تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دلم خیلی گرفته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ستاره خاموش
آخرین ارسال:همسفر
پاسخ ها 35

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

دلم خیلی گرفته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام ...

    ستاره عزیزم یه جمله معروفه که میگه: فکر کردن به یک موضوع باعث ماندگاری آن موضوع میشود
    پس بهتره چیزهایی رو که نمی خوای بهش فکر نکنی...


    موفق باشی....
    [align=center][size=medium]روزگارا تو اگر سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست[/size][/align]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    مرسی آجی مهسا دو روزی میشه حالم بهتر شده فقط میخام اونم با این قضیه کنار بیاد و خدایی نکرده کار اشتباهی نکنه که برای من و خونوادم مشکل ساز باشه بخدا دیگه حوصله دردسر ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    ممنون آجی بهاره میخام با نزدیک شدنم به خدا فراموشش کنم من همه سعی خودمو میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    مطمئن باش بهترین آرامش بخش در این جهان گفتگو با خدای آسمان و زمین است...
    آرامش عجیبی میده به آدم
    ...
    [align=center][size=medium]روزگارا تو اگر سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست[/size][/align]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    مرسی مهسا عزیز...حرفات منطقی بود .....بازم تصمیمت خوشحالم کرد آجی جون  ..هر چقدر به خدای مهربونمون نزدیکتر شی اروم  تر میشی ...صد در صد حواست باشه عشقشو به نفرت تبدیل نکنی ...به نظر من خودت باهاش حرف نزن ...اوووم  .ولی خوب اگه هم حرف نزنی فکر میکنه خودت 100%مایلی به ادامه رابطه وخانوادت نمیزارن ...به نظرم از کارشناسا کمک بگیر ....ولی من خیلی منطقی با طرفم صحبت کردم بهش گفتم که تو اونی نیستی که من  برای زندگی آیندم میخوام ودلایل براش اوردم ...پا رو قلبم گذاشتم وبهش گفتم دیگه خیلی  دوستش ندارم ...وخیلی چیزای دیگه ....ولی با بی تفاوتی بهشم میشه کاری کرد که خسته بشه وبره دنبال زندگیش ...فقط ازت خانوادتم بخواه که با بی احترامیو دعوا حلش نکنن خیلی منطقی باهاش برخورد کنن وبا زبون خوش بهش بفهمونن که دخترمون دیگه راضی به وصلت نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    ممنون از نظرت آجی جون ای کاش یکی از مشاورا بهم بگه کار درست چیه ؟ باهاش حرف بزنم یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    مرسی سمانه جون...کاری که شما هم کردی درست بوده ولی من فکر میکنم موقعیت ستاره با شما فرق میکنه...
    ستاره ی خوبم با دلت رودربایسی نداشته باش یه بار بذار فقط فقط عقلت این وسط تصمیم بگیره...من بهت قول میدم که هیچ کاری دست خودش نمیده ولی اگه فکر میکنی اگه باهاش حرف بزنی دوباره احساسی نمیشی و تحت تاثیر حرفاش قرار نمیگیری خب خودت بهش بگو که دیگه نمیخوای بهش فکر کنی...ولی به نظر من اگه قبلا همه حرفاتو بهش زدی کار درست تر الان اینه که دیگه سمتش نری و بذاری اونم این دوره رو با خیال راحت طی کنه و تمومش کنه...دیگه برای تو چه فرقی میکنه که اون فکر کنه که هنوز خیلی دوسش داری یا نه؟ تو الان بیشتر از هرچیزی مسئول احساس خودتی پس سعی کن حال خودت هرروز بهتر بشه...هرچی از هم دورتر بشید راحتتر فراموش میکنید...واسه این حرفم ی دلیل کاملا علمی دارم!
    با تصمیمی که برای نزدیکتر شدن به خدا گرفتی بهت قول میدم که خودش کمکتون میکنه و همه چی حل میشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    نظرات دوستان در هر دو تاپیک شما، در مجموع، خوب و راهگشا بود؛ اما چون گفتید سربزنم به تاپیک، من هم اومدم.

    دست کم چهار نکته مهم در رابطه با خواستگارتون، نشان دهنده اینه که این یک عشق بدون منطق هست:

    1. پیشنهاد فرار از خانه به شما

    2. بیان این گفته که ایشون حاضره خانواده اش رو برای شما زیرپا بگذاره

    3. اینکه ایشون گفته حتی اگر شما تو سرش هم بزنید(فراتر از عصبی شدن شما)، مشکلی نداره

    4. صحبت(یا اقدام) در این رابطه که اگر شما جواب رد بدید، بر سر خودش بلایی میاره

    چون این موارد رو بیان کردید، همینجا بهتون میگم که تصمیمتون درست بوده. خب، اگر ایشون یک عاشق تمام عیار و در عین حال منطقی بود، تحمل این وضعیت هم برای شما سخت تر می بود.

    این چهار علامت، بیش از اینکه نشان دهنده عشق راستین باشه، نشان دهنده عشق برای خود هست. یعنی اینکه هرکاری رو حاضره انجام بده(یا دست کم حرفش رو بزنه) تا به خواسته خودش برسه. اما نکته مهم پس از این مرحله هست. آیا زمانی که به خواسته رسید، باز هم همینطور خواهد ماند؟ بسیار قابل تامله!

    من نمیگم نحوه برخورد والدین شما درست بوده یا غلط. شاید اونها بهتر میتونستند شرایط شما رو درک کنند و با شما و کسی که شما رو میخواد، تعامل کنند. انتخاب همسر بر عهده شماست(گرچه رضایت خانواده هم شرط هست). اما این نکته رو میخوام بهتون بگم که شما الان دارید اینهمه تنش رو تجربه می کنید، برای چی؟

    برای عشقی که در تصورات خود درست کرده اید. برای عشقی که تصور می کنید میتونه هر نابسامانی رو رفع کنه و هر مشکلی رو تحمل کنه. اما آیا واقعا آنچه تصور کرده اید، مساوی با آن چیزی است که وجود خواهد داشت؟

    ده سال دیگر را تصور کنید. آیا فکر می کنید این عشق آتشین، ده سال دیگر هم با همین شدت وجود خواهد داشت؟ آیا می توانید با طردشدن از سمت خانواده(شاید برای یک عمر) کنار بیایید؟

    در همین سایت، فردی رو داشتیم که با عشق آتشین با همسرخود زیر یک سقف رفته بودند. علی رغم اینکه تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی داشتند، اما با زیرپاگذاشتن خواسته های خانواده ها به زیر یک سقف رفته بودند. پس از گذشت حدود دوسال، خانم همینجا اعلام کرده بود که دیگر تحمل این وضعیت را ندارد. اینها تجاربی است که باید برای من و شما عبرت شود و نه سبب تجربه کردن مجدد!

    احساس می کنم شما هنوز با تصمیم خودتون کنار نیومدید. هر انتخابی عواقبی خواهد داشت. اگر انتخاب دیگری داشتید، باز هم عواقب خاص خود رو داشت. این انتخاب شما عواقب خود رو داره. حالا میتونید نقاط مثبت و منفی این انتخابتون رو برشمارید؟

    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    مهسا جان فکر میکنم  ...منظورمون یکی بود فقط ادبیات متفاوتی داشتیم .......به نظر من اگه  اگه اگه باهاش صحبت کرد باید بهش بفهمونه دیگه اون حس قبلی رو به نداره .وبه تصمیمی که گرفته یقین داره ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    آقای عزیزی خیلی ممنونم ازتون در واقع من حدود ده روزی میشه که اصلا باهاش ارتباط ندارم و احساس میکنم سخت ترین روزام سپری شده برای همین به هیچ عنوان حاضر نیستم دوباره برگردم سر نقطه اول و کاملا با این موضوع کنار اومدم و البته سایت شما و دوستای خوبم تو این سایت واقعا بهم کمک کردن تا منطقی فکر کنم و عمل کنم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •