تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پدر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saraa
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 7

پدر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    قبل از هر چیز از سایت خوبتون ممنون
    سوال من در مورد پدرم.54سالش کارمند بازنشسته.دچار استرس و اضطراب شدید اصلا خواب نداره . اصلا تو زندگیش ارامش نداره .من و خونوادم خیلی نگرانشیم  با هر موضوعی ناارام میشه دچار حالتهای بدی میشه مثل ...بی قراری ..شدیدا عرق میکنه تمرکزش از دست میده بعد یه مشت قرص میخوره میگه چیزی نیست فشارم رفته بالا.
    مشکل اینجاست که چند بار بهش گفتم که باید بره دکتر ولی قبول نمیکنه .
    درمورد پدرم میتونم بگم که یه پدر نمونه اس .گذشته سختی داشته ولی این 10 سال اخر اوضاع بهتر شده .مادر و پدرم با هم همکاربودن و این باعث یه سری مشکل میشد که بعد از بازنشتگی پدرم از بین رفت .خیلی به مسایل حساسه اعتیاد شدید به اخبار و برنامه های خبری داره برای همینم همیشه احساس نا امنی میکنه . فوق العاده از زندگی نا امید برای همینم سراغ هیچ کاری نمیره .قدرت تصمیم گیری در هیچ زمینه ای نداره .مدام تو فکره.زود رنج و کم تحمل. نیمه خالی لیوان که نه اصلا لیوان پر خالی میبینه. کلا نا امید نا امید. دقیقا نمیدونم مشکلش چیه فقط میدونم زندگیش نرمال نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام.معلومه که فرزندخلف وآخرعاقبت به خیری هستی که نگران پدرعزیزوزحمتکشت هستی.اگه بابات حرف شماهاروبرای رفتن به دکترگوش نمیده،ازفامیل یاهم سنهای خودش کمک بخواین.این جمع های میانسالان که درپارک هااست برایشان مناسبه.معمولااین بزرگواران ازهمسالان خودشون بیشترحرف شنوی دارند.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    havva آواتار ها
    سلام 
    دوست خوبم از نوشته هاتون میشه گفت پذرتون افسردگی دارن  و علائمشون
    - ناتواني از لذت بردن از هر چيزي
    - احساس نا اميدي يا بي ارزشي
    - احساس افراطي گناه يا خود سرزنشي
    - فقدان صميميت نسبت به خانواده و دوستان
    - بدبيني نسبت به آينده
    - احساس درماندگي
    – افکار خودکشی
    - غمگيني، اظطراب، خشم و ديگر عواطف ناخوشايند
    - فقدان علاقه به فعاليت هاي قبلي و کناره گيري از ديگران
    - غفلت از مسئوليت ها و توجه نکردن به ظاهر شخصي
    - تحريک پذيري و به آساني دستخوش خشم شدن
    - فقدان انگيزه به منظور پيگيري اهداف
    - نارضايتي کلي از زندگي
    - کاهش توان حافظه، ناتواني در تمرکز، بلا تصميمي و آشفتگي
    - تغييرات شناختي
    - کاهش توانايي رويارويي با مسائل روزمره
      خستگی مزمن و فقدان انرژي
    - فقدان کامل اشتها يا خوردن اجباري
    - بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي يا خواب بيش از حد
    - سردردها ، پشت دردها و ساير شکايات مشابه بدون دليل
    - مشکلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشکال در هضم و تغيير در کارکردهاي روده اي مثل يبوست.....

    بدش این مشکل پدر تو مربوط به قبل میشه وا از دوره کودکی یا نوجوانی باید مونده باشه چون زندگی سختی داشته و این فشار که اون موقع بهش وارد شد الان به صورت افسردگی بروز کرده البته خودش قبول نداره راه درمان نمی پذیره بهتر برید با دکتر روانشناسی مشورت نید بعد پدرتون رو ببرید البته در این روش شما بیمار هستید که احتیاج به روان پزشک دارد و پدرتان همراه شماست به پدرتان بگوید که روانشناس حضور او را هم در جلسات موثر میداند  برای درمان 

    شایدم من اشتباه میکنم نیازی به این همه ارتیست بازی نیست اما خب یه پیشنهاد راه کار بود که به ذهنم رسید
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    atiyeh آواتار ها
    سلام!من تجربه ندارم ولی فکرکنم به خاطر بیکاری هم باشه باید سعی کنید یه کاری براشون دست وپا کنید مثلا مغازه ای چیزی تا سرگرم باشن وبه مسائل گذشته فکرنکنن وبتونن آرامششون رو به دست بیارن.........
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    لطفا مطالب قدیمیو روی صفحه نیارید ایشون مشخصه مسئلشون با چت یا پیام خصوصی حل شده
    و تاپیک قدیمی است
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    با سلام و تشکر فراوان از دوستایی که مطلب منو خوندن و نظر دادن
    در ضمن باید بگم موج ابی عزیز من بابت سوالم از مشاورهای محترم هیچ جوابی دریافت نکردم نه از طریق چت نه پیام خصوصی علی رغم ذوقی که در ابتدا برای عضو شدن داشتم تا جواب مشکلاتم رو بگیرم بعد از گذشت یک ماه دیگه کاملا نا امید شدم .
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام دوست عزیز...
    بخاطر تاخیر زیادی که در جواب دادن به تاپیکتون پیش اومده،عذرمیخوام...
    به نظر من هم مشکل پدر شما،بازنشستگی ایشون هستش و اینکه ایشون در حال حاضر سرکار نمیرن...
    برای همین بیش از قبل به مسائلی توجه میکنند که باعث ایجاد استرس و اضطراب برای خودشون میشه....
    بهترین راهکاری که میشه داد این هستش که ایشون رو تشویق کنید که به سرکار بروند!
    شما گفته بودید ایشون بخاطر اینکه ناامید شدن دیگه حوصله ی سرکار رفتن رو هم ندارن...
    بهشون بگید رفتن شما به سرکار،باعث میشه در شما انرژی و انگیزه ی بیشتری به وجود بیاد،بگید شما هنوز خیلی جوون هستید و میتونید کارهای مختلف رو تجربه کنید که مناسب شما هستن...
    نذارید توی خونه بمونن زیاد؛ایشون رو به همراه خودتون یا یکی از اعضای خانه بیرون ببرید،باهم حرف بزنید،باهاشون دردودل کنید و تو انجام دادن کارهاتون ازشون نظرر ایشون رو بخواید...(بذارید با این کار حس کنن که هنوز فرقی با گذشته نکردند و همون انسان شادابی که در گذشته بودند هستند!!!)
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •