تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تنفر از خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:anahit
آخرین ارسال:andromeda
پاسخ ها 7

تنفر از خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من هیچگونه با خانواده ام کنار نمیام  و این باعث احساس تنفر شده است و من اصلا هیچ حسی به خانواده ام ندارم چی کار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شبنم آواتار ها
    سلام اناهیت عزیز خوش امدید
    عزیز دلم شما چند سالتونه ؟
    فرزند چندم خانواده هستید؟
    طرز فکر خانواده با شما خیلی فرق داره ؟
    میشه بیشتر توضیح بدید که چه رفتاری از خانواده شما را ناراحت می کنه ؟
    عزیزم به سوالات پاسخ بدید و منتظر راهنمایی مشاوران عزیز باشید

    انشالله با کمک خداوند مهربان و راهنمایی مشاوران به ارامش واقعی برسید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من 15 سالمه تک فرزند هستم . اختلاف که نه اونا خیلی با من راه میان ولی من روز به روز بیش تر ازشون متنفر میشم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    با سلام دوست گرامی
    احساسات شما و حالات شما مربوط به دوران نوجوانی هست . ناراحت نباشید فقط بگویید چند وقته اینطوری هستید؟
    چندمین فرزند هستید ؟ رفتار پدر مادرتون چگونه هست؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='15045' dateline='1373997873'
    با سلام دوست گرامی
    احساسات شما و حالات شما مربوط به دوران نوجوانی هست . ناراحت نباشید فقط بگویید چند وقته اینطوری هستید؟
    چندمین فرزند هستید ؟ رفتار پدر مادرتون چگونه هست؟
     
    فکرمیکنم ایشون گفتند که تک فرزند هستند !
    این مشکلات درسته که بیشتر در دوران نوجوانی یعنی زمانی که بیشتر کنجکاو و انتظاراتی هستیم جلوه می کند اما منطقی هم هست که اگر طرز استفاده از ان را هر کسی بیاموزد می تواند نسبت به سنش عاقلانه و موفق تر رفتار کند. 
    بیایید برای یک بار هم که شده تمام احساسات نابجاو خودخواهی ها و توقعات بیش از حد از دیگران را کنار بگذاریم و مثل مخاطبی از جانب دیگر به خود نگاه کنیم.بیایید خودمان را نقد کنیم.بعد تصمیم بگیریم که چرا چنین مشکلی داریم.از شما خواهش دارم وشاید انتظار که یک جواب قانع کننده و نه بهانه برای سوال دوستان و توضیح مشکلتان داشته باشید.ببخشید اگر کمی تند و فلفلی حرف زدم.چون دوست دارم کمتر درگیر احساسات نوجوانی شوید وکمتر ناراحتی داشته باشید.این رو از صمیم قلب برای همه ارزو می کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ازتون ممنونم ولی یعنی همه ی نوجوونا اینجوری میشن؟؟ قبول دارید زندگی با کسانی که بهشون هیچ حسی ندارید سخته؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    درسته عزیزم.همه ما روزی این دوران را میگذرونیم.یکی سخت تر مثل من!یکی کمتر امیدوارم مثل شما.
    می فهمم چه حسی داری.مخصوصا وقتی می گن که مال دوران نوجوونیه بیشتر حرصت درمیاد.
    نمی خوام اذیتت کنم.اما همین که اینجایی و داری میگی که چه حسی نسبت به خانواده ات داری و دنبال راه حل می گردی یعنی داری از صمیم قلبت داد میزنی که اونهارو دوست داری
    اگه غیر اینی هست که میگم مثال نقض بیار.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •