متمایزترین ویژگی عقب ماندگی ذهنی ، کارایی عقلانی ناکافی است. قبل از آن که برای سنجش هوش از آزمون های رسمی استفاده شود، عقب ماندگان ذهنی را آدمهایی می دانستند که در زمینه یادگیری و مراقبت از خودشان فاقد مهارت های مناسب سنشان بودندو پس از ساخته شدن آزمون های هوش ، میزان عقب ماندگی با ارقام نشان داده شد. پس عجیب نیست که دو نفر عقب مانده ذهنی با هوشبهر پایین برابر، یکی متاهل، شاغل و دارای زندگی اجتماعی باشد و دیگری نیازمند نگهداری در مراکز عقب ماندگان ذهنی. این گونه تفاوت ها در زمینه قابلیت اجتماعی ، روانشناسان را بر آن داشت تا کمبود رفتار سازگارانه را نیز در تعریف عقب ماندگی ذهنی لحاظ کنند(هالاهان و کافمن ،2003).
عقب ماندگی ذهنی ، توانایی ذهنی محدود است و فرد عقب مانده در آزمون سنتی هوش ، معمولا هوش بهر زیر 70 دارد. او در سازگار شدن با زندگی روزمره نیز مشکل دارد. چنین شخصی اولین بار در به اصطلاح دوره رشدی ، یعنی قبل از 18 سالگی ، این خصوصیایت را بروز می دهد. دلیل گنجانده شدن اصطلاح رشدی در تعریف عقب ماندگی ذهنی هم این است که دانشجویی که در جریان تصادف دچار صدمه مغزی شدید شده و هوش بهرش به 65 تقلیل یافته، «عقب مانده ذهنی» ئر نظر گرفته نشود.هوش بهر و سازگاری کم چنین اشخاصی باید در دوران کودکی مشهود باشد نه این که پس از مدتی بهنجار بودن؛ بنا به دلیلی ایجاد شده باشد.
برای عقب ماندگی ذهنی ، طبقه بندی های مختلفی ارائه شده است (هالاهان و کافمن،2000).عقب ماندگی ذهنی می تواند خفیف ،متوسط،شدید یا عمیق باشد.دقت کنید که اکثر کسانی که عقب مانده ذهنی تشخیص داده می شوند ،دچار عقب ماندگی ذهنی هستند.

طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی برمبنای هوش بهر:
نوع عقب ماندگی ذهنی دامنه هوش بهر درصد
خفیف 55-70 89
متوسط 40-54 6
شدید 25-39 4
عمیق زیر25 1
اکثر مدارس هنوز از این طبقه بندی ها استفاده میکنند. ولی چون این طبقات بر دامنه های هوش بهر مبتنی هستند، پیش بینی کننده کامل کارایی اشخاص نیستند.به همین جهت، انجمن عقب ماندگی ذهنی آمریکا (1992) بر مبنای میزان حمایت لازم برای عمل در بالاترین سطح ،طبقه بندی متفاوتی ارائه داد. این طبقات عبارتند از : ادواری،محدود،وسیع،همه جانبه.

طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی برمبنای میزان حمایت مورد نیاز:
ادواری در «صورت نیاز» به آنان کمک داده می شود.شخص در گذارهای زندگی (مثل بیکار شدن یا بحران های پزشکی حاد) به حمایت گاه گاه و کوتاه مدت نیاز دارد. حمایت های گاه گاه ،اندک و خفیف هستند.
محدود برای مدتی ،از آنان حمایت های شدید و نسبی می شود. اما این حمایت ها برای مدت محدودی ارائه می شوند و حالت ادواری ندارند. این عقب ماندگی ها خدمات کمتری می خواهند و هزینه کمتری می برند. این حمایت ها با هدف سازگار شدن تغییرات ، از مدرسه تا بزرگسالی ارائه می شوند.
وسیع به حمایت منظم(مثلا روزانه) در محیطی معین (مثلا در خانه یا محیط کار) و بدون محدودیت زمانی (مثلا بی نیاز از حمایت در خانه) نیاز دارند.
همه جانبه در تمام محیط ها حمایت مستمر و خیلی شدید می خواهند. این حمایت ها ،مادام العمر هستند ،توسط چند نفر ارائه می شوند و تحمیلی می باشند.
عقب ماندگی ذهنی گاهی علت عضوی دارد و گاهی علت اجتماعی و فرهنگی. عقب ماندگی عضوی ،معلول اختلال ژنتیکی یا صدمه مغزی است؛ منظور از «عضوی» نیز دخالت بافت ها یا اعضای بذن است . یعنی در عقب ماندگی ذهنی عضوی ،نوعی صدمه جسمی وجود دارد. سندرم داون که یکی از عقب ماندگی های دهنی است ،ناشی از وجود یک کروموزوم اضافی در ترکیب ژنتیکی فرد است . البته هنوز علت وجود این کروموزوم اضافی مشخص نشده است ولی ظاهرا به سلامتی و سن تخمک زن و اسپرم مرد بستگی دارد.
برخی دیگر از عقب ماندگی های ذهنی عبارتند از : سندرم ویلیامز ، سندرم X شکننده ،بدشکلی و نقص مادرزادی ،اختلالات متابولیک و بیماری های موثر بر مغز (داس،2000) . هوش بهر اکثر کسانی که عقب ماندگی عضوی دارند؛بین 0 تا 50 است.
عقب ماندگی فرهنگی - خانوادگی ؛یک نقص ذهنی است که در آن شواهدی دال بر وجود صدمه مغزی عضوی دیده نمی شود. هوشبهرهای افراد مبتلا به این نوع عقب ماندگی ،بین 55 تا 70 است. روانشناسان حدس می زنند این نوع نقایص دهنی حداقل تا حدودی معلول بزرگ شدن در محیطی می باشد که از لحاظ عقلی ،زیر حد متوسط است. کودکانی که عقب ماندگی خانوادگی دارند معمولا در مدرسه مشخص می شوند چون رد می شوند،پاداش های محسوس می خواهند(مثلا به جای تشویق،شکلات می خواهند) و نسبت به توقعات دیگران - یعنی همسالان و بزرگترها - خیلی حساس اند(واگن،بوس و شوم؛2003). اما عقب ماندگان خانوادگی بزرگسال، معمولا شناسایی نمی شوند؛ شاید دنیای بزرگسالان ، فقط از آنها مهارت های شناختی نمی خواهد.شای هم هوش آنها به تدریج افزایش می یابد.


منبع: زمینه روانشناسی سانتراک ؛ جلد 2.