تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حس تنهایی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:loveamir1366
آخرین ارسال:sassiez
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

حس تنهایی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    حس تنهایی با عرض سلام به همه مشاورین دوستان عزیز:
    نمی دانم موضوع حس تنهایی اینجانب را چقدر بیاد دارید. ولی به خاطر مشکلات پیش آمده به در تالار گویی مطالب اینجانب حذف شده است بخاطر هم این موضوع مجبورم خلاصه ای از مشکلات پیش آمده را بازگو کنم.
    موضوع از آن موقع پیش آمد پس از آنکه کارمند رسمی دولت شدم و اولین حقوق رسمی خویش را گرفتم. خواستم به دختری که از اقوام دور مادری بود ازدواج کنم و خواستم موضوع را به خود دختر در جریان بگذارم ماه رمضان بود پس از کمی صبحت متوجه این موضوع شدم که دیگر آن دختری که من فکر می کردم نیست و پس از ورود به دانشگاه آزاد از لحاظ اعتقادی تغییرات زیادی کرده است و پس از فکر کردن و مشاوره از مشاورین تالار فهمیدم گزینه مناسبی برای اینجانب نیست و بعد از این موضوع احساس تنهایی زیادی داشتم و به این موضوع فکر کردم تا مستقل شدن خودم از لحاظ مالی به ازدواج فکر نکنم چون که خانواده خویش این چنین به موضوع فکر می کنم. حال پس از این مشکلات سعی بر این داشتم که به فکر کار کردن بیشتر و سعی بر تلاش در پیشرفت در محیط کارم داشته باشم حال پس از آنکه توانستم به نسبت در کارم پیشرفت داشته باشم و طوری شده است که در بعضی از روها تا ساعت 8:30 در کار می کنم و حقوق خویش را توانسته ام به نسبت سه برابر افزایش بده ام ولی طوری شده است که حتی به مادر مریضم هم نمی توانم برسم و اینقدر خود را مشغول کار کرده ام و به فکر پول در آوردن شده ام که حتی راضی نمی شوم چیزی هم برای خود خرج کنم و هنگامی برای خرید می روم راضی نمی شوم حتی یک هزار تومنی برای خورد و خوراک خودم خرج کنم و این موضوع باعث آن شده است که در بعضی از موارد از وجود خودم هم بدم بیاید؟! و طوری شده است که دیگر حتی به فکر ازدواج هم نباشم و طوری شده است که حتی با اینکه شاید درآمد خوبی داشته باشم ولی باز راضی نیستم و به فکر بیشتر کسب کردن درآمد خویش باشم. و اینگونه فکر کردن باعث صدمه زدن به روحیه خودم هم شده است حال نمی دانم چه باید کنم که کمی هم به فکر خودم باشم و طوری شده است در حال حاضر از ساعت 6 صبح در میایم ساعت 10 شب به منزل می رسم ولی دریغ از یک ریال خرج کردن برای خویش!!!
    زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ؟ این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    خوبید؟
    من روانشناس نیستم ولی اگه اجازه بدین نظرمو میگم
    شما برای فراموشی اون دختر سعی کردین خودتونو با یه چیز دیگه سرگرم کنین که شما کار کردن و پول دراوردنو انتخاب کردین.اما از خانوادتون غافل شدین.خب حالا که به اندازه کافی به خواستتون رسیدین وقتشه یه جایگزین بهتر برای این کار پیدا کنین، الان وقتشه خانوادتون رو جایگزین کنین. سعی کنین بیشتر وقت استراحتتون رو کنار خانواده باشید.شما هنوز ازدواج نکردین پس نیاز نیست بیشتر از وقت اداری کار کنین. مطمئن باشید اگه در کنار خانواده باشید طعم خوشبختی رو تو تمام لحظه هاتون احساس می کنید حتی اگه ازدواج نکرده باشید. بعد از اون سعی کنین تو مناسبت های مختلف به بقیه هدیه بدید این کار هم خودتونو شاد میکنه هم بقیه رو.
    امیدوارم نظرم مفید واقع بشه.
    [size=medium]زندگی خوردن و خوابیدن نیست [/size]
    [size=medium]انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.[/size]
    [size=medium]زندگی چون گل سرخی است [/size]
    [size=medium]پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.[/size]
    [size=medium]یادمان باشد اگر گل چیدیم[/size]
    [size=medium]عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز :

    ببينيد از گفته هاي شما دوست عزيز مشخصه هست كه شما  دچار افسردگی اساسی شدين، و برای فرار از واقعیات و

    مسئولیت های زندگی به کار پناه برديد.

    بنابراين از نظر من تنها راه حل موجود براي رفع مشكل اول  کم کردن ساعت کاری و اختصاص دادن زمان هايی برای تفریح و

    گردش هست چه با دوستان چه با اعضای خانواده.

    مسئله دوم :  اين هست كه این همه کار اخرش چی؟ هدف چیه؟

    پس مشکل دوم شما  هم بی هدفیه، یعنی هدف مشخصی ندارين و تنها کار میکنين که ذهنتون  مشغول شه 

    بنابراين  براي حل مشكل دوم  نيز  بايد تو زندگي هدف مشخصي  رو انتخاب كنيد .
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام به مشاور عزیز سرکار خانم رهایی:
    واقعیت درباره افسردگی نمی دونم که باید بگم ولی در واقع چنین کار کردن بنده برای اینه که بتونم تو زندگی آینده برای همسرم زندگی راحتری رقم بزنم و هدفم از کار زیاد رسیدن به سرمایه بیشتر برای کسب مزیت مالی بیشتر برای آینده که نمی دونم آخرش که خواهد شد و همچنین اگر به این میزان درآمد نرسم باور نمی کنید خیلی حرص می خورم که چرا درآمدم کم هست و امکان و کفاف یک زندگی معمولی را نمی دهد. پس باید چنین کار کنم ضمناً برای کاهش افسردگی خود بایدچیکار کنم.
    با تشکر از شما
    زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ؟ این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام به همه دوستان و مشاورین عزیز :
    کسی نمی خواهد مرا بیشتر راهنمایی کنند.
    با تشکر از همه شما
    زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ؟ این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام مجدد
    در ادامه ی فرمایشات دوست عزیزم rahaii مخواستم بگم شما با درآمد در حد تعادل هم میتونید همسر آیندتون رو اداره کنید پس بجای اینکه خودتون رو درگیر کار کنید کمی به فکر شرایطتون در حال حاضر باشید چون با علائم و ویژگی هایی که فرمودین احتمال ابتلا به افسردگی در شما خیلی زیاده و مسلما در صورت وجود این مشکل بیشتر به زندگی آیندتون صدمه خواهید زد
    بااین وجود باید ساعاتی رو به خودتون اختصاص بدین و وقت بیشتری رو به ارتباط با دیگران و تفریح بگذرونید
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ممنون از همه مشاورین عزیز:
    سعی می کنم که مقداری از کار کردن خویش را کم کنم ولی افکار خویش اذیتم می کند و آن هست که شاید اگر الان به این نسبت کار نکنم از لحاظ آینده صدمه ببینم و نتونم آینده خوبی برای همسر خویش فراهم کنم و غطبه این روزها را که می تونستم بیشتر کار کنم را بخورم.
    زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ؟ این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام به همه دوستان عزیز و مشاورین محترم:
    نمی دونم که باید بگم کمی خسته شدم از این وضعیتم . در حال حاضر 2 جلسه تدریس خصوصی داشته ام و حداقل 6 جلسه دیگر تا انتهای تعطیلات دارم و در حال حاضر دیگر حوصله برای جمع آوری مطالب که در آخر کارم هست ندارم و کمی بی رمقتر دارم به کارم ادامه می دهم ولی هنوز به دنبال افزایش درآمد خویش هستم و کمتر با خانواده هستم و در این ایام اصلاً به فکر سفر نیستم و هنگامی می خواهم به سفر فکر کنم اولین موضوعی که به نظرم می آید چرا باید چنین خرجی را انجام دهم می باشد.
    حال کمی نگران هستم که این آیا طبیعی است یا بخاطر خسته بودن روحی هست.
    موضوع دیگر امروز دختری را که قبلاً دوست داشتم ولی بخاطر تفاوت در عقاید نمی تواست قبول کنم با ایشان ازدواج کنم و حتی دیگر پیشنهاد ازدواج ندادم را برای دید و بازدید نوروز دیدم و هنگامی این کار باز افکار با او بودن به سراغم آمد و جالب آنجاست به خودم تلقین می کردم که عوض شده است به خاطر اینکه از لحاظ ظاهری باز به وضعیت قبل خویش برگشته بود ولی می دانم که چنین نیست ولی نمی دانم چرا باز این چنین فکر می کنم. حال آیا این وضعیت بنده عادی می باشد یا نه.
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    ترنّم آواتار ها
    سلام جناب loveamir1366
    حوصله ی جمع آوری کدوم مطالبو ندارید دقیقا؟؟؟

    این افکار شما در رابطه با اون خانم طبیعیه.
    درواقع این حالت نشون میده که به دلیل علاقه ای که به ایشون داشتید و دارید ،تمایل دارید که ایشونو اونطوری که میخواهید باشن ببینید نه اونطوری که هست.....
    ولی کمی باید واقع گرا بشید ...
    وقتی که نمیتونید با ایشون زندگی کنید بهتره کم کم از فکرشون بیاید بیرون.....
    تا دیگه مدام امیدوار نشین که دارن شبیه اونچیزی میشن که شما تمایل دارید....
    کارتونم به تعادل برسونید  خیلی بهتره .....در اولین فرصت حجمشو کم کنید ....
    قرار نیست با شرایط عالی برای ازدواج اقدام کنید.
    اگر زندگی آینده تونو به تدریج و به همراه همسر آینده تون بسازید بازم زندگیتون زیبا خواهد بود.
    بنای زندگی دو زوج چیزی فرا تر و مستحکم تر از شرایط مالیه ....
    و توجه کنید که یک شبه نباید ره صد ساله رو رفت ...
    باید به آرامی و با برنامه ریزی مناسبتری برای جمع آوری درامد مورد نظرتون اقدام کنید
    باسپاس فراوان
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام به مشاور عزیز سرکار خانم میم . بهنام عزیز:
    بنده به خاطر آنکه کنکوری تدریس دارم برای همین موضوع باید مطالب و تست های جدید نکات جدید و همچنین خلاصه کوتاهی از تدریسم را یادداشت برداری کنم و همچنین باور نمی کنید اگر هم خودم بخواهم افکار که دائم با ایشان در تکاپو هستم ولی باز نمی توانم به آن غلبه کنم و در این فکر هستم حجم کاری خود را پس از کمکور با قرداد با آموزشگاهها بیشتر کنم. و در صورت چنین کار و با داشتن شاگرد خصوصی هر روز تقریبا تا ساعت 10 شب مشغول کار خواهم بود که این مهم باعث افزایش درآمد بنده به ایده آل خویش خواهد بود.
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •