تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شعر بارون زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:niloofarabi
آخرین ارسال:مارال بانو
پاسخ ها 2

شعر بارون

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    niloofarabi آواتار ها
    بارون میاد جرجر
    گم شده راه بندر
    ساحل شب چه  دوره
    آبش سیاه و شوره
    ای خدا کشتی بفرست
    آتیش بهشتی بفرست
    جاده کهکشون کو
    زهره آسمون کو
    چراغ زهره سرده
    تو سیاهیا می گرده
    ای خدا روشنش کن
    فانوس راه منش کن
    گم شده راه بندر
    بارون میاد جرجر،
    بارون میاد جرجر
    رو گنبدو رو بندر
    لک لک پیر خسته
    بالای منار نشسته
    لک لک ناز قندی
    یه چیز بگم نخندی:
    تو این هوای تاریک
    دالون تنگ وباریک
    وقتی که میپریدی
    تو زهره رو ندیدی؟
    عجب بلای بچه!
    از کجا میائی بچه؟
    نمی بینی خوابه جوجه م
    حالش خرابه جوجه م
    از بس که خورده غوره
    تب داره مثل کوره؟
    تو این بارون شرشر
    هوا سیا زمین تر
    تو ابر و پاره پاره
    زهره چیکار داره
    زهره خانوم خوابیده
    هیچکی اونو ندیده،
     بارون میاد جرجر
    رو پشت بون هاجر
    هاجر عروسی داره
    تاج خروسی داره
    هاجرک ناز قندی یه چیز بگم نخندی:
    وقتی حنا میذاشتی
    ابرواتو ور مداشتی
    زلفاتو وا میکردی
    خالتو سیاه میکردی
    زهره نیومد تماشا؟
    نکن اگه دیدی حاشا
     حوصله داری بچه!
    مگه تو بیکاری بچه.
    دومادو الان میارن
    پرده رو ور میدارن
    دستمو میدن به دستش
    باید دراو بستش
    نمی بینی کار دارم من
    دل بی قرار دارم من؟
    تو این هوای گریون
    شرشر لوس بارون
    که شب سحر نمیشه
    زهره به در نمیشه
     بارون میاد جرجر
    روی خونه های بی در
    چهار تا مرد بیدار
    نشسته تنگ دیفار
    دیفار کنده کاری
    نه فرش و نه بخاری
    مردا، سلام علیکم
    زهره خانوم شده گم
    نه لکلک اونو دیده
    نه هاجر ور پریده
    اگه دیگه بر نگرده
    اهو،اهو،چه درده!
    بارون ریشه ریشه
    شب دیگه صبح نمیشه
    بچه خسه مونده
    چیزی به صب نمونده
    غصه نخور دیوونه
    کی دیده که شب بمونه
    زهره تابون اینجاس
    تو گره مشت مرداس
    وقتی که مردا پاشن
    ابرا زهم  می پاشن
    خروس سحر میخونه
    خورشید خانوم میدونه
    که وقت شب گذشته
    موقع کار و گشته
    خورشید بالا بالا
    گوشش به زنگه حالا.
    بارون میاد جرجر
    رو گنبد ورو منبر
    رو پشت بون هاجر
    رو خونه های بی در...
    ساحل شب چه دوره
    آبش سیاه و شوره
    جاده کهکوشون کو
    زهره اسمون کو
    خروسک قندی قندی
    چرا نو کتو می بندی؟
    آفتابو روشنش کن
    فانوس راهد منش کن
    گم شده راه بندر
    بارون میاد جرجر...

    شاملو
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    آخرش زهره چی شد؟ پیدا شد

    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •