تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بازگشت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:jac
آخرین ارسال:راه بی پایان
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

بازگشت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    بنده ( jac) قبلا  در بخش شکست عشقی متنی با عنوان (چطور از این غم خالص شم؟) فرستاده بودم ..
    در اون بخش نحوه ی آشنایی و اختلافاتمو باخاستگارم و اینکه چرا بهش جواب رد دادم  توضیح داده بودم ...
     1 هفته بعد از اون ماجراها اون پسر برگشت و شدیدا اصرار میکرد که باهاش صحبت کنم و دلایلمو بهش توضیح بدم و میگفت دلیلش از اینکه 1 هفته صبر کرد این بوده که میدونسته من عصبانی هستم و میخواسته که من کمی آرام تر بشم...
    حالا می خواستم ببینم که آیا اصلا منطقی هست که من با ایشون ادامه بدم؟؟؟ (با توجه به اینکه ایشون خیلی از معیارهای منو دارن ولی  سطح فرهنگی خانوادشون اصلا به من نمیخوره!!)
    میشه چند راه کار برای طرز برخورد با ایشون به من بدید؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام

    لطفا لینک تاپیک قبلتون رو قرار بدین

    تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    اگر موضوعات ایشون رو مشاهده فرمایید ، موضوعشون مشخص هست
    http://hamyaryiran.ir/Thread-%DA%86%...B4%D9%85%D8%9F
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام خانم جک
    آیا الان که برگشتند با خانواده شون برگشتند یا دوباره خودشون به تنهایی اومدند؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    با سلام  
    ایشون از اول هم به تنهایی نیومده بودن و از اول خانوادشونو در قضیه داخل کردند اما چون در شهرستان زندگی میکردند خانوادشون فقط یکبار به منزل ما اومدن و بقیه ی ارتباط به صورت تلفنی بود
    الانم حرفهاشونو از طریق ایمیل و پیامک به خودم میگن و خانوادشون هم مشکلی ندارن و رضایت دارن و میگن که هر وقت من اجازه بدم مادرش زنگ میزنه  تا دوباره با مادرم صحبت کنه... اما با توجه به اختلاف فرهنگی موجود من مطمئن نیستم که باهاشون خوشبخت بشم و خیلی میترسم ... اصلا نمیدونم چطور باید باهاشون برخورد کنم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    طباطبایی آواتار ها
    منظورم از اومدن با خانواده، تمایل خانواده با وصلت هست ...

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    اینطور که خودشون میگن خانوادشون کاملا راضی هستن و اگه قبلا هم مخالفت میکردن بخاطر این بود که نمیخواسن پسرشون ازشون دور بشه در صورتی که ایشون اگه با من هم ازدواج نکنن موقعیت کاری آنچنانی در شهر خودشون ندارن و مجبورن که از خانوادشون دور باشن...
    الان مشکل من اینه که خانوادشون از نظر فرهنگی در سطح پایینی قرار دارن و میترسم بعدا مشکل ساز بشه و اینکه همه به من میگن حتما خود پسره بعد از چند سال منو مجبور خواهد کرد که به شهرستان برم در صورتی که الان خودش به من تعهد کتبی داده و همه جوره قول داده که قصد انجام چنین کاریو نداره...
    حالا سوال من اینجاست از کجا بفهمم اینکارو میکنه یا نه و اینکه ایا این اختلافات فرهنگی خانواده ها در آینده مشکل سازه؟؟؟ و اینکه من الان چطور با ایشون و خانوادشون  برخورد کنم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    طباطبایی آواتار ها
    اگر ایشون یک کار رسمی در شهر شما داشته باشند اگر بخوان هم نمیتونند برگردند شهرشون
    ولی اگر بخوان شما رو مجبور به رفتن به شهرشون بکنند تعهد کتبی هم جوابگو نیست ولی باز هم داشتن تعهد بهتر از نداشتنشه

    میشه نمونه هایی از اختلاف فرهنگی رو بگید
    مثلا توی مراسم این اختلافات هست؟
    مثلا بعد از ازدواج اونها از عروسشون چه توقعاتی دارند؟ چه نوع رفتاری با عروس هاشون دارند؟
    میشه اختلاف فرهنگی رو بازتر کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    مثلا همین چند روز پیش گفت مادرش رفته با حروف ابجد طالع مارو دیده ( بهش گفتن زندگی شون خوبه ولی نباید کسی در زندگی شون دخالت کنه ) ولی خانواده من این خرافاتو اصلا مسخره میدونن ما اگه در دو راهی هم قرار بگیریم نمیریم سراغ یه طالع بین بی سواد و در نهایت امر استخاره میکنیم ولی اونا تابع اینجور چیزا هستن..
    البته خود پسره گفت که طالع بینی قطعی نیست و بهش عقیده نداره ولی خانوادش خیلی اهل این حرفا هستن!!
    و موارد مشابه دیگر...
    در مورد کار هم چون دانشجوی دکترا هستن و در نهایت قصد هیئت علمی شدن دارن احتمالا مجبورن برن شهرستان اما نه شهر خودشون چون در اونجا دانشگاه نیست که با این مورد من مخالفتی ندارم اما اگر کار شرکتش در تهران راه بیفته اونطور که خودش میگه مجبوره که تهران بمونه مگر اینکه با من ازدواج نکنه و کلا شرکت و تدریس در دانشگاه و.. رو بیخیال میشن...
    اونطور که خانوادش گفتن اختلاف زیادی در مراسمات داریم که من هم گفتم اصلا مراسم عروسی و اینجور چیزا نمیخوام...
    اما اینکه خانوادش چه توقعاتی از من خواهند داشت رو نمیدونم !!
    مثلا میترسم که با عروسشون مثل رسوم اغلب شهرستانی ها رفتار کنن مثلا دخالت کنن ، یا تعیین تکلیف کنن و.. من هیچ چیز از رفتارای احتمالی اونا نمیدونم ولی میدونم که رفتارشون با ما متفاوته!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام وقت شما بخیر

    دوست عزیز یکی از تناسب هایی که قبل از شروع زندگی مشترک باید بهش توجه بشه ، تناسب فرهنگی هست ، چون اولا این آقا در شرایط اون خانواده و فرهنگ بزرگ شده و دوما شما به عنوان همسر نباید از خانوادش برای همیشه جداش کنید. بالاخره خوانده ی آقا پسر هم سهمی در زندگی ایشون خواهند داشت ، پس خواه نا خواه با این شرایط درگیر هستین.

    اما در مورد زندگی مشترک شما میتونین شرایط و محل زندگیتون رو در شروط عقدتون عنوان کنید و در عقد نامه تون نوشته بشه، که تعهد محضری به حساب میاد و راهه فراری ازش نیست.

    در کل شما برای انتخاب قطعی ایشون اولا باید اقدام رسمی ببینید ، با خانوادش روبرو بشید و با خود ایشون رو در رو راجب این ترس هایی که دارین صحبت کنید و در صورت امکان هر دوی شما با یک مشاور متخصص هم صحبت کنید تا با حرف های این آقا و تست های لازم میزان تسلط ایشون رو به خانواده آنالیز بکنن.

    این مسئله طوری نیست که با نبود این آقا بشه نظر قطعی داد.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •