تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم برای طلاق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سامیا
آخرین ارسال:سامیا
پاسخ ها 10

تصمیم برای طلاق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. مدت یک سال با همسرم عقد بودم.آشنایی ما هم سنتی بود.در این دوران مدام سرهر موضوع بچه گانه و کوجکی با من شروع به بحث و مجادله میکرد .به خانواده ها میگفت و موضوع و اینقدر پیچیده میکرد که تنش ایجاد میکرد.هرچقدر هم که خودم خانواده ام اصرار داشتیم بریم مشاوره اعتنا نمیکرد و حتی مادرش بهم گفت مگه روانیه پسرم که بیاد مشاوره.من تصمیم به جدایی گرفتم نیومد تا اینکه با مدارکی که رفته مشاوره اومد و گفت من دیگه پی به اشتباهاتم بردم و هرگز حبس دومی نمیشم و تغییر میکنم.چندبار صحبت کردیم تا اینکه متاسفانه تن به ازدواج دادم چون امید داشتم که عوض شده دیگه دادو بیداد و توهین نیست.وفکرکردم که تنشهای دوران عقد وبرو بیاها کم میشه و همه چی روال عادی میگیره............................متاسف انه نشد.امید داشتم خودمو مسول میدونستم تا بجنگم تا عیوبش و اصلاح کنه.بهم احترام بذاره ارزش قایل بشه...........................الان دو ماه بیشتر نیست که اردواج کردیم.هرروز بدتر بچه تر بی مسولیت تر.....................وآبرو ریزتر.هرموقع هم باهاش نشستم آروم حرف بزنم گفت چون تو لیسانس داری میخوای بگی بیشترمن میفهمی ...درصورتی که چنین ادعایی نبود.بی اندازه اعتماد به نفس کاذب داره.بی اندازه سسته.بی اندازه زن و هیــــــــــــــــچ میدونه.الان دست بزن داره فحش ناسزا .من جوونیمو هزینه کردم اعتماد کردم که خوب بشه امید داشتم...................نشد .بزرگترین حماقتی که کردم ازدواج باهاش بود.برا کسی که ارزشی نداشت و منو ندید.خانوادمم مخالف بودن گفتن تو عقد جدا شم ولی تصمیم برگشت و حالا نشستم بدبخت تر از قبل.امیدی ندارم .همش میگم چرا الکی با زندگیم بازی کردم.چرا شدم مطلقه.کمکم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز

    میزان تحصیلات همسرتون چقدره؟؟؟
    توی بحث ها حرف هایی که میزنید به چه منظوری هست؟؟؟ میخواین اون رو متوجه اشتباهش کنید؟؟؟
    همسر شما فقط با شما اینطوریه ، یا در برابر دیگران هم اینطوریه؟
    نظری راجب زندگی دیگران نمیده؟؟؟
    ارتباطش با مادر ویا خواهر خودش چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    دیپلم هست.محکومش نمیکنم ولی هرکسی از هر راهی باهاش صحبت کنه حرف حرق خودشه و بعدم ربط میده به موضوع دیگه و .................................به خانوادشم احترام نمیذاره به خانواده ی منم نه.واضح میگه همه مردا بدن من خوبم.اگه بدون قصد حرف کسی بشه جه من جه خانوتدم بگیم فلانی پسر خوبیه .همون موقع تکذیب میکنه بعدم کلی غرمیزنه که یعنی من بدم ...................من که اصلا تو خانواده ام دست بزن و فحش معنا نداره اکیدا... واقعا کلنجار رفتن باهاش و بی نتیجه ماندن خستم کرده و رسیده به استخوانم.خانوادشم مادب نیستن و درک نمیکنن و خیال بافی میکنن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    چند ساله هستین؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    همسرتون چطور؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    چه سریع تسلیم شدید 
    آیابه نظرتون الان شما طلاق بگیرید تضمینی هست اگر دوباره ازدواج کنید همسرآیندتون ایده آل باشه؟
    پیشنهاد میکنم فرار نکنید چون اگر الان طلاق بگیرید درآینده همچنان باید فرارکنید

    لطفا اگه میخواید مشاوره ادامه پیدا کنه
    یه مثال از بحثاتون بزنید؟
    شغل و سن همسرتون چیه؟
    شما و همسرتون فرزند چندم خانواده هستید؟
    آیا شاغلید؟
    روابط جنسیتون چط.ریه؟
    انتقاداتشون نسبت به شما چیست؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ببینید دوست عزیز
    همسر شما قبول نمیکنه که رفتارش نامساعد هست و باید تغییر کنه ، و این عمل فشار هایی رو به شما وارد میکنه.
    تغییر دادن زندگی شما امکان پذیر هست ، اما قدری سخت.

    در بازی بیلیارد یک توپ سفید رنگ هست که برای تغییر در روند بازی ، باید از اون استفاده کرد. یعنی بازیکن به اون توپ ضربه میزنه ، توپ سفید به توپ بعدی میخوره و شرایط بازی عوض میشه.
    در این بازی توپ سفید چون خواهان تغییر روند بازی هست ، فشار بیشتری هم باید تحمل کنه.

    شما هم در زندگی چون خواهان تغییر عمده هستین(مثل همون توپ سفید) ، در اولین قدم باید تحمل تون رو بسیار بالا ببرین.
    زندگی مشترک ، اگر لذت بخش باشه ، با هیچ لذت دیگری قابل معاوضه نیست و اگر هم تنش زا باشه ، اصلا قابل تحمل نیست ؛ شرایط شما رو درک میکنم ، اما به قول دوست عزیز مون ، زود تسلیم نشید و صبر کنید تا به لحظات شیرین تری برسید.

    مردها بر اساس غرور و صفات مردی که دارند ، کمتر پیش میاد که اشتباهی رو قبول کن ، این جزء صفات مردهاست ؛ نمیشه بهشون هم خورده گرفت ، حالا در بعضی مردها بیشتر و در بعضی مردها کمتر؛ شما برای تغییر این روند ، باید سیاست رو به کار بگیرین.
    فرمودین که دعوا کردن در خانواده ی همسرتون یک چیز عادی هست ، این نشون دهنده ی این هست که همسر شما به ندرت طعم یک دلی و محبت رو چشیده و به همین دلیل به شرایط دعوا عادت داره ، حالا شما مدتی رو باب میل اون زندگی کنید ، سعی کنید حرف حرف اون باشه و هر چی که میخواد عملی کنید.
    از نظر قیافه ، غذا ، روابط و هر چیز دیگری.
    این عمل کرد شما ، زندگی رو به کام همسرتون شیرین خواهد کرد ، و به طبع رفتارش با شما مهربان تر خواهد شد و آرامش نسبی به زندگی شما بر خواهد گشت ، روابط جنسی که سهم بسزایی در ایجاد آرامش زن و مرد داره ، بر قرار هد شد.
    در لوای این آرامش موقتی ایجاد شده ، شما خواسته هاتون رو به خورد همسرتون میدین ، ولی اینبار چون شما همش بهش گفتین چشم ، احساس قبلی شوهرتون که گمان میکرد میخوان تحصیلاتتون رو به رخش بکشید ، از بیر میره ، چون تقریبا مرد سالاری در خونه ی شما برپا شده است و غرور همسرتون خدشه دار نمیشه.

    این علاقه ی ایجاد شده ، هرچند کم ، همسر شما رو به کار کردن ترقیب میکنه ، و کم کم سر سامان خواهید گرفت.
    توجه کنید انجام این کار ها ، از جانب شما هم تحمل زیادی میخواد و هم صبر زیادی.انتظار نداشته باشین یک هفته ای این مشکل حل بشه ، همسر شما باید به حقیقی بودن ارتباطی که باهاش برقرار کردین پی ببره تا به آرامش برسه ، پس دست کم یک ماه برای ایجاد شرایط مساعد زمان میخواد.

    صبر داشته باشین ، زندگیتون شیرین خواهد شد..
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    دوست عزیز
    به نظر من نداشتن مهارت های رفتاری شما ، این مشکلات رو ایجاد کرده ؛ یکی از اشتباهات شما این بوده که خانوادتون رو در جریان کامل قرار دادین.
    درسته که شاید تحملتون سر اومده باشه ، اما من اگر جای شما باشم ، نا امید نمیشم و به زندگی ام امید وارم میمونم ، چون شما تازه اول راه هستین و راه های زیادی برای رفتن دارین.

    اگر به حرف های من گوش کنید زندگی تون درست میشه ، و دیگه نیازی به کنار اومدن با جلوه ی یک مطلقه توی دنیای امروز ندارین.

    حداقل به امتحان کردنش می ارزه...!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    وقتی سر هیچ و پوچ دعوا راه می اندازه و منو بیرون میکنه از خونه بعد موضوع را به نفع خودش و 180درجه تغییر میده و بلافاصله بخانوادش میگه تا بیشتر بگن بهش آفرین مرد شدیییییییییییی اونوقت من چکار باید میکردم. دیگه با همه چی کنار اومدم مطلقه بودن شرافت داره که بگن شوهرش فلانیه.من دیگه اون زندگی را ترک کردم هرچند که زندگی نبود.پرونده هم در جریانه و حتی مشاوره هم باهاش نتونست کنار بیاد و به دادسرا رفت.من گول خوردم و ازدواج کردم ولـــــــــــــــــــــــ ــــــــی من خدایی دارم که به هر نیتی خواست که من و بدبخت کنه به همون نیتش دچارش خواهد کرد.بزرگترین زجری که بهش میتونم بدم اینه که خودمو ازش بگیرم و جوابشو بذارم به عهده خدام.انشالا........التماس دعا.ممنون
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •