تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حساسیت های دوربودن ازهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:jasmine
آخرین ارسال:jasmine
پاسخ ها 10

حساسیت های دوربودن ازهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام .خسته نباشید
    من یه دختر 20ساله هستم که حدود 1.5 سال هست که با پسری 23ساله آشنا شدم که یه شهره دیگه زندگی میکنن و تا به الآن فقط تونستیم 2بار همدیگرو ببینیم و رودررو صحبت کنیم ... و اینم بگم که مبنای رابطه ما ازدواج هست نه یه دوستی الکی و مسخره چون هیچکدوم از ما اهل دوستی بی هدف نبودیم و نیستیم و تا الان سعی کردیم با نشون دادن خوده واقعیمون به هم بیشتر و بهتر همدیگرو بشناسیم تا حداقل یکم دوریمون ازهم جبران شه و بهتر همدیگرو بشناسیم . اخلاقای خوب و بد همدیگرو شناختیم تا حدودی و سعی کردیم باهاشون کنار بیاییم . این هم بگم که این آقا خیلی از اون ویژگی هایی که از نظرمن یک شریک زندکی باید داشته باشه رو داره ( این حرف رو از روی منطقم میگم نه احساسم چون اصولا ادمی هستم که تو انتخاب های زندگیم اول با منطق جلو میرم )
    ولی یه مشکلی که همیشه تو رابطه مون بوده اینکه ایشون به خاطره دوری که وجود داره میخواد یه جوری با حساسیت های غیرمنطقی خیاله خودشو راحت کنه و مطمِین باشه از من. مٍثلا میگه چون ازهم دوریم و من پیشت نیستم فعلا خوشم نمیاد کلاس موسیقی بری .خوشم نمیاد فعالیت های که توش مردا هم هستن انجام بدی .خوشم نمیاد با پسرای اقوام صحبت کنی .با اینکه قبلا کار میکردم الان که با ایشونم اجازه این کار رو به من نمیده و ...
    و  وقتی دلیل این کارا رو ازشون میخوام میگن که : من بهت از خودم هم بیشتر اعتماددارم ولی به جامعه اعتماد ندارم و ازت که دورم حداقل با این کارا میخوام کمی خیاله خودمو راحت کنم و بدون همه این سختی ها وقتی ازدواج کنیم تموم میشه ...
    راستی اینو یادم رفت بگم که خانواده ایشون درجریان رابطه هستن
    من با خیلی از این توقع هاشون کنار اومدم چون کمی درکش میکردم که بالاخره پسره و چون دور هستیم و مستقیما نمیتونه نظارت داشته باشه به دوستی مون حداقل اینجوری خیالش راحت باشه تا حدودی که من واسه حرفاش و خواسته هاش ارزش قایل هستم .
    اما جدیدا حساسیته جدیدی از همین قبیل نشون داد که من احساس کردم خیلی غیرمنطقی هست و واکنش نشون دادم و حرف جدایی رو زدم ...جوری بگم که تقریبا رابطمون تموم شد ظاهرا . (3روزه)
    با همه این حرفا به نظرشما کار من درست بوده که تموم کردم یا با صحبت بیشتر میتونم حلش کنم؟ واگه با صحبت چه جوری صحبت کنم که مفید باشه و دوباره کارمون به بحث وجدل نکشه . 
    ایشون حداکثر تا یکساله دیگه شرایطش جور میشه ومیتونه بیاد خواستگاری


    لطفا کمکم کنین  . ذهنم خیلی مشغوله
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    خب ابتدا دریاره نحوه آشنایی تون بگید.

    سپس درباره اینکه باوجود دوری و بُعد مسافت، چگونه درباره همدیگر کسب شناخت کردید؟

    به طور مثال درباره خانواده ایشون چه اطلاعاتی دارید؟ درباره ویژگیهای شخصیتی ایشون چی می دونید؟ درباره اعتقادات و فرهنگشون؟

    همچنین درباره خودتون مقداری توضیح بدید و اینکه فکر می کنید با ایشون و خانواده ایشون تناسب دارید یا خیر؟

    پیشنهاد آخری که باعث شد باهاشون برخورد کنید چی بود؟ و واکنش ایشون نسبت به پیشنهاد جدایی شما؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام و ممنون که وقت گذاشتید و جواب دادید
    خب باید بگم که آشنایی اولیه ما ازطریق اینترنت بود و بعد که ایشون قضیه ازدواج رو مطرح کردن برای اینکه مطمین شم از نیتش ازش خواستم که به شهر ما بیاد و رو در رو صحبت کنیم و ایشون با وجود شرایط بدی که اون موقع داشت بدون هیچ مخالفتی اومد . من آشنایی تو اینترنت رو قبول ندارم اما آشناییی درست و با هدف رو قبول دارم به شرط اینکه دروغی گفته نشه و شناخت درست وصادقانه باشه .خود این آقا هم به شدتتتتتتتتت صداقت و مشورت در رابطه واسشون مهم هست و این باعث شده شناخت بهتری از هم داشته باشیم . ایشون اوایل آشنایی همیشه اخلاقا و عادت های بدی که داشتنو تو موقعیت های مختلف انجام میدادن و توقع دارن منم انجام بدم تا خوده واقعی همدیگرو بهتر بشناسیم و عقیده دارن اگه الان دلسرد .ناراحت ویا زده بشیم خیلی بهتره تا اینکه بریم زیره یک سقف و با یک آدم دیگه روبرو شیم و پشیمون . 
    درباره خانواده هم توضیحات رو دادیم وتقریبا در یه سطح هستیم حالا تو هر مورد هرکدوم بالا پایین تر اما درکل فرق زیادی خانواده ها ندارن . و این هم بگم که من فارس هستم و ایشون ترک که از نظر من مشکلی نیست چون همه انسان هستیم ...
    پیشنهاد آخری که باعث ناراحتی من شد این بود که ایشون نسبت به رابطه من با پسرای فامیل حساسیت زیادی نشون میده و میگه دوست ندارم حتی سلام کنی بهشون در صورتی که درکل خودم آدمی هستم که رفتاره سردی با پسرهای فامیل دارم و اصلا رفتاره صمیمی ندارم . اما وقتی من مخالفت کردم با حرفاش ناراحت شد و گفت شما حرفا و خواسته ای من باید واست مهم باشه نه چیزه دیگه . وقتی حرفاشو قبول نکردم و گفتم جدا شیم بهتره انگار بهم گفت اصلا رفتارت با اقوامت واسم مهم نبود چون بهت اطمینان دارم که رفتاره درست روانجام میدی اما مهم این بود واسم که حرفمو زمین نندازی  و ارزش قایل باشی واسم . ناراحت شد از دستم و گفت وقتی خواسته هام و توقع هام اذیتت میکنه یعنی واقعا دوستم نداری و فقط عادت کردی به با من بودن وگرنه میپذیرفتی که قصد اذیت کردنت رو ندارم  .در آخرهم گفت توقع نداشتم به این راحتی بخوای جدا شی و مجبورت نمیکنم اگه نمیخوای بمونی باهام و تموم ...
    دیگه ارتباطی نداشتیم اما میدونم همونطور که من هنوز باور ندارم این جدایی رو ایشونم هنوز واسش قابل هضم نبوده و اینکه من آدمی نیستم که یه رابطه رو الکی شروع کنم وتا قبل از ایشون هم با کسی نبودم چون ارزش خودمو بیشتر از اینا میدونم که بازیچه دست یه پسر باشم . این آقا هم آدم فوق العاده قابل احترام و درستی هستن 
    حالا نمیدونم چیکار کنم و چجوری برخورد کنم با برخی حساسیت های که نشون میده  
    کمکم کنید لطفاااااا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    شما به اینم فکر کنید که اگه بعد ها ازدواج کردید و همین حساسیت ها، شاید کمی کمتر، ادامه پیدا کرد، میتونید تحمل کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    فکرکردم اما به نتیجه قطعی نرسیدم و دلیلش اینه که خود ایشون بارها گفتن این حساسیت ها بخاطره دوری هست و اینکه خیالمون از بابت هم راحت باشه و چون ایشون آدمی هستن که حرفی که میزنه حتما عمل میکنه و درسته من شک دارم به اینکه درآینده ادامه داره این حساسیت ها یا نه .
    چون تو این مدت دیدم که حرفی که میزنه واقعا عمل میکنه و ظاهرسازی یا دروغ نبوده
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    آخه این حساسیتی که نشون دادن حالا به هر دلیلی، بیشتر از حد نرماله. مگه میشه که آدم به پسرای فامیلش حتی سلام نکنه! خود ایشون هم ظاهرا متوجه شده و به اصطلاح جمعش کرده و گفته خواستم رو حرفم حرف نزنی.
    من فکر می کنم این آقا کلا آدم حساسی هست. با توجه به شناختتون همینجوری ادامه پیدا نمی کنه، اما حتما حساسیت های زیادی دارند و مخصوصا اینکه شما همه خواسته هاشونو انجام دادین و به نوعی اجازه اعمال کردن محدودیت های بیشتر رو به ایشون دادید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    آنچه که از بیان ایشون برداشت میشه اینه که ایشون مقداری حساسیت بیش از حد طبیعی نسبت به رفتار شما با اطرافیان دارند. غیرت داشتن مرد بر روی همسر کاملا طبیعی و مفیده، اما حساسیت بیش از حد، اصلا خوب نیست و میتونه منجر به سوء ظن و مشکلات متعددی بشه. این هنر شماست که بتونید میزان حساسیت ایشون رو تشخیص بدید.


    در رابطه با اینکه ایشون گفتند خواسته شون برای شما اهمیت نداره، میتونستید بگید خواسته من چطور؟ آیا اگر خواسته ها متناقض باشند، چه کسی باید خواسته دیگری رو عمل کنه؟ با ازدواج نمیشه شخصیت ها رو تغییر داد، باید تغییرها رو درک کرد. البته گاهی تفاوتها به قدری زیاده که تناسب لازم برای کفویت به هم میخوره، که در چنین مواردی پیشنهاد به ازدواج نمیشه. البته موردی که گفتم مربوط به زمانی هست که تعهدی بین طرفین ایجاد شده باشه؛ آیا یک آشنایی که بدون در جریان گذاشتن کامل خانواده ها صورت پذیرفته، میتونه زمینه ساز چنین انتظاراتی باشه؟ آیا در مرحله کسب شناخت، خواسته ها باید برجسته شوند؟

    شما میتونید به شکل وارونه عمل کنید و بدین طریق درباره نوع فکر ایشون کسب شناخت کنید. مثلا درباره همین مساله، شما میتونید از روش وارونه بدین طریق عمل کنید:

    میتونید از ایشون بپرسید:«نظر شما چیه که من به هیچیک از پسرهای فامیل سلام نکنم و اصلا با هیچکدوم هیچ حرفی نزنم؟»

    البته الان که گذشت، ولی برای موارد دیگر میتونید بدین طریق عمل کنید.

    در هر صورت ادامه این رابطه بدنی شکل پیشنهاد نمیشه. خب، در صورتی که ایشون مطمئن باشه که پاسخ شما مثبته و به خصوص اگر وابستگی پیش بیاد، اونوقت واقعا مشخص نیست کی بشه شرایط خواستگاری اومدن رو فراهم کرد. بنابراین، اگر تا یکسال دیگه وضعیت ایشون خوب میشه، میتونن کم کم زمینه خواستگاری آمدن رو فراهم کنند. خب، با آگاهی خانواده ها، خیلی بهتر و مناسبتر میشه به کسب شناخت پرداخت و بهانه هایی چون دوری و ... هم مانع این امر نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام .خسته نباشید و ممنون که دوباره وقت گذاشتید 
    بله حرف های شمارو کاملا قبول دارم و سعی میکنم درآینده حتما درست رفتارو برخود کنم .
    اما ببخشید این روش وارونه رو میشه بیشتر توضیح بدید . چه موقع ازاین روش استفاده کنم؟ برای شناخت بیشتر منظورتون بود؟
    ممنون از کمکتون
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به طور کلی برای اینکه بتونید از تظاهر خواستگارتون پیشگیری کنید و نظر واقعیش رو درباره برخی موارد بدانید، این روش میتونه موثر باشه.

    مثلا زمانی که میخواید بدونید آیا خواستگار شما فردی اجتماعی هست یا نه، با این فرض که خود شما در مهمانیها شرکت می کنید و فردی اجتماعی هستید، میتونید از روش وارونه استفاده کنید. مثلا به ایشون بگید: اگر همسر آینده شما چندان حاضر به شرکت در مهمانیها نباشه و فردی منزوی باشه، واکنش شما چیه؟ به جای اینکه بپرسید: من فردی اجتماعی هستم، شما چطور؟!

    به نظر میرسه طرح سوال وارونه در چنین مواردی، بیشتر میتونه منجر به پاسخ دهی صادقانه طرف مقابل بشه. البته بستگی به طرف مقابل و موضوع مطرح شده هم داره
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    بله درست میفرمایید . همین کار رو انجام میدم
    خیلی ممنونم از کمکتون 
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •