تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ناامیدی و تنهایی ناشی از مجرد ماندن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه65
آخرین ارسال:ladanladan20
پاسخ ها 59

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

ناامیدی و تنهایی ناشی از مجرد ماندن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راهله آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    این مسئله فقط مختص شما تنها نیست اکثر دختر ها و یا بهتر بگم تمام دختر هایی که پاک و نجیب هستند با این مسئله مواجه هستند
    اینم میتونه به علت جامعه ما باشه اینکه اجازه  صیغه موقت  به  پسر ها دادن و پسر ها دیگه زیر بار مسئولیت و ازدواج دائم نمیرند
    اینکه پسرها نمیخان تا تحصیلات بالایی نداشته باشند سر کار برند و بعد هم بر اساس مدرک تحصیلیشان کار پیدا نمیکنند و حاضر هم نیستند هر شغلی داشته باشند که  بتونند با آن نون حلال در بیارند این البته تقصیر دختر هاست که پست بالا میخان
    اینکه متاسفانه پسر ها با چشمهاشون عاشق میشند و خیلی منطقی ازدواج نمیکنند و اگر دختری باشه که خیلی آرایش کنه و خیلی به اونها توجه کنه حتی اگر پسر پاکی هم باشه به سمتش گرایش پیدا می کنه
    در زمان قدیم مادر و خواهر پسر دختری رو انتخاب میکردند و پسر اگر از اون دختر خوشش میومد با اون ازدواج میکرد
    و خیلی هم خوشبخت میشدند
    ولی الان آقایون متاسفانه خودشون انتخاب می کنند و این خودش یکی از علت های  آمار بالای طلاق
    بر خلاف اینکه میگن آقایون منطقی تر از خانمها هستند در مورد ازدواج اصلا صدق نمیکنه و اصلا منطقی عمل نمیکنند
    برای همینه که بیشتر دختر هایی که دوست پسر دارند و شاید از نظر اخلاقی هم خوب نبودن خیلی ازدواجهای خوبی دارند
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام
    خیلی ممنون خانوم راهله برای مشاوره تون
    حالا کاش پسرای ما واقعا سمت صیغه برن
    تا جایی که من شنیدم صیغه ای در کار نیست
    متاسفانه  دختران ما هم خیلی سهل الوصول شدند
    یکی از دلایلش هم میتونه همین بالا رفتن سن ازدواج باشه

    نمیدونم آخرش چی میشه
    ولی من از یه چیزایی میترسیدم که داره اتفاق می افته
    دیگه حوصله ی اینو ندارم که مثلا یه دعایی رو بخونم
    قبلا شنیده بودم اگه فلان نماز رو بخونی تا چهل روز یا فلان ذکر رو بگی یا فلان ختم قرآن رو برداری و ...........
    به خواسته ات میرسی
    الان دیگه اینکار ها رو نمیکنم
    انرژی اش رو دارم
    اما میترسم که اونها رو هم انجام بدم و جواب نگیرم و نتیجتا از درگاه خدا ناامیدتر بشم
    که این خودش یه جور کفره و ضرر داره
    میدونم که هدف اصلی ما بندگیه
    اما جواب نگرفتن من ممکنه ایمانم رو ضعیف کنه
    نسل ما داره تاوان تصمیم گیری های نادرست سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه رو میده
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    منم با ستاره ی خاموش موافقم که آدمها نباید از معیارهاشون بگذرن.
    من از نامزدم نه پول خواستم نه طلا نه ماشین و نه خیلی چیزای دیگه.پدرمم میخواست حسابی ساپورتم کنه.
    وقتی مامان بی لیاقت پسره فهمید فکر کرد پسرش چه آدم بزرگیه که انقدر بهش ارزش و بها قایل میشن.درصورتیکه پدرم واسه دختر خودش ارزش قایل شده بود.از همه نظر بهش سر بودم حتی تحصیلات!
    آدما هر بلایی سرشون میاد از دست کم گرفتن خودشونه.پس هیچوقت و هیچوقت و هیچوقت خودتو دست کم نگیر!اونایی که الان بچه دارن مگه موقعیت و تحصیلات تو رو دارن؟
    مطمین باش کسی تاحالا لیاقتت رو نداشته عزیزم.
    دکتر فرهنگ میگه دنیا مثل یه سوپرمارکت میمونه و خدا صاحب اونه.هرچی از خدا بخوای همونو بهت میده.شوهر آینده تو اونجوری که دوست داری تصور کن...حتی رنگ چشم و اسم و...
    به هیچ وجه هم از معیار هات برنگرد!انشالا که صاحب سوپرمارکت عالم هرچه زودتر اونو بهت هدیه میده.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام عزیزم
    بله حق باشماست
    منتهی باید کمی انعطاف به خرج  داد
    من میخوام رو مسئله ی شعور بیش از تحصیلات و پول و ............ تاکید کنم
    چه بسا همکلاسی هایی که  داشتم و با داشتن مدارج بالا شخصیت ضعیفی داشتند
    و یا کسانی که اومدند خواستگاری و چندین ملیون درآمد داشتند ولی بسیار بی نزاکت و خودخواه بودند
    ممنون از راهنماییت
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام الهه خانم میبینم که شما هم مثل منی
    اشکالی نداره ما فقط می تونیم برا همدیگه دعا کنیم
    منم از رفتار و گوشه کنایه های اطرافیام خسته شدم هر دفعه که مهمونی میرم واز این حرفها ناراحت میشم تصمیم میگیرم توی هیچ جمعی وارد نشم ولی بعدش ذوباره نظرم عوض میشه با نظر دوستان موافقم که مجرد بودن بهتر از یک عمر زندگی با فردیه که نتونه درکت کنه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    الهه جان عزیزم مشکل شما مشکل منم هست همه حرفاتو با تمام وجودم درک میکنم با این وضعیت مافقط باید به خدا توکل کنیم خدا ارحم الراحمین هوای مارو هم داره دیرو زود داره ولی سوخت وسوز نداره تو این ماه عزیز برات دعا میکنم که یه آدم با لیاقت نصیبت بشه عزیزم نگران نباش اونی که اون بالاس هوامونو داره
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    تو یه کتاب خوندم نوشته بود وقتی شما نیاز به چیزی رو حس میکنید در واقع
    اون کمبودی در درون خود شماست
    الان نیاز به همسر همین کمبود در درون منه؟
    یعنی من خودم رو تصحیح کنم نیازم به شوهر مرتفع میشه؟
    چند روزیه دارم اینطوری فکر میکنم
    ولی عوضش دیگه برای ازدواج کردنم دعا نمیکنم
    نمیدونم این چیز خوبیه یا نه؟؟؟
    راستی دوباره یه خواستگار اومدن بعد رفتن ...............
    دیگه چند وقته دارم مسجد هم میرم
    هر جا روضه ای چیزی باشه هم میرم
    حتی جاهایی رو که دوست ندارمم میرم
    ولی آخرش چی شد؟
    یکی از فامیلهامون زنگ زده از خواهر کوچیکترم خواستگاری میکنه
    چه کار زشتیه همین کار
    خجالت نمیکشن .........
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    الهه جان من خواهر کوچیکتراز خودم 5سال پیش ازدواج کرد الان یه دختر 3ساله داره اوایل برام مهم نبود  ولی الان واقعااذیت میشم حسرت میخورم ولی چیکارمیشه کرد انگارکسی مارو نمیبینه
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    منم تقريبا اين دوران وپشت سرگذاشتم نااميدي وجواب نگرفتن از توكل وتوسل بيشتر ازهرچيز ديگه اي بهم ضربه زد تااسم ختم ونذر ميشداشك توچشام حلقه ميزد ديگه نماز نميخوندم حتي دعام نميكردم باهاش بقول خودم حرف نميزدم الان بعد يه سال من هنوزم تنهام حرفايي كه يه تلنگره منو ميشكنه اما چون مغرورم توخلوتم اشك ميريزم خداروشكر زياداهل گريه نيستم اما روزاي سخت ميگذرن اخرش تسليم ميشي وباخدا اشتي ميكني چون به اعتقاداتت وخداي بزرگ ايمان داره ونياز به داشتن اميد وتكيه گاه من اعتكاف اروومم كرد انگار شرايطم وپذيرفتم بعدش رفتم  زيارت امام رضا كه اونم لطف خودش و داشت الان دوماهيه امدم سركار نه محيطش باشان من جوره نه ادماش ودوس دارم اما همه رفتارشون باهام فرق داره همين برام كافيه چون نميخوام بيكار بشم عجب روزگار بديه واسه نسل ما همه جوونيم نه كار درستي هست نه شرايط اجتماعي اقتصادي مطلوب نه كسي جرات تشكيل خانواده دادن ورفتن زيربار مسئوليت داره بگذريم از روابط انچناني كه همه چي رو بدتر كرده خداخودش كمكمون كنه ودعاكنين بهم صبربده تا باز ايمانم ونبازم
    كبريِِِِِتــــــــــهاي سوخته هم
    روزي درختـــــــــ هاي شادابي
    بوده اند
    مثل ما
    كـــــــه روزگاري ميخنديديم
    قبل ار اينكـــــــه
    عشق روشنمان كند.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    درک میکنم چی میگی
    ببین من به شخصه به خودم باشه خیلی چیزها رو تحمل میکنم
    خیلی رو خودم کار میکنم
    و به روی خودم نمیآرم که هنوز مجردم و نیازم برطرف نشده و ......
    ولی متاسفانه  حرفهای بقیه بیشتر منو نگران و ناراحت میکنه
    بماند که جدیدا تصمیم گرفتم رو خودم کار کنم تا حرفهای دیگران روی من چنین  تاثیری نذاره

    مثلا دیشب پسرخالم با من در مورد بالارفتن سن ازدواج و .... صحبت میکرد
    میدونه که من یه دختر 27 ساله ام
    ولی رعایت نمیکنه میگه
    چرا سن ازدواج پسر باید بشه 27 سال؟ دختر بیشتر از 22 سال به چه درد میخوره و ....
    منظورش من نبودم ولی حتی رعایت نمیکنه که داره با من دختر 27 ساله حرف میزنه خیر سر مبارکش تحصیلکرده هم هست.بعد مامانش به جمع ما اضافه شده میگه
    یه جا رفتم گفتن دخترمون سی سالشه
    گفتم اووووووووووووووووووو چه خبره؟؟؟ من که برای پسرم که 28 سالشه دختر بالای 20 نمیگیرم.به خونه مونده اند اینا.
    خب این سلیقه ی خاله ی منه و به خودشم مربوطه. الهی هر چی میخواد نصیب پسرش بشه.
    ولی نمیگه که داره با من حرف میزنه. منی که خودم 27 ساله هستم.
    مردم بلد نیستند رعایت کنند اصلا
    خیلی هام که مستقیم کنایه میزنند و ......
    اینها باعث میشه آرامشی که من برای خودم به دست آوردم به هم بخوره
    همیشه میگم خدا درست میکنه  و نباید خطا کرد و .... . الانم میگم. انشالله که عقیده ی همیشه ی من باشه.
    ولی این گفتارها خیلی تاثیر بدی روی من داره

    شمام باید بدونی در نهایت ما میمونیم و خدا
    درسته ازدواج خیلی مهمه
    ولی در مقایسه با رابطه ی ما با خدا و دینی که به گردن داریم هیچه

    دعا کن منم یه کار پیدا کنم
    تا روحیه ام بهتر شه
    هر چند الانم خوبم اگر دیگران بگذارند ..........................................
    خدا خودش وسیله ی ازدواج همه رو مهیا کنه
    و مهمتر از اون انشالله همه خوشبخت بشن
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •