تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطوری بی خیال دعوای خونه بشم? زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sara.71
آخرین ارسال:آن روزها
پاسخ ها 8

چطوری بی خیال دعوای خونه بشم?

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    .من چیکار کنم که بی خیال شم همه چی یادم بره?چیکار کنم تا زود بهم نریزم ظرفارو نشکنم?یهو تعادلمو از دست میدم.خواهر برادرم واقعا بی خیالن.ولی من از وقتی یادمه شبا گریه میکردم.اطرافیان زیاد ازم خوششون نمیاد منظورم دوستامه.بهم محل نمیدن.ولی من خیلی ناراحت میشم.همیشه تو دانشگا تنهام.چیکار کنم مسایل برام پوچو بی اهمیت بشن?اینطوری نمیتونم شاد باشم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام عزیزم من مشاور نیستم اما اگه واسه مشاورا پیغام بذاری حتما به تاپیکت سرمیزننو کمکت میکنن،اینو به عنوان یه دوست بهت میگم نمیدونم رابطتت با خدا چطوره اما هرجوری که هست بیشتر بهش نزدیک شو اون بهترین دوست ادمه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز
    سنتون حتما بگویید ؟ چندمین فرزند خانواده هستید ؟ فقط مشکل در ارتباط برقرار کردن دارین؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ترانه جون من به کدوم مشاور پیام بدم ?هیچ کس علاقه ای نداره جواب منو بده... خانم اسماعیلزاده هم نیستن انگار.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    سلام عزیزم
    شما از بچگی چون مورد بی احترامی قرار گرفتید دچار یه کینه شدید ولی نگفتید روابط خواهردوقلوتون با شما و اینکه روابط پدرو مادرتون با ایشون چطوره؟
    خب حالا تا جواب اینارو بدی چند تا تکنیک یادت میدم
    خب تو دچارچند تا مسئله هستی
    1. پرخاشگری
    2. اضطراب
    3.عدم اعتماد به نفس که همه اینا منجر به افسردگی شده

    ببین تو توی خونه کسی ازت نمی ترسه چون کوچک تری که برمی داری ظرفارو میشکنی و سفره بهم می زنی می خوای تهدید کنی؟ اما نتیجه اش همش بی توجهی و عدم اعتماد والدینت نسبت به تو رو بارمیاره / خب حالا سعی کن از این به بعد هروقت عصبی شدی بجای این رفتار سکوت کنی و کمی تنها باشی یا میتونی دلیل عصبانیت و اتفاقی که افتاد رو بنویسی و توی ذهنت تجسم کنی چند بار که این کارو ادامه بدی میتونی راهیو پیدا کنی که کمتر اتفاق بیفته

    خب حالا اضطراب دلیل اضطرابت هم عدم تایید شدن هست و اینکه همیشه منتظر دعوا و اتفاق هستی
    برای این کار باید مثبت فکر کنی هر اتفاقی هم که بیفته اگر مثبت فکر کن به بهترین شکل ممکن حل میشه اما دلشوره ی تو دلیل بر سخت شدن مسئله خواهد بود / و برای رهایی از اضطراب راههای زیادی هست یک اینکه ناراحتی به دلت راه ندی همه ی مسایلو سعی کن به عنوان خاطره و تجربه ببینی همه کتک خوردن همه اذیت شده همه یکیش خودم ازبس شر بودم هرروز کتک می خوردم ولی همش تجربه شد و اینکه به هرحال پدرو مادرو خانواده بخاطر خیلی چیزها و مشکلات هنوزفکر میکنن کتک تنها راه چاره است

    و اعتماد به نفس برای افزایش اعتماد به نفس اولین قدم خود شناسیه  یه برگه بردار خصوصیات مثبتت از قیافه اخلاق کارایی که بلدی رشته تحصیلیت همه رو سمت راست و خصوصیات منفیتو سمت چپ بنویس خودتو ارزیابی کن ببین کجای این برگه هستید و سعی کن از بیرون به خودت نگاه کنی
    بعدازاینکه خودتو شناختی
    باید عیباتو کم کنی شاید لحن حرف زدنت بد باشه اما صدات قشنگ باشه خب سعی کن رساتر حرف بزننی و با ادبانه تر
    همیشه لبخند بزن سعی اطلاعاتت بالا باشه و توی جمع همیشه دیگران یه چیز تازه ازت بشنون و اینطور ادامه بده
    ونگران نباش
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیز
    ببخشید مقداری دیر شد . خب چند مشکل دارید با هم عصبی هستید. وقتی عصبی میشوید بعد از انجام دادن کارهایتان پشیمان میشوید . و از کمبود محبت رنج می برید
    خب اول میریم سراغ اعصبانیتتون
    چند راه حل میدهم
    1 اینبار که مادرتون از شما انتقاد کردن ابتدا یک نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید بعد هم از سر سفره برخیزید و به اتاق دیگری بروید بگذارید خشم کاملا از شما دور شود بعد که مطمئن شدید خشم از شما دور شده در فرصتی مناسب که مادرتان هم ارام شدن با ایشان صحبت کنید .
    2 بشتر اوقات افرادی از ما انتقاد می کنند و حرمتهای فرد را زیر پا له می کنند خودشان در فشار روحی به سر میبرند . مادر و پدرتان هم اینگونه هستند انها چون مهارتهای ارتباطی هنوز یاد نگرفتند متاسفانه خشم و انزجار درونیشان را با بحث مشاجره با شما یا با خود تخلیه می کنند . پس دوست اینبار که انها مشاجره را شروع کردند شما هیچ دخالتی نکن به اتاق دیگری بروید و گویی وانمود کنید چیزی اتفاق نیوفتاده
    از پدر و مادر خشمگین فرزندان عصبی و پر استرس زا  منزوی .... به وجود می اید . نگران نباشید به امید خدا مشکل شما حل میشود .حتما ورزش را در برنامه خودتون جای بدهید . و از فعالیتهای گروهی بهره ببرید

    3 کاغذی بردارید و در ان موقعیتها صحبتها و ... هر چیزی که باعث ناراحتی و خشم میشود را بنویسید و برای هرکدام برنامه ریزی کنید که اگر دوباره در این موقعیت قرار گرفتید چه کنید
    4 اینبار به جای کتک کاری و سفره را بهم ریختن بالشتی بردارید و مشتان را بکوبید و اینگونه انرژی خشمتان تخلیه میشود
    5 به یک موسقی دلنواز و یا حتی فیلم شاد را تماشا کنید و یا اگر کمبود خواب دارید میتوانید بخوابید تا کمتر به مسائل پیرامون تفکر کنید .
     کتاب های خوبی در کتابفروشی ها هست و یا در کتابخانه کتاب بهترین دوست شماست پس حتما کتاب بخوانید

    و در اخر باید بگویم دوست گرامی در همه خانواده ها مشاجره ها و مشکلاتی هست . مهم اینست چگونه مشکلاتتان را حل کنید
    و این خشم عصبانیتتون اگر بهتر نشد به یک مشاوره خوب مراجعه کنید زیرا تشخیص  و درمان از طریق اینترنت سخت هست
    سوالی دیگری داشتین پیام دهید پاسخگو هستم

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    دوست عزیز دیگه حسرتو بذار کنار و به عنوان یه تجربه بهش نگاه کن سعی کن قبل از هرکاری به عواقبش فکر کنی بدون کسی که عصبی میشه بیشترین آسیبو خودش میبینه الان دیگه دانشجویی میتونی هدفتو دنبال کنی میتونی یه کارخوب پیدا کنی ولی قبلش خودتو آروم کن تا خودتو پیدا کنی این خشم و ناراحتی که فقط خاطره است از بین خواهد رفت و تو به فرد موفق تبدیل میشی که همه تعجب میکنن و انتقادات ازبین میره
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام سارای عزیز 
    این راه حلی که بهت میدم رد خور نداره شاید زمان زیادی ببره ولی حتمیه. 
    به خدا درد دل کن وقتی دعوات میکنن به جای عصبانی شدن با دل شکسته به خدا شکایتشون رو ببر و ازش بخواه از اون وضع نجاتت بده. همینجوری راه برو و از خدا بخواه یک زندگی ایده ال نصیبت کنه. اما حتما سعی کن خودت آدم خوبه باشی و آزارت به هیچ کس نرسه . خیلی بخواه حتما نماز بخون و سرتو بزار رو سجده و عاجزانه از خدا بخواه. من مشکل تو رو داشتم و سالها این کارو کردم و خداوند کاری برام کرد که پدر و مادرم تو تعجب موندن. این راه حل رو به برادرم هم دادم اولا قبول نمیکرد ولی کم کم که نتیجش رو دید داره با یاد خدا پیش میره و تو کاراش گشایش پیش میاد. فراموش نکن بچه ها امانتهای پروردگار در دستان والدین هستن همینطور که احترام والدین واجبه حقوق اولاد هم محفوظه و تصمیم بگیر خودت یک فرزند، خواهر، مادر، همسر، شهروند خوب باشی تا خدا برات خوبی بسازه.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •