تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ناراحتی های من بعد از رفتن پدرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:tanha_00
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 4

ناراحتی های من بعد از رفتن پدرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    Slm m an nmidunam inja ba ki harf mizanam ya ki mikhune ya aslan javabi daryaft mikonam ya na ... ama enghad delam pore o b y jaiy residam ke khastam faghat yeja bashe k benevisam betunam dardo dl konam... enghadr dlam az hame kaso hame chi gerefte k nmidunam az koja shoru konam o az ki bgam ama midunam man ye adami budam k hamishe khande ru labam bud hata age narahat budam hamishe mikhandidamo narahatimo mitunestam hata vase chand lahze faramush konam,ama alan kh vaghteke dge nmitunam . enghadr asabi shodam o bi tagamol kdge tahamole khodamam nadaram. narahatiam miduny az koja shoru shod? az vaghty 10 salam budo yho az khab paridamo didam pedaram jloye cheshmam nafasate akharo mikeshe, vaghty birunam kardano ta sa'atha bhm nagoftan tamum karde, vaghty dashtan az khune mibordanesho man sayeye adamaro mididam k daran jigh mizanan o man tanha dashtam oun sayeharo donbal mikardam,vaghty k bdune inke aslan bfahmam ouno b khak sepordan... shabe ghablesh ye alame bhm baxi kard ama ina taze avale rahe man bud...

    سلام.
    من نمیدونم اینجا باکی حرف میزنم یا کی میخونه یا اصلا جوابی دریافت میکنم یا نه...
    اما پره و به یه جایی رسیدم که خواستم فقط یه جا با شه که بنویسم بتونم دردو دل کنم...
    انقدر دلم از همه کسو همه چی گرفته که نمیدونم از کجا شروع کنم و از کی بگم.
    اما میدونم من یه آدمی بودم که همیشه خنده رو لبام بود حتی اگه ناراحت بودم.
    همیشه میخندیدمو ناراحتیمو میتونستم حتی واسه چند لحظه فراموش کنم،اما الآن وقتیه که دیگه نمیتونم.
    انقدر عصبی بودمو بی تحمل که دیگه تحمل خودمم ندارم.
    ناراحتیمم میدونی از کجا شروع شد؟از وقتی 10 سالم بودو یهو از خواب پدرمو دیدم پدرم جلوی چشمام نفسای آخرو میکشه،
    وقتی بیرونم کردنو تا ساعتها بهم نگفتن تموم کرده ، وقتی داشتن از خونه میبردنشو من سایه آدمارو میدیدم که دارن جیغ میزننو من تنها داشتم اون سایه هارو دنبال میکردم،وقتی که بدون اینکه اصلن بفهمم اونو به خاک سپردن... شب قبلش یه عالمه باهام بازی کرد.
    اما اینا تازه اول راهه من بود..

    از طرف تیم مدیریتی انجمن:
    با سلام.
    دوست عزیز لطفا از این به بعد فارسی تایپ کنید تا مشاورین زودتر بتونند پاسخ گو باشند.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    به نام آرام دلهــــــــــــــــــــــ ــــــا؛
    خوش آمدید دوست عزیز. لطفا فارسی تایپ کنید تا دوستان راحت تر پاسخگو باشند و اینکه عنوان مناسبی برای تاپیکتان بگذارید.
    شما آقا هستید یا خانوم؟
    چند سالتونه؟
    الان با کی زندگی می کنید؟
    مشکل اصلیتون در حال حاضر چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مرسی از پاسختون
    من دختر هستم و 21 سالمه
    راستش انقدر مشکلاتم زیاده که واقعا نه میتونم تایپ کنم همه رو نه میدونم از کجا باید شروع کنم فقط میدونم خیلی خسته ام و میخوام واسه مدت طولانی بخوابم
    من واقعا به کمک نیاز دارم اما چون همیشه در بدترین شرایط خنده رو لبام بوده همه فک میکنن من از همه چیز مبرا هستم
    اما نمیدونن تو دلم چه حرفایی که نیس (
    خسته ام خسته
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    هوالحق...
    خواهر خوبم؛
    درکتون میکنم که فشار مشکلات شما رو سردرگم کرده باشه و ندونید از کجا شروع کنید. اما اجازه بدید یه مثال بزنم:
    وقتی میرید نزد پزشک و میگید حالم بده، مسلما پزشک اول میپرسه کجاتون درد میکنه؟چه مشکلی؟
    اگه پاسخ دکتر را ندید و مرتب بگید حالم بده، پزشک که نمیتونه همینجوری سرخود دارو بده. درسته؟
    کمی صبور باشید. انشالله که با بیان گام به گام مشکلاتتان، دوستان راهنمایی کنند.
    ولی به طور کلی:
    مطمئنا خود شما هم میدونید که هرچقدر هم مشکل داشته باشید نمیتونید برای یک مدت طولانی بخوابید بعد که آبها از آسیاب افتاد بیدار شوید. پس کمی منطقی باشید خواهرم. با مشکلات مقابله کنید و مانند کوه مقاوم و استوار بایستید. درست است که زندگیتان بعد مرگ پدر، بسیار تنش زا شده است. اما زندگی هنوز هم در جریان است و باید زندگی کنید. سعی کنیدمشکلاتتان را اولویت بندی کنید و اول سعی در رفع مشکلی که فکر میکنید حادتر است کنید.نکاتی را که در زیر می بینید می تواند به شما در گذر از مقاطع چالش برانگیز زندگی کمک کند.
    1 - بیش از حد واکنش نشان ندهیدعکس العمل بیش از حد به مشکلات می تواند منجر به اتخاذ تصمیمات نادرست گردد. زمانی که شما درگیر احساسات شدید می شوید و در آن زمان برای موضوعی تصمیم میگیرید، به سبب اینکه منطق در این تصمیم گیری دخیل نبوده است، منجر به پشیمانی شما در زمان آینده خواهد گردید. از این به بعد زمانی که با یک مشکل برخورد کردید از گرفتن تصمیم در لحظات اول خودداری کنید و زمانی که آرام شدید به حل آن بیاندیشید.
    2 - واقعیت زمان حال را بپذیریدهمه چیز را همان گونه که هست بپذیرید. خیلی از افراد سعی می کنند تا اشخاص و یا وضعیت های موجودی را که تحت کنترل آنها نیست، تغییر دهند و زمانی که نمی توانند به هدف خود برسند، احساس بدبختی می کنند. سعی کنید با واقعیت روبرو شوید و آنچه هست را بپذیرید، تا بتوانید راجع به آن به درستی تصمیم گیری کنید.
    3 - دیگران را مقصر ندانیدبعضی از افراد عادت دارند تا اشتباهات خود را به گردن دیگران بیاندازند و دیگران را مسئول مشکلات پیش آمده برایشان تلقی کنند. بهتر است به جای اینکه انگشت اتهام را به سوی دیگران نشانه روید، به اصلاح اعمال خود بپردازید. مقصر دانستن دیگران تنها باعث پراکنده شدن افراد از دور شما می شود.
    4 - جدا شدن را تمرین کنیدسعی کنید تا به نتایجی که در زندگی تان می بینید، وابسته نباشید. به خاطر داشته باشید که هر شخص سلیقه ای مختص به خودش را دارد و ممکن است او مخالف عقاید شما باشد. زمانی که کاری را در زندگی انجام می دهید، توقع نداشته باشید تا همه جریانات بر وفق مراد شما باشند.
    5 - بیش از حد تجزیه و تحلیل نکنیدزمانی که شما در رابطه با یک وضعیت و یا یک واقعه بیش از حد فکر می کنید، موجب می شود تا شما نسبت به همه چیز و همه کس قضاوت کنید. همچنین بیش از حد فکر کردن راجع به یک مشکل سبب می شود تا شما اوقات سختی را سپری کنید و به جای دست به کار شدن و رسیدن به هدفتان، در پله اول درجا بزنید. این موضوع بیش از هر چیزی شما را نا امید خواهد کرد.
    6 - تغییرات را در زندگی بپذیریددر طول مدت زندگی، تغییرات جزو اجتناب ناپذیر آن محسوب می شوند. این شمایید که باید با آنها کنار بیایید. بسیاری از افراد از تغییر فرار می کنند و در مقابل آن مقاومت می نمایند. این موضوع به این سبب است که تغییر آنها را از راحتی شان برای مدتی خارج می نماید. ممکن است شما با آنها شاد و یا غمگین باشید، ولی پس از مدتی در خواهید یافت که آنها دائمی نیستند. پس بهتر است تلاشتان را برای پرورش ذهن به منظور حفظ آرامش در این مقاطع از زندگی بکنید.
    7 - سبک زندگیتان را با دیگران مقایسه نکنیدیکی از کارهای مشکلی که پیش رو دارید، مقایسه نکردن خودتان با دیگران است. ولی هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، از زندگی بیشتر نا امید خواهید شد. افراد زیادی هستند که از شما موفق تر بوده اند و کارهای بهتری در زندگی شان انجام داده اند. ولی این شمایید که داستان زندگی و موفقیت خودتان را رقم می زنید.
    موید باشید.
    اللهم عجل لولیک الفرج

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •