تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمکم کنید,دچار کمالگرایی و فوبیا شدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Abi Anari
آخرین ارسال:azade66
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کمکم کنید,دچار کمالگرایی و فوبیا شدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من پسری 20 ساله هستم و لکنت زبان دارم..بخاطر لکنت گوشه گیر شدم و روابط اجتماعیم اومده پایین..خیلی از جاها مثل مهمونی ها و مراسمات و.. رو بخاطر ترس از لکنت کردن نمیرم..بخاطر لکنت حقمو تو تمام مراحل زندگی نتوستم بگیرم تو مدرسه معلم وقتی نمره بهم کم میداد منم از ترس اینکه لکنت کنم به معلم نمیگفتم در نتیجه نمرم دود میشد میرفت هوا ..توی دانشگاه هم همینه قید کلاسهارو بخاطر 3 ثانیه حضور غیاب نمیرم و نمراتمو از دست میدم..تو خانواده وقتی یه بحثی میشه نمیتونم حقمو بگیرم ..بخاطر همین مسائل دچار ترس های کاذب شدم از اینده میترسم..میترسم وقتی ازدواج میکنم نتونم از حق همسرم و زندگیم دفاع کنم..میترسم وقتی کار بگیرم نتونم حقمو بگیرم از مردم و از جامعه میترسم..
    در ادامه همین این مشکلات دچار کمالگرایی هم شدم..موقعیت اجتماعیم اصلا خوب نیست همیشه در حاشیه بودم..
    24 ساعته فکر میکنم فکرهای بلند پروازانه میکنم..زندگیه فعلیمو اصلا دوست ندارم چون هیچی از خودم ندارم..
    موقعیت خانودگیم اصلا مناسب نیست ..سطح فکر خانوادم پایینه . این هم منو خیلی عذاب میده ...اصلا منو درک نمیکنن
    از لحاط روحی و روانی اصلا خوب تربیت نشدم..اعتماد بنفیم خیلی پایینه و غرور اصلا ندارم همه این بلا هارو خانوادم سرم آوردن بخاطر سطح فکر پایینی که دارن..
    4 سال که دارم میرم گفتار درمانی بعضی موقع ها با انگیزه و با امید زیاد تلاش میکنم تا لکنتم رو کم کنم و از لحاظ روحی در موقعیت خوبی قرار بگیرم اما خانوادم نمیذارن..همشم منو سرکوفت میزنن,منو بچه تلقی میکنن,غرورمو همیشه له میکنن بخاطر چنین حرفایی.. من که داشتم با امید زیاد تلاش میکردم با چنین حرفایی باز ناامید میشدم..اصلا حالیشون نیست که من لکنت دارم ..همش میگن که چرا اجتماعی نیستی ..
    خیلی داغونم
    مشکلات من زیاده یکی اینکه لکنت دارم و لکنتم شدیده و اصلا لکنتمو نپذیرفتم و بخاطر لکنت دارم خیلی زجر میکشم اصلا نمیتونم خودمو حتی تو خانواده تثبیت کنم دوم اینکه بخاطر لکنت دچار بیماریهای روحی شدم و سوم اینکه موقعیت خانوادگیم اصلا مناسب نیست..
    اگه موقعیت خانودگیم خوب بود تاحالا مشکلاتمو رفع کرده بودم..
    مشاوره های عزیز لطفا کمکم کنین که من چطور با خانوادم کنار بیام و چطور با این کمالگرایی و ترسهای کاذب غلبه کنم..
    اگه راجبه لکنت هم نظری داشتین بگین..هر چی میکشم از دسته این لکنت مادر مردست
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    n.h آواتار ها
    سلام دوست عزیز امیدوارم مشکلت حل بشه.
    شرایط خونوادگیتون چه طوریه؟
    چند تا فرزند هستین ؟مشکلتون مادر زادیه؟فقط شما این مشکلو تو ی خونوادتون دارید؟
    لکنتتون شدیده یا فقط در بعضی کلمات مشکل دارین؟
    آیا گفتار درمانی تأثیری داشته؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    1. خانوادم درکم نمیکنن..کلن سطح فکرشون پایینه و با منی که لکنت دارم اصلا درست رفتار نمیکنن همون انتظاراتی از من دارن که از آدم سالم دارن ..خب لکنت عوارضاتی داره که اگه اطرافیان کمک نکنن آدم دچار بیماری روحی میشه که من شدم.. محیط خانودمون آرام نیست همش بحثو حرص خوردنو از این جور چیزاست...  درمان لکنت یه طوریه که آدم باید همیشه اعتماد بنفس داشته باشه و همیشه خوشبین به آینده و سرحال و خوشحال باشه تا بتونه لکنتو درمان کنه اما تو خانوادم این چیزا که اصلا نیست بلکه همیشه عکسش اتفاق میفته و علتش هم اینه که خانوادم (پدر مادر  2 تا خواهرام و برادرم)اصلا طرز برخورد با یه آدم لکنتی رو نمیدونن و هی منو با حرفهای بیجا و انتظارات بیجا زجرم میدن و درنهایت هیچ انگیزه ای واسه درمان ندارم و ناامید میشم... کلن ذهنیتی که خانوادم از من دارن اینه که من یه پسر خجالتی و گوشه گیر و بی عرضه هستم اینو همیشه مستقیم به من میگن..در بعضی مواقع من با خودم میگم از این به بعد تلاش میکنم تا لکنتمو رفع کنم و آدم بهتری بشم اما وقتی میبینم اونا بازم این حرفا رو میزنن ناامید میشم..و هیچ انگیزه ای ندارم ..
      این رفتاراشون از بچگی بوده و من از بچگیم کمالگرا و دچار ترسهای کاذب شدم
      ..4 تا فرزند هستیم ..پدر و مادرم هم لکنت دارن و مادر زادیه..
      وضع خانوادگیم اگه خوب باشه گفتار درمانی تاثیر داره و لکنتم کم میشه..اما حیف که تیشه با درمانم میزنن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست گرامی
    تاپیکتان را خواندم یاد یکی از همکلاسیهایم افتادم ایشون هم لکنت زبان داشتن حداقل شما چند بار به گفتار درمانی مراجعه کردید ولی ایشون به گفتار درمانی فکر نکنم رجوع کرده باشند ولی بالاترین نمرات کلاس و بهترین کسی که همیشه دروس را به خوبی پاسخگو بود ایشون بودند. با همه سریعا دوست میشد و از اینکه لکنت زبان دارد مانعی برای پیشرفت خودش نمی دید با اینکه انسانهای بودند که با تمسخر و تحقیر مانع او بشوند ولی او اصلا به انها اهمیت نمیداد . خیلی شعرهای حافظ و خیام حفظ بود من که خودم به شخصه به او غبطه میخوردم .مطمنا اگر او دچار لکنت زبان نمیشد اینقدر پیشرفت نمیکرد .
    و اما برای اینکه شما کمتر دچار لکنت زبان شوید همینکه لکنت به سراغتان امد کمی سکوت کنید دوباره شروع کنید به صحبت زیاد در این زمینه تخصص ندارم ولی کلاسهای گفتار درمانی خود را حتما ادامه بدهید و به تحقیر انها گوش فرا ندهید به نظر من این تحقیرها هم علتی هست برای پیشرفت  شما میتونید پیشرفت کنید و به همه اثبات کنید که شما بهترین هستید .
    دوست گرامی مشکل شما اصلا جدی نیست  انسانهای هستند که دست ندارند پا ندارد یا اصلا کر و لال هستند ولی توانستند بیشتر از انسانهای سالم پیشرفت کنند . امیدتان به خداوند باشد و از او بخواهید کمکتان کند
    یک تصمیم جدی بگیرید و یک یا علی بگویید سعی کنید تغییراتی در زندگیتان به وجود بیاورید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    n.h آواتار ها
    شما اصلآ نباید در مقابل لکنت داشتن ضعف نشون بدید .بلکه باید با بهتر درس خوندن وبالا بردن توانایی ها و تحصیلاتتون نشون بدید که هیچ تفاوتی با ادمای عادی ندارید.شما تنها کسی نیستید که لکنت دارید و خیلی ها که مثل شما هستند از هر نظر در شرایطی ان که ادمای سالم از اونا کمترن پس اولآ نباید لکنت داشنتن و مانعی بر سر راهتون بدونید.اگه خونوادتون برخورد مناسبی ندارن علتش اینه که شاید شما ضعف نشون دادید و رفتاری نشون دادید که چنین برداشتی کردن .باید برای ایندتون هدف داشته باشین چون انسانی که هدف داره سعی میکنه همه ی موانع رو از سر راهش برداره.به کلاسای گفتار درمانی ادامه بدید حتی اگه خونواده به شما سخت بگیرن سعی کنید توی همون کلاس اعتماد به نفس دریافت کنید و استادتون رو از شرایط خوونوادگیتون مطلع کنید.اگه خانواده با شما برخورد درستی نداره شما برعکس رفتار کنید این باعث میشه اونا بیشتر به رفتاهاشون توجه کنن.با توکل به خدا و اراده ی قوی مشکلات قابل حله فقط باید دیدتونو به این مسئله تغییر بدید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    از زندگی ناامیدم ..حوصله هیچی رو ندارم ..همیشه به فکر خودکشی و فرار از پیش خانوادم میفتم..
    باور کنین با یه مرده هیچ فرقی نمیکنم..
    لکنت اون چیزی نیست که ادم راحت اونو بپذیره..وقتی ادم تو موقعیتهای مختلف قرار میگیره و نیاز به حرف زدن داره ونتونه حرف بزنه و حق خودشو بگیره آدم از همه چی ناامید میشه.. وقتی کلی حرف تو دلت داشته باشی و نتونی اونو به کسی بگی خیلی سخت میگذره..توی دانشگاه هم استادها هم همیشه کنفرانس میگیرن و سوالهای شفاهی میپرسن فکر میکنین منی که لکنت دارم میتونم از پسش بر بیام؟؟ توی کلاسی که 60 دانشجو هستن؟ باور کنین خیلی سخته.. همه هم سنو سالهای من دارن از زندگی لذت میبرن دارن خودشونو تثبیت میکنن اما من باید قید بیشتر لذت هارو بزنم آرزوهایی دارم که حتی حیوان هم این آرزوهارو نداره.. آرزوم اینه که تو جمع بتونم صحبت کنم.. توی دانشگاه راحت حرفمو بزنم..و از مهمونی ها فرار نکنم.. آرزوم اینه بتونم خودم کارهامو برسم ..باور کنین با لکنت نمیشه
    درمان کردن لکنت کار سختیه ..ادم باید 3 تا 4 سال گفتار درمانی بره و تو این مدت باید همیشه شاد و خوشبین و با اعتماد بنفس باشه و همیشه هم انگیزه داشته باشه تا بتونه لکنتشو درمان کنه ..تاره باید وضع خانوادگیش هم خوب باشه و از زندگیه فعلیش راضی باشه..
    اما منی که وضع خانوادگیم خوب نیست ..هر روز اتفاق های ناامید کننده واسم میفته..همه بهم سرکوفت میزنن و درکم نمیکنن..هیچکی رو ندارم که کمکم کنه..به انواع اقسام بیماری روحی دچار شدم (کمالگرایی.ترسهای کاذب.وسواس فکری) .. منی که حتی تو محیط خانواده نمیتونم خودمو تثبیت کنم و سالهاست که تو حاشیه بودم (وضع فعلیه من دقیقا اینطوریه که اصلا دوسش ندارم)...چطور میتونم این لکنت که مثل هفت خان رستم میمونه رو درمان کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چطور انتظار دارین که به این زندگی امید داشته باشم؟ و رو به جلو حرکت کنم؟
    من این زندگیمو اصلا دوست ندارم و حوصله این خانواده مو اصلا ندارم...
    و هر چقدر هم بلند شم و تلاش کنم باز درجا میزنم..
    و این حرفهای کلیشه ای مثل : امید..تلاش..هدف..توکل به خدا و .. اصلا تو کتم نمیره..
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    n.h آواتار ها
    دوست دارید چی بهتون بگم .با این حرفای ناامید کننده که میزنید اگه امیدی هم وجود داشته باشه راهشو می بندید
    امید و تلاشو هدف حرفای کلیشه ای؛ اما توکل به خدا چی ؟کمک خواستن ازش چی؟باور کنید داره امتحانتون میکنه.ببینه چطور با این موقعیتی که درونش هستید برخورد میکنید.من نمیدونم شرایط خونوادگیتون چطوره ولی بالآخره پدر و مادرتونم مثل شما بودن اما هنوز دارن زنگی میکنن.ازدواج کردن ،بچه دارن .تا حالا شده ازشون بپرسین چطوری با این وضع کنار اومدن،یا تا حالا به کارها و رفتاراشون دقت کردین.شده با خودتون فکر کنید که دیگرانی هم مثل شما هستن و بهترین زندگی رو برای خودشون ساختن.میدونم حرف زدن با لکنت بین 60تا دانشجو و 60تا جفت چشمی که بهت دوخته شده سخته ولی شما یه پسری اگه بخوای از الان از جامعه و مردم فراری باشی تا آخر عمر میخوای چیکار کنی؟ یه جا خوندم درمورد یه پسری که شرایط شما رو داشت(لکنت) اما تو المپیاد شیمی قبول شده بود اونم هر وقت برای مصاحبه ی شغلی می رفت به قول خودش خراب می کرد ولی آخرش رفت سراغ کاری که خودشم باور نمی کرد.شد استاد دانشگاه!اولش براش سخت بود ولی بعدآ خیلی آدم موفقی شد ویکی از بهترین استادا.پس ما هر چی بشینیم و به زمینو زمان نفرین کنیم و غصه بخوریم فایده نداره باید اراده کنی و دست به کار بشی حتی اگه تو بدترین شرایط قرار داری.هیچ کس بهتر از خودمون نمیتونه به ما کمک کنه پس ببین خودت میتونی چه کمکی به خودت بکنی
    .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    من نمیدونم این سایت به چه دردی میخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    هر کی اومد مشکلشو مطرح کرد کمک خاصی عایدش نشد!!
    مشاوره ها هم میبینن که کدوم مشکلات راحت تره همونو 24 ساعته پاسخ میدن..واقعا که
    مشاورهای این تالار عاشق مشکلات درباره خودارضایی ..دوست پسر و دوست دختر ..از این جور مشکلات هستن که راحت بتونن پاسخ بدن..
    همه که از شما 2+2 سوال نمیکنن شما بگین 5 که...
    خجالت نمیکشین اسم خودتونو گذاشتین مشاور؟؟!!!
    مشاوره نمیتونین بدین بگین تا تکلیف ما مشخص بشه..دیگه 100 بار تایپکمونو بالا نیاریم..
    رفتن 2 ترم روانشناسی درس خوندن میان اینجا با مردم بیچاره بازی میکنن..بلکه تجربه ای بشه واسه کسب درامد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    واقعا انتقاد شما بجاست اما این تاپیک های مشاوره بین مشاورین تقسیم میشه
    شما هی میگی لکنت دارم لکنت دارم خانوادم درکم نمی کنن
    خودت ناامیدی و میخوای دیگران کمکت کنن
    فکر کن تنهایی فکر کن کسی نیست فکر کن تنها بودی ازاول و لکنت داشتی اون موقع چی کار می کردی هرکس ازت انقاد کرد تاییدت نکرد می خوای به خودت بگیری؟
    برای چی سکوت میکنی؟ و توی خودت می ریزی؟
    چرا برای خودت فکری نمی کنی؟
    می گی والدینتم لکنت دارن و مادر زادی ؟ آیا پدرو مادرتم مثل خودت فکرکردن و دنبال درک دیگران بودن یا زندگیشونو تشکیل دادن و چهارتا بچه حاصل زندگیشونه؟

    شما خودتو باور نداری و این نقصو بهانه ی نرسیدن به خواسته هات کردی؟

    به نظر من بجای رفع لکنتتون به کسب خود باروی و ابراز وجود بپرداز تا از حاصل اون خودباوری برلکنتتم غلبه کنی
    درادامه فنون ابراز وجود رو براتون میذارم
    موفق باشید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    موج آبی آواتار ها
    گرچه ابراز وجود همیشه به تأمین خواسته‌های شما منجر نخواهد شد اما باعث احساس خوبی نسبت به خودتان می شود.روانشناسان اجتماعی تعامل و روابط متقابل افراد را مطالعه می‌کنند. از این رو مهارت برقراری ارتباط مؤثر در حیطه مطالعات روانشناسی اجتماعی قرار می‌گیرند. با توجه اینکه ارتباط موثر در حیطه مطالعات روانشناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. با توجه اینکه ارتباط بین فردی بزرگ ترین دستاورد بشری محسوب می‌شود، افراد عادی به خوبی قادر به  برقراری ارتباط نیستند. ارتباط ناموثر موجب فاصله بین فردی عمیقی می‌گردد که در همه جنبه‌های زندگی و همه بخش‌های جامعه تجربه می‌شود. پیامد فروپاشی ارتباط اغلب موارد تنهایی مشکلات خانوادگی عدم صلاحیت و نارضایتی شغلی فشارهای روانی بیماری جسمی و حتی مرگ خواهد بود. علاوه بر نا امیدی شخصی و اندوه ناشی از آن در حال حاضر شکاف بین فردی نیز یکی از مسایل عمده اجتماعی شدن برخی از مهارت‌های ارتباط بین فردی را کسب می‌کند. اما سطح عملکزد او در این مهارت‌ها را می‌توان بهبود بخشید. در شناخت ارزش مهارت‌ها را می‌توان بهبود بخشید در شناخت ارزش مهارت‌های اجتماعی روان شناسان برنامه‌هایی آموزشی را توسعه داده‌اند که به افراد می‌آموزد مهارت‌های خود را در تعامل‌های اجتماعی اصلاح کنند. مهارت ابراز وجود یکی از مهم ترین مهارت‌ها در این زمینه محسوب می‌شود. در متن حاضر مهارت ابراز وجود و در نوشته‌های آتی سایر مهارت‌های اجتماعی را معرفی خواهیم نمود.ابراز وجود چیست؟
    ابراز وجود یعنی حمایت نمودن از حق  و عقیده خود بدون اینکه به حق و عقیده دیگران تجاوزی شود. ژوزف و لپی ابراز وجود را اینگونه تعریف می کند: ابراز مناسب هرگونه هیجانی نسبت به طرف مقابل بدون احساس اضطراب. بنابر این، افرادی که در موقعیت های میان فردی منفعل یا پرخاشگر هستند . موردهای منسبی برای جرات آموزی تلقی می شوند.جرات آموزی برای اغلب اضطراب های مربوط به تعامل‌های میان فردی یک درمان انتخابی محسوب می‌شود. از جمله مورد‌های مناسب برای جرات آموزی این تیپ افراد هستند: کسانی که می‌ترسند که احساسات گارسون جریجه دار شود، افرادی که نمی‌توانند موقعیت اجتماعی کسالت آور را ترک کنند، چون می‌ترسند نمک نشناس تلقی شوند، آن‌هایی که نمی‌توانند عقاید خود را ابراز کنند  زیرا می‌ترسند دیگران از آن‌ها خوششان نیاید، کسانی که می‌ترسند به استادان یا مظاهر قدرت بگویند که دوست ندارند منتظر بمانند زیرا می‌ترسند این مظاهر قدرت عصبانی شوند، افرادی که نمی توانند افزایش حقوق یا نمره بالاتری درخواست کنند، زیرا احساس حقارت می‌کنند و کسانی که به خاطر ترس از باختن نمی‌توانند  در بازی‌های رقابتی شرکت جویند ابراز وجود کردن برابری میان انسان ها را افزایش می‌دهد به ما امکان می‌دهد تا به سود خود اقدامی صورت دهیم و بدون اضظراب بی دلیل روی پای خود بایستیم و احساسات خود را صادقانه و با خیالی راحت ابراز کنیم. به ما امکان می‌دهد که بدون ضایع کردن حقوق دیگران حقوق خود را به دست آوریم.ابراز وجود یعنی ایستادگی کردن برای احقاق حق خود دو مهارت پایه در ابراز وجود.
    توانایی نه گفتن موقعی که می‌خواهید بگویید نه و گفتن آری هنگامی که می‌خواهیم تقاضای طرف مقابل را رد کنیم بایتس چهار اصل اختصار وضوح استحکام و صداقت را رعایت کنیم. پاسخ امتناع بای کوتاه بوده و با کلمه نه شروع شود به طوری که پیام شما نامفهوم نبوده و توضیح طولانی نداشته باشد. همچنین پاسخ شما بایستی صادقانه مستقیم و محکم باشد. مردم در اجتماع ما همیشه خواهش‌هایی داشته یا خواسته‌ای از دیگران دارند. اگر نتوانید این کلمه دو حرفی ساده را موقعی که می خواهید بگویید نه ادا کنید، کنترل زندگی خود را از دست خواهید داد. عدم توانای در نه گفتن نتایج منفی زیر را به دنبال دارد:شما را به کار‌هایی می‌کشاند که احترم به خود را از دست می‌دهید.
    شما را از کارهایی که واقعا می‌خواهید انجام دهید باز می دارد.
    چون به افراد دیگر اجازه می دهید دایماً  شما را مورد بهره‌برداری قرار دهند رنجش هایی در وجودتان انباشته می‌شود و ممکن است پس از مدت ها آری گفتن خلق خود را در یک موقعیت نامناسب از دست بدهید
    عدم توانایی در نه گفتن اغلب باعث عدم احترام به ما می‌شود. نه اینکه دیگران ما را دوست بدارند.این رفتار باعث قطع ارتباط بین شما و دیگران می‌شود. اگر ارتباط صادقانه بین افراد نباشد، آن‌ها نمی‌توانند یکدیگر را درک کنند گفتن آری وقتی که منظورتان نه است عدم صداقت را می‌رساند.تقاضا و درخواست چیزی بیان صریح احساسات و افکار خود و برخورد با تحقیر جز مهارت‌های اساسی ابراز وجود هستند. فردی که می‌خواهید ابراز وجود کند، هنگام بیان مناسب احساسات نه تنها از کیفیت احساسی که می‌خواهد ابراز کند آگاه است، بلکه چگونگی ابراز آن را نیز می داند. گفتار احساسی که عبارت است از بیان پیوسته و مناسب حالت متغیر دایمی وضع احساسی فرد دارای ویژگی ‌های زیر می باشد:
    به شخص خاص و با هدف معین خطاب می‌شود.تاکید بر بکارگیری کلمه من و فعلی است که نشان‌دهنده احساس شما است.
    ساده و مختصر است.
    صادقانه است.
    مناسب و مقتضی است.اصول پرورش ابراز وجود
    متناسب با موقعیت ارتباطات خود را هر چه بیشتر آشکار کنید.
    سعی کنید همه احساسات خود را ابراز کنید چه خشم چه محبت
    طوری عمل کنید که دوست داشتن و احترام به خود شما زیاد شود.
    به آنچه می‌توان به طریق دیگر انجام داد توجه کنید، نه به اینکه دنیا چگونه باید باشد.
    پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران را ابراز وجود اشتباه نگیرید.پرخاشگری عملی دیگران است، اما ابراز وجود ایستادگی مناسب برای حقوق خودتان می‌باشد.اگر در زمینه‌ای نمی‌توانید ابراز  وجود بکنید؛ فنونی را که در زمینه‌های  دیگر موجب موفقیت شما شده‌اند در این مورد بکار بگیرید.تمرین کنید در امور غیر مهم حرفتان را بزنید.
    عمل کنید همین اعمال شما تغییر بکند احساسات و افکار شما نیز تغییر خواهد کرد.
    بدانید توانایی ابراز وجود یک حالت دایمی نیست. همان طور که شما تغییر می‌کنید اوضاع زندگی نیز تغییر می‌کند و با مسائل جدیدی برخورد می‌کنید پس مهارت‌های جدیدی لازم دارید.ترس مهم ترین مانع ابراز وجود است
    موانع ابراز وجود
    سه مانع عمده بر سر را ابراز وجود قرار دارد:
    خیلی ها حق ابراز وجود کردن را از خود دریغ می‌کنند.
    گروهی از ابراز وجود کردن خود دریغ می‌کنند.
    گروهی از ابراز وجود کردن هراسان هستند.
    بسیاری از مردم از مهارت لازم برای وجود کردن برخوردار نیستند.حقوق اساسی شما
    شما باید حقوق خود را بشناسید و برای کسب آن‌ها ایستادگی کنید. همیشه پنج حق اساسی وجود دارد:
    تا زمانی که مزاحم کسی نباشید حق هر کاری را دارید.
    حق دارید ارزش و مقام خود را با ابراز وجود حفظ کنید.
    حق دارید از دیگران تقاضا کنید و آن‌ها نیز حق دارند به شما بگویند نه.
    باید بدانید که در رابطه با دیگران مرزهایی وجود که حقوق افراد در آنها کاملا مشخص نیست اما شما همیشه این حق را دارید که مسئله را با شخص مربوطه بحث قرار دهید و آن را روشن کنید.شما حق داید حقوق خود را بدست آورید.حقوق فردی دیگر عبارتند ازحق آری و یا نه گفتن حق ابراز احساسات حق انتخاب حق ایجاد تغییر حق آزادی بیان حق مالکیت بر بدن وقت و دارایی حق داشتن نگرش مثبت به خویشتن حق ابراز احتیاجات و آرزوها حق برخواردی از احترام، حق تغییر تصمیم قبلی خق تقاضا حق برخورداری از اطلاعات و…
    ابراز وجود مخالف سبک زندگی روان رنجور است.
    چهار ویژگی افرادی که ابراز وجود می‌کنند.
    فردی که ابراز وجود می‌کند دارای چهار ویژگی برجسته زیر است.
    او در ابراز وجود آزاد  است و آن را با گفتار و اعمال خود نشان می‌دهد
    او با تمام مردم در کلیه سطوح ارتباط برقرار می‌کند این ارتباط همیشه صریح مستقیم صادقانه و مناسب است.
    او نسبت به زندگی روش فعالانه‌ای دارد؛ بر خلاف شخص منفعل که در انتظار اتفاقات می‌نشیند او اتفاقات را می‌سازد.
    او به طریقی که شایثسته می‌داند عمل می‌کند.
    ابراز وجود یعنی تقاضا یا رد تقاضا با حفظ احترام به خود و طرف مقابلحمله و حمله متقابل
    تقریباً هر پیام ابراز وجود به عنوان یک حمله تجربه می‌شود و در پاسخ به این مواجهه نیز تقریباً همیشه یک حمله متقابل صورت می‌گیرد. در هنگام مواجه با پاسخ‌های دفاعی قابل پیش بینی دیگران، می‌توان با کمک فرایند ابراز وجود شش مرحله‌ای زیر به موفقیت های زیادی دست یافت:
    آمادگی: نخستین گام برای آمادگی، نگارش ( یا آماده سازی ) پیام ابراز وجود قبل از ارسال آن است.ارسال پیام ابراز وجود: وقتی پیام ابراز وجود آماده شد، قرار ملاقات تعیین شد و زمان کافی وجود داشت می توان پیام را ارائه کرد.سکوت: پس از ارائه یک پیام کوتاه ابراز وجود که با زبان تن مناسب همراه است توقف کنید وساکت شوید سکوت شما به فرد دیگر اجازه می‌دهد که در مورد گفته‌هایتان بیندیشید و یا از آنچه در ذهن دارد صحبت کند.گوش کردن انعکاسی به پاسخ دفاعی: وقتی پیام ابراز وجود به او معطوف است، پاسخی دفاعی بروز خواهد داد. در این حالت مهم ترین کار گوش کردن انعکاسی به پاسخ دفاعی قابل پیش بینی طرف مقابل است.تکرار فرایند: چونفرد دیگر در حالت دفاعی قرار داشته است شاید نتوانسته باشد وضعیت را از دیدگاهع شما درک کند. پس همان پیام را دوباره مطرح کنید و بعد از آن کمی سکوت کنید و سپس پاسخ دفاعی قابل پیش بینی و را منعکس نمایید.تمرکز بر راه حل: یکی از دلایل مفید بودن پیام‌های ابرز وجود آن است که طرف مقابل را به یک گوشه نمی‌راند او نه تنها مجبور نیست به راه حل‌های پیشنهادی ما پاسخ بلی خیر دهد بلکه می‌تواند به راه حلی بیندیشد که نیاز‌های او را نیز رفع کند.مجتبی دلیر کارشناس ارشد روانشناسی
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •