تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از آینده ام میترسم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فاطمه 2
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 51

صفحه‌ها (6): صفحه 3 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

از آینده ام میترسم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام خوشگلم
    برای ما هم دعا کن
    خدا به داد دل آدم مستاصل میرسه
    از کجا معلوم که سر راهت پسری رو بزاره که با هییییییییچ حرف و مسئله ای بهت شک نکنه
    آقای اولی که خدا تو قرآن مستقیما به کسانی که زنان عفیفه و پاک دامن رو مورد تهمت قرار میدن مورد عتاب قرار میده
    نامزدتم چون قبلا یه بار ازدواج کرده براش به دست آوردن و از دست دادن مهم نیست
    ایشون کلا باید بگرده دنبال دختری که اونم از همسرش جدا شده باشه
    اما میگرده دنبال دختر باکره ای مثل شما
    طبیعت مردها همینه البته
    بعد یه لحظه که شک میکنه شما دست خورده باشی بیخیالت میشه
    خدا رو شکر کن که بیخیالت شده
    کسی که حاضر نیست باهات یه دکتر بیاد
    فکر میکنی آینده و پول و لحظاتش رو حاضره با تو تقسیم کنه
    اون باید تو جبهه ی تو باشه
    تویی که به خاطرش از متاهل بودنش گذشتی
    باید پشتت باشه نه در مقابلت
    پس خدا تو شکر کن

    اونی که باید خطای تو رو ببخشه خداست
    اونم که قربونش برام تواب الرحیمه
    گور بابای عقاید خرافی و زود باور بقیه
    یه یا علی بگو و به زندگی بهتر فکر کن
    بشین مطالعه کن
    اطلاعات خودت رو از زندگی متاهلی بالا ببر
    کتاب: آیا تو همان گمشده ام هستی
    از خانوم باربارا دی آنجلس رو مطالعه کن
    مطمئنم خییییییییییییییلی خوشت میآد

    در آخر بگم دوست خوبم
    بیخیال نامزدت شو
    این حرف و حدیثها به نظر نمیاد که از سمت ایشون حتی در صورت رفتن زیر یه سقف مشترک تمام شه

    توکلت علی الحی الذی لا یموت
    کسی به فکر گلها نیست
    کسی به فکر ماهی ها نیست
    کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد می میرد
    که قلب باغچه زیر آفتاب ورم کرده است ............
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    الهه عزیزم سلام
    حرفات خیلی به دلم نشست خیلی شیرین بود، بهترین ها رو  از خدا برات آرزو می کنم همچنین  همه کسانی که از طریق ای ن سایت کمکم  کردن ،از اینکه دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم که تو لحظه های سخت زندگیم در کنارم بودن خدا رو شکر می کنم،از همه اتون ممنونم،سعی می کنم با کمک شما این مشکلو پشت سر بذارم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    فدات عزیزم

    انشالله که هر روز موفق تر از دیروز باشی
    من خودم یه بحران روحی خفن رو پشت سر گذاشتم
    همه تو سایت های مشاوره میگفتن تو به زمان نیاز داری
    من نمیدونستم واقعا تاثیر زمان چیه
    الان میفهمم که از اون واقعه هفت ماه میگذره
    زمان بهت کمک میکنه واقعیت ها رو بهتر ببینی
    یعنی از دور و به صورت کلی یه مسئله رو ببینی
    اگه تو رشته ی درسی ات نقشه کشی خونده باشی میفهمی من چی میگم
    نمای پرسپکتیو رو بعد از خروج میشه از یه رابطه گرفت نه وقتی تو رابطه ای یا تازه رابطه ات به هم ریخته

    یادمه وقتی دو تا از دوستام مردند خیلی داغون شدم
    هر روز با این ذهنیت از خواب بلند میشدم که اونا رو از دست دادم
    بعدش یادم می اومد که مثلا الان باید برم کلاس!!
    اما راستش بعد از سه سال روزهای زیادی بود که اصلا یادشون نمیکردم
    فهمیدم که زمان مهر رو میبره

    من تو بحران که بودم خیلی ها بهم میگفتن به تنفر احتیاج  داری که بتونی از رابطه ی عشقی ات بگذری
    مثلا دکتر فرهنگ میگه هر شب چندین بار قبل خواب چهره ی طرف رو تصور کن و سیاهش کن
    و به آسمون پرتاب کن (تو ذهنت)
    یا داییم میگه باید تموم ویژگی های منفی طرف رو بنویسی و هر روز چندین بار تکرار کنی
    خب منم اینکار رو کردم
    نمیگم بد بود
    اتفاقا به فراموش کردن سرعت داد. ولی الان که عقلم اومده سر جاش و فهمیدم به چه ورطه ی ناکجا آبادی داشتم کشیده میشدم دیگه احتیاج به تنفر ندارم
    تنفر  دل و روح و حوصله ام رو سیاه کرده
    حالا هر کاری دارم میکنم که تنفرش از قلبم(به خاطر سبک شدن قلبم) خارج بشه نمیشه
    الان میگم کاش این همه نفرت رو تو دلم نمیکاشتم
    بارها شده که مثلا گفتم به نیت حضرت عباس میبخشمش
    ولی من خیلی زیاده روی کردم

    شمام میتونی خصلتهای بد نامزدتو هر روز با خودت تکرار کنی
    تا سریعتر بیخیالش بشی
    ولی پیامدهای بعدش رو هم در نظر بگیر

    نمیدونم شما در چه سطحی درس خوندی و آیا اجازه ی کار کردن داری یا نه
    ولی کار کن درس بخون برو ورزش کن و ....
    تا هم ذهن و جسمت آروم بگیره هم مشغله ی جدید پیدا کنی هم وارد اجتماع بشی و بیشتر تو چشم بیای و موارد ازدواج بهتری سر راهت قرار بگیره

    وقت کردی  دعا کن بخت منم باز شه
    خسته شدم از مجردی!!
    مرده شور اجتماع ما رو ببرن که من توش به چشم نمیآم
    کسی به فکر گلها نیست
    کسی به فکر ماهی ها نیست
    کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد می میرد
    که قلب باغچه زیر آفتاب ورم کرده است ............
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    راستی دوست داشتی و البته وقت!!
    این ایمیلمه:
    saif1365@yahoo.com
    کسی به فکر گلها نیست
    کسی به فکر ماهی ها نیست
    کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد می میرد
    که قلب باغچه زیر آفتاب ورم کرده است ............
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    عزیزم بازم بابت حرفای قشنگت ممنونم،من دانشجو کارشناسی ارشد هستم دنبال کار هم خیلی بودم ولی متاسفانه موفق نشدم ما تو ی شهرستان کوچک زندگی می کنیم  که کار اصلا پیدا نمی شه تصمیم دارم بعد از اتمام درسم از این شهر برم،خیلی دوست دارم باهات در ارتباط باشم حتما بهت ایمیل می دم گلم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    سلام فاطمه جان قصد جسارت ندارما ببین از قدیم گفتن سگی که زیاد پارس میکنه کاری ازش ساخته نیست شما هم اشتباه کردی که حتی باهاش قرار گذاشتی چون وقتی تو نامزدی کردی یعنی اون آقا واست مرده نباید حتی اسمشم بیاری چه برسه به اینکه باهاش قرار بذاری و بهش پول بدی یه خورده فک کن ببین اگه بعد از عقد یا چند سال بعد این اتفاق میفتاد چی میشد؟؟؟؟؟
    پس توکلت به خدا باشه و بنظرم پیش یه دکتر روانکاو برو که ذهنتو پاک کنه تا اینقد تو فکر نری و عذاب نکشی.

    خوش باشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    سلام دوست عزیز
    خودمم می دونم که اشتباه کردم و الان که با فکر باز فکر می کنم متوجه می شم که الکی ترسیدم شاید راههای خیلی بهتری برای جلوگیری از این فاجعه وجود داشت ولی در اون زمان که تمام فکرم درگیر نامزدم و عقدمون بود تنها فکری که به ذهنم رسید همین بود من حتی تو اون شرایط به این فکر نکردم که با کسی مشورت کنم.
    دارم کم کم با خودم تمرین می کنم که این فاجعه رو فراموش کنم خیلی سخته ولی تمام تلاش خودمو دارم می کنم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    انشاله که میتونی و بهت قول میدم که موفق میشی همیشه جلو پاتو نگاه نکن به اون دور دستها بنگر میبینی خیلی ازاینا بهتر در انتظارته دوست خوبم....

    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام عزیزم
    اول اینکه عذرخواهی میکنم بخاطر اینکه دیروز شما پیام دادین و الان دارم پاسخ میدم.
    درک میکنم جدایی سخت هست و معنی عشق و علاقه و وابستگی عاطفی رو خوب میفهمم. اما عزیزدلم شما دقیقا توضیح ندادین که ایا نامزد کنونی تون یعنی این اقایی که حسابدار هستن رو خیلی دوست دارین یا هنوز نسبت به دوست پسر قبلی تون هم حس عاطفی دارین؟
    بهرحال در مورد رابطه جنسی، خیلی بهتر بود چنین اتفاقی نمی افتاد اما حالا که اتفاق افتاده بهتره خودتون رو مدام سرزنش نکنین. بالعکس بهتره که سعی کنین موضوع رو از یاد ببرین چون یاداوری چنین خاطره ای هم شما رو اذیت میکنه و هم اینکه تصویر عملی که در شان و شخصیت شما نبوده مدام در ذهن تون تکرار میشه و امکانش هست که زمینه اتفاق مشابه ای رو واسه تون فراهم کنه.
    رابطه جنسی پیش از ازدواج، عمل ناصحیح و مخربی هست اما خب متاسفانه خیلی ها به این عمل مبادرت می ورزن و البته احتمال پشیمانی بسیار بالاست. در مورد روابط جنسی مخرب( حتی همجنسگرایی) بهترین روش اینه که انسان یکبار با خودش به "عدم تکرار" اون عمل تصمیم بگیره و برا ابد از ذهن خودش پاک کنه. عذاب وجدان مداوم، تصویر اون عمل رو در ذهن فرد زنده نگه میداره و اون عمل رو در لحظه های ادم جریان میده و اونو جزیی از زندگی ادم میکنه.
    نامزد شما بهتره که اگاهی شو از شرایط تون بالا ببره. ایشون خودش به مشاوره جداگانه نیاز داره و لازمه این بینش در ایشون به وجود بیاد که به گذشته های طرف مقابل کاری نداشته باشه. اینکه شما زمانی با یکنفر در ارتباط بودین مربوط به گذشته هست. در مورد درست یا غلط بودنش خودتون شخصا میتونین قضاوت کنین و زمانی به نامزد کنونی شما ارتباط پیدا میکنه که در هرحال حاضر، شما در کنار نامزدتون، پسر دیگه ای رو قرار بدین که همزمان باهاش رابطه داشته باشین.
    فرهنگ جامعه ما از بعضی جهات بسیار معیوب هستش و همه ما ممکنه دچار چنین خطای بزرگی بشیم و شخصیت افراد رو بر مبنای گذشته هاشون نقد کنیم و گذشته افراد رو مبنای قضاوت و حکم صادر کردن برا الان شون قرار بدیم.
    اگه امکان داره راجع به رابطه حال حاضرتون با نامزدتون و احساس تون به ایشون و احساس تون به پسر قبلی، یک مقدار توضیح بدین تا بقیه نظرمو بگم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    سلام مریم جون
    ممنونم از اینکه وقتتونو برام گذاشتید 
    من علاقه زیادی به نامزدم دارم.خیلی دوسش دارم.ما الان 7 ماه هیچگونه رابطه ای با هم نداریم ولی من می خوام دوباره برم به طرفشون و ازش بخوام بهم فرصت بده ولی نمی دونم چطور و از چه راهی باید وارد بشم؟
    بابت همین ازتون کمک خواستم
    واقعا تو این 7 ماه خیلی عذاب کشیدم شاید به اندازه 70 سال برام گذشته.
    راستشو بخواین نامزدم فکر می کنه من زمانی که با ایشون بودم با اون قبلی هم بودم و اینو اون اولی بهش گفته بود و از ی سری چیزایی که از من می دونست بر علیه من به نفع خودش استفاده کرد تا بهم ضربه بزنه.
    مثلا گفت برو پرینت موبایلشو بگیر ببین با من هم بوده در صورتی که من فقط جوابشو طوری میدادم که دست از سرم برداره.حتی بهش گفتم من دیگه ازدواج کردم برو از زندگی من بیرون.ولی اون خیلی زبون نفهم تر از این حرفا بود.بگذریم که هنوز هم کامل دست از سرم برنداشته.
    من از اون اولی متنفرم.اصلا برام ارزشی نداره 
    در رابطه با رابطه جنسی هم خودم واقعا از کار خودم پشیمونم امیدوارم خدا هم منو ببخشه
    ایکاش امکان ارسال پیام خصوصی وجود داشت اونجوری راحت تر باهاتون صحبت می کردم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 3 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •