تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دچطور شوهرمو از دوستاش جدا کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مینا محمدی
آخرین ارسال:ارشیا
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

دچطور شوهرمو از دوستاش جدا کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام خانمی پس با تنها رفتن تو مشکل داره نمیتونه تو رو تنها بزار با خودش میبره تو هم با این نگته ضعفش استفاده کن بهش بگو اگه با دوستاد بری یا قرار بزاری منم تنها میرم یا با دوستام قرار میزارم چون دعوای اول بهتر از اخر هست راستی تو زندگیش از کی حساب میبره یعنی از کی حرف شنوی داره یا از سیاست استفاده کن فعلا که نامزد هستین خانه خودتون نرفتین بهش بگو اگه اینطور رفیق بازی کنی من هم باهات خونه خودمون نمیام باهات عروسی نمیکنم کمی به خودت شجاعت بده چیزی نمیشه به خاطر دوستاش از تو دست نمیگشه که شاید باهات مدتی قهر کنه بازم دنبالت میاد چون به گفته خودت دوست داره رو این رفتارت پا فشاری کن ببین چه جوابی میگیری امتحان کن چون باید راهای زیادی را امتحان کنی تا به نتیجه مطلوبی برسی ما هم این کارا رو تو زندگیمون میکنیم تا یکیش جواب بده باید صبر کنی تا موفق بشی عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام عزیزم.مرسی از راهنماییت. باشه امتحان میکنم ببینم چی میشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام دوستان راستش راه حلی که گفتین و امتحان کردم بدتر دعوا شد گفتم منم میخوام با دوستام برم بیرون. گفت من مرد هستم چرا خودتو با من مقایسه میکنی من اگه نصفه شبم برم کسی مزاحمم نمیشه ولی تو اگه میتونی برو! !!!انگار من گفتم نصف شب میخوام برم میخواد عقاید مردسالاریشو به من تلقین کنه جاهایی که خودش دوست داشت اجازه میده برم که اکثر جاها اقا دوست نداره میگه بشین خونه.مثلا استاد موسیقیم که سه سال پیش کلاس گرفته بودم باش تازگیا فوت شده خواستم برم سر خاکش گفت نه نباید بری چ لزومی داره استاد گذشتت بوده تو چکارش داری!!!واقعا نمیتونم مردا رو درک کنم همش توو خونم حس میکنم توو زندانم داره بدم میاد ازش به نظرتون چکار کنم که بفهمه عقایدش پوسیدس؟ من از محدودیت متنفرم.الان خودش با دوستاش بیرونه این ظلم نیست به نظر شما؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام دوست گرامی
    يكي از راه‏ هاي جلوگيري از سخت‏گيري‏هاي غير معقول، رشد فكري شوهر است كه گفتگوي فرهنگي و اخلاقي يكي از عوامل تأثيرگذار در آن است؛ زيرا زنان برخي از عناصر را به عنوان عوامل تعصب و سخت‏گيري مي‏شناسند و حال آن كه مردان آن‏ها را سخت گيري نمي‏دانند. تشكيل جلسات مشورتي بين زن و شوهر سبب مي‏شود كه تعصبات مرد به حداقل برسد.
    مي توانيد با ترغيب شوهرتان به ديدن سريال‏هاي آموزنده و يا مطالعه كتاب‏هايي نظير آيين همسرداري، نظام خانواده در اسلام و ... به رشد فكري وي كمك كنيد.
     و اما اجازه دهید تصور کند قدرت در دست اوست . مثلا اگر ایشان اجازه ندادند سر قبر استادتان بروید شما مقاومت نمی کردید طوری که حرف ایشون احساس میکردند حرفشان به کرسی نشسته و احساس برنده شده ان میکردند
    لذا زيرك باشيد و اجازه ندهيد كار به آنجا بكشد كه همسرتان مجبور باشد اينچنين در برابر شما عرض اندام نمايد.

    شنونده خوبي براي نظرات وي باشيد و با گوش جان صحبت‌هاي وي را بشنويد و سعي كنيد علاقمندي خود را نسبت به تأمين خواسته هاي مشروع وي در رفتار و گفتار خود نشان دهيد، اما در كنار اين مسأله خيلي محترمانه و در فضايي صميمانه مسيري كه به نظر شما خواسته وي بهتر تأمين مي گردد را برايش تشريح نماييد. بدين نحو كه براي گفتگو و مذاكره با وي در مورد مسأله مورد نظر خود وقت مناسبي تعيين كنيد و پس از برجسته نمودن خوبي هاي وي و تشكّر از دغدغه هايش نسبت به شما با اين بيان واقعيّت كه حد و حدود غيرت تا جايي است كه الف) از روي بدگماني؛ ب) همراه با سخت گيري؛ ج) براي كساني كه خود اهل مراقبت اند، نباشد؛ به او عنوان نماييد كه احساس خوبي از اين برخوردها به شما دست نمي دهد

    امیدوارم کار ساز باشد توصیه هایم موفق باشید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    من هم همین مشکل رو اوایل ازدواجم داشتم اما خودم کم کم فهمیدم که باید چطور رفتار کنم اگه بهش گیر کارو خراب تر کردی فقط .اما اگه وقتی خواست  که بره بیرون با دوستاش بش گیر ندی بهتره .برنامه ریزی کنید. مثلا یک روز که با دوستاش بود باز 2روز باشما بره بیرون دقیقا کاری که من و همسرم انجام دادیم و خدا روشکر این اختلافمون به پایان رسید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    حتما استفاده میکنم از صحبتاتون ممنون از توجه و راهنماییتون
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    راستش با ایشون صحبت کردم گفت تو اگه به قلق من رفتار کنی منم هرچی خواستی گوش میکنم!! همش از روی این بود که میخواست قدرتشو ثابت کنه دیگه باهاش بحث نمیکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    اره کار خوبی میکنی هروقت هرچی گف بگو باشه خودش میاد طرفت.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    سلام دوست عزیز پس راه حلها رو امتحان کردی نتیجه نداد به قول دوستمون هر چی گفت بگو تو درست میگی باشه یکی هم در مورد این کارش ربی تفاوت باش دیگه این مشکلرا تکرارنکن انگار بهت بی تفاوت شده  چون تو حساسیت نشان میدی انم بدتر می کنه و برات مرد سالاری میکنه کمی تحمل کنم همه ما مشکلات داریم شاید از این بدت ولی باید صبر کرد به مورور کمرنگتر میشه فکر میکنی من مشکل ندارم با یک فرزند من خودم دچار افسردگی شدم اما چاره ای ندارم
    این روش هم امتحان کن ایا تو فیس بوک عضو هستی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام عزیزم.مرسی از توجهت.اره دیگه چه میشه کرد منی که انقدر توو مجردیم مغرور بودم الان باید مرد ذلیل باشم.حالا هرچند میدونم باز هم صد در صد نمیشه که باهام راه بیاد ولی خوب امیدوارم اوضاع بهتر بشه.اره عزیزم عضو بودم از صدق سر شوشو غیر فعالش کردم اقا اجازه نمیده.:-D
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •