تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم به ازدواج و ترس از گذشته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:پریچهر
آخرین ارسال:مهراوه
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تصمیم به ازدواج و ترس از گذشته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من دختری22سال هستم ک از 5سال پیش با یه پسردوست شدم که با هم رابطه داشتیم و قصدمون ازدواج بود اما به دلایلی نشد بعد ازاینکه همه چی بینمون تمام شد انگار یه چیزی کم داشتم وبا چندنفره دیگه هم دوست شدم که متاسفانه باهاشون خیلی راحت رابطه برقرار کردم...الان حدود 3ساله ک با پسر عمم هستم و به نیت ازدواج با هم همه جور رابطه ای داشتیم اوایل خیلی منو میخواست اما کم کم سرد شده و منم دیگه مث اوایل بهش علاقه ندارم و یکی از دلایلی که ما رو از همدیگه دور کرده مشکلات خوانوادگیه ک نمیذارن ما ب هم برسیم...من از این وضعیت خسته شدم ...ازطرفی خونوادم خیلی سختگیر هستن و این بیشتر منو ازار میده تصمیم گرفتم شوهر کنم ک 1کم مستقل شم...الان هم پسر عموم اومده خواستگاریم و من میخوام جواب مثبت بدم اما از گذشتم میترسم و همین منو افسرده کرده...لطفا راهنماییم کنید..مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز روابط و دوستیهای قبل از ازدواج با آسیب های همراه هست که این آسیبها  میتواند بعد از ازدواج هم مشکل ایجاد کنند .

    شما دچار اشتباهاتی شدین مخصوصا اینکه میگید همه جور رابطه داشتین و این دلیل اصلی هست برای سردی روابط بین شما و دلیل اصلی برای اینکه ازدواج صورت نگیرد .

    یکی دو ماه از این روابط دوری کنید و با خود خوب بیاندیشید و گذشته را فراموش کنید و بعد تصمیم به ازدواج بگیرید .
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    پس دوری از روابط میتونه حلال باشه؟؟؟....آیا من میتونم به پسر عموم جواب مثبت بدم؟؟؟من هنوز گیجم اونطور که باید جواب سوالمو نگرفتم لطفا بیشتر راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    شبنم آواتار ها
    سلام پریچهر عزیز خوش امدید
    بهتره یک عنوان مناسب برای تایپیکتون انتخاب کنید
    در ضمن شما اول باید تکلیفتون را با خودتان روشن کنید ایا می خواهید ازدواج کنید یا نه ؟بعد اگر جواب مثبت بود چه کسی را شما دوست دارید اینطور که من متوجه شدم خودتان هم نمی دانید به چه کسی علاقه مند هستنید یکمی در  مورد زندگیتون فکر کنید و بعد بهترین تصمیم را بگیرید انشالله خوشبخت باشید عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    salam man kasi ro dost nadaram va dg asheghe kasi ham nistam..ama tasmim gereftam ezdevaj konam va fk mikonam pesar amom gozineye monasebi bashe..mi2nam k kam kam mitonam behesh alaghemand besham...vali kasi b man nemige gozaashte ro chikar konam???

    سلام.
    من کسی رو دوست ندارم و دیگه عاشق کسی هم نیستم.
    اما تصمیم گرفتم ازدواج کنم و فکر میکنم پسر عموم گزینه ی مناسبی باشه...

    میدونم که کم کم میتونم بهش علاقمند بشم....
    ولی کسی به من نمیگه گذشته رو چیکار کنم؟

    از طرف تیم مدیریتی انجمن:
    دوست عزیز لطفا فارسی تایپ کنید تا زودتر به جوابتون برسید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیزم
    بهتره در وهله ی اول مسائل مهمی که در گذشته براتون اتفاق افتاده(البته اگه فکر میکنید در آخر خودش متوجه میشه)را بیان کنید مسلما اگر بهش بگید که براساس بچگی و یا اشتباه این کارو انجام دادین ایشون میتونن بااین موضوع کنار بیان
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام خانم پریچهر.

    نمیدونم چرا ، شاید دلیلش ارتباط های زیادی هست که داشتین با وجود رابطه ی جنسی ، اما روحیات لطیف و دخترانه ای که الان در این سن و سال باید داشته باشین رو ندارین.
    شاید ریشه اش در خانواده و یا شخصیت شما هم باشه.

    ازدواج معقوله ی پیچیده ای هست ، که در حقیقت شما باید نیمه ی گم شده ی خودتون ، پدر فرزندانتون و آرامش تضمین شده ی یک عمرتون رو پیدا کنید ؛ پس با این که به تنهایی فکر کنید که پسر عمو تون گزینه ی مناسبی باشه ، کفایت نمیکنه و بررسی های بیشتری نیاز دارین.

    نوع بیان شما دقیقا نشون میده که شما از لذت های ابتدای ازدواج چیزی رو احاس نکردین و تنها به دلیل استقلال طلبی میخواین تن به این کار بدین و یا شاید هدفتون ایجاد تغییر عمده و عمیقی در زندگیتون هست.

    شرایط زیاد مطلوب به نظر نمیرسه

    اما درباره ی روابط گذشتتون ، الان دقیقا چه سهمی از تفکرات شما رو در بر گرفته؟؟؟

    دقیقا نگرانی شما چی هست؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    من نمیتونم بهشون بگم در گذشته چه کارائی انجام دادم ...ترس ونگرانی من از این هستش که یه روز همه چی بر ملا بشه و همین منو عذاب میده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    از نظر ایشون در مورد این رابطه خبردارین؟یعنی میدونید اگه بهش بگید ممکنه چه واکنشی نشون بده؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    والا خونواده هامون کلا  غیرتی و حساس هستن و اونم حساسه  دیگه ولی من نمیدونم چه واکنشی نشون میده اکه بهش بگم یا من نگم و در آینده به گوشش بخوره چیکار میکنه.البته امکان اینکه ب گوشش بخوره کمه. فقط از 2تا از اون دوستای گذشته مطمئن نیستم که اینم خودم با وسواس زیادی ک ب خرج میدم خودمو روحمو همه چیمو  نابود کردم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •