تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




داداشم داره از نماز و روزه دور میشه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیره
آخرین ارسال:ایزدی
پاسخ ها 5

داداشم داره از نماز و روزه دور میشه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من دختر بزرگ خانواده هستم و یک آبجی دارم که ازدواج کرده و یک داداش کوچکتر که 16 سال داره(امسال به سوم هنرستان میره)

    یه مشکلی که داشتیم این بود که داداشم نماز و روزه میگیره و لی میگه : من نمازو روزه ام رو بخاطر خدا نمیگیرم بلکه بخاطر مامان میگیرم
    مامانم وقت نماز شروع میکنه به یاد آوری نماز داداشم.
    وقتی مامانم ازش بپرسه نمازت رو خوندی؟ و داداشم بگه آره 
    مامانم میگه من ندیدم 
    داداشم میگه : یادم رفت جلو آبجی بخونم که شاهد داشته باشم
    مامانم من رو خیلی دوست داره و از من جلو داداشم خیلی تعریف میکنه
    ماه رمضان امسال چندتا از روزه هاش رو گرفت 
    یه شب داداشم گفت که دیگه نمیخوام بگیرم و مامانم سر حرف رو باز کرد که اگه پسر من هستی و میخوای ازت راضی باشم باید روزه بگیری 
    همون موقع آبجیم به مامانم گفت که : مامان این همه اسرار نکن خودش دیگه بزرگ شده باید بدونه که باید روزه بگیره به زور که نمیشه
    از اون شب تا حالا که حدودا4 روز هست دیگه روزه نگرفته و هرچی مامانم بهش میگه   در جوابش میگ اگه روزه بگیرم بخاطر شما میگیرم نه خدا

    میشه راهنماییم کنید که چیکار کنیم؟
    میدونم رفتار مامانم که اسرار میکنه بده ولی اگه به خودش باشه نمازش رو یکی در میان میخونه و روزه هم نمیگیره
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    به زور وادار کردن برادرتون برای انجام فروضات دینی تاثیری نداره.و اگر هم اونهارو انجام بده به قول خودش برای مامانه نه برای خدا.
    ایشون مثل خیلی از جوانان این دوره زمونه دلیل منطقی برای اینکه مثلا یکماه به خودش گرسنگی بده و یا روزی پنج بار چندتا لغت عربی رو که شاید حتی معنی اون رو هم ندونه به زبان بیاره پیدا نمیکنه. نسل امروز تا زمانی که توجیه نشه که چرا باید این کارها رو انجام بده هیچوقت به میل خودش امور مذهبی رو به جا نمیاره
    سعی کنین خیلی با ملایمت باهاش رفتار کنید.و اگر میتونید برای شک و شبهه هاش دلیل و توجیه عقلی بیارید.نه اینکه بگید اگر نماز نخونی بچه من نیستی و....
    .اگر نهایتا به هیچ طریقی سمت مذهب نیومد دیگه زیاد اصرارش نکنید.این رو هم بدونید که یک آدم غیر مذهبی هم دقیقا به اندازه یک آدم مذهبی میتونه درستکار و خوب باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    شوهرم  شکر خدا در شغلش حلال و حرام سرش میشه و وجدان کاری دارد و پسرم نماز اول وقتش ترک نمیشد حتی تو خیابان صدای اذان میشنید دنبال مسجد میگشت ونماز اول وقت میخواند اما از وقتی شوهرم بنگاه املاک کار میکنه نماز اول وقتش به وسط وقت و بیشتر آخر وقت و دقیقه نودی میرسه . باهاش با ملایمت صحبت میکنم  و از هر راهی وارد میشم فایده نداره فقط میگه چشم . خیلی نگران ترک نمازش هستم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ایزدی آواتار ها
    سلام 

    سمیره جان داداش شما الآن تو سنی هست که هنوز خیلی چیزها رو درک نکرده و هنوز شناختش از دین کامل نشده برای همین شاید در اعتقاداتش جدی نباشه . 
    همونطوری که جناب behrooz747 هم بیان کردند، نباید اصرار و سخت گیری کرد. چون مادرتون شما رو دوست دارند به حرفتون هم گوش می کنند، براشون توضیح بدید که داداشتون هیچ وقت از روی ترس و سخت گیری با ایمان نمیشه که هیچ ممکنه از دین گریزان هم بشه. بچه ها الگوپذیری شون خیلی بالاست، بگید به جای ترسوندن و یا اینکه دائم ازش بپرسند که نمازت رو خوندی و .... اول اینکه به اون اعتماد کنند چون پرسیدن باعث میشه این احساس بهش دست بده که زیر ذره بینه و نسبت به انجام عمل دلسرد میشه، یا همین فکر می کنه اون کارش رو به خاطر پدر و مادر انجام میده و ... .. دوم اینکه به دلیل الگو پذیری شون شما یا پدر یا خواهر یا مادرتون سعی کنید به عنوان یک فرد نماز خوان طوری با او رفتار کنید که براش الگو باشه تا بیشتر برای شناخت اعتقاداتش تلاش کنه. 

    یکی از راه هایی که باعث پذیرش اعتقادات دینی میشه اینکه ابتدا باید توحید و خدا شناسی بهتر باشه . یعنی باید اول بتونه خدا رو با صفاتی که داره قبول داشته باشه و بهتر بشناسه وقتی این رو درک کرد بهتر می تونه پذیرش داشته باشه ... نه اینکه همه اش فکر کنه می خواد توسط خدا عقاب بشه ، این رو بدونه که خدا همیشه پذیرای بنده هاشه. خدا بنده هاش رو دوست داره .. از عبادت کردن بنده اش با اینکه بی نیازه لذت میبره. چون خیر و صلاح بنده اش رو می دونه. باید این رو درک کنه که خدا که خالق ماست بهتر از هر کسی دیگر خیر و صلاح ما رو می دونه و راهکارهاش بهترین راه عملی برای ماست. 

    می تونی براش از این مثال استفاده کنی که خوب هر کسی وسیله ای رو اختراع یا درست می کنه از همه ریزه کاری هاش مطلعه و می دونه چه چیزی و چه روش استفاده ای ممکنه باعث عیب دار شدن و تخریب وسیله میشه و چه روش استفاده باعث بهینه شدن اون وسیله میشه. مثلا فرد یا شرکتی که یک دستگاه موبایل رو با فلان ورژن و سیستم درست می کنه برای راحتی و راهنمای کاربری که از اون استفاده می کنه یک دفتر چه راهنما داخل بسته اون قرار میده که شما به راحتی می تونی راهکارهای استفاده بهینه از اون دستگاه رو یاد بگیری. و به خوبی از موبایلت یا هر وسیله دیگه استفاده کنی.
    خوب حالا ما انسان ها که ارزشمون خیلی بالاتر از این حرف هاست!!!!!!! واقعا چطور میشه خالق ما کسی که خودش ما رو آفریده و به همه وجود (جسم و روح و روان ما) بهتر از هر کسی حتی خودمون آگاه تره ما رو همین طوری به حال خودمون رها کرده باشه. . مطمئنا با یک زبونی و راهی از ایکه ما چگونه رفتار کنیم آگاهمون کرده. بله پیامبراش و کتاب هایی رو با اونها فرستاده تا راه و چاه رو به ما نشون بدن. 
    تو کتاب آخرین پیامبرش که مثل آخرین ورژن هر چیزی هست ، به ما گفت یک ماه از سال رو در ماه رمضان روزه بگیرید که این هم برای جسمتون و هم روحتون مفیده... یا نکات دیگه !!! پس خالقی که این همه ما رو دوست داره و به فکر ماست ما باید به حرفش اعتماد کنیم و کار ی که ازمون خواسته رو انجام بدیم. و .....

    سعی کنید به جای ارعاب و ترسوندن و یا سوال و جواب کردنش اعتمادش رو به خدا جلب کنید. البته با روی باز و زبون خوش ... بهش عزت نفس بدید. از کارهای خوبش طوری که غرورش رو جریحه دار نکنه و احساس بچگی بهش دست نده تعریف و تمجید کنید. پیش دیگران بالا ببرینش. تا خودش رو باور داشته باشه و برای وجود خودش ارزش قایل باشه.

    وقتی احساس عزت نفس کنه این چیزها رو بهتر می پذیره. نحوه بیان خیلی مهمه ... تصنعی نباشه. و همچنین حالت نصیحت و هشدار هم نداشته باشه. 

    نگران نباشید اون هنوز اعتقاداتش کامل شکل نگرفته و جای امید البته با رعایت خیلی مسائل باقیست. 
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ایزدی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'خوش غیرت' pid='19567' dateline='1376485467'
    شوهرم  شکر خدا در شغلش حلال و حرام سرش میشه و وجدان کاری دارد و پسرم نماز اول وقتش ترک نمیشد حتی تو خیابان صدای اذان میشنید دنبال مسجد میگشت ونماز اول وقت میخواند اما از وقتی شوهرم بنگاه املاک کار میکنه نماز اول وقتش به وسط وقت و بیشتر آخر وقت و دقیقه نودی میرسه . باهاش با ملایمت صحبت میکنم  و از هر راهی وارد میشم فایده نداره فقط میگه چشم . خیلی نگران ترک نمازش هستم

     
    سلام 

    دوست عزیز ، خوب محیط و اطرافیان روی انسان تاثیرگذارند. ممکنه محیط کاریشون و یا همکانشون روشون تاثیر گذاشته باشند.

    شما می تونی به طوری که خیلی احساس نکنند داری تلاش میکنی ، شرایط نماز خوندن رو براشون مهیا کنید. مثلا جا نمازشون رو پهن کنید و توش کمی عطر خوشبو یا گل های خوشوب بریزید. کاری کنید که حستگی شون برطرف بشه و راحت تر متمایل به نماز باشن. مثلا چای یا هر چیزی که باعث آرامششون میشه رو مهیا کنید ... اخلاق و رفتارتون رو بهتر  کنید. طوری نباشید که ایشون فکر کنند زیر ذره بین هستند . از دوستان و همکانشون هم بد نگید که حس کنند شما با اونها لج هستین که این باعث میشه رفتار اونها رو بهتر بپذیرند و بیشتر به سمتشون برن. 

    مردها کمی مغرور ترند خدای نکرده با پرسیدن اینکه چرا نماز نخوندی یا نماز خوندی ؟  و ... حتی با زبون خوش باعث نشین حس کنند زیر ذره بین هستند و شما دارید کنترلش می کنید که این باعث میشه بیشتر نسبت به انجام تکلیفش سرد بشه.

    اگر قبلا رعایت میکرده امکانش خیلی زیاد هست که برگرده. به حال و انتخاب و اختیار خودش بگذارید. بیشتر باعث دلتنگی شون برای حالات قبلی شون میشه.

    خودتون هم شرایط خوبی فراهم کنید مثلا ابتدا همه چیز رو به موقع انجام بدید با بچه ها خوب و مهربان باشید و بعد نمازتون رو اول وقت بخونید تا باعث نشه فکر کنه شما فقط به نمار و قرآن و ... می چسبید بلکه ببینه برای همه چیز به موقع ارزش قایل هستید و تعادل رو احساس کنند.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •