تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حس تنهایی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:loveamir1366
آخرین ارسال:sassiez
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

حس تنهایی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    maryam.azadeh آواتار ها
    امیر آقا من فکر میکنم بر هم خوردن رابطه شما با اون دختر خانم موجب شده که شما یک مقدار بخواهید در درون خودتان فرو بروید و الان ارمان اصلی شما شغل و کار شما شده تا بدین طریق خودتون رو از فکرهای ازار دهنده مربوط به خاطرات اون دخترخانم رها کنید.
    به نظرم بهتره یک مقدار حجم کاری تونو البته اگه امکان داره کاهش بدین. اینطور که میگین حدود 14 ساعت در روز کار میکنین که این نوع کار کردن یک مقدار زیاده و در دراز مدت سلامت شما رو تحت تاثیر قرار خواهد داد. 
    به نظر من اگه که برگردین و سعی کنین که رابطه قبلی رو بازسازی کنین خیلی بهتر باشه. البته تفاوت اعتقادی مساله کمی نیست ولی شاید بشه یک مقدار تجدیدنظر کنید یعنی امکان داره که هم شما و هم ایشون در اعتقادات خودتون یک مقدار افراطی باشید و بتونید هر کدام تون با تعدیل کردن خودش یک مقدار اون شدت تعصبات رو کاهش بده تا در آخر بتونید توی یک نقطه مشترک بهم برسین.
    اگر میتونید ساعات کاری تونو کم کنین و یک تایم رو به تفریحات شخصی و خانوادگی اختصاص بدین خیلی بهتره. تفریحات شخصی مثلا دیدن فیلم مورد علاقه تون و تفریحات خانوادگی مثلا مادر گرامی تونو ببرین شام بیرون و یا به کافی شاپ ببرین شون.
    همین موجب می شه که یک مقدار برای خودتون و خانواده پول خرج کنید و مقدار باقی مانده رو هم پس انداز کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    دوست عزیز نرگس خانم عزیز:
    در ابتدا به خاطر خواندن پروفایل و مشکل بنده بسیار از شما عزیز ممنون هستم.
    و از نوشته زیبایی که شما داشتید بسیار قدرانی دارم ولی در واقع نمی تونم در قبال گفته های ارزشمند شما چه باید گفت؟ ولی فقط می دانم آن دختر با همه دوست داشتنم دارای یک عقاید امروزی درباره اعمال اسلامی ما می باشد برای مثال او روزه را برای بدن ضرر می داند و می فرماید نباید بگیریم ولی بنده اعتقاد دیگری درباره این امر دارم و بنده بر این باور هستم روزه باعث افزایش توان و صبر ما می شود و یک نوع خودسازی است و این تفکرات در تضاد می باشد ولی باز به او علاقه دارم.
    با تشکر از شما
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    nar آواتار ها
    برای  داشتن علاقه دلیلی هم دارید؟  این دلایل از اعتقاد وخودت بیشتره ؟می ا رزه؟ ارزشش رو داره؟......اگر ارزشش بیشتره برو  دنبالش..؟.... البته مطمئن هستید وابستگی نیست...هست؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام ببخشید دخالت میکنم
    ولی شاید دختره هم حالا دیگه بهتون علاقه داشته باشه و اگه شما بهش بگید توقعاتتون چیه ازش قبول کنه 
    چون دختر اگه پسریو دوست داشته باشه خودشو تغییر میده 
    من حس میکنم اینطوری بشه حداقل بهش میگفتید
    نمیدونم شایدم اشتباه میگم
    بعدشم قابل درکه همه دبیرا برای اینکه درآمدشونو به حد قابل قبول برسونن خیلی تلاش میکنن همش دنبال کلاس خصوصیو اینا اند
    بابا منم مثل شماست
    اکثرمعلمایی که تو فامیلا مااند هم همینطورند بعدشم چون خیلی براش زحمت میکشند خسیس میشن ولی خوب اگه زن بگیری امیدوار میشی و میفهمی که کار میکنی برای زن و بچه و زندگیت و تلاشت به خاطر اوناست و سعی کن از کارت لذت ببری و چون نون حلال درمیاری مطمینم عاقبت خوبی دارین
    موفق باشید
    بای
     
    ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    دوستان عزیز از تمامی صبحت ها و راهنمایی های  که برای بنده داشتید ممنون هستم.ولی در واقع به عرضتون برسونم بنده نمی توانم با این دختر یا هر دختر دیگری به صراحت تمام صبحت کنم زیرا در ابتدا از خودم به اندازه که بتوانم یک زندگی را بگردانم مطمئن نیستم ضمناً فردی هستم که تا به حال با هیچ دختری نبودم و نمی توانم بدون در نظر گرفتن بعضی از شرایط صبحتی داشته باشم با آنکه قضیه رو به خواهرم گفتم ولی ایشان فرمودند دختر مورد نظر تو به درد تو نمی خورد ولی درباره علاقه بیشتر بخاطر درک و فهم دختره و همچنین خانواده ای که کاملاً می شناسم و هم کفو بودن من هست ولی بر این عقیده هستم حالا که توانستم دلیلی برای با او نبودن داشته باشم سعی بر افزایش اندوخته خود و کسب یه کار دیگر کنار این کار هم که بتوانم کسریات حقوقی خود را در آن دنبال کنم و با این کارم حداقل تا 7 یا 8 سال دیگر نباید به ازدواج فکر کنم که آیا چنین فکر بنده درست می باشد یا نه؟!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    maryam.azadeh آواتار ها
    امیر آقا به نظر من روشی که شما انتخاب کردین و تصمیمی که گرفتین ممکنه از یه جنبه هایی به سود شما باشه. یعنی سال های سال به طور ممتد کار کنین و اندوخته قابل توجهی به دست بیارین بعدش با دست های پر اقدام به ازدواج کنین.
    ولی خب ادم باید ارامش روح و روان خودشو هم در نظر بگیره. غرق شدن کامل توی شغل و حرفه درسته که تجارب عالی به ما می اموزه ولی کم کم حالت خشک و بی انعطاف در ادم ایجاد میکنه.
    پیشنهادم بهتون اینه که تصمیم به ازدواج رو خیلی جلوتر بیاندازید. ضمنا در مورد دختر مورد علاقه تون هنوزم باور من اینه که شماها کنار هم می تونین به خوشبختی برسین. نظر خواهر گرامی تون محترمه ولی برای خود ایشون. شما می خواین ازدواج کنین نه خواهرتون و انتخاب همسر امری کاملا شخصیه.
    می تونین حجم ساعات کاری تون رو قدری کاهش بدین و بعدش هم روی همسر آینده تون یک مقدار تمرکز کنین. با ایشون تماس تلفنی و قرار ملاقات داشته باشین و راجع به اینده و ایده ها و اهداف همدیگه صحبت کنین. این هم موجب ارامش شماست و هم می تونه تضمین آینده تون باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    یه سوال
    شما الان دقیقا مشکلت چیه؟
    هدفت چیه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نمی دونم چی بگم فقط می دونم از لحاظ روحی خسته ام و دوست دارم تو آینده مشکلی از لحاظ مالی حداقل نداشته باشم و نمی دونم آیا با این اوصاف چه خواهد شد؟!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    ترنّم آواتار ها
    با عرض سلام

    چند تا نکته رو خواستم عرض کنم:
    1)بهتره که ابتدا تکلیف خودتون و ایشونو مشخص کنید.اگر واقعا میتونید با ایشون ازدواج کنید و شرایط مد نظرتونو دارید، خب بسم الله. اگر نمیشه که دیگه الان اگر بخوایم رو این بحث کنیم که ایشون شما رو دوست داره یا شما ایشونو دوست دارید و ...... واقعا تازه میریم سر خونه ی اول!!!!! اگر به ایشون علاقه دارید و ایشونم به شما علاقه دارن و هردوی شما حاضرید بخاطر هم از یسری از مسائل بگذرید که هیچ ، اگر نمیتونیدو فکر میکنید ایشون اون کفیت و .... رو ندارن کم کم باید از فکرشون خارج بشید....و البته دلیل افکاری که بعضا در رابطه با ایشون به ذهنتون میرسه باید گفت طبیعیه چون هنوز مجرد هستید و به انتخابهاتون در رابطه با همسر آینده تون مدام فکر میکنید تا انتخاب بعدیتونو با شرایط بهتری انجام بدید.


    2)هر کسی که الان شما احساس میکنید چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ امرار معاش و... شرایط خوبی رو داره ، بالاخره یه دوره ای سختی کشیده....یه زمانهایی زیاد کار کرده و اضافه کاری و ... .
    اما چی باعث شده الان شرایطش خوب باشه؟؟؟؟همون روحیه ی  فردیش باعث این امر شده.
    3)شما اگر احساس میکنن توان روحی برای چند سال زحمت کشیدنو ندارید خب کارتونو تعدیل باید بکنید که اگر این کارو نکنید میلیاردر هم بشی ، ضعف روحی پیدا خواهید کرد و مسائل بعدی..
    اما اگر میتونید از لحاظ روانی خودتونو سالم نگه دارید جتما کارتونو افزایش بدید.البته با برنامه!
    یعنی اینطور نباشه که این اضافه کاری ها زیاد طول بکشه.



    خب نظر حضرت عالی چیه در این رابطه؟
    آیا میتونید با یه برنامه ریزی دقیق چندسالی رو سختی بکشد و بعد دوباره به شرایط قبلی برگردید یا خیر؟
    سپاس

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام به مشاور عزیز میم . بهنام:
    از لحاظ این که به دختر مورد علاقه ام فکر نکنم تقریباً به این صورت بوده ولی نمی دونم چه باید بگم ایشان از علاقه من به او خیلی به صورت واضح صبحتی نداشتم ولی به این اندازه که ایشان از لحاظ اعتقادی با من در تضاد هستند به خاطر همین موضوع با ایشان صبحتی نداشتم.
    از لحاظ روحی یه مقداری خسته هستم ولی چون همیشه روحیه پشتکار دارم و تا به آنکه می خواهم نرسم از کار دست نمی کشم برای همین موضوع با هر نحوی هم که شده تلاش خواهم کرد تا به مقصودم که افزایش دارایی و سرمایه خویش هست برسم ولی نمی دانم از لحاظ روحی ضربه می خورم یانه؟!!!
    با تشکر از شما
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •