تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با اخلاق نامزدم مشکل دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:bahar4360
آخرین ارسال:الهه65
پاسخ ها 8

با اخلاق نامزدم مشکل دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ، من چند ماهه که نامزد کردم با همسرم همکار بودیم و من حدوداً چند سالی منشی ایشون بودم تویه یک مغازه ما به هم علاقه مند شدیم و بعد از اتفاقات متعددی که افتاد بالاخره با هم نامزد شدیم همسرم فوق العاده عصبی زود رنج و البته خود شیفته است من اینا رو میدونستم و تو این مدت هم بارها این رفتاراشو دیدم ولی بهش علاقه داشتم و خیلی دوستش دارم و در نتیجه نمیتونم بی خیالش بشم هرچند اون توی یدوره ای هم با کسی دیگه تا پای عقد رفت اما قسمت هم نشدن و بعد از دوماه که عقد بودن از هم جدا شدن و اون دوباره بطرف من اومد و بعدش ما نامزد شدیم بماند که در طی اونروزهاییکه اون داشت ازدواج می کرد من چی کشیدم بهرحال الان ما در شرف ازدواجیم اما همسرم رفتارش خیلی بدتر از گذشته شده مدام توهین و بداخلاقی میکنه انتقاداش هم همیشه با تحقیر و تمسخر و اعتقادش اینه که ما ملتی هستیم که تا زور بالا سرمون نباشه و کسی تو سرمون نزنه رفتارمونو تغییر نمیدیم البته من همیشه در مقابلش کوتاه میام و به حرفش گوش میدم هر وقتم که مشکلی بینمون پیش میاد با اینکه 90 درصد مواقع خودش عاملشه اما من واسه عذرخواهی پیش قدم میشم و بعد اینکه کلی ناز کشیدم و ایشونم کلی تحقیرم کرد تازه عذرخواهیمو قبول میکنه و بعدشم تا چند روز تو اخمو توی لکه همه اختلافمون هم بیشتر سر اینه که من  از برخورد و لحن اون ناراحت میشم و یجواریی توی خودم میرم یا قهر میکنم و اون اعتراضش به اینه که تو نباید ناراحت بشی هرچقدر هم که من بددهنی یا توهین بکنم میگه تا بهت میگم برو اونورتر قهر میکنی اما بخدا اینطور نیست لحنشه که ناراحتم میکنه مصداق همون ضرب المثلیه که میگن بشین با بتمرگ یه معنی داره اما این کجا و اون کجا همسرم هم انتقاد کردنشان با همون لحن بتمرگ شما باشین ناراحن نمیشین آیا من رفتارم مشکل داره یا اون ، اون یه آدمیه که فقط تو رویاهاش سیر میکنه همیشه میگه من اگر امکاناتشو داشتم بهتر از این میشدم پس من آدم مهمی هستم و دیگران دربرابر من هیچن این یعنی نهایت خود شیفتگی چون در مقابل من عقیده دارم که همه ما آدما می تونستیم بهتر از این باشیم ولی آلان اینیم و هیچ کسی هم به دیگری برتری نداره من مخالف پیشرفت نیستم اما موافق انیم نیستم که با هر پیشرفتی خودمون از دیگران بالاتر بدونیم بهرحال من و اون از این جهات خیلی مشکل داریم میدونید جالبه که هیچ وقتم تو هیچ قضیه ای خودشو مقصر نمیدونه و همیشه عذرخواهیهای منو پای ضعفم و التماسم میزاره درحالیکه من میگم تو هر رابطه ای چه ازدواج چه کاری و .... همیشه ممکنه دوطرف با هم دچار مشکل بشن چرا باید بهش تداوم بدیم و اونروز و روزهای بعدمونو بخاطرش خراب کنیم در نتیجه همیشه میگم اشکال نداره شاید اعصابش خورد بوده اما الان دوباره چند روزه همین مشکلو با هم پیدا کردیم  و  باز مثل همیشه من پیش قدم شدم اونم همچنان حق بجانب چون منو مقصر میدونه رفتارش سرد و بی روح انگار که راه رضای خدا منو بخشیده یا خیلی بهم لطف کرده  نمیدونم چکار کنم نه توانایی اینو دارم که بی خیالش بشم و بعد از اون همه بدبختی نامزدیمو بهم بزنم نه دیگه میتون این رفتارارو تحمل کنم شما راه حلی سراغ دارید اصلا بنظر شما با آدمای خود شیفته چطور باید رفتار کرد تصمیم دارم یه مدت ازش دوری کنم و خیلی باهاش سرد برخورد کنم آیا بنظر شما روش درستیه ؟ اون گاهیم خودشو از من سرتر میدونه در حالیکه من خدایی به این چیزا اعتقاد ندارم یعنی اگه داشتم که باهاش ازدواج نمیکردم و خدا میدونه هیچ وقتم بروش نیاوردم اما من چه از لحاظ تحصیلات چه موقعیت اجتماعی خودم و خانواده  حتی پوشش و ظاهر  و حتی سابقه و اصالت خانوادگی شرایطی بهتر  از اون دارم اینارو دارم به شما میگم که منو بیشتر بشناسید ولی بخدا هیچ وقت حتی وقتی تحقیرم میکنه اینارو تو روش نمیزنم من همه جوره حتی خودمو مطابق میل اون تغییر دادم تا مبادا فکر کنه من جور دیگه ای فکر میکنم اینم بگم آدم خوب و خوش قلب و مهربونیه و خیلی هم بجاش روی من تعصب داره برام غیرتی میشه و احساس مسئولیتش نسبت به خانواده و اطرافیانش بالاست و اینا دقیقاً معیارهای من برای ازدواج بود اما خوب اون اخلاقا رو هم داره چیکار کنم تا هم بهش نزدیکتر بشم هم جایگاه خودمو بهش و پیشش اثبات کنم  هم کمتر باهاش دچار اختلاف بشم ؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    نه ازش دوری نکن به نظر من کار درستی نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    پس چیکار کنم آخه شنیده بودم آدمای خوشیفته رو باید یه مدت به حال خودشون رها کرد هروقتم که به یه نوعی ازش دور شدم بیشتر انگار بهم توجه میکنه نمیدونم  واقعا نمیدونم چکار کنم .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    بهار
    منم اين مشكل رو دارم ،  
     مي بينم نامزدم هيچ وقت خودش رو مقصر نمي دونه ، خسته شدم از بس بهش گفتم ببخشيد 
    تازه گيها مي بينم كه براي ناراحتي من ارزشي قائل نميشه و حركتي براي دلجويي نمي كنه، خسته ام 
    هم دوستش دارم هم خسته ام از دستش
    شدت ناراحتيش خيلي زياده..
    موضوع اينه كه اگر تمام كارها و خواسته هاش رو به دون قيد و شرط قبول كنم ميشه يك مرد واقعي و بينهايت عالي اما وقتي مخالفت مي كنم و يا حركتي كه قبلا از من خواسته نكنم دوباره انجام ميدم  بينهايت ناراحت ميشه
    بهش گفتم من گوسفند نيستم عقايد خودم رو دارم نبايد به همهچيز تو بگم باشه شايد دلم نخواد فلان كار رو انجام بدم اون هم به ظاهر ميگه باشه اما در باطن وقتي گوش نمي كنم به من بي محلي مي كنه و من ميرنجم ازش
    گاهي توي شوخيهاش من رو تحقير مي كنه در صورتي كه من ازش بالاترم ، و منم هيچ وقت به روش نمييارم 
    چند بار ازش خواسته ام كه با هم بريم پيش مشاور ، يك بار رفتيم و ديديم مشاوره هيچي حاليش نيست
    با خوانواده ام نمي تونم مشورت كنم چون مي دونم كه جبه مي گيرن و نسبت به ازدواج ما بدبين ميشن
    سوال اينجاست.آيا همه مردها زودرنج هستن؟
    آيا همه مردها ميگن ما فقط درست ميگيم 
    توي 20 باري كه با هم دعوامون شده فقط 2 بار قبول كرده كه اشتباه كرده اون هم تازه من رفتم سراغش براي درست كردن رابطه 
    به من ميگه بايد عوض بشي ،
    6 ماه ديگه  قراره ازدواج كنيم نمي دونم چي كار كنم
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نه خواهر من. دوری کردن اصلا چیزی رو درست نمی کنه نباید مرد رو تنها به حال خودش بذاری البته شما نامزدتون رو می شناسید ولی تنها گذاشتنش اصلا به صلاح هیچکدومتون نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    به نظر من لازم نیست برتری خودت رو ثابت کنی ، یعنی بهش نگو که فلان چیز من بهتره، اما اجازه هم نده که تحقیرت کنه، وقتی می گه اگه شرایطم بهتر بود فلان می شدم بگو هنوزم دیر نشده، من پشتتم، به هر چی که بخوای می تونی برسی، نشون بده که حمایتش می کنی و قبولش داری، اما لازم نیست هربار منت کشی کنی و معذرت بخوای، فقط سعی کن کمتر زودرنج باشی، اگه لحنش بده زود به دل نگیر و ضعف نشون نده، تا جایی که می تونی نذار حرفتون شه و اگرم ناراحتی ازش خیلی مهربون و آروم موضوع رو مطرح کن نه که دعوا کنی یا قهر کنی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام دوست عزیز
    با توجه به گفته های خودتون که شما بیان میکنید من نمیدونم احساس مسوولیت ایشون چی هست که شما این اسمو برای این ادم گذاشتید.خود شیفتگی یکی از بزرگترین اشکال اخلاقی هست که همه رو ازار و اذیت میکنه.انتقاد پذیر نیستند و خودشونو خدا میپندارند.شما تا چه زمانی میخواهید بگید معذرت میخواهید؟ انسانها گنجایشی در این مورد دارند و بنظر میرسه ظر فیت شما هم داره پر میشه.علت جدایی ایشون چی بوده؟ شاید یکی از دلایلش همین موضوع بوده.بهر جهت از دوستان و اشنایان حتما علت جدایی رو بپرسید.بعد ایشون خیلی زود بعد از جدایی شمارو جایگژین کردن و بنظر میرسه شمارو مثل دارویی که مسکن باشه مورد استفاده قرار دادند و نه در جهت تکامل زندگی عزیز.بهمین خاطر هست که ایشون نگاهشون بشما همون دارو هست نه یک نامزد.بهر جهت برای ازدواج فرصت بدید بخودتون و حتما پیش مشاور برید.البته این توصیه من هست.دوران نامزدی دوران قشنگی هست و شما دارید با این ادم تجدبه تحقیر شدن را تجربه میکنید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ببین من مامانم یه جوری از اول با بابام برخورد کرده که همیشه تحقیرش کرده بابام
    الان چندین تا عروس و داماد و نوه دارن
    ولی باز هم بابام تحقیرش میکنه
    و حقارت های شخصیتیشو( که البته تو وجود همه ی انسانها هست) سر مامانم خالی میکنه
    تقصیر خود مامانمم هست
    از اول بهش رو داده
    بچه بوده طفلک
    ولی تو که بچه نیستی
    اگه دوست نداری مثل مامان من بشی
    از همین امروز تمام تلاشهاتو بکن که مانع ادامه دار شدن کارش بشی
    اگه بری پیش یه مشاور خیلی عالیه
    واقعا ارزش هزینه ای رو که میکنی داره
    اگه مقدور بود ایشونم با خودت ببر
    خیلی موثر تر از رجوع به سایت و افراد دور و بره

    اگه بتونی شوهرتو به سمت انجمنهای خیریه و بیماریهای سرطانی و خاص بکشونی که قلبش رقیق و مهربون بشه خیلی کمک کننده است
    سعی کن عطوفتشو تحریک کنی
    و جلوی جمع از این اخلاق خوبش تعریف کنی
    در آخر باید بگم دعا هم بکن
    که خدا خلق و خوی محمدی بهش بده
    کسی به فکر گلها نیست
    کسی به فکر ماهی ها نیست
    کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد می میرد
    که قلب باغچه زیر آفتاب ورم کرده است ............
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •