تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمی تونم تصمیم بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aramesh
آخرین ارسال:aramesh
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نمی تونم تصمیم بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ، من یه دختر 24 ساله هستم، از مهر دانشجوی کارشناسی ارشد میشم و از وضع زندگی و خونوادم خیلی راضیم و می تونم بگم چیز خاصی کم ندارم.
    حدود 9 ماهه که با پسر 28 ساله ای رابطه دارم که اون هم دانشچوی ارشده و از خونواده ی خوبی هست.
    اوایل خیلی هوامو داشت. دائم زنگ میزد و حالمو می پرسید و همو میدیدیم. اوایل که میگم شاید همون 2 هفته اول. بعد کم کم رایطمون کمرنگ تر شد. چون اون شهر دیگه دانشجو هست و منم واسه کنکور میخوندم. بعد مشکلات دیگه ای هم بهش اضافه شد. بار مسئولیت خونوادشون با اونه چون تک پسره و پدرش به خاطر مسائلی یه شهر دیگست. این که میگم کار و مشغولی فکریش زیاده واقعا هست و دورغی تو این زمینه نمی گه.
    همیشه هم تو جمع هوامو داره. جلو همه بهم محبت می کنه و تا حالا شاید من به اون بی احترامی کرده باشم اما اون هیچوقت نکرده.
    حالا مشکلم اینه که واسم خیلی کم وقت می ذاره. هفته ای 1 بار اونم اگه بشه همو می بینیم. روزی 1 بار حرف می زنیم که ممکنه فقط روزی 1 اس ام اس باشه ! با اینکه چند بار بهش گفتم من توجه بیشتری می خوام اما همیشه دلیل میاره و فوقش توجهشو چند روز بیشتر می کنه و باز مثل قبل میشه. به من میگه حتی دوستامم خیلی کم می بینم و به خاطر درگیری های فکرم اصلا حصوصله ندارم. با اینکه چند بار شده با دوستش و نامزدش بوده ولی به من نگفته برم. با اینکه می دونست اگه بگه حتما می رم.
    یک بارم خواستم باهاش بهم بزنم اما هر جور که بود نذاشت.
    حالا شما بهم بگید.. این کم توجهیاش واقعا به این دلیله که می گه یا سرش جای دیگه ای گرمه؟ باهاش بمونم یا نه؟ من واقعا به توجه و تفریح بیشتری احتیاج دارم..
    البته اینم بگم که خودم شخصا نمی خوام حداقل تا پایان دوره ارشدم یعنی تا 2 سال دیگه ازدواج کنم و صحبت جدی راجب ازدواج هم باهاش نداشتم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    اگه واقعا عاشق باشه ،باید عشق از همه چیز براش مهم تر باشه و بخاطرش از هر کاری دست برداره و به طور خود جوش بهت توجه کنه،مثل شما که عاشقش هستید و ی دقه هم نمیتونید بهش فکر نکنید!!....من فکر می کنم به عنوان ی گزینه به شما نگاه میکنه و  به گزینه های بهتر امید داره.... احتماله دیگشم اینه که خودتو براش خیلی کوچیک کردی و اون خیالش از اینکه شمارو هیچوقت از دست نمیده راحتهه و هیچ تلاشی برای با شما بودن نمی کنه و این شمارو حرص می ده
    به نظر من بهش کم توچهی کن ببین چه واکنشی نشون میده،یجوری که انگار پایه کسه دیگه ای وسطه او موقه اگه واقعا عاشق باشه شرو به مبارزه میکنه........البته این نظر شخصی منه با توجه به شناختی که از همجنسام دارم !!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    اعتمادشو که کامل جلب کردم، یعنی خیالش کاملا راحته که بش خیانت نمی کنم. چند بارم سر کم توجهیاش غرغر کردم و دعوا کردم اما خب بعدش آشتی کردم. اما بازم فکر نمی کنم اونقدر زیاد بوده باشه که بشه گفت خودمو کوچیک کردم. راستش احتمال می دم که یه شیطنتایی بکنه اما فکر میکنم با کس دیگه ای رابطه جدی نداره.
    امروز کلا بش توجه نکردم، کلا منم بیشتر از اون توجه نمی کنم حتی توجهم کمترم هست. اما همیشه نشون دادم که واسم مهمه.
    اما تا حالا اگه واقعا پای کسیم وسط بوده بش نگفتم. حالا این کارم می کنم ببینم عکس العملش چیه. مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    درود

    دوستان محبت کنن از راهنمایی های غیر علمی جدا خودداری کنن ، بحث مشکلات به گونه ای نیست که نظرات شخصی رو بشه تأثیر داد.

    دوست عزیز ، اصولا میزان روابط عاطفی مردا نسبت به زن ها تا حد زیادی کمتر هست ، این دقیقا جزء اختلافات مرد و زن و سبک تفکر اونهاست ، پس نمیشه انگشت اتهام رو به این سادگی به سمتون دراز کرد.
    اما حرف های شما هم منطقی هست و باید به نیاز زنانه ی شما هم پاسخی داده بشه ، اما شما از یک نکته غافل شدین.
    این آقا پسر هنوز در مرحله ی وجود تعهد با شما نیست، و من در این مرحله به شما اعلام خطر میکنم ، معمولا در وجود خانم ها ، برقراری رابطه ی عاطفی ، و ابراز احساسات ، وابستگی و علاقه ایجاد میکند و با وجود عدم تعهد در رابطه ی شما ( دوستی ) این شرایط ممکنه در آینده برای شما آسیب زا بشه.

    از جانب دیگری هم ممکنه این آقا از بُعد محرم و نامحرمی به این رابطه نگا کنه و به ایجاد شدن علاقه و وابستگی از این راه ارتباطی علم داشته باشه و نخواد شما رو اسیر کنه ، که این خودش جای تحسین داره.

    پیشنهاد من این هست که شما در ارتباطی که با این آقا دارین کمی صبور تر باشین ، خانواده ها رو در جریان قرار بدین که به نوعی تعهد در بین شما ایجاد بشه و شما ایشون رو با معیار هاتون بسنجید ، اینگونه شما تا حد قابل توجهی به باقی موندن با ایشون اطمینان پیدا میکنید و احتمال ضربه خوردن شما کم میشه.

    شرایط شما شرایط بحرانی هست ، در این شرایط واقعا باید دست به عصا حرکت کرد و هر گونه تند روی جلو گیری کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مادر اون و مادر من هردو خبر دارن، اما ازدواج مطرح نشده و نمی خوام به این زودی مطرح شه، حتی به عنوان آشنایی و البته گفتم که راجبش صحبت نکردیم و قطعا نمی خوام کسی که مطرحش می کنه من باشم.
    این که گفتین شاید به خاطر وابسته نشدن من و محرم نامحرمی اینکارو میکنه، باید بگم که اینطور نیست، والا از اول اون همه تلاش نمی کرد که منو وابسته کنم.
    اینم بگم که من می تونم با قضیه منطقی برخورد کنم و اگه دیدم اون نمی خواد با کمترین آسیب دیدنی فراموشش کنم. قبلا هم تجربشو داشتم و مطمئنم که می تونم.
    الان فقط می خوام بدونم که این عکس العملش طبیعی هست یا نه، واقعا مردا تو شرایط بحرانی طولانی مدت از آدم فاصله می گیرن؟؟ یا داره کار دیگه ای می کنه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ببین آرامش عزیز ، ما علم غیب نداریم ، فقط با وجود بعضی رفتار ها میشه بررسی هایی انجام داد ؛ نه میشه شخصی رو بدون دلیل متهم کرد ، نه میشه بهش آفرین گفت.
    در لوای این رفتار ها خیلی کارا میشه کرد ، شاید واقعا سرش شلوغ باشه ، شاید درگیری زیاد داره ، شاید میخواد احساسات متقابل رو کم کنه ، شاید تصمیمش در مورد شما قطعیت نداره ، هزار اما و اگر دیگه. . .

    به هر حال شرایط، شرایط قابل اعتمادی نیست ، پیشنهاد میکنم به اندازه ی کافی بهش اهمیت بدین نه بیشتر و حتی المقدور ارتباط نداشته باشین چون این احساسات در درون انسان گاهی اوقات مهار نشدنی میشن و مشکلات بعدی ؛ من امثال شما رو زیاد دیدم که سالها درگیر بودن ، به هر حال احتیاط شرط عقله!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    خیلی ممنون، شما درست میگید، نمی شه قطعی گفت. می خواستم ببینم امکانش هست که آدم به خاطر درگیری های ذهنی از بقیه دور شه یا نه، چون خودم وقتی ناراحتم بیشتر به بقیه احتیاج دارم و قبولش واسم سخته.  که برداشتم از حرفاتون این بود که احتمالش هست.
    قسمت آخر حرفاتونم حتما انجام میدم. خیلی ممنون
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    آرامش عزیز
    مردها سیستماتیکشون با زن ها فرق داره ، زن ها اگر با مشکلی مواجه بشن ، ترجیح میدن با شخصی صحبت کنن و تخلیه بشن تا بهتر تصمیم بگیرن ، اما مرد ها اصلا اینطوری نیستن و در چنین شرایطی دوست دارن تنها باشن و در خلوت فرو برن ، یا قدم بزنن تا تصمیم راحت تری بگیرن ، برای همین چون این آقا خودش نیست که حرف بزنه و نا گفته ها رو بگه ، اصلا نمیشه نظر قطعی داد.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    درسته، متوجهم، کاش می شد که قطعیشو بدونم.. ولی همینم کمکم کرد. ممنون از هردوتون
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام 
    یه گلایه از دوست عزیزمون اقا سینا ببین خواهشن مغرور نباش 
    درسته شما یک درجه علمی از دیگران بالاتری ولی تجربه دوستان ازشما بیشتراز اون چیزیه که شما تو کتاب ها خوندید...

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •