تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسرده - دیگران از من متنفرند- مشکل ارتباط با دیگران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:حامد م
آخرین ارسال:حامد م
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

افسرده - دیگران از من متنفرند- مشکل ارتباط با دیگران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    امروز داشتم به این فکر میکردم که چرا من هیچ چیزی برای تعریف کردن ندارم (البته یهو یاد این مطلب افتادم وگرنه اینقدرا هم اوضام بد نیست که کل زنگیمو به اذیت کردن خودم و خودزنی مشغول باشم)

    علتشو فهمیدم و میخوام باهاتون در میون بزارمش 2 تا دلیل داره
    1 من همیشه بعد از یک مهمونی یا بیرون رفتن با دوستام به اون مسائلی موجب خنده یا تعجب شده فکر نمیکنم (فقط به بحثا و اتفاقای بد یا اگه جر و بحث یا انتقادی باشه فکر میکنم(این اون چیزی بود که فهمیدم))
    2 من بسیار مودب هستم و همیشه لفظ قلم حرف میزنم (وتند حرف میزنم) برای همین به حرف زدنم ایراد میگیرن و من میترسم حرف بزنم - سر کلاس موقع درس پرسیدنه استاد هم وقتی جواب میدم درسو این استرس میاد سراغم که بقیه الان چی فکر میکنن و (و مشکل شماره 1 میاد سراغم)
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    با توجه به مسایلی که عنوان کردید به نظرم شما باید قبل از حرف زدن به نوع صحبت کردنتون و جمعی که دراون قرار دارید دقت کنید
    و به این مسئله فکرکنید هیچ انسانی بی عیب نیست و این مسئله که کسی درصحبت کردن دچار مشکل بشه اتفاقی است و عمدی نیست
    همیشه سعی کنید با انرژی وارد جمعی بشید وازاون جمع خودمانی لذت ببرید و به این فکر کنید که شاد بشید و اتفاقات روزمره چندان ذهنتونو مشغول نکنه که باعث عدم لذت و بهره ی شما بشه به هرحال اتفاق همیشه میفته و این مهمه که شما ازاون اتفاق بخاطر درگیری ذهنیتون آسیبی نبینید و ذهنتونو به مسایل مثبت نزدیک کنید و مسایل منفیو از خودتون دورکنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام
    من برای این مشکل شما از آخرین ارسال شما استفاده میکنم تا بعد برسیم به اولین ارسال که مشکلتو معرفی کردین
    شما دراین ارسال به نوعی دچار تحریف درافکار وشناخت های خود هستید
    من همیشه بعد از یک مهمونی یا بیرون رفتن با دوستام به اون مسائلی موجب خنده یا تعجب شده فکر نمیکنم (فقط به بحثا و اتفاقای بد یا اگه جر و بحث یا انتقادی باشه فکر میکنم(این اون چیزی بود که فهمیدم))
    با این مثال که مربوط به تحریف های شناختی میباشد به تحلیل گفته شما میپردازیم

    آیا تاحالا تلسکوپی را برعکس در دست گرفته و به چیزی نگاه کرده‌اید؟ همه چیز نازک‌تر و کوچکتر از آنچه هست دیده می‌شود. امّا هنگامی که از انتهای دیگر (جهت درست) تلسکوپ نگاه کنید همه چیز بزرگتر به چشم می‌آید. افرادی که به دام بزرگنمایی و
    کوچک نمایی
    گرفتار می‌شوند، انگار به تمام نقاط مثبت زندگیشون از جهت برعکس تلسکوپ و به تمام ناکامی‌هایشان واتفاقات بد از جهت درست تلسکوپ می‌نگرند.
    چه کاری می‌توان انجام داد که به این دام گرفتار نشد؟ آیا این گفته قدیمی را به یاد می‌آوردید که (جنگل دیده نمی شد، زیرا درختان مانع دیدن جنگل می شدند؟) هنگامی که یک اشتباه ما را به سوی خود می‌کشد، فراموش می‌کنیم که کلّ تصویر را در نظر بگیریم. بهتر است گاهی اوقات یک قدم عقب تر برویم و از کمی دورتر به جنگل نگاه کنیم.شما کل موضوع رو در نظر نمی گیرید بله بخشی رو انتخاب میکنید (بخش منفی )و به فکر کردن به اون میپردازید
    اما مشکل دوم که باعث بوجود آمدن چرخه افکارمنفی شده :دوست عزیز هیچ کس کامل نیست ،همه ما نقایصی داریم،هرچقدر به نقایص خود بیشتر فکر کنیم بیشتر دراین چرخه گرفتارمیشویم-اینکه شما فکر میکنی همه به حبت شما  ایراد  میگیرند
       ناشی از طرز فکر شماست  ونتیجه اون هم بوجود آمدن احساس بد هست                      
    قصد ما اینه که  این  چرخه افکار شما رو  پاره کنیم
    برای غلبه بر این مشکل باید این افکار خودکار را متوقف سازیم و آنها را با افکار واقعی¬‌تر و مثبت¬‌تری جایگزین کنیم
    حال به نظر خودت به توجه به مطالب گفته شده دوتا فکر بهتر که میتونه با این دو فکر عنوان شده جایگزین بشه چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    شاید بهتره که من حرفای دیگران رو جدی نگیرم و زیاد در مورد حرفاشون فکر نکنم و حداکثر با افرادی که منو به تمسخر میگیرن رابطه نداشته باشم منظورتون رو از دوتا فکر بهتر از این دو فکر رو دقیق متوجه نشدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    آره هم حرفای دیگران میتونه روی ماتاثیر بذاره هم اینکه حرفهایی که ما به خومون میزنیم(گفتگوی درونی)
    پس بهتره که این گفتگوی درونی به صورت مثبت باشه
    منظورم از جایگزینی افکاراینه که ما به کمک خودت فکرهای نامناسب که در شما احساس نامناسب بوجود می آره رو با افکار مناسب وبه دنبال اون احساس مناسب جایگزین میکنیم
    حالا افکاری که به سراغت میان ودر عملکرد شما تاثیر منفی میذاره رو مینویسی و بعد از عنوان کردن راجع بهش بحث می کنیم ویه فکر مناسب رو جایگزین اون میکنیم
    حاضری؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    اوکی پس من تا چند روز دیگه خبرشو میدم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    دوست عزیز
    مشکلتون در درجه اول عدم تمرکز هست فعلا شما قدم اولو بردارید و به یک روانپزشک مراجعه کنبد و روانپزشکا شما رو در موارد عدم اعتماد بنفس و ...... معرفی میکنه.مهم برداشتن قدم اول هست و ذهنتونو شلوغ و پر نکنید با مشکلات دیگر
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام من رفتم پیش مشاور گفتم شاید دوست داشته باشید بدونید که چی گفت

    مشکل اصلی من نشخوار ذهنیه و موضوعه این نشخوارها ترس از ضعفهای شخصیتی و خود کم بینی است
    بعد از اون نداشتن اعتماد به نفس و نحوه درمان خودگویی های مثبت
    (باید اعتماد به نفسمو بالا ببرم موازی با این که باید نشخوارهای ذهنیمو کم کنم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    چقدر جالب اقا حامد . خیلی کار خوبی کردین رفتین پیش روانشناس اینطوری بهتر مشکلتون حل میشود در اینترنت تشخیص سخته . خب برای درمان چی گفتن ؟ فقط جملات مثبت ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام ببخشید که دیر پاسخ میدم (تعرفه adsl ام تمام شده بود)
    آره اتفاقآ حرفا تاثیر خوبی داشت و بیشتر در مورد راه حلهاش توضیح میدم اما نمیتونم که اسم دارو هامو براتون بنویسم چون فکر میکنم که کار درستی نباشه . ممکنه یکی تهیه کنه و مصرف کنه 

    وقتی که دچار نشخوار ذهنی میشم (وقتی مسئله ای رخ میده که من به چیزای ناراحت کننده یا بیهوده که به من مربوط نمیشه) سریعآ هواسمو به کارهای مختلف پرت میکنم مثلآ برای چند ثانیه توی دلم شروع میکنم به شمردن اعداد زوج از 100 به پایین یعنی 98  96  94 92 و..... یا اینکه اسم پسر یا دختر که با حرف م شروع میشه رو میخونم
    اشتباهاتمو قبول میکنم و وقتی توی آینه نگاه میکنم خودمو تحسین میکنم و خیلی احساس خوبی بهم میده دیگه خودمو با دیگران مقایسه نمیکنم چون ذهن من بیماره و سعی میکنه که با خشم و وسواس و ایجاد حقارت فقط خودشو آشفته کنه و من نمیزارم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •