تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بی طاقتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مونا20
آخرین ارسال:اشکان همدم
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

بی طاقتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام
    من 35 سالمه وحدودا دوساله به علت مشکلاتی که باهمسرم داشتیم جداازهم زندگی می کنیم وتقاضای طلاق هم دادیم حدود 2 ماه پیش بایک نفرآشنا شدم که ایشان دارای همسروفرزند می باشد دراوایل آشنائیمون به علت اینکه هنوزبه زندگی قبلیم تعهد دارم وهنوز جداشدنمون رسمی نشده است ونیز متاهل بودن ایشان شدیدا بااین موضوع مخالفت می نمودم ولی متاسفانه به علت اصرارهای شدید ونیزکمبودهای عاطفی که درطی چند سال زندگی قبلیم داشتم ونیز به علت اینکه ایشان ازلحاظ تحصیلات ونیزازلحاظ مادی شرایط فوق العاده خوبی دارند شدیدا به ایشان علاقه مند شدم به طوری که کل زندگی من منتظربودن برای تلفنهای ایشان می باشد موضوعی که بیشترمنو اذیت میکنه احتمال ازدست دادن ایشان می باشد ومنفی نگری که به علت متاهل بودنشان می باشدهست باوجود اینکه کاملا میدونم کاری که انجام می دهم اشتباه می باشد ولی تحت هیچ شرایطی نمی تونم این وابستگی رو ازبین ببرم جدیداهم کلی قرص اعصاب مصرف میکنم که تاثیری نداشته است به خاطرهمین موضوع حتی کارهای شرکت را هم به خوبی انجام نمی دهم لطفا کمکم کنید که چیکارکنم. ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.


    دوست عزیز شما همان طور که خودتون گفین به دلیل کمبود مهر و محبت و عاطفه از سوی همسرتان و پیدا شدن فردی دیگر که این مهر و محبت را به شما میدهند و از نظر موقعیتی هم به دل شما نشسته اند خیلی زود دلبسته شدین .

    همان طور که خود شما هم میدانید این آقا هم مانند شما دچار کمبود عاطفه هست و دنبال راه جبران میباشد ، راه قطع کردن این رابطه این هست که اول یک تصمیم قاطع بگیرید و بر احساسات خود کنترل داشته باشید و اگر امکانش هست خط خود را عوض کنید و در ذهن  خود برای ایشان افکار مثبت را بکار نبرید.

    از تنهایی و از افکاری که به طرف ایشان میرود خودداری کنید . چند روز ابتدایی برای شما سخت خواهد بود بعد ازاین مدت دیگر راحتتر خواهید شد.

    از خورد قرص کاملا بپرهیزید چرا که موجب اعتیاد میشود.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ضمن تشکرازپاسخ شمامشکل اصلی من اینه که نمی خواهم ازش جداشوم فقط ترس ازدست دادنشودارم چون ایشان فوق العاده آدم محافظه کاری است وسرش هم خیلی شلوغه درطی روزیکبارزنگ می زنه سه ساعت حرف می زنه وکلی ابرازمحبت می کنه یکی دوروزهم خیلی بی تفاوته ومی گه سرم شلوغه درواقع اگه منطقی فکرکنم اینه که اون زندگی اصلیشو داره وبه نظرمن زندگی خیلی خوبی هم داره ولی مشکل کارکجاست که به سراغ من اومده رو نمیدونم موضوع مهم هم اینه که ماتحصیلات عالیه داریم ایشون دکتره و48سالشونه ومن فوق لیسانس دارم ولی متاسفانه اشتباه کردن وعشق وعاشقی به سن وتحصیلات نیست همچنانکه مسیر زندگی منو عوض کرده باورتون نمی شه که حوصله غذاخوردن هم ندارم ونهایت سعی من اینه که ایشون ازوابستگی من خبردارنشه . کل زندگیم فقط این شده که موبایلو چک کنم که کی زنگ می خوره واین منتظربودن شدیدا منو عذاب می ده شما راهنمایی بفرمائید که چگونه ازاین استرس رهایی پیدا کنم ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    مونا خانم شوهر شما جای دیگر مشغول به کار هستند؟

    من آخر حرفهای شما متوجه نشدم واضحتر بگید(وابستگی که متوجه نشه)
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    من وشوهرم 2ساله جداازهم زندگی می کنیم وجدیدا هم درخواست طلاق دادیم توپست اول هم نوشتم که هنوزجدانشدیم وبااین آقاهم حدودا دو ماهه دوست هستیم وسعی من براینه که باکسی که دوست هستم ایشون متوجه وابستگی من نشه .(نفردوم)
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز همان طور هم که قبلا گفتم دلیل این وابستگی شما فقط کمبود عاطفی و موقعیت ایشان میباشد که با مهر و محبت ایشان این کمبود جبران میشود و شما را وابسته تر میکند .

    تحصیلات عالی و موقعیت انسانها نیست که تعیین کننده در روابط باشد بلکه این کمبود های عاطفی هستند که افراد ار مجذوب یکیدیگر  میکند . بدانید که این آقا به شما هیچ تعهدی ندارند و جریان زندگی خودشان را دارند و شما را تنها برای مواقع  تنهای خود میخواهند.


    همان طور که گفتم شما باید از ارزش گذاری کردن برروی ایشان  و افکار مثبت خودداری کنید تا بتوانید از این رابطه اشتباه و آسیب زا رهایی پیدا کنید .

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام به همه.من هم مثل شما دوستان عزیز دچار دلباختگی شدیدی به فردی شدم که هرگز یا بع ندرت از دلتنگی و بی طاقتیش برای من حرف میزنه اما من از شدت بی طاقتی بارها دچار استرس های حاد و میگرن های کشنده ای شدم و حتی طاقت چندساعت بی خبری از ایشونو ندارم.حقیقتا ازاین حس لبریز خودم به ستوه اومدم و در صدد اون هستم که خیلی خیلی کم خودمو در اختیارش قرار بدم تا عکس العملشو از دوری با من ببینم اما چیزی که میخواستم حاصل نشده که هیچ حتی باز منووادار به کششم به سمتشو میکنه.از اینکه بهش علاقه دارم و این حس حسی دوطرفست شکی ندارم ولی از سستی خودم بیزارم و راهی برای مقاومتم بر حسم پیدا نمیکنم.لطفا یک راه شدنی بهم پیشنهاد کنید چون من اکثر این راهکای ذکرشده رو امتحان کردم اما..........
    بازهم ممنونم.موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    عزیزم میدونم وابستگی ای که (به غلط) ایجاد کردی سختته
    اما فقط به این فکر کن که یه جوری بشه که خانومش و خانوادش بفهمن و بیان سروقتت
    بعد به توی زن شوهر  دار هر انگی رو میچسبونن
    حتی اگه بتونی از دید خانوادتو شوهرتو بقیه پنهان کنی
    باید هر جایی که میری از این بترسی که نکنه دوباره بیان سروقتت
    تو مترو تو اتوبوس تو بازار و ....
    مثلا خانوم اون آقا بی کس و کار نیست که

    بماند که برای خیلی ها این دوران وابستگی بیخود و بیجهت به وجود اومده
    و تونستند با صبر و تحمل پشت سر بزارن
    حداکثر باید شش ماه زجر بکشی تا این دوران تمام شه
    بعد میشینی به حالت و احوال خودت میخندی

    اون آقام اگه وجدان داشته باشه تو رو میفرسته سر خونه زندگی ات

    به هر حال هر تصمیمی که میخوای بگیری لااقل تو بی شوهری بگیر
    کلی حرف میتونه برات در بیاد
    دعا کن خدا مهرشو از دلت ببره
    خودتم سعی کن اوووووووووونقدر خودتو مشغول کنی که خلاص شی زودتر
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    dast az saresh bardar chon har amali aksolamali dare hich vaght baees nasho bekhater shoma zendegi on ba khanomesh az ini ke hast badtar beshe.az man goftan bod.be in fekr kon age shohar khodet in karo karde bod chikar mikardi
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست عزیز.
    در زندگی مشترک معمولا مرد هایی به سراغ خانم های دیگه میرن که یا در زندگی مشترک و نیاز جنسی در خانواده مشکل دارن و یا اساسا مردهای تنوع طلبی هستن.
    با توجه به صحبت هایی که شما کردین که این آقا در زندگی مشترک مشکلی ندارن ، پس تنها با توجه به مطلقه بودن شما راه دوم باقی میمونه.
    خوب تکنیک های روانی وجود داره که یک شخص رو به انسان وابسته کرد و بار ها و بارها هم دیده شده که از این وابستگی سوء استفاده شده .
    مطمئن باشید بعد از اون قطعا هیچ ارزشی برای احساسات شما قائل نخواهد شد و این یعنی دو شکست متوالی در زندگی شما که فشار عصبی عجیبی به شما وارد خواهد کرد.


    خب الان دیگه بریدن این وابستگی یک مقدار سخت هست ، اما قطعا به سختی زمانی نیست که مورد تهاجم قرار بگیرید.
    پیشنهاد میکنم این آقا رو به کلی به بهانه ی متاهل بودنش از زندگیتون حذف کنید و یک سرگرمی به جاش اضافه کنید که فکر شما رو به سمت دیگری بکشه، تا این وابستگی از بین بره.
    چون ادامه دادن این رابطه خیلی خطر ناک خواهد بود.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •