تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دلشکستگی بعدازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sokot
آخرین ارسال:aramesh
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دلشکستگی بعدازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    آقای عزیزی چه جوری بایدبهش نشون بدم که حواسم هست...شما میگین که کنترلش نکنم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    به نظر من فیسبوک رفتن یا نرفتن این قدرها اهمیت نداره که شما بخواید به خاطرش ناراحت بشید
    شاید این موضوع از نظر همسر شما هم زیاد مهم نباشه یا جنبه های دیگری رو میسنجند که نمیخوان وارد این محیط بشن .. مثلا شاید دوست نداشته باشند ، عشقشون رو در فضای اینترنتی ابراز کنند یا دلایلی که جای نگرانی هم نداره ..

    همسرتون قبل از ازدواجش با شما اشتباهاتی کرده که دیگه نباید بهش فکر کنید ، چون شما نمیتونید تغییرش بدید. خوشبختانه ایشون هم بعد از ازدواجشون ، دیگه مرتکب اون اشتباهات نشدند و به شما و زندگیشون پایبندند ..
    پس سعی کنید با چشم پوشی از گذشته ( در عین حالی که هشیاری تون رو دارید که در آینده این اتفاق نیفته) از بودن با همسرتون لذت ببرید و اجازه ندید فکرهای آزاردهنده این رابطه صمیمی رو خراب کنه . د رغیر این صورت ، ممکنه خدای ناکرده از چیزی که میترسید به سرتون بیاد؛ در واقع، رفتارهای شما هست که میتونه همسرتون رو همچنان وابسته به خانواده نگه داره یا ...

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    طباطبایی آواتار ها
    همسرتون باید بدونه و این رو احساس کنه که یک تکیه گاه و پناهگاه مطمئن در خانه داره ، جایی که بتونه همیشه بهش پناه بیاره و بهش اعتماد داره ...

    هرگز رفتاری نشون ندید که همسرتون ، مجبور بشه که چیزی رو ازتون پنهان کنه یا در رفتارش صادقانه برخورد نکنه ...

    شما قبلا ناراحتی تون رو در این مورد ، ابراز کردید و ایشون هم به شما قول دادند که فکری بکنند ، پس دیگه اوقاتتون و اوقات همسرتون رو تلخ نکنید

    باز هم تاکید میکنم اگر شما نتونید با همسرتون عاشقانه زندگی کنید ، باعث میشید اون دختر خانم بتونه از راه این خلا،به همسرتون نفوذ کنه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    دوستم ببین این مغز ما انباری از زباله هست .پس باید این زباله ها رو هر چه زودتر دور بیاندازی وگرنه بوی تعفنش زندگیتو و ذهنتو میگیره.این ماجرا را با خودت تمرین کن و از ذهنت پاک کن.این شکاکیها خیلی از ادمهای سالمو نا سالم کرده و میکنه.فیس بوکم وقتی باهاش هستی بگو عزیزم بهتر نیست همه بدونند ما 2 پرنده عاشقیم.خلاصه بگم که خودتون زندگیتونو بهم نریزید.با همسرتون تفریحتونو بیشتر کنید.برید بیرون با هم خلاصه اوقات فراغتو بیشتر با هم باشید.بخودتون اعتماد داشته باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'sokot' pid='16049' dateline='1374560869'
    آقای عزیزی چه جوری بایدبهش نشون بدم که حواسم هست...شما میگین که کنترلش نکنم؟؟؟

     
    نه کنترلش نکنید.

    برای نشان دادن هوشیاری خودتون، باهاش همگام بشید و با زیرکی کنترل اوضاع رو به دست بگیرید. وقتی پای سیستم نشست و به صفحه فیسبوکش رفت، برید کنارش و با لبخند و روی باز بهش بگید اجازه هست بشینم پیشت؟ بعد که نشستید، کمی به چشمانش خیره بشید و نگاه مهربانانه ای بهش بکنید. اگر نگاهتون رو جواب داد، میتونید کمی نزدیکتر هم بشید و مثلا تو دامن شوهرتون بنشینید. بعد از چنددقیقه بنشینید کنار روی صندلی دیگر و درباره محیط فیسبوک ازش سوال کنید. به همسرتون بگید راستش فکراشو که کردم، دیدم اصلا اومدن من تو فیسبوک کار جالبی هم نیست. من که عشقم کنارمه، و دارم باهاش زندگیمو میکنم. حالا بیام تو فیسبوک جار بزنم که چی بشه؟ به جای اینکه وقتمو تو فیسبوک تلف کنم که به دنیا بگم عشقم کیه، عشقم رو نثار همسرم میکنم تا بیشتر از زندگیم لذت ببرم. این نحوه بیان، هم میتونه همسرتون رو خوشحال کنه و واکنش مثبت او رو به همراه داشته باشه و هم میتونه غیرمستقیم این پیام رو بهش بده که بیشتر وقتش رو به همسرش اختصاص بده تا فیسبوک. بعد میتونید کمی صفحه فیسبوکش رو مشاهده کنید. اگر خواست چیزی بنویسه یا پیامی رو بخونه، نگاهتون رو به سمت چشمانش بدوزید تا احساس کنه نمیخواهید کنترلش کنید. بعد از چنددقیقه از کنارش بلند شید و مثلا برای شام یا کار دیگری صداش کنید و بهش بگید اگه کارت تموم شد بیا پشم. همین رویه رو چندشب در پیش بگیرید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام دوست عزیز

    چرا اصرار دارید که همسرتون وارد فیس بوک بشه؟! میخواید همه بدونن شما با هم هستین؟ خوب شاید همسرتون دوستانی از گذشته در اونجا داره که نمیخواد دوباره یادشون بیفته یا اونها به یادش بیفتند و مثل قضیه شماره تلفن براش دردسر ساز بشن. همسرتون در جوونی و مجردی رفتاری داشته و الان رفتاری متفاوت. دلش میخواد زندگیشو بکنه و خودشو دیگه متعهد میدونه. اگر شما محیط زندگیتون رو سرد کنید به فردی که مزاحمتون شده اجازه دادید که به هدفش یعنی حذف رقیبش برسه. رفتن شما به فیس بوک مثل این میمونه که همسرتون رو به مهمونی ای دعوت کنید که اکثر مهمانانش دخترانی هستن که قبلا دوست همسرتون بودن! در این حالته که استرس شما بیشتره و نگرانترید یا وقتی از این فضا دور هستید؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام
    خیلی حرفای مفیدی زدید وممنونتونم...ولی از بس به این فکر کردم که چکار کنم که جذبش کنم یا چکار کنم که کمبودی نداشته باشه خسته شدم چرا اون به این فکر نکنه که چکار کنه که منو جذب کنه همش من باید بترسم یا نگران باشممممم؟؟؟؟؟ خیلی باهاش همگامم...خیلی ذوست دارم دو نفری بریم بیرون ولی اون دوست نداره همش دوست داره دست جمعی بریم پس من چیییییی؟ مگه من دل ندارم؟؟؟؟بی انصافی نمیکنم...بعضی اوقات واقعا هوامو داره بگم در کل خدارو شکر از زندگیم راضیم ولی واقعا از خودم گذشتم ولی اون نمیبینه...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    بدترین کاری که می تونید انجام بدید چک کردنه، مطمئی باشید اگه واقعا کاری کنه بدون همین چک کردن هم شما بلاخره می فهمید، بهش اعتماد کنید و همیشه به خودتون بگید شوهرم به من خیانت نمی کنه، شاید باورتون نشه اما دقیقا همون لحظه ای که این افکار منفی رو از خودتون دور کنید زندگیتون از این رو به اون رو میشه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •