نقل قول نوشته اصلی توسط طباطبایی
نقل قول نوشته اصلی توسط 'نينا20' pid='14722' dateline='1373804344'
سلام. بله درسته/من ادمي هستم كه هيچوقت كوچكترين مشكليو در مجردي احساس نكردم با ازدواج احساس ميكنم تمام خوشيهام محدود ميشه وهمچنين زير بار مسوليت ميرم/منظورم از شيطوني اينكه دوسدارم با جنس مخالف ويا حتي با دوستام خيلي ازاد باشم وازدواج اين امرو محدود كرده...من شرايط قبلمو بالا توضيح دادم.../احساس ميكنم سختي رو خودم با دستاي خودم به جون خريدم /واي خدايا يعني به نظر شما اين درسته؟
 
دقیقا مشکلتون از همین دیدگاهتون نشات میگیره
وقتی بتونیم رابطه رو در غیر از ازدواج تعریف کنیم ، قبول ازدواج رو سخت تر میکنه، نه اینکه دلیل ازدواج رابطه باشه اما مسلما راضی کردن چنین جوانی به ازدواج دشوارتر هست

 ببینید ، ازدواج فقط یک سری روابط عاطفی و جسمی نیست که بتونیم با هر فردی تامینش کنیم
ضمن اینکه اگر کسی تامین روابط رو تنها در غالب ازدواج صحیح بدونه ، یک تعهد و آسودگی خاطر برای همسر به دنبال داره که میدونه همسرش مال اونه...
و به علاوه ، انسان رو از فرو رفتن به ورطه پایان ناپذیر مقایسه افراد با هم خلاص میکنه ؛ اینکه فردی بتونه مدت یک ماه ، یک سال یا کمتر و بیشتر رو با یکی باشه و بعد با کس دیگه ای ، فرد رو همیشه به مقایسه میکشونه و اون از بودنش با فرد مورد نظر لذت زیادی نمیبره ... هم چنین اون فرد هم به خودش این اجازه رو میده که طرف مقابلش رو با دیگران مقایسه کنه و ممکنه دقیقا زمانی که شما از بودن با اون راضی هستید اون به دنبال فرد دیگری باشه و چون تعهدی نیست به راحتی از شما جدا بشه ...
یکی از دلایل سختی و دشواری ها در طلاق این هست که افراد به راختی به این گزینه فکر نکنند و اگر فرد هم فرد اخلاق مداری باشه واین روابط در غالب ازدواج باشه به راحتی حاضر نیست که نیازش رو به سمت دیگری غیر از همسرش ببره...

به علاوه ، این روابط و دوستی ها نهایتا تا حدود سن 30-40 سالگی برای زن ادامه داره و بعد از اون، پیدا کردن افرادی که بخوان به این نوع زندگی مشترک بدون ازدواج ادامه بدن ، اون هم با زنی که تا حدودی زیبایی ها و جذابیت هاشو از دست داده و توی این مدت با افراد دیگری بوده

درسته ازدواج مسئولیت و تعهد میاره اما همیشه هم این تعهد و مسئولیت بد نیست ....
میبینیم که همین تعهد و مسئولیت میتونه باعث بشه که زوج تا زمانی که زنده هستند با هم باشند حتی اگر دندونهاشون بیفته ، موهاشون سفید و کم پشت بشه و جز پوستی بر استخوان چیزی نداشته باشند و خلاصه اینکه هیچ جذابیت جوانی شون باقی نمونه....

ضمنا من یک  نکته دیگه هم یادآوری کنم هیچکدوم از ما نمیتونیم تضمین کنیم که تا قبل از پیری مون برای همیشه سالم و سلامت هستیم، چه بسیار جوانهایی که بر اثر تصادف یا ... زیباییشون رو از دست دادند یا توان راه رفتن ندارند یا ....
اگر همسری که اون جوون انتخاب کرده بوده ، خودش رو برای خودش دوست داشته باشه نه برای زیبایی هاش، هرگز اونرو که دچار چنین صانحه  ای شده تنها نمیذاره و یار یاورشه اما یک دوست چقدر میتونه این رو تحمل کنه، دوستی که تعهدی برای موندن نداده؟