تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرمو چه جوری برگردونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mino
آخرین ارسال:سارا5588
پاسخ ها 5

شوهرمو چه جوری برگردونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ، من28 سالمه ، کاردانی رشته حقوق ، و به مدت 5 ساله که ازدواج کردم البته قبل از ازدواج با هم دوست بودیم ،همسرم از نظر رفتاری مردی ارام و مثبتیه و دست بزن هم نداره ولی مشکل بزرگی که داره زیادی اهل معاشرته مخصوصا با خانمها ، البته از نظر شرعی هم خانواده من و هم خانواده همسرم متدین ولی از نظر سطحی در حد نرمال هستن و ایشون سید طباطبایی هستن ، رفتار همسرم در اوایل خوب و بدون هیچ مشکلی بود به طوری که اگر اب می خورد مهال بود که من را در جریان نگذارد ، ولی از یک دو سال پیش به یکباره تغییر کرد و مخفی کاریهایش شروع شد و صد البته من هم متوجه موضوع شدم و سعی می کردم که حساسیت نشان ندهم ولی دو بار که موضوع را از موبایلش فهمیدم به خودش هم گفتم و در کمال وقاهت تکذیب نکرد هیچ بلکه شروع به دادوبیداد و تهدید کرد که چرا به موبایلش سرک کشیدم و اصرار زیادی دارد که به گوشی و ی دست نزنم و من هر بار با مخفی کاری از خانواده هایمان و سر پوش گذاشتن گذشت و تحمل می کردم و البته باید بگم که هر بار هم قول میداد که دیگر تکرار نخواهد شد از لحاظ روحی خیلی خراب بودم تا اینکه دفعه سوم هم فهمیدم می خواستم به روی خودم نیاورم و دو روز هم با خود خوری گذشت از انجایی که من زنی هستم بشاش و ( شلوغ ) با اینکه رفتارم عادی بود و ، وظایف همسری رو انجام میدادم ولی دیگر سرزنده نبودم متوجه رفتارم شد و مدام سوال می کرد که چه اتفاقی افتاده است البته اینبار به من حمله کرد و سوال خود را تکرار کرد من هم که دیگر طاقتم را از دست داده بودم موضوع را به وی گفتم و اینبار نیز با کمال وقاهتش تکذیب نکرد و گفت که این موضوع اهمیتی ندارد  و اینگونه بود که بحث ما بالا گرفت و  البته با چند تا سیلی سعی در ساکت کردن من کرد و من هم که بر اثر اوج ناراحتی کنترل خود را از دست داده بودم به طرف اشپز خانه رفتم و بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشم ظرف وایتکس را سر کشیدم و تا مرحله مرگ پیش رفتم ولی خوشبختانه یا بد بختانه نجات پیدا کردم وبعد از این بحرانها باز قول داد که دیگر با زنان رابطه نخواهد داد و من را از تمام جریانها اگاه خواهد کرد ولی میبینم با وجود این که ده روز از این ماجرا نگذشته که قولهایش را از یاد میبرد  و میدانم که باز کارهایش را تکرار خواهد کرد بگویید چه باید بکنم از لحاظ روحی در یک بهران کشنده ای به سر میبرم لطفا کمکم کنید دیگر به بن بست رسیده ام ...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    ارتباط ایشون با خانم در چه حدی است؟
    برای دفاع از خودشون آیا حرفی می زنند؟
    روابط جنسی شما چطوری هست؟
    شغلشون چیه؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    دوست عزبز شما به افسردگی مبتلا شدید.حتما خودتون اول پیش مشاور یا روانپزشک مراجهه کنید.چون با تعاریفی که کردید افسردگی شدید پیدا کردید.زودتر اقدام کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    زن ها نباید رو مرد تعصب داشته باشن بجای اینکار باید فرشته خونه باشن . شما باید خودتون رو همیشه برای همسرتون آرایش کنید . صبح ها با زیباترین حالت خودتون همسرتون رو از خواب بیدار کنید . و صبحانه خوشمزه (تا حد امکان) برای همسرتون تهیه کنید . بیرون که میرید بدون آرایش باشید ولی داخل منزل 360 درجه فرق کنید یعنی چند روز یک بار  آرایش خودتون رو عوض کنید . منظورم  از آرایش عمل دماغ و ... نیست . استفاده از لوازم آرایشی منظورمه .
    یه جا یه جمله خیلی زیبا خوندم :
    زن ها هر کدام مثل یه میوه هستن . هر کدام طعم خاص خود را دارن ولی مشکل مرد ها اینکه سالاد میوه رو خیلی دوست دارن .
    شما باید هر چند وقت یه بار از میوه ای به میوه دیگه تغییر کنید . بعد از یه مدت مشاهده خواهید کرد که همسرتون شما رو پرستش میکنه . و منتظر هست که شما آرایش جدیدی داشته باشین . اینطوری دیگه حتی فکر نگاه کردن به زنان دیگه به ذهنش خطور نمی کنه .
    تاکید میکنم که بیرون خونه آرایش نداشته باشین .
    بعد از چند وقت نتیجه رو همینجا اعلام کنید .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    دوست عزیز خود باخته

    حرف شما متین هست ولی اول ایشون باید از روانپزشک کمک بگیرند چون هر چه قدر این کارهایی که شما توصیه کردید رو انجام بدهند فشار روحی ایشون چه بسا بدتر بشود .در ضمن باید بررسی بشه همسر ایشون به چه دلیلی این اعمالو انجام داده و یا ای بسا. فقط یک سو تفاهم هست که باید حل بشه.من معتقدم اگر کسی با مدرک به خیانت شوهرش پی برد اون جای گفتگو داره نه شواهدی که خودمون هم براش داستان درست میکنیم.پس ریشه یابی باید بشه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •