«در صورتي‌كه امر داير باشد بين علم و تربيت و اين‌كه كدام را رها كنيم، بايد علم رها شود»

تأكيد حضرت امام خميني(رحمت‌الله عليه)بر اين اصل است كه فطرت انسان خوب است و اين مربيان (محيط) هستند كه مي‌توانند بچه‌هاي انسان يا شيطان تربيت كنند.

تربيت از نظر امام خميني(رحمت‌الله عليه) از اهميت فوق‌العاده برخوردار بوده است. لذا پيوسته آن را با توجه به آثار آن گوشزد می كردند و فقدان آن را به «خطر بزرگ» تعبير مي‌كردند
و مي‌فرمودند: «از خطر مغول هم بالاتر است».
«انساني كه از طرف خداي تبارك و تعالي آمده براي همين تربيت بشر و براي انسان‌سازي آمده؛ تمام كتب انبيا خصوصاً كتاب مقدس قرآن كريم كوشش دارند چه با اين‌كه انسان را تربيت كنند؛ براي اين‌كه با تربيت انسان، عالم اصلاح مي‌شود».

آن‌قدر كه انسان تربيت شده براي جوامع مفيد است هيچ ملائكه و هيچ موجودي آن‌قدر مفيد نيست؛

اساس عالم بر تربيت انسان است؛

انسان عصاره‌‌ي همه‌ي موجودات است و فشرده‌ي تمام عالم است و انبيا آمده‌اند براي اين‌كه اين عصاره‌ي بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجود الهي بشود».

«انسان اگر درست بشود همه‌چيز عالم درست مي‌شود».

«علم و دانش اگر در كنار آن تربيت نباشد مضر است. تربيت كنيد مهم تربيت است. علم تنها فايده ندارد. علم تنها مضر است».


مسامحه و سهل‌انگاري در تعليم و تربيت خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي يك ملت و كشور است و بايد از آن احتراز كرد.

تربيت از نظر امام خميني(رحمت‌الله عليه) به‌قدري اهميت دارد كه مي‌فرمايند: «در صورتي‌كه امر داير باشد بين علم و تربيت و اين‌كه كدام [را] رها كنيم بايد علم رها شود».

تكريم كودكان يكي از روش‌هاي تربيت در اسلام
امام خميني(رحمت‌الله عليه) در جواب نامه‌ي دانش‌اموزان كلاس پنجم دخترانه‌ي فاطميه اين‌طور مي‌نويسد: «فرزندان عزيزم! نامه‌ي محبت‌اميز شما را قرائت كردم. كاش شما عزيزان مرا نصحيت مي‌كرديد كه محتاج آنم. اميد است با نشاط و خرمي درس‌هاي‌تان را خوب بخوانيد و در همان حال به وظايف اسلامي - كه انسان‌ها را مي‌سازد - عمل كنيد و اخلاق خود را نيكو كنيد و اطاعت و خدمت پدران و مادران‌تان را غنيمت شماريد و آن‌ها را از خود راضي كنيد و به معلم‌هاي‌تان احترام زياد بگذاريد. سعي كنيد براي اسلام و جمهوري اسلامي و كشورتان مفيد باشيد. از خداوند تعالي، سلامت و سعادت و ترقي در علم و عمل براي شما نور چشمان آرزو مي‌كنم. سلام بر همه‌ي شماها» (29 شهر صفر 1403، روح‌الله الموسوي الخميني‌).


امام باقر عليه السلام مي فرمايد : « کودک در سه سالگي هفت بار « لا اله الا الله » بگويد ، و چون سن او به سه سال و هفت ماه و بيست روز رسيد، هفت بار « محمد رسول الله » و در چهار سالگي هفت بار « صلي الله علي محمد و آل محمد » بگويد و در پنج سالگي رو به قبله واداشته شود و سجده کند و در شش سالگي رکوع و سجود را بياموزد و در هفت سالگي وضو بگيرد و به نماز وادار شود و در نه سالگي ، به نماز فرمانش دهند و اگر نماز را ترک کرد از او بازخواست شود»



ستايش و تشويق :
يکي از بستگان معظم له مي گويد : « من هر موقع بيش امام مي رفتم، مرا تشويق به نماز مي کردند. يادم مي آيد که وقتي پنج ساله بودم وارد اتاق آقا شدم و ديدم که دارند نماز مي خوانند، من هم پشت سر ايشان نماز خواندم. پس از نماز امام چند کتاب به من جايزه دادند ».



آموزش با روش مطايبه و تفريح:
مطايبه به معني شوخي است.
حضرت امام‌ره گاهي نوه‌هاي خود را سرگرم كرده و از اين راه با آنها مطايبه مي‌كردند و مطالب لازم را مي‌آموختند. يا مشاعره  مكالمه (بيان جمله‌ها و درخواست از طرف مقابل براي آغاز كردن جمله‌اي كه كلمه اول آن، آخرين كلمه جمله رقيب باشد) و... از جمله تفريحات سالمي است كه ايشان با نوجوانان و منسوبين به كار مي‌بردند.



پرورش با شيوه آسان‌گيري و جذب :
يكي از فرزندان امام مي‌گويد: سن تكليف من در تابستان بود و قم بسيار گرم بود. روزها نيز بلند بود. امام مرا به مسافرت بردند كه مسافر باشم و نتوانم روزه بگيرم، ولي در طول زمستان، هفته‌اي 3 شب ما را بيدار مي‌كردند براي سحري خوردن، سحري ما را مي‌دادند و خود به نماز مي‌ايستادند.


يكي از نوه‌هاي امام هم مي‌گويد: خانه حاج احمدآقا بوديم، امام وارد شد. سوال كردند نماز خوانده‌ايد؟ گفتيم: نه. گفت: بلند شويد بخوانيد. گفتيم: تلويزيون فيلم دارد و اگر بخواهيم نماز بخوانيم بايد پشت به تلويزيون كنيم.
گفت: عيب ندارد رو به تلويزيون بخوانيد. گفتيم: اگر ركوع و سجود كنيم فيلم را نمي‌بينيم. گفت: بدون آنها بخوانيد. فقط حمد و سوره بخوانيد... امام مخصوصا اين طور كردند كه روحيه نماز خواندن در ما زنده بشود.



گردآورنده : خانم سارا زنگویی