تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج رو بي معني ميدونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نينا20
آخرین ارسال:عاطفه خانوم
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

ازدواج رو بي معني ميدونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خسته نباشيد.كمكم كنيد دستاتونو ميبوسم..... من نينا25 سالمه. 7ماهه كه نامزد كردم همسرم مرد بسيار مهربون و با گذشتيه.برخلاف خونوادش كه ادماي با اخلاقي نيستند.من دختر ازادي بودم/خاطرخواهاي فراوون و خواستگاراي زيادي داشتم/خيلي بلند پروازم و از روي اصول زندگي ميكنم و همچنين راحت طلب/اما توي دوران مجرديم به اندازه كافي خوشي نكردم يعني خودمو خالي نكردم كه مثلا بخوام با كسي فقط دوست باشم و يا.../هميشه بخاطر كسي كه دوسش داشتم خودمو كنار ميكشيدم/مشكل من اينه كه من ازدواج رو بي معني ميدونم و قدر زندگيمو اونجور كه بايد نميدونم/من تجرد هميشگيرو خيلي دوست داشتم خييلي/همسرم خيلي بهم محبت ميكنه منم همينطور ولي ته دلم.../در ضمن ما با هم خيلي تفاهم نظر داريم/اگر ميخوايد بگيد با ازدواج به ارامش ميرسم من توي مجردي ارامش بيشتري داشتم/دنبال يك دليل محكم ميگردم دارم از فكر داغون ميشم.تورو خداا بهم بگيد چكار كنم...ديوونه شدم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز

    این اختلاف نظر ها به دعوا هم میرسه؟
    بیشتر برونگراییت یا درونگرا؟ همسرتون چطور؟
    تا به حال مشکلات زندگی مشترک رو از نزدیک احساس کردین؟
    با همسرتون چطور ازدواج کردین؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام. ما با هم اختلاف نظري نداريم/ من و همسرم بيشتر ادمهايي درون گرا هستيم/بله تقريبا احساس كردم چون خونه پدرم كوچكترين مشكليو احساس نكردم/من و همسرم از بچگي عاشق هم بوديم و الانم هستيم.ايشون همون كسي هستن كه من ميخوام ولي واقعا اين موضوع برام بي معنيه چون اگه مجرد بودم فكر همه جارو هم كرده بودم و ازادي بيشتري داشتم/با اينكه همسرم منو انچنان محدود نميكنه وعلايق وسلايقمون يكيه...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوست عزیز
    با ازدواج فصل جدیدی در زندگی افراد شروع میشه که شرایط خاص به خودش رو داره که تا مهیا نشه نباید اقدام به ازدواج کرد، یکی از این نیاز ها احساس استقلال پیدا کردن در فرد هست.
    درسته زمانی که انسانها در دوران تجرد هستن ، چون مسئولیتی در زندگی به عهده ندارن ، قدری راحت تر زندگی میکنن.
    اما به کرات دیده شده که افراد بعد از ازدواج آرامش روان بیشتری دارن که این آرامش در مراحل مختلفی به وضوح خود نمایی میکنه.
    اما مشکل شما این هست که نمیخواین مسئولیت پذیر باشن و از عهده کار هایی که بر عهده ی شما میزارن پیروز بیرون بیاین ، قبول مسئولیت ها و انجام دادنشون که در به دلیل حضور همسر در زندگی شما ، برعهدهتون قرار میگیره طعم شیرینی داره که منشأ به وجود آمدن آرامش روان هست.

    افلاطون یک نظریه ی فلسفی داره که شنیدنش شاید جالب باشه.
    درست یا غلط ، کفر یا غیر کفر بودنش به عهده ی خودش.
    افلاطون عقیده داره ، اولین انسانی که خلق شد ، دقیقا دو انسان بود در یک جسم ، چهار دست داشت ، چهار چشم داشت و . . .
    چون این انسان از بعد عاطفی احساس نیازی نمیکرد ، به هیچ عنوان بنده ی خدا نبود و انگیزه ای برای عبادت نداشت. لذا خداوند این انسان رو تبدیل کرد به دو نفر که مکمل هم باشن ، و از هم جداشون کرد که این احساس نیاز باعث عبودیت این افراد به درگاه خدا بشه.

    حالا شما از بچگی این نیمه ی گم شده رو پیدا کردین ، اما در خصوص لذت هاش بی تفاوت شدین چون مسئولیت پذیر نیستین.
    به نظر من حضور همسرتون رو در زندگی پر رنگ تر کنید ، و نوع افکارتون رو به سمت افکاری سوق بدین که در حد افراد متاهل باشه ، و از تفکر های بچگانه جدا بشین و ریسمان زندگی خودتون رو به واسطه ی استقلال به دست خودتون و همسرتون بدین.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از صحبتهاي قشنگي كه كرديد/شما درست ميگيد...اما من بايد خييلي بيشتر فكر كنم و حرفاي بيشتري بشنوم/بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز شما هدفتون از زندگی مجردی چیه ؟

    چه آزادی های در دروان مجردی دارید؟

    چرا ازدواج رو بی معنی میدونید ؟

    با نامزدتان روابط جنسی چگونه دارید؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام. توي اين زمانه هركسي اعتقادات خاص خودشو داره و من اين اعتقادو دارم كه اگر مجرد ميموندم زندگي بسيار راحت تري داشتم و ميتونستم در جهت صحيح با هركسي رابطه داشته باشم و نه خودمو محدود به يك شخص كنم/نميدونم شايد بخاطر اينكه من توي مجردي اونطور كه بايد مثل دوستام شيطوني نكردم/شايد خندتون بگيره اما من اينطور فكر ميكنم.                        وقتي ميتوني ازاد باشي و خوش و راحت و همچنين توي ارامش زياد چرا ازدواج....  رابطه جنسي من و همسرم هم خيلي خوبه/يعني خيلي به براوردن نيازم اهميت ميده منم همينطور ولي اين افكار دست از سرم بر نميداره...احساس ميكنم قدر زندگيمو نميدونم/كمكم كنيد/تا زماني كه اين افكارو تو زندگيم داشته باشم نميتونم از عمق جونم براي زندگيم مايه بزارم/
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    من برداشتی که از صحبتتون کردم این هست که به نظر شما میشه ازدواج نکرد و زیر بار مسئولیت نرفت اما از طرفی هم با جنس مخالف دوست بود و حتی رابطه داشت، درسته؟
    یعنی از نظر شما  برای داشتن رابطه با جنس مخالف نیازی به ازدواج نیست، درسته؟
    و اینطوری زمانی هم که از یک فرد خسته شدیم یا اینه دیدیم اشتباه کرده بودیم و فرد مورد نظر نبوده ، اون رو عوض کنیم؟

    میشه بپرسم،منظورتون از شیطونی توی دوران مجردی چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام. بله درسته/من ادمي هستم كه هيچوقت كوچكترين مشكليو در مجردي احساس نكردم با ازدواج احساس ميكنم تمام خوشيهام محدود ميشه وهمچنين زير بار مسوليت ميرم/منظورم از شيطوني اينكه دوسدارم با جنس مخالف ويا حتي با دوستام خيلي ازاد باشم وازدواج اين امرو محدود كرده...من شرايط قبلمو بالا توضيح دادم.../احساس ميكنم سختي رو خودم با دستاي خودم به جون خريدم /واي خدايا يعني به نظر شما اين درسته؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    ازدواج یکی از مراحل زندگی هر انسانی هست که باید با شناخت و آمادگی به این مرحل قدم بگذارد  و در غیر این صورت با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

    ازدواج یعنی خودمان را مسئول دانستن و احساس تعهد به دیگری و احترام برای دیگری تا بتونیم عاشقانه زندگی کنیم.

    شما باید این آمادگی و این قبول مسئوولیت را بوجود میاوردید و ازدواج میکردید. خوبه که در مورد ازدواج و مسئوولیتهای آن کمی بیشتر فکر و تحقیق کنید و اهداف خود را مشخص کنید و خود را از روابط با جنس مخالف محدود کنید و بیشتر به فکر زندگی و آینده خود باشید.


     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •