تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بچه های پرورشگاهی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:z@hra
آخرین ارسال:سبز
پاسخ ها 9

بچه های پرورشگاهی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ســـــــــلام :]
    یه موضوعی هست چن وقته ذهن منو درگیر کرده ، توی جامعه یسری از بچه های پرورشگاهی هستن که بعضی از خونواده ها به دلایل مختلفی اونا رو به سرپرستی قبول میکنن. خود من توی فامیل یا حتی دوستام کسایی رو میشناسم که پرورشگاهی هستن ولی خودشون نمیدونن.
    سوالایی ک من دارم اینا هستن :
    × این خونواده ها باید این موضوع [پرورشگاهی بودن] رو به این بچه ها بگن ؟؟ یا تا آخر عمر ازشون مخفی کنن ؟؟ آیا دونستن این مسئله حق اون بچه هست ؟یا نه ؟
    × آیا گفتن این مسئله ضرورتی داره ؟ یا ممکنه وضع رو بدتر کنه ؟
    × چه سنی رو برای بیان این مسئله مناسب میدونین ؟ ( کسایی که موافقن)
    × وظیفه ی اطرافیان این افراد چیه ؟

    ممنون میشم سریع راهنماییم کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    n.h آواتار ها
    سلام زهرا جون راستش ما هم  یه همچین مسئله ای داریم.
    یکی از اقوام نزدیکمون به دلیل بچه دار نشدن یه پسر 2ماهه رو به فرزندی گرفتن و الان اون بچه 10 سالشه.و هنوز هیچی نمیدونه.از اونجایی که وقتی اوردنش کسی از نزدیکانشون نبود تا به بچه شیر بده تا به خونوادش محرم بشه و راه دیگه ای هم نیست وقتی به بلوغ برسه به مادرش نامحرمه به خاطر همین باید بهش بگیم.اما اینکه از چه سنی به نظر من اوایل نوجوونی بهترین وقته یعنی زمانی که تا حدودی خودش و پیدا کرده باشه و از بچگی فاصله گرفته باشه.و بهترین کار اینه که از یه مشاورخبره بخوایم به طور گام به گام اول اونو با یه سری مقدمه چینی برای شنیدن این موضوع آماده کنه و بعد از اینکه اونو آماده کرد موضوعو کامل براش توضیح بده.طوری که شوکه نشه و ضربه نخوره.و خونواده باید طوری باهاش برخورد کنن که احساس تنهایی و بی کسی نکنه و خودش و از اونا بدونه.ولی یکی از همسایه هامون که اونم به دلیل همین مشکل یه دختر و به فرزندی گرفت الان مشکل محرمیت نداره و فکر نمیکنم لزومی باشه بهش بگن لزومی نداره که زندگی رو براش تلخ کنن و ذهنش رو مشغول به اینکه والدینش کی بودن.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون نفیسه جون از راهنماییت . ولی ببین اینکه اصلا بهش گفته نشه واقعا بی انصافیه چون اون بچه حق داره دنبال پدر مادر واقعیش بگرده .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    اگه فرزندی را به فرزندی قبول میکنن اگه امکان شیر دادن نبود توسط اطرافیان، دختر رو باید به پدر و پسر رو به مادر صیغه محرمیت خوند.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    واسه اون خانواده هایی گفتم ک مذهبین
    بچه ب سن بلوغ برسه پدر یا مادر نمیتونن از لحاظ پوشش دست و روبوسی با فرزند خوندشون راحت باشن.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    با سلام
    این مساله مانند مساله فوت والدینه و باید از یه زمانی شروع کرد و هیچ وقت نباید کتمان کرد و  اما چند اصل:
    اصل 1: بهترین زمان، وقتیه که بچه در مورد تولدش و ...چیزهایی که ما از اونها اطلاعی نداریم سوال میکنه.(بی مقدمه نباشه و والدین، پیش دستی نکنند)
    اصل2: در جواب باید، ابتدا در مورد کلیت موضوع صحبت بشه. مثلا بگید:" گاهی پیش میاد که بچه ای والدینش رو از دست میده یا یکی از اونها جدا میشه و به دلایلی باید پیش یکی از اجداد بزرگ بشه و  یا ..." سعی کنید در هر قسمت بچه رو نسبت به موضوع، قانع کنید.
    اصل3: از آرزوهای کسی که این اتفاق براش رخ داده با نظرسنجی از بچه صحبت بشه. 
    اصل 4: اگه این اتفاق در مورد اون رخ بده، دوست داره چه کار کنه؟ تنها باشه( مشکلات اون بیان بشه) یا تحت قیومیت یه خانواده باشه( فواید اون ذکر بشه)؟
    اصل5: در مورد آینده و اینکه خدا اونو دوست داره و تنهاش نذاشته و یه پدر مادر خوب بهش داده و ...

    نکته خیلی مهم: اصول باید مرحله به مرحله طی بشه و به ترتیب. و هیچ عجله ای برای پیشرفت کار نداشته باشید ولی در بهترین شرایط و با مشاهده ی صحنه هایی از این دست( قیومیت، مرگ افراد در فامیل ، داستان های تلویزیون و ..)، ابتکار عمل داشته باشید .
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'حسینی' pid='16670' dateline='1374916012'
    با سلام
    این مساله مانند مساله فوت والدینه و باید از یه زمانی شروع کرد و هیچ وقت نباید کتمان کرد و  اما چند اصل:
    اصل 1: بهترین زمان، وقتیه که بچه در مورد تولدش و ...چیزهایی که ما از اونها اطلاعی نداریم سوال میکنه.(بی مقدمه نباشه و والدین، پیش دستی نکنند)
    اصل2: در جواب باید، ابتدا در مورد کلیت موضوع صحبت بشه. مثلا بگید:" گاهی پیش میاد که بچه ای والدینش رو از دست میده یا یکی از اونها جدا میشه و به دلایلی باید پیش یکی از اجداد بزرگ بشه و  یا ..." سعی کنید در هر قسمت بچه رو نسبت به موضوع، قانع کنید.
    اصل3: از آرزوهای کسی که این اتفاق براش رخ داده با نظرسنجی از بچه صحبت بشه. 
    اصل 4: اگه این اتفاق در مورد اون رخ بده، دوست داره چه کار کنه؟ تنها باشه( مشکلات اون بیان بشه) یا تحت قیومیت یه خانواده باشه( فواید اون ذکر بشه)؟
    اصل5: در مورد آینده و اینکه خدا اونو دوست داره و تنهاش نذاشته و یه پدر مادر خوب بهش داده و ...

    نکته خیلی مهم: اصول باید مرحله به مرحله طی بشه و به ترتیب. و هیچ عجله ای برای پیشرفت کار نداشته باشید ولی در بهترین شرایط و با مشاهده ی صحنه هایی از این دست( قیومیت، مرگ افراد در فامیل ، داستان های تلویزیون و ..)، ابتکار عمل داشته باشید .


     
    درمورد اصل 3 : ینی ازش بپرسیم اگه تو تو این شرایط بودی [البته نه با این صراحت !!] چ آرزوهایی داشتی ؟؟؟ بعد اونوخ چرا باید اینو بپرسیم ؟؟ که چی بشه ؟؟ که آرزوهاشو براورده کنیم ؟؟
    یه سوال دیگه ای که داشتم اینه که من بالاخره نفهمیدم چ سنی برا گفتن این موضوع مناسبه ؟؟ تا اونجایی که من تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که کودکی بهترین زمانه ولی خودم اینو قبول ندارم نظر شما چیه ؟؟
    ولی در کل اینایی که گفتین به نظرم موثر باشه.به هر حال ممنون :]
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    با سلام
    پرسش در مورد آرزوها، این امر رو برای کودک روشن میکنه که به هر حال داشتن سرپناه و حامی سودهای زیادی داره؛ در کل مزایای این امر بیان میشه.
    در مورد تمام مسایل مهم زندگی مثل خدا، نحوه تولد، مرگ و... اولین زمان پرسش، بهترین زمان برای دادن پاسخ می باشد و مسلم این زمان در کودکی فرد اتفاق میفته ولی

    نکته مهم اینه که زمان دقیق اون برای هر کس فرق داره. نکته مهم دیگه اینه که در جواب دادن به پرسش های بچه ها:
    نباید دروغ بگیم؛
    نباید طفره بریم؛
    و غیر از واقعیت چیز دیگه ای نگیم ؛
    اما نه اینکه همه واقعیت رو بگیم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سبز آواتار ها
    سلام اول اینکه لطفانگید(بچه پرورشگاهی) یه جور حس تحقیر تواین جمله هست
    شاید (بچه بی سرپرست ) بهترباشه.

    من بخاطر شرایط خودم خیلی به این موضوع فکر کردم به نظرمن همه چیز بستگی به خود بچه داره ممکنه یه بچه توسن 5یا6 سالگی راجع به تولد وکودکیش بپرسه که خیلی راحتتر میشه براش توضیح دادوچون توی این سن بچه ها راحت تر مسائل رومی پذیرن کار ساده تر خواهد بود .ولی اگر به سن نوجوونی برسه وبخوان بهش بگن به خاطر شرایط دوران نوجوونی پذیرش موضوع براش سختتره ویا ممکنه درمقابل موضوع جبهه گیری کنه یاافسرده بشه.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •