تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفتار مادرشوهر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rahayi
آخرین ارسال:roz va shab
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

رفتار مادرشوهر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    وای من خیلی ترسیدم از حرفات نکنه مادر شوهر منم اینطوری باشه
    خدا صبرت بده
    ولی به نظرم اگه بهش محبت کنی رفتارش درست شه بهش بگو تو مث مامان خودمی ای اطمینانو بده ک نمیخوای پسرشو ازش بگیری  گاهی وقتی همسرت سرکاره برو پیش مادرشوهرت ک بدونه به اجبارهمسرت نیس ک باهاشون رفت و آمد میکنی
    بهش بگو من متوجه محبت و توجهای شما هستم ولی همسرم انگار دوس نداره زیاد کنترلش کنید الکی بگو داره اعتماد به نفسشو از دست میده مامان جون یا مثلاحس استقلال و مدیریت داره ازش گرفته میشه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'rahayi' pid='16093' dateline='1374577812'
    با سلام و ممنون از پاسختون
    پدر شوهرم در قید حیات هستند و علی رغم اینکه ایشون هم بارها به مادر شوهرم میگن که اینقدر زنگ نزن پرت بچه نیست مادرشوهرم گوشش بدهکار نیست. امشب هم نمیان چون ما گفتیم امشب و مادرشوهرم گفت ما برای 5 شنبه و جمعه میخوایم بیایم. من واقعا داشتم تعجب میکردم که از من توقع آماده کردن سحر و افطار فرداش رو هم دارن. من خیلی دوست دارم که خونمون مهمون بیاد و حتی افطاری بدیم ولی مشکل اینجاست با شرایطی که من دارم این کار در این لحظه برای من سخته. و چون قرار بود که آخر هفته ما به خونه ی پدرم بریم همسرم گفتن و مادرشوهرم هم گفت پس تو هفته ی دیگه ما میایم. و من این رو هم به شما بگم مادرشوهرم خیلی دوست داره رفت و آمد بیش از حد باشه و در واقع دوست داره خاله بازی راه بندازه به قول خودش . زمانی که ما تازه عروس و داماد بودیم  چون خونه هامن نزدیک هم بود اصلا نمیزاشتن که ما شب بریم خونمون بخوابیم و من راحت نبودم و این حرکت منو عصبی میکرد ولی به روی خودم نمیوردم . نه اینکه ما اصرار نمیکردیم که بریم خونمون. شاید باورتوننشه کفشای شوهرمو قایم میکردن یا میگرفتنش که نتونه بره ....
    فرضا واسه شبی که روز پدر یا مادر بود میرفتیم با اصرار فراون میتونستیم بریم خونمون. اگه شبی برای شام میرفتیم اونا فرداشب خونه ما بودن و شب خونمون میخوابیدن. جالب اینجاست بدون اینکه ما بهشون تعارف کنیم مادرشوهرم میرفت سرکمد و تشک مینداخت واسه همشون و میخوابیدن. و همسرم فقط میتونست و میتونه از من معذرت خواهی کنه. بارها شده بهش میگم تو چرا با خانوادت رودربایستی داری؟ مشکل همسرم همینه شده من حال خرابی دارم تو تختم نمیتونم بلند شم مادرشوهرم میگه ما داریم میایم اونجا ،نمیتونه بگه فرضا فرداشب بیاین امشب فرضا کاری داریمیا خسته ایم میخوایم زود بخوابیم.

     
    سلام عزیزم 
    من روانشناس نیستم،ولی خودم هم تقریبا مشکلاتی که تو میگی را داشتم و با حوصله کم کم حلش کردم تا الان که دیگه خسته شدم ولی یه کم دیگه مشکل دارم ولی خودم دیگه حوصله ندارم،ولی من خداییش در این حدی که تو تعریف کردی نبوده،ولی یکی از همکارانم که منو هم او راهنمایی کرد بهم گفت که او هم مثل تو مشکل داشته به صورت معکوس عمل کرده ، یعنی بجای اینکه به شوهرش بگه که چرا مادرت زنگ میزنه روزی 5 بار و انقدر حرف میزنه خودش به عنوان عروس روزی ده بار به مادر شوهرش زنگ میزده جلوی شوهرش هم و طولانی حرف میزده،هر روز عصر میرفته خانه مادر شوهرش به شوهرش هم میگفته بیا اونجا،تا میخواسته بره خونشون خانواده شوهرش هم با خودش میبرده تا اینکه بعد از یک ماه شوهرش گفته نروی خونه مامانم اینها و یا یک بار هم گفته چقدر زنگ میزنی به مادرم اینا و میگفت بعضی اوقات دیگه مادر شوهرم گوشی منو جواب نمیداد.تا دیگه کم کم از سرش افتاده مادر شوهرش که به اینا زنگ بزنه و یا بخواد مدام به اینا کار داشته باشه و دخالت کنه ، چون بعضی ها وقتی رو اعصاب یکنفر باشن بشتر خوشحال میشن تو هم طوری برخورد کن که اصلا برات اهمیت نداره وتازه دوست داری که اینطوری یه استفاده ای هم از خانواده شوهرت بکنی،خرج به این گرونی هر روز خودت را بنداز اونجا پس فردا بچه ات را از صبح تا غروب بزار پیشش برو شب بیا قبل از شوهرت وقتی فکر کنه تو داری سو استفاده میکنی میکشه کنار و بالاخره خودت هم دیگه اعصابت خرد نمیشه،باور کن انقدر ها هستن که حسرت اینو دارن که مادر شوهر کنه داشته باشن و انقدر ها هستن که باهمچین مادر شوهری تو یه اتاق دارن زندگی میکنن و کلی خوشن و جواب او را هم سپردن به خدا ، که مطمین باش خدا در کنار همه ماهاست،حق به حقدار میرسه عزیزم

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •