سلام.من بيست سالمه.همه چيز از دو سال پيش شروع شد.شاگرد اول دبيرستان بودم.خيلي اميد داشتم كه بتونم يه رشته خوب و دانشگاه خوب قبول شم ولي يه احساس تنهايي زيادي ميكردم.احساس خيلي سختي بود.با اينكه دور و ورم هميشه اطرافيان بودن ولي احساس تنهايي و پوچ بودن ولم نميكرد.همين شد كه از نظر درسي افت شديدي كردم و نتونستم به اونجا كه ميخوام برسم.بعدش مشكلاتم شروع شد.همين شكستم بود كه خودم رو از دست دادم.خيلي نااميد شدم از خودم.بي خوابي،اظطراب شديد،رفتاراي پرخاشگرانم،بي اعتمادي به همه و ... شروع شد واسم.همه زندگيم رو تحت تاپير قرار داده.اعتماد به نفسم رو از دست دادم.به شدت اظطراب دارم.طوري كه دانشگاه هم كه رفتم اظطراب ولم نميكرد و سره كلاس ناخود آگاه از ترس شكست دوباره گريم ميگرفت.همون شد كه انصراف دادم.
همش تو گذشته سير ميكنم و حسرت اشتباهام رو ميخورم.نميتونم اميدي داشته باشم به آينده،ترس از آينده ولم نميكنه.مشكلاتم زياد شده.ديگه به هيچ كسي اعتماد ندارم.تو رابطم با اطرافيان هم دچار مشكل شدم.خواستم برم روانپزشك اما به نظرم بي فايده اومد.
لطفا راهنماييم كنيد چطوري اعتماد به نفسم رو بدست بيارم و به اظطرابم غلبه كنم