تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از آینده ام میترسم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فاطمه 2
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 51

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

از آینده ام میترسم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    maryam.azadeh آواتار ها
    فاطمه جان
    خب متاسفانه امکان رد و بدل کردن پیام خصوصی فعلا وجود نداره. سعی میکنم تا جای ممکن همینجا بهتون کمک کنم.
    اینکه شما نامزدتون رو دوست دارین معنی خوبی داره یعنی عشق در جریانه و کسی هست که براتون وجود و معنا داره و لازمه که حفظ اش کنین در زندگی تون.
    ایشون بخاطر جوسازی ها و حرف های مخربی که دوست پسر سابق شما گفته، ذهن اش نسبت به شما مکدر شده. الان لازمه که شما قاطع و صریح از خودتون دفاع کنین. شروط دفاع کردن صحیح در چنین مواردی این هست که اولا خجالت رو کنار بگذارین و حتی اگه دیدین اون پسر، مسایل شرم اوری رو راجع بهتون بیان کرده شما هم صراحتا جلوی نامزدتون از خودتون دفاع کنین. نیازی به بیان الفاظ خاص نیست ولی در محدوده حیا و عفت تون، همه چیزو واضح بگین و توضیح بدین که بی تقصیر بودین.
    شرط دوم دفاع صحیح شما از خودتون هم اینه که حقایق رو طوری برا نامزدتون بیان کنین که احساس نفرت و بیزاری پیدا نکنه. مثلا اگه دوست پسر شما ادعا کرد که شما رو قبلا بوسیده( و واقعا هم راست گفته) شما همین قضیه رو طوری بگین که هم واقعیت باشه و هم از میزان خطای شما کم کنه. مثلا بگین اون در کمال پررویی جسارت کرد و اومد جلو منو بوسید!
    بدین شکل نامزدتون میفهمه که شما در شرایط ناچاری قرار داشتین و اجبارا وقاحت طرف مقابل رو میپذیرفتین ولی ذات تون از اول پاک بوده و الان هم هست.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    مریم جونم بازم ازت ممنونم
    می دونی مشکل اینجاست که من فرصت دفاع از خودمو نداشتم.یعنی نامزدم راضی نشد که بیاد با من صحبت کنه تا من بتونم از خودم دفاع کنم شاید اگه اومده بود و با من صحبت کرده بود من می تونستم بهش ثابت کنم خیلی چیزا رو.حالا من می خواستم ازتون سوال کنم که آیا درست هست که من خودم با ایشون مجدد تماس بگیرم و ازشون بخوام که یکبار به من فرصت بدن و ما به هم صحبت کنیم؟با توجه به اینکه اوایل جریان اینو قبول نکردن؟
    یا اینکه بهتر کسی به عنوان واسطه با ایشون صحبت کنه و ازش بخواد که ما با هم صحبت کنیم؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    سلام فاطمه جون خوبی
    مطالبتو خوندم از اینکه این اتفاق افتاده برات متاسفم
    به نظرم نباید خودت با نامزدت تماس بگیری امکان این هست که فک کنه ریگی به کفشت هست هی میری سراغش
    اگه یه ادم معتمد سراغ داری که نامزدت یا خانواده اش قبولش دارن بفرست سراغش اونم جوری حرف بزنه که لطمه ی به غرور و شخصیت شما نزنه یکی که ازش مطمئنی ادم دلسوزی هست اینکار رو بکنه
    در ضمن متاسفانه مشکل شما رو منم داشتم ترس از اینکه تنها بمونم دیر  شد تن به ازدواجی دادم که ناموفق بود و تو دوران نامزدی به هم خورد البته ما عقد کرده بودیم تنها رابطه ی مام این بود ایشون دستمو گرفته بود تو پارک کنار هم نشسته بودیم ولی حدود یه ماه دستامو با سفید کننده می شستم
    اینکه رابطه ی جنسی داشتی کاش نمیشد ولی خدا خیییییییییییییلی بزرگه مطمئن باش از ته دلت ازش عذر خواهی کنی اونقدر دلش بزرگه می بخشتت ازت رو برنمیگردونه گلم
    تنها کسی که بنده هاشو با همه کمو کاستی هاش دوست داره خداست نه تنها رهات نمیکنه بلکه باخلوص نیت بری سراغش یکی بهتر از اونو قسمتت میکنه
    زیاد به بازگشت نامزدت اصرار نکن  کسی که حاضر نمیشه به حرفات گوش کنه از کجا معلوم فردا مشکلی پیش بیاد میتونه تکیه گاه خوبی برات باشه ؟اینو از خودت پرسیدی؟
    گذشتن از این مرحله اسون نیست باید به خدا توکل کنی که میدونم خییییلی دوستت داره  
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    امید به زندگی بهترین هدیه ی خداوند به انسان هاست
    اگه نا امید باشی خدا ازت دلگیر میشه
    این نظر شخصی منه البته اینو بهت میگم نامزدت الان این راحت جا خالی کرده رفته فردا تو مشکلات زندگی واقعا میتونی بهش تکیه کنی؟ میتونی محکم به خودت بگی تکیه گاه خوبی برات میتونه باشه؟
    زندگی که توش اعتماد نباشه همون بهتر که شروع نشه یعنی هر کی بیاد به ایشون  یه دروغی بگه اون بدون گوش دادنه به حرفات محاکمت میکنه فک میکنی ارزش این همه غصه خوردن رو داره
    فرض کن باهاش بری مسافرت خدای نکرده تصادفی بشه خدای نکرد ه یه اتفاقی برات بیوفته مثلا دست یا پات رو از دست بدی به نظرت همین ادم تو این شرایط باهات میمونه  ؟ میتوی بهش تکیه کنی
     حتی باهاش ازدواجم بکنی فردا بچه دار میشید ناز گلم تصمیم الان تو اینده ی اونا رو رقم میزنه چون اگه الان برگردی فردا نتونی بهش تکیه کنی زندگی از هم بپاشه مسئولیت اونا رو هم خواهی داشت به اینم فک جواب اونا رو هم باید جواب بدی
    اگه ازش واقعا مطمئنی میتونی بهش تکیه کنی فردا و پس فردا راحت ازت نمیگذره تو بدترین شرایط زندگی قبولت میکنه بسم الله ولی اگه نه ریسک نکن 
    دوست دارم یه روز که میام بهت سر میزنم بشنوم که چقدر خوشبختی به امید این روزا برات از ته  دل دعا میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    سلام مژگان عزیزم
    ممنونم که به تاپیکم سر زدی.
    راستشو بخوای خودم هم همین کارو کردم واز کسی که بینمون واسطه شده بود خواستم که دوباره باهاش صحبت کنه و ازش بخواد که بیاد با من حداقل یکبار صحبت کنه ولی متاسفانه اون بازم قبول نکرد.
    الان دو هفته ای میشه که از صحبت مجدد باهاش می گذره و بالاخره من باید باهاش کنار بیام که اون دیگه منو نمی خواد.
    خیلی سخته برام خیلی این جدایی ضربه خیلی بزرگی به من وارد کرد 
    ولی بازم توکلم به خداست اگه خدا رو نداشتم نمی دونم الان تو چه اوضاعی بودم.
    هرچند که هنوز به خاطر رابطه ای که باهاش داشتم نتونستم خودمو ببخشم و با خودم کنار بیام
    ممنونم که برام دعا می کنی عزیزدلم.دلم به دعایی که دوستان گلم مثل شما برام می کنن خوشه.
    امیدوارم شما هم به زودی زندگی شاد و موفقی رو شروع کنی دوست عزیزم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    سلام عزیزم 
    به نظر من همون بهتر که از نامزدتون جدا شدین  این حرف شما هم که گفتین خوبیهاش یادم میاد افسوس میخورم  اشتباه میکنی عزیزم شما زمان کمی با نامزدتون اشنا بودین ،ادما اوایل رابطشون همیشه سعی میکنن بهترین رفتاراشونو نشون بدن اما اونی که مهمه اینه که توی شرایط خاص مثل شرایط شما وخودشونو ثابت کنن بدونه تحقیق پاپس نکشه اگه شما رو دوست داشته باشه و تهمت های یه مرد غریبه رو باور نکنه.ببخشید اینجوری میگم این اقا با جدایی خودشو راحت کرده به اصطلاح تو دردسر ننداخته حتی شایدم هتگام صحبت اون مرد از شما دفاع هم نکرده! و از این رفتارش مشخصه ادم بی مسئولیتی ه .مخرب ترین عمل زندگی عدم اعتماده فاطمه جان اگه این ازدواج صورت میگرفت شک نکن این مورد از ذهنش پاک نمیشد  دائم با شک به شما، خودش وشمارواذیت میکرد و خونوادشم به شما جوره دیگه نگاه کنن و اینو بکوبن  تو سرتون. به نظرم اتفاقا خدا خیلی دوستت داشته عزیزم که این اتفاق قبل از عقد پیش اومد.اگه بعد از ازدواج این موضوع باعث طلاق میشد چی؟جبرانش میدونی چقدر سخت بودعزیزم؟حتی اینکه حرفهایی که نمیدونه راست یا دروغه رفته با خونواذش در میون گذاشته  و آبروی شمارو  توی خونوادش برده یعنی هیچ  ارزشی برای حریم خصوصیش قائل نیست بلاخره شما نامزد بودین .ادم خام و بی تجربه ای هم  نبوده که بگیم  را ه حل چنین مسائلی هم بلد نبود، قبلا ازدواج کرده بود!!گلم  فراموشی سخته اما بهترین کاره .افسوس اینکه ازداج نکردی رو نخور ازخدا بخواه اونی که به صلاحته بهت بده نه اونی که تو فکر میکنی خوبه .  زندگی مشترک یه سختی هایی داره که تا وقتی ازدواج نکنی نمیتونی بفهمی چیارو میگم  این ادمم درک زندگی رو نداشت بهتر که رفت.برات دعا میکنم هرچی زودتر یه ادم فهمیده تر بیاد تو زندگیت که انقدر دوستت داشته باشه که تو هیچ شرایطی ترکت نکنه. موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    سلام شاین عزیزم 
    ممنونم که تاپیکمو خوندی.
    حرفاتو کاملا قبول دارم.بارها همه این حرفا رو با خودم تکرار کردم.میدونم من هنوز کامل نشناخته بودمش و چیزی جز خوبی ازش ندیدم.ولی همین قضیه است که منو اذیت می کنه و فراموشی رو برام سخت کرده اگه بدی ازش دیده بودم شاید فراموشی راحت تر بود.آدم وقتی عاشق میشه جز خوبی های طرف مقابل چیز دیگه ای رو نمی تونه ببینه و منم همچین حالتی دارم.
    این خرفتون کاملا درسته که حتی از من دفاع هم نکرده چون من مکالمه تلفنیشونو که ضبط کرده بود گوش دادم و متاسفانه هیچ دفاعی از من نشده بود.
    بیشتر از همه اشتباهی که مرتکب شدم منو آزار میده اگه تو این قضیه خودم مقصر نبودم شاید انقد عذاب نمی کشیدم
    بابت دعای خیرت هم خیلی ممنونم.انشالله شما هم زندگی شاد و بی دغدغه ای داشته باشی گلم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    سلام عزیزم
    راست میگن چشم عاشق کوره واقعا انجوریه این استثنا نداره
    واقعا فک میکنی هیچ بدی ازش ندیدی
    فک میکنی اینکه ازت دفاع نکرده به حرفات گوش نکرده بدی نیست؟ اینکه به خودش اجازه میده با ابروی یه دختر بازی کنه قبل عقد پیشنهاد اشتباه میده بهت بدی نیست
    عزیز دلم اینا رو نگفتنم یاد اوری خاطره های بد برات بشه نوشتم بدونی در حقت ظلم کرده تو تمام تلاشتو کردی واسه موندنش با این همه کارهای اشتباهش باز یه واسطه فرستادی قبول نکرده خودتو مجازات نکن
    لیاقت تو رو نداشته
    خدا خیلی دوستت داشته الان فهمیدی روزی هزاران بار دستتو بلند کن کرمشو کن
    ایشالا یه هلال زاده قسمتت بشه شاهد خوشبختی شما باشیم
    امید به خدا باشه خییییییییییییلی رحمان رحیمه  هیچ وقتم بنده هاشو ترک نمیکنه ازشون رو برنمیگردونه صادقانه و عاشقانه خودت بسپار دستش یه روزی یه جایی بهترین رو بهت هدیه میکنه
    موفق باشی عزیز دل
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#
     ببینید دوستان ایشون فعلا نامزد هستن یعنی به منظور شناخت همدیگه با هم نامزد کردن اعتماد هم از اسمون بوجود نمیاد کم کم و طی زمان به دست میاد. شاید اگه هرکدوم از ما هم جاینامزد ایشون بودیم از روی احساسات قضاوت میکردیم به نظر من نامزد شما الان ی جورایی ضربه ی بزرگی بهش وارد شده میدونم همه حرف های دوست پسر قبلیتون تهمت بوده ولی باید هر طوریه به نامزدتون ثابت کنید نه اینکه فورا میدونو خالی کنید و بگید بزار باور کنه و هزار توهین دیگه...شما باید هرطوریه از خودتون دفاع کنید اینطوری حداقل خیالتون راحته که حرفاتونو زدید بعدا افسوس نمیخورید..با منطق با نامزدتون صحبت کنید و بگید اگه ی خانم از روی دشمنی راجع به تو چیزی بگه من باید باور کنم؟و بگید خیلیا بودن زندگیشون سر هیچی خراب شده. شاید نامزرتون ی مقدار زمان میخواد تا مسایلو حضم کنه ..چون شوک بهش وارد شده مردا توو این مسایل از روی احساسات و غیرت عمل میکنند شما روشنش کن به عنوان حرفهای اخر و دیگه بعدشو به خدا بسپار تا حداقل بعدا حسرت نخوری چرا از خودت دفاع نکردی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    مژگان عزیزم بازم ازت ممنونم
    حق با شماست من تمام این حرفا رو هزاران بار با خودم تکرار کردم ولی نمی تونم اونو مقصر بدونم.همه اش می گم شاید هر کس دیگه ای هم بود همین کارو می کرد.اشتباه از من بوده.
    می دونم که اون حداقل باید انقد مرد می بود که پای کاری که با من کرد می موند اون پاکی منو ازم گرفت چیزی که دیگه نمی تونم به دستش بیارم.درسته از لحاظ جسمی بهم ضربه نزد ولی از لحاظ روحی و معنوی منو داغون کرد.
    تمام این خرفا رو خودم میزنم ولی چیکار کنم که دوستش دارم.
    بابت دعاهای زیبات خیییییییلی ممنونم انشالله این دعاها در حق شما هم به زودی برآورده شه دوست عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •