تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: انتخـاب کـدام یـک بـه صـلاح اسـت؟!



۞ 2 راهـی در انتخـاب ِ همســـر ۞ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Sun ☼
آخرین ارسال:ملیسان
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

۞ 2 راهـی در انتخـاب ِ همســـر ۞

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام و خسته نباشید! [img]images/smilies/new/bye.gif[/img]
    چند روزی ِ باید تصمیم سختی رو بگیرم، کلید حل ِ مسئله توی ِ دست های من ِ، ولی دوست داشتم منُ کمک کنید تا در انتخابم دچار اشتباه نشم، و اما سؤال من: [img]images/smilies/huh.gif[/img]
    دختری 18 ساله هستم که 2 خواستگار دارم که شرایط متفاوتی دارند، چه از نظر ظاهری، باطنی، اقتصادی، اجتماعی و ... [img]images/smilies/mili//blush.gif[/img]
    1- مورد اول پسری ِ 23-22 ساله، تک فرزند خانواده و دارای وضع ظاهری و مالی و اقتصادی خوب، شرایط یک مرد ایده آلُ برای من داره. اما مشکلی که سد راه من شده این ِ که این آقا از قبل رابطه دوستانه با جنس مخالف داشت و حتی با آن ها دست می داد و وقتی در رابطه ما (البته من با ایشون فقط در راستای ازدواج ارتباط تلفنی برقرار کردم و از قبل رابطه ی دوستانه با هیچ پسری نداشتم و ایشون اولین نفری هستند که وارد زندگی من شدند!) به خواسته هاش که من بیشتر باهاش رابطه صمیمی ایجاد کنم و سر سنگین باهاش حرف نزنم نرسیده و حتی چند باری گفتم که این رابطه رو قطع کنیم تا جایی که بدجوری عصبانیش می کنم به تندی و بد دهنی با من صحبت میکنه که بعد چند ساعتی از کرده اش پشیمون میشه و عذرخواهی میکنه و شروع مجدد این رابطه رو میخواد. من یک ماه پیش با حرف های ناشایستی که بهم زد با اینکه میدونست چه دختری هستم باهاش تموم کردم و جوابشُ ندادم، اما هفته پیش برگشت و گفت فکر کرده و میخواد به خاطر من در این شب های عزیز توبه کنه و الان مصمم ِ تا دوباره ادامه بدیم. (البته با گذشته ای که داره، به قول خودم توبه گرگ مرگه!) [img]images/smilies/sheklak_tazeh2/316.gif[/img]
    وقتی دیدمش از ظاهر خوبش خوشم اومد و شاید هم همین هوس باشه، چون بعد رفتارش ازش بیزار شدم و الان حس ِ عاشقانه ای بهش ندارم، البته شاید وانمود کنم که حسی نیست، نمیدونم بین 2 راهی علاقه ظاهری و تنفر گیر کردم. از طرفی چون اولین نفر در زندگی من بود یک حس خاصی بهش دارم و از طرفی با حرف های ناشایستش ازش متنفر شدم. ولی خودش بارها گفته تنها مشکلش بد دهنیش ِ و حاضره دست از کارش برداره. اما من خیلی به حرفش اعتماد ندارم. چون بارها با اینکه میدونستم حقیقتُ نمیگه، به دروغ هاش گوش می دادم. به راحتی به من دروغ میگه و این شرایط برای من سخت ِ! [img]images/smilies/new/cray.gif[/img]
    حتی گفته بود من بهت زیاد دروغ گفتم چون یک لحظه ام باورم نکردی، از وقتی با صداقت گفتم که با دخترهای زیادی دوست بودم و با چند نفری دست دادم ازم فراری شدی. من ازش خوشم میاد و فکر می کنم چیزی ِ که میخوام، ولی این رفتارش ... [img]images/smilies/mili//shy2.gif[/img]
    2- مورد دومی پسری ِ 28 ساله، میتونم به جرأت بگم شرایطش فوق العاده است. از نظر ظاهری نرمال ِ، باطنی خوب، اقتصادی و شخصیتی در جایگاه مناسب و آرمانی قرار داره و هدفی رو دنبال میکنه که من از بچگی در پی آن بودم. [img]images/smilies/new/yes.gif[/img]
    الان لای منگنه قرار گرفتم که چه انتخاب صحیح و به جایی داشته باشم، لطفاً راهنماییم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    اخلاق خوب بهترین ثروتیه که یک انسان میتونه داشته باشه، اگر روابط قبلی خواستگار اولتون رو هم مربوط به گذشته بدونیم و در نظر نگیریم اینکه قبل از شروع زندگی حتی نمیتونه حرمت شما رو حفظ کنه و خشمشو کنترل کنه نقطه ضعف بزرگیه که میتونه در یک زندگی مشترک که رسمیتها کمتر میشه و صمیمیت خطوط قرمز رو کمرنگتر میکنه به یک مشکل جدی تبدیل بشه.
    اما دو سوال مطرحه که آیا خواستگار اولتون ممکنه در خفا روابط دیگری هم داشته باشه ( یعنی از شخصیتش برمیاد؟)
    و دوم اینکه تا چه اندازه به خواستگار دومتون نزدیک شدید و اخلاقشو میشناسید. آیا اون رو هم در موقعیتهای مشابه قرار دادید؟

    از ظاهر امر و فقط بر اساس اطلاعاتی که تا الان دادید به نظر میاد گزینه دوم براتون مناسبتر باشه. الله اعلم .
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام با توجه به مواردی که عنوان کردید خواستگار اولی هنوز به رشد عاطفی نریده و هنوز در دوران نوجوانیش هست و بیشتر دنبال تفریح تفنن هست
    با توجه به خواستگار دومی ایشون مورد مناسبی برایی شما ست و اینکه ایشون دنبال علایق و اهداف شماست خیلی بهتره
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'hamid62' pid='16830' dateline='1375017087'
    سلام
    اخلاق خوب بهترین ثروتیه که یک انسان میتونه داشته باشه، اگر روابط قبلی خواستگار اولتون رو هم مربوط به گذشته بدونیم و در نظر نگیریم اینکه قبل از شروع زندگی حتی نمیتونه حرمت شما رو حفظ کنه و خشمشو کنترل کنه نقطه ضعف بزرگیه که میتونه در یک زندگی مشترک که رسمیتها کمتر میشه و صمیمیت خطوط قرمز رو کمرنگتر میکنه به یک مشکل جدی تبدیل بشه.
    اما دو سوال مطرحه که آیا خواستگار اولتون ممکنه در خفا روابط دیگری هم داشته باشه ( یعنی از شخصیتش برمیاد؟)
    و دوم اینکه تا چه اندازه به خواستگار دومتون نزدیک شدید و اخلاقشو میشناسید. آیا اون رو هم در موقعیتهای مشابه قرار دادید؟

    از ظاهر امر و فقط بر اساس اطلاعاتی که تا الان دادید به نظر میاد گزینه دوم براتون مناسبتر باشه. الله اعلم .
    موفق باشید

     
    با تشکر از پاسخ شما دوست ِ محترم! [img]images/smilies/sheklak_tazeh2/4xvim2p.gif[/img]
    من معتقدم در زندگی مشترک انتخاب و شناخت ِ ظاهر و باطن یک امر ِ مهم برای هر شخصی ِ. قیافه نمه نمه برای آدم عادی میشه، ولی اخلاق خوب همون گنجینه است که باید به درستی ازش مراقبت کرد. خواستگار اولی در گذشته دنبال کیف خودش بوده، با توجه به اینکه من خودم اهل این کار نبودم برام تا حدودی قابل تحمل نبود و گذشته اشُ فراموش کردم. اما رفتار لوس و بچگونه اش مثل پسر بچه ای هست که دستش به اسباب بازی نمیرسه و داد و بیداد میکنه یا به قول معروف: «گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده!» [img]images/smilies/new/sad.gif[/img]
    زمانی عصبی میشه که به خواسته اش نرسه، در جواب سؤال اولتون میگم ایشون گفتند که فقط قصدشون ازدواج ِ و اشتباهم این بود که من امتحانش نکردم که بدونم حاضر ِ با دختر دیگه ای صحبت کنه یا نه! [img]images/smilies/confused.gif[/img]
    در جواب سؤال دومی هم میتونم بگم خواستگار دومم به خاطر داشته هاش تا حدودی از خودش تعریف میکنه و وقتی من تعریفشُ گوشزد کردم میگه حقیقت ِ نه تعریف و گفته کسی مثل من نیست که تو رو به همه خواسته هات برسونه. اما مشکل ما دوری راه و سن ایشون ِ! [img]images/smilies/undecided.gif[/img]
    ایشونُ در موقعیتی قرار دادم و گفتم به درد هم نمیخوریم و بهتر ِ تمومش کنیم که گفت من نمیتونم قانعت کنم، تو مثل من پیدا نمی کنی، پس برو دنبال زندگی و انتخاب خودت؛ در حالی که اولی در پی شنیدن این حرف ناراحت میشه و بیشتر سمج میشه! [img]images/smilies/new/shok.gif[/img]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='16832' dateline='1375017878'
    سلام با توجه به مواردی که عنوان کردید خواستگار اولی هنوز به رشد عاطفی نریده و هنوز در دوران نوجوانیش هست و بیشتر دنبال تفریح تفنن هست
    با توجه به خواستگار دومی ایشون مورد مناسبی برایی شما ست و اینکه ایشون دنبال علایق و اهداف شماست خیلی بهتره
    ممنون از جوابتون! [img]images/smilies/sheklak_tazeh2/4xvim2p.gif[/img]
    حقیقتاً از نظر خودم چون تنها فرزنده، زیادی لوس شده و خودش قبول داره و به همین سبب چون به دستم نمیاره به قول خودش کم میاره و بد دهن میشه و به قول خودش هدفش نیست باهام بد رفتاری کنه. من به آن رشد عقلی و بلوغی رسیدم، طرز فکری اولیُ میپسندم، ولی داغ کنه رفتارشُ دوست ندارم. گفته قبلاً زیاد تفریح و سرگرمی داشته و الان میخواد زندگی کنه. اما بگم با اینکه میدونه من قبلاً با هیچ پسری رابطه دوستانه نداشتم ولی وقتی کم میاره تیکه میندازه! (با اینکه میدونه و خودش گفته میخواد اولین مرد زندگی یکی باشه!) [img]images/smilies/sad.gif[/img]
    اما دومی اختلاف سنی زیادی با من داره. طبق گفته ها اختلاف سنی بین 3 تا 7 سال طبیعی ِ، ولی بالای 10 سال ازدواج پر خطره و ما هم 10 سال اختلاف داریم. هر چند تفاهم مهم ِ، ولی من با این اختلاف سنی مشکل دارم. از طرفی باور دارند اگه دختر 11-10 سال با پسر اختلاف داشته باشه و مثلاً 18 سالش باشه چون در دوره نوجوانی و بازیگوشیش ِ و پسر در دوره بزرگسالی به مشکل بر می خورند. خودم گیج شدم. اینم بگم که دومی راهش دوره و خونوادم مخالف هستند 100٪ و تازه به خاطر مشکل سن و درگیری خودمون سر این حرف بهش جواب «رد» دادم. [img]images/smilies/mili//KC2IFJ1245343212.gif[/img]
    اختلاف سنی با اولی 3 سال و چند ماه هستش! [img]images/smilies/mili//42.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    اینطور که معلومه شما به اولی بیشتر علاقه مندی و دومی هم بخاطر ترس از سن و سالش و اینکه هنوز دوس داری هیجان در زندگیت باشه رد کردی ولی باید بدونی سن و سال  جز اولویت های چهارم هست و شما بهتره بیشتر فکر کنی و بدون ارتباط با هردو نفر مدتی به خودت زمان بدی و به شناخت خودت و اولویت هات بپردازی اینطوری در آینده خدای نکرده به مشکل برمی خوری
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیز
    همانطور که مشاوران خوب راهنمایی کردند باید بگویم انسانهای عصبی و هیجانی فحاش هستند و برای ترک این عادت باید صبر ایوب داشته باشی  تا عادتشون ترک بشه البته با کمک مشاوره امکان پذیر هست
    دوم اینکه اقایی که به این راحتی زنی را که دوست دارد و دوباره خواستار برگشتش هست مطمنا هنوز مهارتهای رفتاری نیاموخته ...
    مرد دوم به نظر مناسب هستش ولی اینطور که از نوشتهاتون برمیاد شما به سن حساس هستید پس عجولانه تصمیم نگیرید
    مدتی بگذارید زمان بگذرد بعد حتما به یک روانشناس مراجعه کنید با توجه به تست هایی که انجام میگرد از شما بهتر میتوان  تشخیص داد کدام مورد بهتر هست
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    اگر بحث سن و سال رو بخوایم در نظر بگیریم باید بگم جدای از اختلاف سنی، نفس سن ازدواج هم مطرحه، فکر میکنم خود سن 18 سال شما هم برای ازدواج کمی پایین باشه. به مرور زمان معیارهای شما هم تغییر میکنه و شاید به جای خیلی از دختر خانومهایی که در سنین پایینتر پسرهایی با اخلاق شوخ و سرزندگی بیشتر رو میپسندن، شما هم بعدا کمی به سمت پختگی بیشتر و مردونگی و یک تکیه گاه مطمئن تر تمایل پیدا کنید. البته قضاوت نمیکنم کدوم خوبه یا بد. حق هر کسیه که مطابق شخصیت خودش طرف مقابلشو انتخاب کنه.
    اگر قرار باشه با سن امروز شما قضاوت کنیم خواستگار اول شما تفاوت مناسبتری داره ولی آیا 22 سال سن برای مردی که قراره ستون زندگی شما باشه کافیه؟! آیا میتونید بهش به عنوان یک تکیه گاه نگاه کنید؟ اینها رو میپرسم چون حتی پسران جوونی هستند که بسته به نوع زندگیشون حتی از مردانی با چند سال سن بیشتر از خودشون هم پخته تر رفتار میکنن. و جواب این سوال رو فقط شما با شناختی که از ایشون دارید میتونید به خودتون بدید.
    هیچ کسی کامل نیست. ولی اگر خیلی مرددید باید یادآوری کنم هنوز محیط دانشگاه و محیط کار احتمالی شاید در سالهای اینده افراد جدیدی رو برای شما در درون خودش داشته باشه که به معیارهای شما نزدیکتر باشن.
    در مورد نفر دوم مرز باریکی بین تکبر و عزت نفس وجود داره. اگر احساس میکنید حس خود برتر بینی و یا نگاه تحقیر به شما داره خوب اخلاق مذمومیه وشاید سن بالاتر شانس تفاهم بیشتر رو در شما کمرنگ کنه. باز هم تصمیم باشماست. 

    امروز شما معیارهای عقلیتون رو به قضاوت ما گذاشتید ولی مطمئنم احساسات قدرتمندی در قلب شما شکل گرفته که با قدرت "هل مِن مبارز" میطلبه و ما نه از اون آگاهیم و نه نفوذی روی اون داریم. پس نهایتا تعیین کننده تصمیم شماست و تقدیری که براتون در نظر گرفته شده.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوست عزیر
    اولین نکته این هست که خود شما سنتون برای ازدواج خیلی زود هست و شما فعلا باید اهداف مثبتری غیر از ازدواج را پیش بگیرید و مدتی صبر کنید هیجانات روحی خودتونو بیشتر بسنجید.
    در مورد پسر اول مسعله تک فرزند بودنش هست که تک فرزندان با شرایط و یژه تربیت میشن و هر کسی نمیتونه باهاشون کنار بیاد همانطور که گفتید لوس و ننر و همینطور سن ایشون مناسب نیست و خوب بد دهنی بدترین عیب اخلاقی هست که باتید بیشتر در موردش فکر کنید.اینکه یکی اومد و کاری کرد که در این مرحله احترام شمارو نگه نداشته و بعد پشیمون شده باز هم دست به اینکار خواهد زد .موضوع کنترل کردن خود هست که در این اقا نیست .مورد دوم هم نظری ندارم چون من شمارو نمیشناسم که خوب رو از چه دریچه منطقی میشناسید.اختلاف سنی در سن شما باز جای صحبت و بحث داره.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='16858' dateline='1375035471'
    اینطور که معلومه شما به اولی بیشتر علاقه مندی و دومی هم بخاطر ترس از سن و سالش و اینکه هنوز دوس داری هیجان در زندگیت باشه رد کردی ولی باید بدونی سن و سال  جز اولویت های چهارم هست و شما بهتره بیشتر فکر کنی و بدون ارتباط با هردو نفر مدتی به خودت زمان بدی و به شناخت خودت و اولویت هات بپردازی اینطوری در آینده خدای نکرده به مشکل برمی خوری
     
    شاید چون با مورد اولی حدود 3 ماه ارتباط تلفنی داشتم و اولین تجربه من بود یک وابستگی کوچک به وجود اومد. اما من آدمی نیستم که سریع به یکی وابسته بشم، اما معمولاً اگه مدتی با یکی ارتباط عاطفی برقرار کنیم و حرف های محبت آمیزی ازش بشنویم، خود به خود به مرز وابستگی گرایش پیدا می کنیم. اگه من در وجود خودم به اولی چراغ سبز نشون دادم و ازش خوشم اومده بود و ازش این حسُ پنهون کردم، ولی از وقتی در پی نرسیدن به خواسته اش بد رفتاری کرد، من هم ازش زده شدم. خودم احساسمُ گم کردم. فکر می کنم به خاطر رفتارش هیچ حسی بهش ندارم حتی تنفر، اما نمیدونم چرا تو عمق ِ وجودم و ته قلبم به سمتش جذب میشم اگه بخواد دوباره با من حرف بزنه. حسمُ بد جوری از دست دادم و برای مورد اولی تو 2 راهیم!
    ببینید من دانشجوی کاردانی هستم و بنابر شرایط خونوادگی باید تا پایان دوره کاردانی و فوق دیپلمم که حدود 1/5 تا 2 سال زمان میبره، صبر کنم و بعد برای ازدواج تصمیم بگیرم. هنوز خواستگار دومیُ به خونوادم معرفی نکردم و فقط به خواهرم گفتم که مخالفت کرد. بعد 2 سال هم سن این آقا به 30 میرسه و من با شناختی که از خونوادم دارم میدونم موافق این موضوع نیستند و من میمونم و این آقایی که زندگیشُ در این 2 سال صرف من کرده! [img]images/smilies/undecided.gif[/img]
    من ارتباطمُ بیش از یک هفته است که قطع کردم تا با فکر و سبک سنگین کردن به نتیجه برسم و اومدم که از شما هم کمک بخوام! [img]images/smilies/confused.gif[/img]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='16869' dateline='1375036649'
    سلام دوست عزیز
    همانطور که مشاوران خوب راهنمایی کردند باید بگویم انسانهای عصبی و هیجانی فحاش هستند و برای ترک این عادت باید صبر ایوب داشته باشی  تا عادتشون ترک بشه البته با کمک مشاوره امکان پذیر هست
    دوم اینکه اقایی که به این راحتی زنی را که دوست دارد و دوباره خواستار برگشتش هست مطمنا هنوز مهارتهای رفتاری نیاموخته ...
    مرد دوم به نظر مناسب هستش ولی اینطور که از نوشتهاتون برمیاد شما به سن حساس هستید پس عجولانه تصمیم نگیرید
    مدتی بگذارید زمان بگذرد بعد حتما به یک روانشناس مراجعه کنید با توجه به تست هایی که انجام میگرد از شما بهتر میتوان  تشخیص داد کدام مورد بهتر هست

     
    سلام دوست عزیز، البته روایتی داریم که ازدواج با افراد بد دهنُ منع کردند و ایشون هم با شرط اینکه بهش بی محلی می کردم این رفتارُ چاشنی کارش قرار داد که از نظر من درست نیست و با ادعای خودش میتونه درست بشه و تنها مشکلش همینه. من هم باور دارم کسی که دوستِت داشته باشه هیچ وقت با حرف ها یا کارش اذیت و ناراحتت نمیکنه و این عشق نیست؛ چون خودش گفته به من وابسته است و دوست داره من این حسُ بهش داشته باشم و این یعنی اسم ِ دیگه «عادت»! [img]images/smilies/new/sad.gif[/img]
    خودشم گفته من بلد نیستم چطور باهات حرف بزنم، نمیدونم چطور محبت کنم. وقتی ازم میخوای که برم و تنهات بذارم دیوونه میشم و میخوام باهات بمونم، ولی وقتی اینُ میخوای من اینجوری عصبی میشمُ و بد دهنی می کنم! [img]images/smilies/dodgy.gif[/img]
    اما واقعاً موندم که وقتی آداب حرف زدن با منُ بلد نیست، چطور میخواد مسئول یک زندگی و تربیت نسل آینده باشه و فکر کنم هنوز تو دوران ِ خوش گذرونی هاش با دوست دخترهای سابقش ِ که منُ هم اینجوری میبینه و اینُ هم بگم که اوایل شاید خوش رفتار بود و من هم به رقم سر سنگین بودنم شاید بانی این رفتارش باشم و آدمی باشه که صبرش هم حدی داره؟! [img]images/smilies/new/shok.gif[/img]
    درباره مورد دوم و سنش در پاسخ دوست بالایی، جوابشُ بیان کردم. من با مخالفت خواهرم رو به رو شدم و نمیتونم خونوادمُ با این سن راضی نگه دارم و حتی از خواهرم شنیدم که گفت سنی نداری که دنبال همچین سنی بری. مشکل من نیست، مشکل خونواده من ِ که باهاش کنار نیاند و 100٪ همینطوره! [img]images/smilies/sheklak_tazeh2/675620_JC_ghey.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'hamid62' pid='16873' dateline='1375038484'
    اگر بحث سن و سال رو بخوایم در نظر بگیریم باید بگم جدای از اختلاف سنی، نفس سن ازدواج هم مطرحه، فکر میکنم خود سن 18 سال شما هم برای ازدواج کمی پایین باشه. به مرور زمان معیارهای شما هم تغییر میکنه و شاید به جای خیلی از دختر خانومهایی که در سنین پایینتر پسرهایی با اخلاق شوخ و سرزندگی بیشتر رو میپسندن، شما هم بعدا کمی به سمت پختگی بیشتر و مردونگی و یک تکیه گاه مطمئن تر تمایل پیدا کنید. البته قضاوت نمیکنم کدوم خوبه یا بد. حق هر کسیه که مطابق شخصیت خودش طرف مقابلشو انتخاب کنه.
    اگر قرار باشه با سن امروز شما قضاوت کنیم خواستگار اول شما تفاوت مناسبتری داره ولی آیا 22 سال سن برای مردی که قراره ستون زندگی شما باشه کافیه؟! آیا میتونید بهش به عنوان یک تکیه گاه نگاه کنید؟ اینها رو میپرسم چون حتی پسران جوونی هستند که بسته به نوع زندگیشون حتی از مردانی با چند سال سن بیشتر از خودشون هم پخته تر رفتار میکنن. و جواب این سوال رو فقط شما با شناختی که از ایشون دارید میتونید به خودتون بدید.
    هیچ کسی کامل نیست. ولی اگر خیلی مرددید باید یادآوری کنم هنوز محیط دانشگاه و محیط کار احتمالی شاید در سالهای اینده افراد جدیدی رو برای شما در درون خودش داشته باشه که به معیارهای شما نزدیکتر باشن.
    در مورد نفر دوم مرز باریکی بین تکبر و عزت نفس وجود داره. اگر احساس میکنید حس خود برتر بینی و یا نگاه تحقیر به شما داره خوب اخلاق مذمومیه وشاید سن بالاتر شانس تفاهم بیشتر رو در شما کمرنگ کنه. باز هم تصمیم باشماست. 

    امروز شما معیارهای عقلیتون رو به قضاوت ما گذاشتید ولی مطمئنم احساسات قدرتمندی در قلب شما شکل گرفته که با قدرت "هل مِن مبارز" میطلبه و ما نه از اون آگاهیم و نه نفوذی روی اون داریم. پس نهایتا تعیین کننده تصمیم شماست و تقدیری که براتون در نظر گرفته شده.

     
    البته من سن ِ الانمُ برای ازدواج قطعی نمیدونم؛ چون 18 سال سن مناسبی نیست و باید 2 سال صبوری کنم. من با شناختی که از خودم دارم آدم بازیگوشی هستم، اما به اون درجه بلوغی رسیدم که درک درستی از خوب و بد بودن داشته باشم. تو این سنم هدفم به دست آوردن یک مرد ایده آل ِ؛ یعنی مردی که بتونم بهش تکیه کنم، دنبال بارز کردن دست آوردهای زندگیش نیستم که چون پول داره، خونه و ماشین داره و بچگونه فکر کنم به سمتش برم؛ عقیده دارم همه این ها با اراده به دست میاد، ولی مردونگی و شخصیت به دست آوردن سخت ِ! [img]images/smilies/confused.gif[/img]
    البته مورد اولی تا 2 سال آینده 24 ساله میشند و شاید تغییری بکنند، اما ازش تضمینی ندارم. با توجه به سن خودم و حرف و حدیث خونواده سن ِ 22 رو مناسب میدونم تا 28؛ ولی مورد اولی فقدان شعوری داره و زمانی بد دهن میشه که بی محلی میبینه و نمیتونم امیدوار باشم در زندگی آینده خوب باشه یا نه؟! [img]images/smilies/huh.gif[/img]
    میدونم رسیدن به بلوغ شخصیتی و فکری برای بعضی پسرها به سن مربوط نیست و خیلی زود به اون می رسند و مورد اولیم هنوز یاد نگرفته چطور با من صحبت کنه! [img]images/smilies/angry.gif[/img]
    مورد دومیم می گفت این حرف ها تعریف نیست، باید منُ بیشتر بشناسی و شاید به خاطر همین تعریف میکنه و تحقیری نیست. ولی چیز مشترکی که از هر 2 غیر مستقیم فهمیدم این ِ که وضع اقتصادیشونُ به رخم می کشند و یک جوری غیر مستقیم میگن خونوادت راضی میشه چون من فُلانم و اون ها دوست دارند دخترشون تو بهترین شرایط زندگی کنه! [img]images/smilies/mili//65.gif[/img]
    توی تنگنا قرار گرفتم، میدونم شخصیتی که دومی داره خیلی بهتر از اولی ِ، اما با سنش چیکار کنم؟! [img]images/smilies/mili//57.gif[/img]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'سارا5588' pid='16894' dateline='1375076022'
    سلام دوست عزیر
    اولین نکته این هست که خود شما سنتون برای ازدواج خیلی زود هست و شما فعلا باید اهداف مثبتری غیر از ازدواج را پیش بگیرید و مدتی صبر کنید هیجانات روحی خودتونو بیشتر بسنجید.
    در مورد پسر اول مسعله تک فرزند بودنش هست که تک فرزندان با شرایط و یژه تربیت میشن و هر کسی نمیتونه باهاشون کنار بیاد همانطور که گفتید لوس و ننر و همینطور سن ایشون مناسب نیست و خوب بد دهنی بدترین عیب اخلاقی هست که باتید بیشتر در موردش فکر کنید.اینکه یکی اومد و کاری کرد که در این مرحله احترام شمارو نگه نداشته و بعد پشیمون شده باز هم دست به اینکار خواهد زد .موضوع کنترل کردن خود هست که در این اقا نیست .مورد دوم هم نظری ندارم چون من شمارو نمیشناسم که خوب رو از چه دریچه منطقی میشناسید.اختلاف سنی در سن شما باز جای صحبت و بحث داره.
    سلام، درست می فرمائید. مشکل اینجاست که در تربیتش کوتاهی کردند که رفتار ناشایستی از خودش نشون میده، اما همه تک فرزندها هم به این شکل نیستند. ایشون 3 بار بد رفتاری کرده که 2 بار به خاطر اینکه باور دارم بخشش از بزرگان ِ و نبخشیدنم مثل بار اضافی روی دوش ِ، بخشیدمش. اما مرتبه سوم تحمل نکردم و نبخشیدم هنوز! [img]images/smilies/new/sad.gif[/img]
    اینم قبول دارم که ممکن ِ دوباره تکرار بشه و هنوز پاسخشُ ندادم و گفته منتظر من میمونه حتی تا بعد فوقم و ولم نمیکنه! [img]images/smilies/sheklak_tazeh2/297.gif[/img]
    در مورد دومی هم توضیح دادم، مشکل من نیست، خونوادمُ در نظر می گیرم تا به خودش در طی این 2 سال ضربه نزنم! [img]images/smilies/undecided.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •