تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از خودم خسته شدم... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:روناک قوام پور
آخرین ارسال:روناک قوام پور
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

از خودم خسته شدم...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.واقعا از خودم خسته شدم.احساس شعف میکنم که این وبسایت رو پیدا کردم.خسته شدم از اینکه سه سال دنبال مشاور گشتم و منو نبردن.16 ساله.اصفهان زندگی می کنم.تو درسام خیلی افت کردم.معدلم 17 شد.پدر و مادرم فکر می کنن نمی خوام درس بخونم ولی اونا هیچوقت ازم دلیلشو نپرسیدن.من افسردم.عصبیم.با کوچکترین چیزا داد میزنم.سر برادر کوچیکم که فقط 5 سالشه.احساس می کنم مامانم پسر دوسته.اینطور نیست ولی یه احساسه.کافیه یه روز بیاین و منو نگاه کنید.واقعا غمگینم.عاشق بودن با دوستامم ولی نمیذارن.لطفا راهنماییم کنید...نمیدونم چکار کنم که یه زندگی شاد داشته باشم.پدرم 43 و مادرم 37 سالشه.هیچوقت باهم دعوا نمیکردیم.مثل دوتا دوست بودیم...ولی الان...
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام خانمی،خوش اومدی به همیاری

    دوست گلم میشه بیشتر توضیح بدی از کی اینطوری شدی و به نظر خودت چی میتونه باعث شده باشه؟ دلیل غمگین بودن و عصبی شدن تو میدونی؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    محیا مودت آواتار ها
    سلام عزیزم تا حدودی درکت میکنم
    میشه در مورد خونوادت توضیح بدی؟در مورد مشکلات پد رو مادرت و حد سخت گیریاشون
    تا حالا بهت نگفتن دلیل اینکه نمیذارن با دوستات باشیرو /
    تا حالا سعی نکردی باهاشون حرف بزنی؟
    یکم بیشتر تو ضیح میدی عزیزم /این حس از کی به سراغت اومده و با چه اتفاقاتی عصبانیتت پر رنگ تر میشه؟
    گاهی به حالتی میرسی که از همه چی سیری و هیچی برات  مهم نیس؟
    مرسی اگه برامون بگی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام بر شما.ممنون که زود پاسخ دادین.من واقعا به راهنمایی احتیاج دارم.این سایت رو به همه معرفی می کنم.
    حتما.دلیل اینکه توضیح بیشتری ندادم این بود که مطمئن نبودم شما جوابم رو میدیدن.
    راستش من 12 سالم بود که صاحب برادر شدم.خودم از پدر و مادرم خواستم.آخه خیلی تنها بودم.تا 15 سالگی درک می کردم که اون کوچیکه و مطمئنا به توجه بیشتری احتیاج داره.کاملا اینو درک می کرد و مشکلی ندارم.ولی الان که 16 سالمه احساس می کنم واقعا به اون توجه بیشتری میشه.دلیل عصبانی شدنم ه فکر می کنم همینه.چون هروقت با کسری(برادرم)دعوام میشه مادرم حق رو به اون میده.میگم فقط مادرم چون پدرم اصفهان نیست و آبادان کار میکنن.اگرم اینجا بودن عادت ندارن دخالت کنن.تحصیلاتشون هم پایین نیست.پدرم فوق لیسانس بیوشیمی و دکترای زیست دریا دارن و مادرم لیسانس زبان و  ادبیات فارسی و حقوق.
    در مورد اینکه نمیذارن با دوستام باشم هم بله پرسیدم.جواب مادرم این بود که دوستات سالم نیستن.آخه من دوستای شیطون دوست دارم با اینکه اصلا شوخی کردن بلد نیستم و آرومم.مامانم میخوان باکسی دوست باشم که آروم باشه.بله دوست آروم دارم ولی همین دوست نیذاره حتی من تو جشن مدرسه دست بزنم و تو مسابقه شرکت کنم!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    همش تو ذوق میزنه(مامانم.)قبلنا گریه نمی کردم ولی الان تا یه چیزی میشه گریه می کنم.خوشمم نمیاد جلو همه....شب وقتی همه خوابن پا میشم گریه می کنم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    با سلام دوست گرامی
    با توجه به سنتون درکتون میکنم ولی دوست گرامی هیچکس در این دنیا جز پدر مادر برای شما دلسوزتر نیست اگر شما بیمار شوید یا مشکلی برایتان پیش بیاید ایا دوستانتان از شما مراقبت می کنند؟؟؟ البته که اینچنین نیست .
    مطمئنا دوستانتان مشکلاتی دارند که مادرتان چنین برخورد میکند ... و اینکه خواهان این هستید با دوستانتان بیرون بروید و مستقل باشید این حالات شما برای همه نوجونان حکمفرما هستش . من خودمم هم اینگونه بودم در سنین شما . شما میتوانید با مادرتان صحبت کنید که حداقل هر دو ماه یکبار اجازه این را به شما بدهند همراه دوستانتان بیرون بروید و اگر به دوستانتان مطمئن نیستند میتوانند ایشان هم همراه شما بیایند . در مورد برادرتون شما خودتان را جای مادرتان بگذارید فرض کنید دختری 17 ساله و پسر بچه 5ساله دارید کدام یک را مقصر میدانید؟ البته من نمیگویم شما مقصر هستید ولی چون برادرتان خردسال هست و به بلوغ فکری نرسیده است و خوب بد را هنوز نمیتواند تشخیص دهد پس زیاد مقصر نیست . فرض کنید مادرتان او را مقصر بداند ایا او قدرت این را دارد که چرا اشتباه بود و تشخیص دهد  من چرا مقصر بودم ؟؟؟
    دوست عزیز من هم اگر زمانی مادر شوم مثل مادر شما عمل میکنم زیرا جامعه ما پر از گرگ هست و خواهان دخترهای پاکی هستند که انها را به چنگال خود بیاورند . از دوستان نامناسب حتما پرهیز کنید و حرفهای خانواده را بیشتر گوش فرا دهید اینگونه اعتمادشان به شما بیشتر میشود
    از احساساتتان به مادرتان بگویید و چیزهای که شما را ازار میدهدباز گو کنید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ممنون از پاسخگویی...خیلی آروم شدم.راستش من راحت نمیتونم با مادرم ارتباط برقرار کنم.هیچووقت باهاش اینجوری نبودم...فکر کنم چون نوجوونم حساس شدم...راستش من خیلی احساساتی هستم و مرتب برادرم رو بغل می کنم.می خوام اینکارو برای مادرم هم بکنم ولی شدیده خجالت می کشم...خیلی زیاد...حتی وقتی اونا منو بغل میکنن من اینکارو متقابلا انجام نمی دم.فکر می کنید چرا؟دیوونه شدم از بس فکر کردم و دلیلشو پیدا نکردم.در ضمن من خیلی تنهام چن نه با پدرم و نه با مادرم رابطه ی خوبی ندارم.البته باید بگم الان اینجوری شده.منو مامانم تو فامیل معروف بودیم که انگار خواهریم.ازبس هکیشه باهم بودیمو رازی نداشتیم که نگفته باشیم.
    راستش نمیخوام دیگه برادرم هم ازم دور بشه.ولی شک دارم.چون خیلی باش دعوا می کنم!البته باهم رابطه ی خوبی داریم...با این حال من نگرانم.
    ممنون راهنمایی هاتون خیلی آرومم می کنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    دوست گرامی
    میتونید برای امروز مامانتون بغل کنید بهش بگویید مامان دوست دارم
    به مادرتون هم ببگویید از کلمه دوست دارم بیشتر استفاده کن از احساساتتون و اینکه نمیتونید ابراز کنید روی کاغذ بنویسید و به مادرتان بدهید . اینطوری بیشتر خوشحال میشوند و از احساساتتون مطلع میشوند
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    درسته ولی من تاسفانه حتی از عکس العمل مامانم که خوشحال میشه(بعداز خوندن نامه)خجالت میکشم.... خیلس بده می دونم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    مادرم به شدت طرفدار برادرمه.انگار من سرراهی بودم یا به زور به دنیا اومدم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •