خیلی تنها و افسرده ام.15سالمه و تک فرزند هستم
اونایی که دوسشون داشتم ولم کردن و رفتن
پدرومادرم اصلا منو و شخصیتمو درک نمیکنن
فامیلامونم گاهی حرفای تمسخر امیز میزنن
همیشه دلم میخواس یه برادر داشته باشم ولی نشد
اول عاشق یه پسری بودم که پسرداییم هم هست.ولی اون منو دوس نداشت
این خیلی منو داغون کرد
باعث شد فک کنم ارزش دوس داشتن رو ندارم
بعد یه پسری اومد که واقعا خیلی مهربون و پاک بود
اون خواس که برادرم باشه و جای برادرم رو برام پر کنه
اما مریض بود و بعد از اینکه عملش کردن حافظشو از دست داد
و بعد دیگه منو نخواس
اتفاقای این جوری توی زندگیم زیاد داشتم و خیلی منو داغون کردن
اومدم اینجا که کمک بگیرم
گاهی قلبم خیلی درد میگیره و تیر میکشه با اینکه سالمه نمیدونم چرا.میگن مال اعصابه
دوستی هم ندارم.یه دوستی داشتم که الان رفته یه مدرسه ی دیگه و دیگه نمی بینمش
یه دوست دیگم هم منحرف شد و سعی میکنم زیاد دور و برش نباشم
و حالا تنها دوستم خیلی ازم دوره یه شهر دیگه اس
و معمولا هم نمیتونم مشکلاتمو براش بگم
تنها کسی که پیشمه و درکم میکنه خداس و عاشقشم.
یه مدت تیک عصبی گرفته بودم
الان هم با اینکه میدونم اشتباهه ولی یه شخصیت توی ذهنم ساختم و باهاش حرف میزنم و تصور میکنم که برادرمه
دارم دیوونه میشم شاید.ولی مهم نیس
چون کار دیگه ای نمیتونم بکنم
حتی مامان و بابام هم منو نمی فهمن
نگین پیش مشاوره برم چون نمیتونم براش اینارو توضیح بدم
عصبی میشم و گریه ام میگیره
خیلی تنهام و این تنهایی داره منو میکشه