشه به مقایسه میکشونه و اون از بودنش با فرد مورد نظر لذت زیادی نمیبره ... هم چنین اون فرد هم به خودش این اجازه رو میده که طرف مقابلش رو با دیگران مقایسه کنه و ممکنه دقیقا زمانی که شما از بودن با اون راضی هستید اون به دنبال فرد دیگری باشه و چون تعهدی نیست به راحتی از شما جدا بشه ...
    یکی از دلایل سختی و دشواری ها در طلاق این هست که افراد به راختی به این گزینه فکر نکنند و اگر فرد هم فرد اخلاق مداری باشه واین روابط در غالب ازدواج باشه به راحتی حاضر نیست که نیازش رو به سمت دیگری غیر از همسرش ببره...

    به علاوه ، این روابط و دوستی ها نهایتا تا حدود سن 30-40 سالگی برای زن ادامه داره و بعد از اون، پیدا کردن افرادی که بخوان به این نوع زندگی مشترک بدون ازدواج ادامه بدن ، اون هم با زنی که تا حدودی زیبایی ها و جذابیت هاشو از دست داده و توی این مدت با افراد دیگری بوده

    درسته ازدواج مسئولیت و تعهد میاره اما همیشه هم این تعهد و مسئولیت بد نیست ....
    میبینیم که همین تعهد و مسئولیت میتونه باعث بشه که زوج تا زمانی که زنده هستند با هم باشند حتی اگر دندونهاشون بیفته ، موهاشون سفید و کم پشت بشه و جز پوستی بر استخوان چیزی نداشته باشند و خلاصه اینکه هیچ جذابیت جوانی شون باقی نمونه....

    ضمنا من یک  نکته دیگه هم یادآوری کنم هیچکدوم از ما نمیتونیم تضمین کنیم که تا قبل از پیری مون برای همیشه سالم و سلامت هستیم، چه بسیار جوانهایی که بر اثر تصادف یا ... زیباییشون رو از دست دادند یا توان راه رفتن ندارند یا ....
    اگر همسری که اون جوون انتخاب کرده بوده ، خودش رو برای خودش دوست داشته باشه نه برای زیبایی هاش، هرگز اونرو که دچار چنین صانحه  ای شده تنها نمیذاره و یار یاورشه اما یک دوست چقدر میتونه این رو تحمل کنه، دوستی که تعهدی برای موندن نداده؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    دوستان  نياز به كمك بيشتري دارم.......................................... ...............................
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    طباطبایی آواتار ها
    این مواردی که گفتم بیشتر در مورد روابط بود که تنها مساله در ازدواج نیست

    توی ازدواج ، اتفاقا به دلیل تعهدی که وجود داره ، دو نفر تلاش میکنند که باعث پیشرفت هم بشن در زمینه های مختلف ،هر روز هفته و ماه و سال رو باهم هستند و این باعث میشه که راحتتر بهم کمک کننند
    چون میدونند که قراره همیشه با این فرد باشند ، هرگز از کمک کردن بهش دست نمیکشند و خودمون هم چون میدونیم که همسرمون همیشه باهامون هست ، دلگرمی بیشتری داریم
    حالا اگر اون فرد قرار باشه بعد از یک شکست بکشه کنار ،علاوه بر مشکلات و فشار های سخت ناشی از شکست ، باید فشار تنها شدن و از دست دادن تکیه گاه رو تحمل کنیم

    مگه تا چند سال پدر و مادرمون کنارمون هستند تا حامی ما باشند؟
    دوستان دیگه مون (هم جنس هامون که فقط قصد دوستی دارند) تا چه حد میتونند توی این شرایط به ما کمک کنند؟ اونم چند سال دیگه که هر کدومشون بیشتر از حالا گرفتار زندگی شدند و احتمالا بچه هم دارند؟
    دوستان تا چه حد میتونند اوقات تنهایی ما رو پر کنند؟ و یه دادمون برسند که از این فشارها افسرده نشیم و خدای نکرده سکته نکنیم؟

    ------------------------------------
    باید این رو قبول کنیم که همه میتونند موقعی که ما شادیم در کنارمون باشند و باهامون شاد باشند (البته اون هم باز محدودیت هایی داره ، دوستانمون همیشه وقت آزاد برای ما ندارند ، هرکدوم خانواده دارند) اما درصد افرادی که موقع ناراحتی و شکست و .. کنارمون هستند  کمتر هست...
    -----------------------------------

    درسته بعد از ازدواج، به مقدار قبل آزاد نیستیم اما در قبال این سلب آزادی ، امنیت و آسایش به دست میاریم ...
    از تبدیل شدن به یک کالایی که میشه به راحتی تغییرش داد و ازش چشم پوشید جلوگیری میشه
    احساس شخصیت میکنیم...
    راحتتر و مطمئن تر میتونیم پیشرفت کنیم...
    مواقع ناراحتی و خوشحالی ، شریک داریم...
    موقع سختی ها ، تنها نیستیم...
    از یک عشق و علاقه دائمی بهره مند میشیم...
    و....
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    طباطبایی آواتار ها
    البته اینم بگم موارد رضایت از زندگی ، بعد از ازدواج ، تنها در صورتی اتفاق میفته که به درستی انتخاب کنیم .......
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    من دنبال همين دليلاي جزيي ميگردم كه افكارمو به زندگيه خوبي كه دارم سوق بده/ميخوام حرفاتوتونو چندين بار بخونم/واقعا ممنون/اگر براتون مقدوره دوسدارم بيشتر باهام صحبت كنيد/دوسدارم اين ليوان ذهنم رو پراز دلايل محكم كنم كه وقتي به اين چيزا بر ميگردم بخندم.../خداوندا يعني ميشه منم  دلم داغه زندگيم باشه/اشكام امون اينكه بخوام بنويسمو نميدن....
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    طباطبایی آواتار ها
    اینکه انسان احساس کنه در موفقیت کسی سهیمه ، یک لذت بزرگه ...
    درسته ازدواج و زندگی مشترک ، پستی و بلندی هایی داره ... اما اینکه آدمی ببینه که تونسته توی شرایط مختلف زندگیش رو حفظ کنه و همچنان با عشق و علاقه در کنار همسرش زندگی میکنه لذت بخشه
    اینکه بتونند زوجین با تلاش همدیگه از پس خرج و مخارج زندگی بر بیان لذت بخشه

    آشپزی کردن با عشق لذت بخشه ، حتی اگر یک بار هم توی مجردی این کار رو نکردید یا علاقه ای نداشتید
    لذت بردن از لذت همسر، کسی که بهش علاقه دارید، هم لذت بخشه

    روزشماری کردن برای سالروز تولد ، ازدواج ، روز مرد یا هر مناسبت قشنگی که یادآور خاطرات شیرین گذشته ست ، لذت بخشه ...
    تلاش برای غافلگیری ، تلاش برای خرید کادو و ... همش لذت بخشه...
    داشتن یک خونه کوچیک اما پر مهر به همه چی می ارزه ، به یک کاخ بزرگ و مجلل و ...
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    طباطبایی آواتار ها
    لازم نیست که حتما توی مجردی همه کاری کرده باشید و بعد به دنیای متاهلی وارد بشید ، به قول خودتون شیطنت کرده باشید
    اتفاقا خدا رو شکر کنید که خیلی از شیطنت ها رو نکردید، دوستی با پسرهایی که فقط هدفشون از این کار، شیطنت و سرگرمی و گذروندن وقتشون هست ارزشی نداره
    یک نگاهی به مشاوره های همین تالار بندازید، چند نفر هستند که از این شیطنت ها کردند و الان پشیمونند یا ناراحت و سردرگم
    یا نگرانند که همسرشون متوجه بشه یا میترسند که به اون پسر جواب منفی بدن و اون اذیتشون کنه یا سر کار هستند
    خیلی ها احساس پشیمونی میکنند از اینکه وقت و عمر و احساسشون رو پای این افراد گذاشتند
    چرا حسرت چیزی رو میخورید که اصلا ارزشش رو نداره؟

    به نظرتون چند درصد افرادی که این شیطنت ها رو کردند الان از اون شیطنت هاشون راضیند یا از بابتشون آسیبی ندیدند؟
    به نظرتون چند درصد افرادی که این شیطنت ها رو نکردند الان حسرتشو میخورند یا زندگیشون به خاطر این دچار آسیب شده؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    طباطبایی آواتار ها
    اگر حوصله آشپزی رو دارید ، میتونید توی همین روزهای آینده یک کیک درست کنید یا یک افطاری درست کنید و از همسرتون دعوت کنید که بیاد اما بهش نگید قراره شما آشپزی کنید
    بذارید وقتی بیاد و دستپخت شما رو بخوره ، کلی لذت میبره و شما یکی از این لذت ها رو با وجودتون احساس میکنید

    من خودم از سایت آشپزی http://www.cheftayebeh.ir/ ،غذاهای خوبی رو پیدا کردم و خوبیش هم اینه که کامل توضیح میده اما گاهی شاید غذاهاش نیاز به مواد خاصی داشته باشه که  در دسترس نباشه
    ولی مثلا اگر بخواید کیک درست کنید من بهتون توصیه میکنم یکی از کیک های ساده رو انتخاب کنید، مثلا کیک ساده ای که چیز خاصی هم نمیخواد حتی تخم مرغ و شیر هم لازم نداره اما فوق العاده خوشمزه میشه
    من خودم این رو بهتون توصیه میکنم: http://www.cheftayebeh.ir/2011/11/blog-post_10.html

    http://www.cheftayebeh.ir/2012/10/blog-post_23.html
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    طباطبایی آواتار ها
    البته یک نکته رو هم اضافه کنم، ممکنه توی ازدواج هم مشکلاتی پیش بیاد که برای اکثر زوج ها  ،حتی اونهایی که خیلی هم عاشق هم هستند گاهی اختلافاتی پیش میاد
    اما مهم نوع برخورد در این موارد هست و تلاشی که برای رفع اختلاف صورت میگیره
    اگر اختلافات ، به درستی حل بشه و از بچه بازی و لجبازی به دور باشه ، همین هم خودش میتونه باعث علاقه بیشتر بشه...
    در کل ، زندگی کردن سختی داره اما همین سختی ها و تکاپو ها هست که زندگی رو از یکنواختی خارج میکنه و یادمون میاره که زنده هستیم ...
    و اگر هم از اون سختی ها نتیجه بگیریم که اون سختی ها شیرینه

    مگر ما برای رفتن به دانشگاه ، مجبور نشدیم سختی کنکور و سال کنکور و .. بپذیریم ؟
    مگر برای پیشرفت در دانشگاه ، مجبور نشدیم درس بخونیم و تلاش کنیم؟

    آیا این سختی ها و مسئولیت ها هم بد بودند؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    خدايا شكرت...دنيام يه شبه عوض شد/هيچ دليلي نميبينم كه ميخواستم هميشه مجرد بمونم/خدايا يعني واقعيته/من ازاين افكار ازار دهنده بيرون اومدم؟ من دنبال همين دليلا بودم اما خودم اينقد عميق بهش فكر نكردم/دلم ميخواد بلند بلند گريه كنم حالا قدر زندگيمو ميدونم/و اينو مديون شمام/ازين به بعد ميخوام از لحظه لحظه زندگيم با همسرم لذت ببرم/چقد ناخواسته رنجوندمش خدايا منو ببخش/حتما همين كاري كه گفتيد انجام ميدم هيچي بهتراز اين بهونه نميشه/باور كنيد هيچوقت به اندازه الان احساس رضايت نداشتم/نميونم با چه زبوني تشكر كنم/هميشه دعاتون ميكنم اميدوارم هميشه سالم سربلند و خوشبخت باشيد
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •