تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همش با شوهرم دعوام میشه!! متاهلین بیان زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hasti25
آخرین ارسال:hasti25
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

همش با شوهرم دعوام میشه!! متاهلین بیان

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان
    من 21 سالمه و دانشجو هستم.شوهرم 24 سالشه. یک سال دیگه هنوز باید درس بخونم تا لیسانسمو بگیرم. اواخر ترم 2 نامزد کردم و در دوران نامزدی رابطه خوبی با شوهرم داشتم. و الان یک سال و خورده ای هست که عقد کردیم. راستش من ازین وضع راضی نیستم و احساس میکنم که باید زودتر ازدواج کنیم ولی شوهرم تا من این حرفو میزنم جبهه میگیره و میگه من از همون اول تصمیم داشتم که بعد از تموم شدن درست ازدواج کنیم و من فکر میکنم الان آمادگی ازدواج رو ندارم. میدونم که اونم دوست داره زودتر سرو سامان بگیریم ولی با این وجود هیچ تلاشی نمیکنه. راستش تا الان اصلا هیچ پس اندازی نکرده و من که بهش گیر میدم میگه تو نگران نباش من همون موقع عروسی رو میگیرم. الانم که به خاطر کمردرد دیگه کار هم نمیکنه. میخواست درس بخونه تا توی کنکور شرکت کنه ولی توی خونه مدام فقط باید کارای بقیه رو انجام بده و واسه اونم هیچ کاری نکرده. مامانشو ببره عروسی یا مجلس ختم تو فلان روستا، خواهراشو ببره دانشگاه یا مدرسه و برگردونه، زن داداشاشو ببره دکتر یا ببره کلاس بعدم بره دنبالشون. بهشون نه هم نمیگه. داداشاش همه سر کارن ولی ببخشیدا این آقای ما نوکر توی خونه هست. دیگه بخاطر این موضوع نمیتونم بعنوان یه مرد ببینمش. مدام دعوامون میشه و من اونو همیشه به چشم یه بچه میبینم. خواهش میکنم کمکم کنین. اولا وقتی دعوا میکردیم اون کوتاه میومد ولی الان این وسط فقط منم که باید کوتاه بیام. سریع باهاش دعوام میشه سر هر موضوعی ولی طاقت قهر هم ندارم و بعد باید خودم برم منتکشی یا سر موضوع رو باز کنمو در موردش حرف بزنیم.
    خواهش میکنم کمکم کنین من باید چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    خواهش میکنم کمکم کنین من باید چیکار کنم؟ البته من وقتی عصبانی میشم خیلی جوابای تندی بهش میدم، همه بهم میگن جوابات همیشه آماده هست، ولی شوهرم بهم میگه زبونت خیلی درازه و یه روزی کوتاهش میکنم. من حتی وقتی آرومم باهاش حرف میزنم خیلی اعصابم آخرش خورد میشه و کلی نیش و کنایه میزنمو.... دیگه دعوامون میشه
    میخوام کمکم کنین. خواهش میکنم.
    حتی دیگه هردومون دچار مشکلات جسمی شدیم. هردومون قلبمون درد میگیره. من شونه چپم خیلی درد میگیره و تازگیها وقتی به هر دلیلی عصبی میشم فشارم میزنه بالا. الانم کلی لاغر شدم دیگه فقط استخونام مونده
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    به خانوادت در میون بزار اگر نیاز باشه باهاش ازدواج نکنی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نه عزیزم من دوستش دارم و دوست دارم این رابطه اصلاح بشه نه اینکه ...
    خواهش میکنم بیاین کمکم کنید چرا هیچکس کمکم نمیکنه!! مشاوران، دوستان راهنماییم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام
    خب هرچقدر دوران نامزدی وعقد طولانی تر بشه ممکنه مشکلاتی رو پیش بیاره
    چیزی که شما بایست انجام بدین اینه که هر دوتاتون  شرایط رو برا عروسی مساعد کنین
    جر وبحث و نیش وکنایه
    چیزی رو حل نمیکنه وباعث میشه که شما بیشتر ازشوهرتون فاصله بگیرین

    مشکلات رو بررسی کنین وببینید آیا شرایط الان براعروسی مناسبه یانه؟ومیشه صبر کرد یا نه؟
     و بهتره که خانواده ها بشینن ودر این مورد تصمیم بگیرن وشرایط رو  آماده  کنن مشکلات وموانع رو  بررسی  کنن  واونا رو      از سرراه بردارن
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام آقا آریا، ممنونم که جواب دادین
    من هم دوست دارم با هم همفکری کنیم و زودتر ازدواج کنیم ولی شوهرم نمیدونم چرا به این موضوع علاقه نشون نمیده و حتی یه بار هم این موضوع رو با خانوادش مطرح نکرده. و میگه خانوادم از لحاظ مالی نمیتونن کمک کنن و ...
    همون حرفایی که گفتم :من آمادگیشو ندارم و تو نگران نباش.. خیلی که عصبانیش کنم دیگه کلا میگه بتو ربطی نداره
    3 سال از من بزرگتر هست ولی من هر چقدر سعی میکنم نمیتونم باور کنم که از من بزرگتره
    این موضوع خیلی نگرانم کرده که همیشه از خودم کوچیکتر میدونمش و احساس میکنم این منم که باید ازون حمایت کنم و ازین لحاظ خیلی اعصابم میریزه بهم. احساس میکنم بعنوان همسر نمیتونه تکیه گاهم باشه و آویزونه منه
    من از لحاظ مالی هم تا حالا خیلی کمکش کردم ولی اون انگار توقعش بیشترم شده وقتی بهش میگم که فکر میکنم از من کوچیکتره میگه تقصیره خودمه ، خودمو واست اینقدر بچه کردم اگه با اون اخلاق سگم باهات رفتار میکردم اینطوری فکر نمیکردی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نمیدونم ولی فکر میکنم ما مشکلمون با ازدواج حل بشه، پیش مشاور هم که رفتم بهم گفت شوهرتو دوست داری ولی چون ازش دوری(بعلت تحصیل من در یک شهر دور) حساس شدی و این اختلافات پیش میاد.
    بهش گفتم و یک ترم اومد پیشم و خونه گرفتیم با وجود همه ی مشکلاتی که داشتیم (هرچند بازم دعوا بود بعلت اینکه ایشون محبت کردن رو یاد نداره و بهم توجه نمیکرد) ولی بهترین دوران رو داشتیم ولی چون هیچ کاری واسه آینده نکردیم و من بازم مدام به شوهرم سرکوفت میزدم که خرج اونم بابام داره میده شوهرم خیلی پشیمون شد. ولی آخرشم منکه تابستون برگشتم دیگه نتونستم تنها ولش کنم و خودم که عاقلانه هم فکر کردم با خودم گفتم پیش خونوادش باشه بهتره و راضیش کردم برای همیشه برگرده، هرچند برام خیلی سخت بود
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    شاید بخاطر اینکه اوضاع مالیش خوب نیست و پس اندازی ندارین دوست نداره فعلا در مورد این موضوع باهات حرف بزنه و فکر میکنه که اگه یه حرفی بزنه و نتونه بهش عمل کنه خیلی براش بد میشه واحساس خوبی بهش دست نمیده. سعی کن درکش کنی بجای اینکه باهاش بجنگی بهش آرامش بده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    آقا حمید منم هدفم همینه! میخوام این رفتارمو کنار بذارم و بهش محبت کنم.
    چندتا مشاوره دیگم دوستان دادن که اینجا صحبتاشون رو میذارم
    ممنون از راهنماییتون
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    mahnaz:
    عزیزم بهترین کمک رو خودت میتونی به خودت بکنی!تو الان 90درصد راه رو رفتی یعنی میدونی کدوم کارهات اشتباهه و خودت هم از این بابت ناراحتی! خوب کافیه اینا رو به نامزدت هم بگی و بدونه که تو از عصبی شدن و کنایه زدن بهش ناراحتی! بعد خودمونیم زبون خودمون که دستمونه! چرا باید حرفی بزنیم که عزیزترین کسمون رو برنجونه! یه خورده سعی کن صبرت رو بیشتر کنی تا هم خودت در آرامش باشی هم نامزدت! اینم بگم سرکوفت زدن برای یه مرد خیلی بده! بجاش میتونی معکوس عمل کنی یعنی انقدر از خوبیات و مهارتش بگی و بزرگ نشونش بدی که خودش هم احساس بزرگی و مرد بودن بهش دست بده و قابلیتهاشو ارتقا بده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •